يكشنبه 5 خرداد 1398 - 5:58
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

انتظار فرج از نيمه خرداد كشم

 

 

در فاصله ميان فاجعه مدرسه فيضيه و ماه محرم (2 فروردين تا 4 خرداد 42) مبارزه امام اغلب در قالب صدور اعلاميه‌هاي متعدد بود. فرارسيدن ماه محرم وضعيت را به يک رويارويي گسترده کشانيد. ايام محرم بهترين موقع براي افشاي جنايات رژيم و برنامه‌هاي ضد اسلامي شاه بود.

امام خميني در نشستي با مراجع و علماي قم پيشنهاد کرد در روز عاشورا هر يک از آنها براي مردم و عزاداران حسيني سخنراني کرده و از مظالم و جنايات رژيم پرده بردارند. امام خود نيز عليرغم تهديد رژيم، در ساعت 4 بعد از ظهر عاشوراي 42 که مصادف با 13 خرداد آن سال بود براي ايراد سخنراني به طرف مدرسه فيضيه رهسپار شد.

ايشان پس از بيان فجايع دلخراش کربلا، حمله دژخيمان شاه به فيضيه را به واقعه کربلا تشبيه نمود و آن فاجعه را به تحريک اسرائيل دانست و رژيم شاه را دست نشانده اسرائيل خواند. امام همچنين با اشاره به التزام گرفتن ساواک از وعاظ که به شاه و اسرائيل بدگويي نکرده و نگوييد اسلام در خطر است اظهار داشت:«تمام گرفتاري‌ها و اختلافات ما در همين سه موضوع است... اگر ما نگوييم اسلام در خطر است آيا در معرض خطر نيست؟ اگر ما نگوييم شاه چنين و چنان است آيا اين طور نيست؟ اگر ما نگوييم اسرائيل براي اسلام و مسلمين خطرناک است آيا خطرناک نيست؟ و اصولاً چه ارتباطي و تناسبي بين شاه و اسرائيل است که سازمان امنيت مي‌گويد از شاه صحبت نکنيد، از اسرائيل صحبت نکنيد؟ آيا به نظر سازمان امنيت شاه اسرائيلي است؟»

چگونگي قيام 15 خرداد

به دنبال انتشار خبر بازداشت امام در سحرگاه 15خرداد 1342 به مناسبت سخنراني تاريخي امام که عليه اسرائيل و رژيم شاه بوده از نخستين ساعات روز 15خرداد، اعتراضات گسترده‌اي در قم، تهران، ورامين، مشهد و شيراز برگزار شد که با شعارهايي بر ضد شاه و در طرفداري از امام همراه بود.

 مأموران نظامي که در نقاط مرکزي و حساس شهرهاي قم و تهران مستقر بودند به روي تظاهرکنندگان آتش گشودند. مردم نيز با چوب‌ و سنگ به دفاع از خود برخاستند. تظاهرات در آن روز و دو روز بعد نيز ادامه يافت و هزاران نفر از مردم کشته و مجروح شدند. فجيع‌ترين حادثه، قتل‌ عام دهقانان کفن‌پوش وراميني بود که در پشتيباني از امام راهي تهران شده بودند. مأموران نظامي در سر پل باقرآباد با آنها روبرو شده و با سلاح‌هاي سنگين آنها را قتل عام کردند.

پس از فرو نشستن قيام، اسدالله اعلم نخست‌وزير، در مصاحبه‌اي با روزنامه هرالد تريبون در روز 17 خرداد 42 تهديد کرد که امام و برخي ديگر از علما، محاکمه نظامي خواهند شد و ممکن است حکم اعدام آنها صادر شود. شاه نيز دو روز بعد طي سخنراني بيانات امام و تظاهرات مردم را؛ به تحريک و پول بيگانگان - جمال‌ عبدالناصر- دانست زيرا جمال ‌عبدالناصر در آن زمان به دليل همکاري شاه و اسرائيل روابط خصمانه‌اي با شاه داشت. در اين راستا رسانه‌هاي رژيم ادعا کردند که شخصي به نام عبدالقيس از بيروت با هواپيما وارد فرودگاه مهرآباد شده و در گمرک مهرآباد حدود يک ميليون تومان پول از او به دست آمده و اعتراف کرده است که ناصر اين پول‌ها را براي افراد معيني در ايران فرستاده است. اين ادعا مورد انتقاد بسياري در داخل و خارج از جمله خيلي از نشريات خارجي واقع شد و رژيم هيچ دليل و سندي در اين خصوص ارائه نکرد. چند روز پس از دستگيري امام؛ دهها نفر از مراجع و علماي ايران به عنوان اعتراض به دستگيري امام و اعلام پشتيباني از وي، به تهران مهاجرت کردند. بر اثر اعتراض علما و فشار افکار عمومي سرانجام امام پس از دو ماه بازداشت در پادگان نظامي به منزلي در شمال شهر تهران منتقل گشت و تحت نظر قرار گرفت. از نخستين ساعات روز بعد، مغازه داران تهران و شهرستان‌ها به مناسبت آزادي نسبي امام بر سر در مغازه‌هاي خود پرچم نصب کرده و چراغاني نمودند و به مردم شيريني و شکلات دادند.

يک روز پس از انتقال امام (12 مرداد) روزنامه‌هاي کثير‌الانتشار کشور چيزي را به دستور ساواک منتشر کردند. تا در نظر مردم چنين وانمود کنند که انتقال امام از زندان به محل جديد به دليل تفاهمي بوده که ميان ايشان و مقامات انتظامي به وجود آمده است. اين خبر که شايعه‌اي بيش نبود و امام پس از آزادي کامل و بازگشت به قم در اولين فرصت طي يک سخنراني آن را به شدت تکذيب کرد.

شاه که تصور مي‌کرد با سرکوب قيام 15 خرداد، دستگيري امام، کوتاه آمدن برخي از علما و از همه مهمتر شايعه تفاهم امام را منزوي ساخته است به تدريج در جهت عادي نشان دادن اوضاع حرکت کرد. از اين رو اسدالله علم را در 17 اسفند 42 بر کنار ساخت و وانمود کرد او مسبب حوادث اخير بوده و عزل وي به دنبال تفاهم با امام تحقق يافته است.

«خميني را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد. من از آن آخوندها نيستم که در اينجا بنشينم و تسبيح به دست بگيرم. من پاپ نيستم که فقط روزهاي يک شنبه مراسمي انجام دهم و بقيه اوقات خود سلطاني باشم و به امور ديگر کاري نداشته باشم. پايگاه استقلال اسلامي اينجاست بايد اين مملکت را از اين گرفتاريها نجات داد.»بعد از اعلم، حسنعلي منصور به نخست‌وزيري رسيد. او طي نطقي با تمجيد از اسلام، از آن به عنوان «يکي از مترقي‌ترين و برجسته‌ترين اديان جهان» ياد کرد و بر «مراحم و عطوفت خاص شاه نسبت به مقامات روحاني تأکيد نمود. دو روز پس از سخنان منصور امام بدون اطلاع قبلي در شب 18 فروردين 43 وارد قم شد و به تدريج مورد استقبال علما و مردم قرار گرفت. در همان روز، روزنامه اطلاعات در مقاله‌اي تحت عنوان انقلاب سفيد شاه و امريکا» نوشت: «چقدر جاي خوشوقتي است که جامعه روحانيت نيز اکنون با همه مردم، همگام در اجراي برنامه‌هاي انقلاب شاه و مردم شده است.» امام خميني در واکنش به اين اتهام در 21 فروردين طي سخناني مطالب روزنامه اطلاعات را به شدت تکذيب نمود .

آثار قيام 15 خرداد

به طور کلي قيام 15 خرداد آثار عمده‌اي از خود بر جاي نهاد:

1- رهبري حرکت‌هاي مخالف رژيم را به مذهبي‌ها منتقل کرد و چپي‌ها را به حاشيه راند.

2- کشتار مردم در قيام 15 خرداد، چهره مزدورانه شاه را که تا آن زمان تقصيرها را به گردن نخست وزيران مي‌انداخت افشا نمود و انقلابيون پس از آن به راه‌هاي اصلاح طلبانه پشت کرده؛ سرنگوني نظام سلطنتي را خواستار شدند.

3- از آن پس طرد همه قدرت‌هاي بيگانه از ايران مورد توجه قرار گرفت و سرانجام قيام 15 خرداد و نقطه آغاز نهضت بازگشت به خويشتن در کشور شد. از آن پس انجمن‌هاي اسلامي در نقاط مختلف پديد آ‌مدند و جو غير اسلامي در دانشگاه‌ها و ديگر مجامع به آرامي شکسته شد.

پيامدهاي قيام پانزده خرداد سال 42

غائله انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى، رفراندوم «انقلاب سفيد»، فاجعه مدرسه فيضيه و واكنش‌هاى امام و روحانيت در برابر اين وقايع زمينه را براى رخدادى بزرگ فراهم آورد. رخدادى كه به تحولى گسترده در تاريخ مبارزات مردم مسلمان ايران انجاميد.

با فرارسيدن ماه محرم، فرصتى مناسب براى گسترش دامنه قيام و هدايت مردم به سوى يك مبارزه بزرگ به دست آمد. رژيم، كه از اين حقيقت آگاه بود براى خنثى كردن چنين حركتى به تهديد و ارعاب واعظان و روحانيان پرداخت و از آنان خواست ضمن پرهيز از سخنان تحريك آميز، موارد زير را رعايت كنند:

1ـ عليه شخص اول مملكت سخن نگويند؛

2ـ عليه اسراييل صحبت نكنند؛

3ـ عبارت «اسلام در خطر است» را به كار نبرند.

اين تهديدها در نهايت راه به جايى نبرد و در بيشتر مجالس سوگوارى، روحانيان مردم را با خيانت‌هاى رژيم آشنا ساختند.

اين اعتراض‌ها در روز عاشورا به ويژه هنگام سخنرانى امام خمينى در مدرسه فيضيه به اوج رسيد. امام در نطق آتشين در عصرعاشورا (13 خرداد 42) حكومت پهلوى را با دودمان بنى اميه و يزيد مقايسه كرد، به طور مستقيم شاه را مورد انتقاد و حتى تهديد قرار داد و درباره همسويى‌اش با اسراييل و صهيونيسم به وى هشدار داد.

هر چند، بر اساس اسناد موجود، رژيم خود را براى مقابله با تظاهرات تاسوعا و عاشورا(12 و 13 خرداد 42) آماده ساخته بود؛ ولى تظاهرات تهران و قم چنان گسترده بود كه مأموران ناگزير واكنش شديدترى نشان دادند. بر اساس گزارش شهربانى تهران، در تظاهرات روز چهاردهم خرداد حدود 124 نفر از ساكنان پايتخت دستگير و تعداد زيادى شهيد و مجروح شدند.

رژيم شاه كه در تنگنايى دشوار گرفتار شده بود، براى خاموش كردن موج گسترده مبارزات نيمه شب 15 خرداد 1342 به منزل امام خمينى يورش برد؛ وى را دستگير كرد، شتابان به پادگان قصر و بعد از مدتى به پادگان عشرت آباد انتقال داد و در آن جا زندانى ساخت.

در پى دستگيرى امام خمينى، اعتراض‌ها و راه پيمايى‌هاى گسترده در همه كشور صورت گرفت كه ضمن آن بسيارى از مردم مسلمان شهيد و مجروح شدند.

اين اعتراض‌ها در روز عاشورا به ويژه هنگام سخنرانى امام خمينى در مدرسه فيضيه به اوج رسيد. امام در نطق آتشين در عصرعاشورا (13 خرداد 42) حكومت پهلوى را با دودمان بنى اميه و يزيد مقايسه كرد، به طور مستقيم شاه را مورد انتقاد و حتى تهديد قرار داد و درباره همسويى‌اش با اسراييل و صهيونيسم به وى هشدار داد.بر اساس گزارش‌هاى شهربانى، تهران در آتش و خون به سر مىبرد؛ مردم در نقاط مختلف پايتخت با مأموران به مقابله پرداختند و وزارت جنگ مأموريت يافت ضمن اعلام حكومت نظامى، قيام را سركوب كند.

فجيع‌ترين حادثه، قتل عام دهقانان كفن پوش ورامينى بود كه براى پشتيبانى از امام سمت تهران رهسپار شده بودند. مأموران نظامى در سر پل باقرآباد با آن‌ها روبه رو شدند و با سلاح‌هاى سنگين آنان را قتل عام كردند.

دستگاه‌هاى تبليغاتى شاه، كه با وضعيتى نامنتظره روبه رو شده بودند. كوشيدند قيام پانزده خرداد را به عوامل بيگانه نسبت دهند. رژيم در رسانه‌هاى خبرى خود چنين ادعا كرد:

شخصى به نام عبدالقيس از بيروت با هواپيما وارد ايران شده و در گمرك مهرآباد در حدود يك ميليون تومان از او به دست آمده و پس از تحقيقات، اعتراف كرده كه مبلغ مزبور را از طرف جمال عبدالناصر براى افراد معينى در ايران آورده است.

ادعاى رژيم، مبنى بر دخالت مصر در ايجاد شورش در ايران، مورد انتقاد بسيارى از نشريات خارجى واقع شد. رژيم سندى در اين باره ارائه نكرد و هرگز نتوانست آن را اثبات كند.

نتايج و پيامدهاى قيام 15 خرداد

شالوده فكرى قيام پانزده خرداد را بايد در رهيافت امام خمينى در تغيير نظام سلطنتى و برقرارى حكومت اسلامى جستجو كرد؛ رهيافتى كه امام بر اساس آن در مسأله انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى با تغيير قانون اساسى به مخالفت پرداخت، رفراندوم را با پرسش رو به رو ساخت، عليه نظام حاكم به افشاگرى پرداخت و اين هدف را پانزده سال بعد به ثمر رساند.

قيام 15 خرداد و حوادث مربوط به آن، آثارى بر جاى نهاد كه در تداوم و موفقيت نهايى نهضت تأثير جدى داشت. بخشى از اين آثار عبارت است از:

1ـ دور جديد مبارزات روحانيت

ضربه‌هايى كه در پى نهضت مشروطه بر روحانيت فرود آمد و نيز اختناق و سركوبى دوره استبداد رضاخانى، روحانيت را از صحنه سياسى كشور كنار زد. پس از آن نيز، به رغم مبارزات آيت الله كاشانى و فدائيان اسلام و حمايت فقيهانى چون مرحوم آيت الله خوانسارى، حوزه‌ها با دخالت در مسائل سياسى بيگانه بودند. با آغاز نهضت امام، روحانيت شكل سياسى به خود گرفت؛ گسترده و يكپارچه به صحنه سياسى كشور گام نهاد و مبارزه را تا سرنگونى نظام شاهى ادامه داد.

2ـ مركز قرار گرفتن نيروهاى معارض مذهبى

با اين قيام، مخالفان مذهبى رژيم در مركز قرار گرفتند و نيروهاى معارض غيرمذهبى، مانند احزاب سياسى ملى گرا و نيروهاى چپ، به حاشيه عرصه سياست كشور رانده شدند.

3ـ رشد آگاهى و تفكر انقلابى در مردم

در پرتو سخنرانىها، پيام‌ها و اعلاميه‌هاى عالمان و خطيبان به تدريج ميزان آگاهى مردم فزونى يافت.

4ـ افشاى چهره مزدورانه شاه

شاه پيوسته مىكوشيد خود را بىگناه، حامى اسلام و روحانيان جلوه دهد و با ابزارهايى چون تعويض نخست وزير، دولت را مسؤول نابسامانىها نشان دهد.

قيام خونبار 15 خرداد، شاه را ناگزير ساخت به اين رياكارىها و نيرنگ بازىها پايان دهد و با چهره‌اى عريان به صحنه آيد. پس از كشتار مردم، همه دريافتند كه ريشه تمام فسادها و خرابىها شاه است و بايد آماج تيرهاى اعتراض قرار گيرد. وقتى خبر حمله پليس و مأموران نظامى به مردم و روحانيان (در قضيه مدرسه فيضيه) به رهبر بزرگ انقلاب رسيد، چند بار پياپى فرمود: رژيم خود را رسوا كرد و ماهيت خود را بروز داد.

5 ـ تشكيل سازمان ها و گروه‌هاى اسلامى

تا پيش از قيام 15 خرداد، نيروهاى مسلمان تشكيلاتى نداشتند و دست كم از تشكيلات موفق و كارآمد بىبهره بودند.

پس از قيام 15 خرداد، ضرورت تشكيلات و ايجاد سازمان‌هايى جهت هدايت مبارزات مورد توجه نيروهاى مذهبى قرار گرفت. هيأت‌هاى مؤتلفه ره آورد اين انديشه است كه از به هم پيوستن گروه‌هاى مختلفى چون دانشجويان، روحانيان و بازاريان، با اطلاع حضرت امام و در ارتباط با ايشان، شكل گرفت. اين گروه پس از تبعيد حضرت امام، از فعاليت‌هاى آموزشى و عقيـدتى سمت سياست و مبارزه مسلحانه تغيير جهت داد و به يك سازمان سياسى ـ نظامى تبديل شد. در اين زمان، حزب ملل اسلامى نيز با هدف برقرارى حكومت توحيدى اسلامى، اعلام موجوديت كرد و مردم را به مبارزه مسلحانه با رژيم فراخواند.

افزون بر اين پس از قيام 15 خرداد، انجمن‌هاى اسلامى در مراكز مختلف شكل گرفت و در رشد آگاهى عمومى نقشى ارزنده ايفا كرد. پديد آمدن اين سازمان‌ها و گروه‌هاى كوچك و بزرگ نشان دهنده آن است كه ضرورت مبارزه سازمان يافته در انديشه مردم ريشه دوانيده بود.

6ـ گسترش انديشه براندازى رژيم به جاى انديشه‌هاى رفرميستى

احياى كاپيتولاسيون و تبعيد امام خمينى

در 13 مهرماه 1342، دولت عَلَم مصوبه‌اى صادر كرد و بر اساس آن مقرر شد هنگام تقديم "قرارداد وين" به مجلس، ماده واحده‌اى به آن پيوست شود تا به يارى آن كارمندان هيأت‌هاى مستشارى امريكا در ايران از امتيازات و مصونيت‌هاى مربوط به كارمندان ادارى و اعضاى فنى مذكور در قرارداد وين برخوردار شوند. اين ماده واحده همان كاپيتولاسيون بود.

علت پيوند دادن كاپيتولاسيون با قرارداد وين، وحشت هيأت حاكمه از خشم ملت ايران بود. آنان مىكوشيدند با بهره‌گيرى از جنبه بين المللى قرارداد وين مردم را فريب دهند.

نخست وزير، حسنعلى منصور، قرارداد وين و لايحه پيوستى را، كه در مرداد 1343 به تصويب مجلس سنا رسيده بود، به مجلس شورا برد و با تلاش بسيار مجلس را واداشت آن را تصويب كند.

سابقه كاپيتولاسيون در ايران به شكست ايران از روسيه و تحميل پيمان تركمنچاى باز مىگردد. پس از انقلاب 1917 روسيه، در پيمان دوستى ايران و شوروى (1921) ماده مربوط به كاپيتولاسيون لغو گرديد.

يازده روز پس از تصويب معافيت نظاميان آمريكايى از شمول مقررات قضايى ايران، دولت منصور لايحه وام 200 ميليون دلارى از يك بانك امريكايى را با تضمين دولت امريكا، به مجلس برد و به تصويب رساند. اين وام به خريد سلاح‌هاى جنگى از امريكا اختصاص داشت.

محافل سياسى ايران واگذارى اين وام را پاداش آمريكا به ايران، به خاطر تصويب لايحه كاپيتولاسيون به شمار آوردند.

چند روز پس از تصويب اين لايحه، يك نسخه از مشروح مذاكرات مجلس به دست امام رسيد. امام از مفاد لايحه برآشفت و در سخنرانى تاريخى چهارم آبان 1343، شاه، آمريكا و اسرائيل را به شدت مورد حمله قرار داد.

متن كامل اين سخنرانى و اعلاميه‌اى كه امام پس از آن منتشر كرد، در حجمى گسترده تكثير و به سرعت در اختيار مردم قرار گرفت و واكنش مردم، گروه‌ها و طبقات مختلف جامعه را در پى داشت.

 

منبع:

کتاب انقلاب اسلامي و چرايي و چگونگي آن (ويراست اول). مولفان: جمعي از نويسندگان

 

چهارشنبه 13 خرداد 1388 - 12:41


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری