شنبه 29 مهر 1396 - 8:38
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

مجيد بهمن زاد

 

در توسعة فرهنگ ديني بايد نقشة جامع داشته باشيم، وگرنه شکست مي­خوريم

 

 

گفت­وگو با دکتر حسين قشقايي ، رئيس پژوهشکدۀ باقرالعلوم(ع)

پژوهشکدة باقرالعلوم(ع) در سال 1383 و بعد از پانزده­سال فعاليت محدود، تأسيس شد تا نيازهاي تحقيقاتي بخش­هاي مختلف سازمان تبليغات اسلامي را پاسخ­گو باشد و در واقع در نقش اتاق فکر سازمان فعاليت نمايد. با گذشت تقريباً پنج­سال از فعاليت رسمي اين پژوهشکده، اکنون در آن سه گروه و دو دانش­نامه سازماندهي شده­اند و شماري مقالة علمي و کتاب تخصّصي در حوزة فرهنگ و ارتباطات ديني و نقش دين در اجتماع و کارکرد آن در تربيت آحاد جامعه، که توسط بخش­هاي مختلف پژوهشکده تهيه شده­اند، منتشر شده است. اين پژوهشکده به طور عمده در طراحي و تهية پژوهش­هاي کاربردي در حوزة مطالعات ديني و توسعة فرهنگ ديني فعاليت مي­کند و از همکاري شمار قابل توجهي از علماي حوزه و اساتيد دانشگاه برخوردار است. گفت­وگوي زير که جنبة انتقاديِ آن هم متوجه فعاليت پژوهشکده و هم متوجه نحوه و جهت فعاليت دستگاه­هاي متولّي امر فرهنگ در کشور مي­باشد، با رئيس اين پژوهشکده، حسين قشقايي انجام شده است. قشقايي گذشته از دکتراي حقوق از دانشگاه تربيت مدرس، بيش از چهارده­سال درس خارج را در حوزه (قم و تهران) دنبال کرده است.   

 

پژوهشکدۀ باقرالعلوم (ع) با چه رويکردي تأسيس شد و از چه زماني فعاليت خود را شروع نمود؟

بسم­الله الرحمن الرحيم. در سال 1383 هيئت امناي سازمان تصميم گرفت که پژوهشکدۀ باقرالعلوم به طور رسمي فعاليت خود را آغاز کند. قبل از آن، فعاليت­هاي اين مجموعه در چهارچوب معاونت پژوهشي سازمان انجام مي­شد. در واقع بخشي از کارهاي تحقيقاتي مقتضاي معاونت پژوهشي سازمان توسط اين بخش که در قم متمرکز بود، انجام مي­شد. اسم اين بخش را پژوهشکدة باقرالعلوم(ع) گذاشته بودند که البته «پژوهشکده» هم به معناي مصطلح نبود و بخشي از سازمان به شمار مي­رفت. در سال 1382 اين بخش تقريباً از معاونت پژوهشي سازمان مستقل شده و با اخذ موافقت اصولي موقت از وزارت علوم و تهيه و تنظيم اساس­نامه و اسناد ديگر، در سال 1383 رسماً فعاليت خود را به عنوان پژوهشکدۀ باقرالعلوم(ع) آغاز کرد. اخيراً هم در صدد گرفتن موافقت قطعي وزارت علوم برآمديم و مدارک و اسناد لازم، اعم از مقالات مندرج در نشريات علمي و تخصصي و کتاب­ها را ارائه نموديم که همة آن­ها پذيرفته شده است. فقط وزارت علوم مي­گويد که چون پژوهشکده وابسته به سازمان است، بايد داراي برنامه­هاي راه­بردي متناسب با اهداف سازمان، براي سازمان باشد.

 

اين موضوع را پي­گيري مي­کنيد؟ يعني داريد آن برنامه­هايي را که نظر وزارت علوم را تأمين مي­کند، تهيه مي­کنيد؟

بله. ما به علل مختلف در سال­هاي گذشته به اين موضوع توجّه کافي و گسترده­اي نداشته­ايم در حالي که در سياست­ها و مباني تأسيس پژوهشکده، اين وظيفه براي آن تعيين شده و نظر وزارت علوم هم درست و منطقي است. اگرچه ما به عنوان يک پژوهشکده بايد به تحقيق و پژوهش علمي اشتغال داشته باشيم، اما نبايد از ياد ببريم که بخشي از سازمان تبليغات هستيم و بايد به آن در تحقّق اهدافش کمک کنيم. فعاليت­هاي سازمان يک جنبة علمي دارد که محتاج پژوهش علمي است و پژوهشکده اين جنبة علمي را مي­بايست پوشش بدهد. در زمينه­هاي مختلف، ما به تهية مقالات و کتاب­هاي متعدد مبادرت کرده­ايم اما بخشي از اين نياز تحقيقاتي، در رابطه با برنامه­ها و سياست­هاست که پژوهشکده در اين زمينه کمبود داشته است.

 

سازمان و تشکيلات پژوهشکده چگونه است؟

بعد از استقلال پژوهشکده از معاونت پژوهشي، سه گروه در آن تعبيه شد. يک گروه مطالعات اسلامي، گروه اجتماعي-تربيتي، و گروه فرهنگ و ارتباطات ديني. اين گروه­بندي در پژوهشکده، متأثر از جهت­گيري فعاليت آن و سازمان تبليغات است، يعني توسعة فرهنگ ديني. گروه مطالعات اسلامي، تحقيقات درون­ديني انجام مي­دهد. گروه اجتماعي-تربيتي، به موضوعات جامعه­شناسي و علوم تربيتي مي­پردازد. از آن­جا که طبيعت امر پژوهش اقتضا مي­کرد که ما از فضلا و عالمان ديني استفاده کنيم، مجبور شديم که بسياري از فعاليت­هاي پژوهشکده را در قم شروع کنيم و انجام بدهيم و نزديک به هفتاد درصد فعاليت­هاي ما در قم متمرکز است. البته به لحاظ قانوني و حقوقي، مرکز پژوهشکده در تهران است.

 

در پژوهش­ها آيا از دانشگاه­ها و محققين دانشگاهي هم استفاده مي­شود؟

بله. در گروه فرهنگ و ارتباطات ديني، به خصوص در تهران، عمدة افرادي که با پژوهشکده همکاري دارند، دانشگاهي هستند و از دانشگاه علامه طباطبايي و برخي از دانشگاه امام صادق(ع). در دانش­نامه­ها نيز اساتيد دانشگاه تهران و ديگر دانشگاه­ها با ما همکاري دارند. در قم هم از دانشگاهيان در طرح­هاي پژوهشي استفاده مي­کنيم. هم­چنين يک گروه ترجمه تشکيل داده­ايم که بيش­تر اعضاي آن دانشگاهي هستند. در برنامه­هاي مختلف پژوهشکده، مانند همايش­ها و نشست­هاي علمي، و همين­طور در مقام مشاوره، اساتيد دانشگاه حضور دارند. در تمام همايش­هايي که پارسال برگزار کرديم، اکثر دعوت­شدگان از اساتيد دانشگاه و محققين دانشگاهي بودند.             

 

تنوع فعاليت­هاي پژوهشکده و روش پژوهش در آن چگونه است؟ آيا فقط تحقيقات کتابخانه­اي انجام مي­شود يا تحقيقات ميداني هم مدّ نظر است؟

ما به طور کلّي تحقيقات کتابخانه­اي و در واقع پژوهش نظري انجام مي­دهيم. به نظر من پژوهش در حوزة فرهنگ، بيش­تر به شکل کتابخانه­اي بايد انجام شود. از نظر تنوع فعاليت­ها هم بايد بگويم، غير از طراحي و اجراي پژوهش­هاي مختلف، نشست­هاي علمي را نيز برگزار مي­کنيم که تعداد آنها در طول فعاليت پژوهشکده زياد بوده است. همايش­هايي نيز تدارک و برگزار شده که اغلب موضوعي و محلّي بوده­اند و همايش سراسري نيز تاکنون برگزار نکرده­ايم. برآورد ما اين بوده که همايش­ها، دستاورد مطلوبي براي پژوهشکده نداشته و بنابراين بيش­تر روي نشست­هاي علمي متمرکز شده­ايم که براي ما استفادة علمي مطلوبي دارند. البته در همايش­هايي که مراکز و مؤسسات ديگر برگزار کرده­اند، مشارکت داشته­ايم. براي مثال، در همايش مرحوم فلسفي، تمام کتاب­هاي آن مرحوم را ما خلاصه و تنظيم کرديم که در همايش ارائه شد و مورد استقبال فراواني قرار گرفت. هم­چنين در برگزاري همايش شيخ بهايي هم مشارکت داشته­ايم و برخي از آثار آن مرحوم را براي همايش آماده کرديم.

 

از زمان فعاليت رسمي پژوهشکده تاکنون چه تعداد مقاله و کتاب توليد شده است؟

آمار کلّي را که الآن نمي­شود ارائه کرد. اما موارد مهم و برجسته را تا حدّي که در ذهنم هست، ذکر مي­کنم. اين نکته را هم بايد يادآور شوم که اين بخش تا قبل از سال 1383، فعاليت­هايي داشت که ما آنها را دنبال کرديم و البته با جديت بيش­تر و به شکل کامل­تر. ظاهراً فعاليت اين قسمت از سال 1367 آغاز شده بوده و بعد از گذشت تقريباً پانزده­سال تصميم گرفته شد که به شکل منسجم و سازمان­يافته و گسترده، فعاليت آن ادامه پيدا کند.

در گروه مطالعات اسلامي، بخشي داريم با عنوان حديث. در اين بخش علاوه بر تحقيقات حديث، شرح حال عارفان و عالمان نيز تهيه و تدوين مي­شود که در قالب مجموعة گلشن ابرار منتشر مي­گردد. از گلشن ابرار تا سال 83، دو يا سه جلد منتشر شده بود و از سال 83 تاکنون پنج جلد ديگر آن را منتشر کرده­ايم و جلد نهم نيز در دست تهيه است. در تحقيقات حديث، کار بر کلمات معصومين (عليهم­السلام) -البته بجز امام علي(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع)- متمرکز بوده و در بيش­تر موارد به نتيجه رسيده و فقط موسوعة کلمات امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) هنوز تمام نشده و در حال انجام است و در مورد امام مهدي(عج) نيز در حال بررسي هستيم که آيا با توجه به کارهاي انجام­شده، اجراي اين طرح ضرورت دارد يا خير. ويژگي موسوعه­هاي کلمات، اين است که کلية کلمات هر يک از معصومين(ع)، مضبوط و منقول در متون شيعه را ارائه مي­کند. در اين گردآوري توجه شده که حديث نقل­شده مخالف با قرآن و عقل نباشد. در اين موسوعه­ها، اصل حديث به همراه ترجمة آن آمده است. موسوعة کلمات امام باقر(ع) و امام صادق(ع) را به صورت مکتوب در برنامه نداريم بلکه آنها را به شکل نرم­افزار ارائه مي­کنيم. در تعاملي که با مرکز کامپيوتري نور داريم، تمام اطلاعاتي را که آنها در زمينة احاديث اين دو امام گرد آورده­اند، گرفته­ايم و در حال بررسي آنها و افزودن اطلاعات گردآوري شده در پژوهشکده هستيم، تا نهايتاً با همکاري همين مؤسسة نور، به صورت نرم­افزار توليد شود. کلمات اين دو امام وسعت زيادي دارد و بهتر ديديم که به شکل نرم­افزار ارائه شود تا استفاده از آن آسان­تر باشد. اگر به صورت کتاب بخواهيم موسوعه­هاي کلمات اين دو امام را منتشر کنيم، چندين جلد مي­شود که عملاً براي همة مردم قابل دسترس نخواهد بود.

در زمينة سيرة معصومين(ع) هم کارهايي انجام شده که بخشي از آن منتشر گرديده و بقيه نيز به تدريج منتشر خواهد شد.

 

اين­ها مربوط به بخش حديث در گروه مطالعات اسلامي است؟

بله. بخش ديگري که در گروه مطالعات اسلامي داريم، بخش احياء آثار است. وظيفة اين بخش بررسي و تنقيح و تصحيح آثار عالمان گذشته مرتبط با حوزة فرهنگ ديني است. از جمله کارهاي اين بخش، احياء پانزده شرح صحيفة سجاديه، نامه­هاي مرحوم ميردامادي، مقتل مجنون، دفتر ... اخلاق، تفسير مبين (مربوط به بيان استدلالي در ردّ ادعاهاي محمدعلي باب)، انوار سليمانيه و بسياري آثار ديگر را مي­توان نام برد.

بخش ديگر گروه مطالعات اسلامي، کلام است که قصد داريم به عنوان يک حرکت جديد در چهارچوب اين بخش، به آرا و نظرات روشن­فکران معاصر عرب پاسخ بدهيم.

فقه و ارتباطات، از ديگر بخش­هاي گروه مطالعات اسلامي است. در اين بخش، مباحث حقوقي ارتباطات و مسائل مربوط به آن بررسي مي­شود. تقريباً در اين زمينه تا کنون کار مهمي انجام نشده. ارتباطات، مبحثي است که دقيقاً در وظايف سازمان تبليغات موضوعيت دارد.

در گروه اجتماعي-تربيتي نيز بخش زن و خانواده را داريم که در مباحث مربوط به خانواده و موقعيت و نقش زن در خانواده و جامعه وارد شده و يکي از کارهاي اين بخش در زمينة بررسي ردّ فمينيسم از سوي برخي انديش­مندان و محققين غربي است که تاکنون هشت مقاله يا کتاب تهيه (تأليف يا ترجمه) شده است. از ديگر کارهاي اين بخش، بررسي علل و دلايل و فلسفة تفاوتِ احکام مربوط به زن و مرد است. طرحي را نيز اخيراً اين بخش تهيه و پيشنهاد کرده، تحت عنوان شيوه­هاي همسرگزيني در فضاي مجازي که طرح بسيار خوبي است و قرار است، تبيان آن را انجام دهد. چنين طرح­هايي که راه­بردي هستند و منافع آن متوجه جامعه است، از اولويت­هاي پژوهشکده است و همين طرح اگر درست و آن­گونه که ما طراحي کرده­ايم، اجرا شود، نتايج بسيار خوبي خواهد داشت. بررسي­ها نشان مي­دهد که از هر چهار يا پنج ازدواج، يکي به طلاق مي­انجامد. دليل اين وضعيت برمي­گردد به عدم شناخت افراد از خود و نيازهاي خود و در نتيجه، اشتباه در انتخاب. در طرح، ما قصد داريم به افراد خودآگاهي بدهيم. لذا دو مرحله در آن پيش­بيني شده، اول مشاوره و آموزش و بعد معرفي. در مرحلة اول، به شخص تفهيم مي­شود که خودش در چه موقعيتي است و چه انتخابي برايش مناسب مي­باشد. در مرحلة دوم که معرفي فرد مناسب صورت مي­گيرد، افراد به هم مرتبط نمي­شوند بلکه خانواده­هاي آنها به يکديگر معرفي مي­گردند و اين نوآوري است که در اين طرح وجود دارد. مي­دانيد که ازدواج در جامعة ما تبديل به يک معضل شده و تعداد زيادي، اگر اشتباه نکنم حدود چهار ميليون نفر، در سن بالاي سي و پنج، مجردند؛ يعني از سن انتخاب کردن يا انتخاب شدن گذشته­اند. جوانان مجرد زير سي و پنج سال و در معرض ازدواج هم طبق آمار سازمان ملّي جوانان، حدود دوازده ميليون نفرند. اين يک مسئله است که اولاً اين­ها ازدواج کنند و در ثاني درست انتخاب کنند.

 

فکر مي­کنيد چرا جامعه، براي مثال در رابطه با همين موضوع ازدواج، دچار عدم تعادل شده است؟

ببينيد، در جامعه­شناسي بحثي هست، تحت عنوان انتقال از سنّت به مدرنيته. اين انتقال، فرايند خاصي دارد که جامعة ما آن را طي نکرده است. نه ازدواج، که ساير رفتارهاي ما هم نامتعادل است. ما در موقعيت جديدي قرار گرفته­ايم که با سابقة ما جور نيست و ما هم نتوانسته­ايم و نرفته­ايم دنبال ابزار و راهي که درست به اين موقعيت جديد وارد شويم.

 

صحبت جناب­عالي دربارة کارکرد گروه­ها و بخش­هاي آن­ها، نيمه­تمام ماند...

در بخش زن و خانواده از گروه اجتماعي­-تربيتي گفتم که طرح شيوه­هاي همسرگزيني در فضاي مجازي ارائه شده و چون پژوهشکده به کار اجرايي وارد نمي­شود، آن را براي عملياتي شدن، در اختيار تبيان قرار داده است. طرح­هاي کاربردي ديگري هم داشته­ايم که به بخش­هاي مختلف سازمان ارائه کرده­ايم تا اجرا شوند. بخش ديگري که در گروه اجتماعي-تربيتي داريم، بخش معنويت­گرايي در جامعه است. وظيفة آن بررسي و تهية متوني است که براي تربيت معنوي جامعه قابل استفاده باشند. در اين بخش، به فرقه­هاي نوظهور و گرايش­هاي متنوعي که در جامعه بروز مي­کنند، توجه مي­شود. در طرحي که اخيراً اين بخش ارائه کرده و مقدمات آن در حال مهيا شدن است، قرار است هشت فيلم معنويت­گرا که حاوي عرفان­هاي نوظهور و سطحي هستند، مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار بگيرند تا شيوه­هاي آنها در القاي ديدگاه­ها و مفاهيم مورد نظر سازندگانشان، شناسايي شود.

يک بخش مستقلي هم در پژوهشکده داريم، با عنوان بررسي پايان­نامه­ها. کار اين بخش، بررسي پايان­نامه­هايي است که در مراکز دانشگاهي و حوزوي ارائه شده­اند. در اين بررسي، پايان­نامه­هاي قوي انتخاب شده و با نويسندگان آنها ارتباط برقرار مي­شود و با آنها مذاکره مي­شود تا در صورت تمايل اثر آنها منتشر شود. کارهاي خوبي هم تاکنون انتخاب شده است، ضمن آنکه فرصتي ايجاد مي­شود براي دانشگاه­هايي که مشهور نيستند اما دانشجويان مستعدي در آنها مشغول تحصيل­اند. در اين بررسي­ها ما به اين نتيجه رسيديم که بسياري از پايان­نامه­هاي دانشگاه­هاي مشهور ضعيفند. مثلاً از سيصد پايان­نامه در يکي از مطرح­ترين دانشگاه­هاي کشور که توسط اين بخش بررسي شدند، فقط پانزده مورد قابل توجه بودند در حالي که در دانشگاه مفيد، تعداد پايان­نامه­هاي قوي، خيلي زيادتر بوده است.

در گروه فرهنگ و ارتباطات ديني، که فعاليتش در تهران متمرکز است، بخشي به ارتباطات ديني مي­پردازد و تعدادي از اساتيد در آن حضور دارند و کارهاي بسيار نو و خوبي را دارند، انجام مي­دهند. در آن­جا مباحث و پژوهش­هايي در دست اجراست که احتمالاً در کشور بي­سابقه است. در اين گروه، بخشي هم تحت عنوان نقد رويکردهاي فرهنگي فعال است که به تمام آن­چه در عرصة فرهنگ ديني تأثيرگذارند، مي­پردازد. در سال­هاي اخير، اين بخش بر رسانه­ها و به خصوص سينما و تلويزيون متمرکز بوده است. در اين بخش روي دو يا سه سريال تلويزيوني (مانند شب­هاي برره) و فيلم­هاي سينمايي (مانند هميشه پاي يک زن در ميان است) کار شده و نقدهاي ارائه­شده، تأثير مطلوبي در تصحيح رويکردها و محتواي برنامه­ها داشته­اند.

در اين گروه يک بخشي هم وجود دارد با عنوان فرهنگ و تمدن اسلامي که فعلاً کاري ارائه نکرده است، زيرا متصدي ندارد.

 

دربارة دانش­نامه­هايي که در اين پژوهشکده در دست تهيه است، توضيح بدهيد.

ما دو دانش­نامة بزرگ داريم که مستقل از گروه­هاي سه­گانه هستند که به آنها اشاره کردم. يکي، دانش­نامة پيامبر(ص) است که به طور اختصاصي روي شخصيت پيامبر اکرم(ص) متمرکز است و تاکنون به اين دقّت و وسعت در اين زمينه کاري ارائه نشده است. ساختار و مقالات اين دانش­نامه، استاندارد بسيار بالايي دارند و به صورت موضوعي، تنظيم شده و دست کم داراي دو هزار مدخل است. البته در گروه مطالعات اسلامي در قالب يک مجموعة چند جلدي، پژوهش گسترده­اي روي صحابي­هاي پيامبر(ص) در حال انجام است که تاکنون دو جلد از پنج جلد آن به اتمام رسيده. اما دانش­نامة پيامبر(ص) فقط به شخص پيامبر(ص) و ابعاد مختلف وجود مبارک آن حضرت اختصاص دارد.

دانش­نامة دوم ما، دانش­نامة معارف دين است - نام آن هنوز قطعي نشده- که در آن به موضوعات و مباحثي که پيکرة دين را تشکيل مي­دهند، پرداخته شده است...

 

اين که خيلي گسترده است و به نظرم چندين جلد مي­شود...

نه. اتفاقاً حجم زيادي هم نخواهد داشت. توجه داشته باشيد که ما، فقط مباحث و موضوعات اصلي دين را در اين دانش­نامه آورده­ايم و نه هر آن­چه با دين مرتبط است. الآن دانش­نامة بزرگ اسلامي، در در حال تهيه و توليد است. در آن، هر چه که مربوط به اسلام مي­شود، آمده، از شخصيت­هاي اسلامي گرفته تا شهرهاي اسلامي و رويدادهاي تاريخ اسلام و...، ولي در دانش­نامة معارف دين، فقط موضوعات اصلي دين مطرح مي­شوند. اين يک دانش­نامة کاربردي است که راهنماي جامعي است، دربارة خودِ دين اسلام. اين دانش­نامه براي کساني است که تحصيلات دانشگاهي در رشته­هاي غيرمرتبط با دين و معارف اسلامي دارند. قصد داريم بعد از اتمام کار اين دانش­نامه، يا حتّي وقتي کار تهيه و توليد آن به نيمه رسيد، اقدام به ترجمة آن هم بکنيم.

 

نحوة تهية طرح­هاي پژوهشي در پژوهشکده به چه صورت است؟ آيا اين طرح­ها در خود پژوهشکده تهيه و ارائه و بررسي مي­شوند، يا از خارج مجموعه هم طرح مي­پذيريد؟

در پيشنهاد طرح­هاي پژوهشي، ما محدوديتي را در نظر نگرفته­ايم. يعني براي ما مهم نيست که يک طرح از طرف سازمان ارائه شده يا از طرف يک پژوهشگر خارج از مجموعة سازمان. مهم براي ما اين است که طرح ارائه­شده در محدوده­اي که براي فعاليت اين پژوهشکده تعيين کرده­ايم، قرار مي­گيرد يا نه. اگر در اين محدوده باشد، روي آن کار مي­کنيم.

 

براي آنکه از افکار مختلف حدّ اکثر استفاده را ببريد، تعاملتان با بيرون از مجموعه چگونه است؟   

ما با خود سازمان تبليغات، تعامل مطلوبي داريم. با معاونت فرهنگي ارتباطي را برقرار کرده­ايم و آنها نيازهاي تحقيقاتي خودشان را در عرصة فرهنگ، به ما اعلام کرده­اند. ما هم متقابلاً از کارها و فعاليت­هاي آنها الهام مي­گيريم و در واقع موضوع­يابي مي­کنيم. ما در گروه­هاي مختلف پژوهشکده، شورا داريم که وظيفه­اش جذب و بررسي طرح­هاي پژوهشي است. روند معمول بدين شکل است که موضوعي براي پژوهش را با من مطرح مي­کنند و سپس در شوراي گروه مربوطه مورد بررسي قرار مي­گيرد و اگر تصويب شد، اجراي آن آغاز مي­شود.

 

براي فعاليت پژوهشکده در آينده، آيا برنامه­ريزي صورت گرفته و روند توسعة کمّي و کيفي آن تعريف شده است؟

ما يک برنامة پنج­ساله براي پژوهشکده طراحي کرده­ايم. هدف اين است که در پايان اين برنامه، پژوهشکده به پژوهشگاه ارتقا پيدا کند. اين برنامه از اواخر سال گذشته آغاز شده است. به لحاظ کمّي، رشد مطلوبي داشته­ايم. در سال 84 فقط يک گروه حديث داشتيم اما اکنون سه گروه به علاوة دو دانش­نامه داريم. اميدوار هستيم که اين فعاليت­ها، رشد کيفي هم داشته باشد و گروه­هاي جديدي به اين مجموعه در چهارچوب وظايف و اهداف آن افزوده شود.

 

اين­ها، برنامه­ريزي شده يا اينکه چشم­اندازهاي کلّي است؟

اينکه به طور مشخّص بگويم چه گروه­هايي تشکيل خواهند شد، خير. چند نفر از دوستان و همکاران را به عنوان يک شوراي برنامه­ريزي سازمان داده­ايم تا بررسي کنند که ما چه کارهايي را مي­توانيم در چهارچوب پژوهشکده انجام دهيم.

 

مخاطب­هاي کارهاي پژوهشکده چه کساني هستند؟ اين کتاب­ها و مقالات، اساساً براي استفادة چه کساني و چه مجموعه­هايي تهيه و توليد مي­شوند؟

توليدات ما کاربرد گسترده و کلان دارند. يعني ما مقاله يا کتاب را که حاوي نتيجة تحقيق و پژوهش گروهي از متخصصين است، براي اين توليد مي­کنيم که مورد استفادة وسيع قرار بگيرد. البته ما براي آنکه نصاب­هاي لازم از نظر وزارت علوم را به دست بياوريم، بايد مقالاتمان را در نشريات تخصصي چاپ کنيم و چنين هم کرده­ايم. اما بخشي از توليدات ما، مناسب نشريات عمومي است و اصلاً با اين هدف تهيه و تنظيم شده­اند که روي قشرهاي پرتعداد جامعه اثر بگذارند. خود پژوهشکده هم در حال راه­اندازي يک نشريه با عنوان ارتباطات و دين است که مقالات علمي هر سه گروه در آن درج مي­شود. هر کدام از کتاب­ها هم که آماده شود، به صورت مستقل چاپ و منتشر مي­گردد.

 

آيا در پژوهشکده به اين توجه مي­شود که بازخورد و تأثير توليدات، چه کتاب و چه مقاله، چه بوده؟ يعني ارزيابي ميزان تأثير توليدات...

ما از روي ميزان فروش کتاب­ها، تا اندازه­اي مي­توانيم چنين ارزيابي­اي داشته باشيم. بسياري از کتاب­هايي که در دو سه سال گذشته توسط پژوهشکده توليد شده، اکنون در بازار موجود نيستند و مورد استقبال خوبي قرار گرفته­اند. برخي کتاب­ها که موضوعاتشان تخصصي­تر است، يا خاص هستند، مثل کتاب­هايي که فقط به زبان عربي چاپ شده­اند، وضعيت متفاوتي دارند و بر اساس ميزان فروش نمي­توان موفقيت يا عدم موفقيتشان را سنجيد. برخي کتاب­هاي ما در جشنواره­هاي مختلف جوايزي را به دست آورده­اند. البته اين وظيفة ما نيست که چنين ارزيابي­هايي را انجام بدهيم.

 

پژوهشکده با بخش­هاي ديگر سازمان، مانند دانشگاه سوره که اتفاقاً يک دانشکدة ارتباطات هم دارد، روابطي دارد يا خير؟

تقريباً با آن ارتباطي نداريم. البته به صورت غيررسمي اعلام آمادگي کرده­ايم که مي­توانيم در حوزة ارتباطات، متون درسي آنها را تهيه کنيم ولي رسماً روابطي نداريم.

 

با مراکز ديگر خارج از سازمان چطور؟

با جهاد دانشگاهي همکاري­هايي داريم. هم­چنين با مؤسسة کند و کاو و پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامي دفتر تبليغات، همکاري­هاي علمي نسبتاً خوبي داشته­ايم. البته اين انتقاد را هم داريم که بيش­تر فعاليت­هاي ما در رسانه­هاي ديگر مطرح مي­شود تا مثلاً خبرگزاري مهر يا نشريات وابسته به سازمان.

 

در زمينة استفاده از ابزارهاي جديد، پژوهشکده چه وضعيتي دارد؟

ما در حال حاضر سه پايگاه اينترنتي داريم. يکي، سايت پژوهه است و ديگري سايت شرح حال، و سايت مبلّغ. در سايت پژوهه، تمام مفاهيم و اصطلاحات اسلامي، ارائه و توضيح داده شده­اند. در اين سايت، خدمات رايگان به همة کساني که بخواهند در حوزة علوم اسلامي تحقيق کنند، ارائه مي­شود. درصدد هستيم کتابخانة هادي را با متن کتاب­ها در اين سايت عرضه کنيم. در سايت شرح حال، با طبقه­بندي­هاي مختلفي که دارد، شرح حال علماي اسلامي آمده است و بر اساس دورة تاريخي يا حوزة فعاليت و... مي­توان دربارة علما و فضلا، اطلاعات لازم را به دست آورد. در سايت مبلّغ هم به مبلّغين، خدمات مورد نيازشان را ارائه مي­دهيم. در همين سايت، بخشي تحت عنوان احکام را آورده­ايم که همة احکام قديم و جديد را مي­توان مشاهده نمود.

 

با توجه به تحقيقاتي که در پژوهشکده انجام شده، وضعيت فرهنگ ديني را در جامعه چگونه مي­بينيد؟

دين بر پاية فطرت انسان­هاست و انسان ذاتاً دين­پذير است و در پي فهم و درک دين. بنابراين توسعة فرهنگ ديني کار سختي نيست. در حالي که توسعه دادن فرهنگ سرمايه­داري يا سوسياليسيم و از اين قبيل، بسيار دشوار است زيرا با فطرت انسان هماهنگ نيستند. اما ما امروز در توسعة فرهنگ ديني مشکل داريم و بايد بپرسيم، چرا وضعيت چنين است؟ يک مثال مي­زنم تا پاسخ اين پرسش را بدهم. در يک تحقيق رفتارشناسي، نقشه­اي را که مفهوم خاصّي داشت، تهيه کردند و سپس قالب­هايي را ساختند که مطابق با اين طرح و نقشة کلّي بود. در اين قالب­ها ارزن ريختند و در محلي قرار دادند که کبوترها آن را ببينند. به تدريج کبوترها آمدند و بر سر اين قالب­ها نشستند و شروع به خوردن ارزن کردند و بدين ترتيب مجموعة کبوترها مطابق طرح و نقشة اصلي سازماندهي شدند، در حالي که هيچ يک اصلاً نمي­دانست، چه مي­کند. کاري که ما در جامعه مي­کنيم، داراي طرح و نقشه­اي نيست که نهايتاً شکل ديني داشته باشد. يعني ما با استفاده از ابزار مختلف، مانند رسانه­ها يا سينما يا کتاب و...، سازماندهي جامعه را، اسلامي نکرده­ايم بلکه برعکس، طرح و نقشة کلّي چيزي غير از اين است! چيزي که ديگران طراحي کرده­اند. من مشخصاً به رسانة ملّي انتقاد دارم زيرا بخش عمده­اي از افکار مردم، تحت تأثير آن است. در برنامه­هاي تلويزيوني، برنامه­هايي که براي کودکان تهيه و پخش مي­شود، افکاري به بچه­ها القا مي­شود که از فرهنگ ديني و ملّي بسيار دور است. اين است که توسعة فرهنگ ديني براي ما مشکل شده. به جامعه، افکاري القا مي­شود که ابتدا نسبت به دين بي­تفاوت بشود و سپس آن را کنار بگذارد. اين يک فرايند خطرناک است که متأسفانه به آن توجه نمي­شود.

 

سازمان تبليغات چطور؟

به سازمان هم انتقاد دارم. سازمان تبليغات در سال­هاي شصت و يک تا هفتاد کارهايي را انجام داده و در سال­هاي اخير با اين پندار که آن کارها خوب نبوده، آنها را کنار گذاشته در حالي که بسيار هم مفيد بوده­اند. درست است که وضعيت تغيير کرده و ابزارهاي جديدي در عرصة فرهنگ به کار گرفته شده­اند اما آن فعاليت­هاي مؤثر و خوب را مي­بايست، دست کم در کنار فعاليت­هاي جديد ادامه داد. يک ملاک ما از موفقيت فعاليت سازمان، سنجش وضعيت جامعه است. اگر جامعه وضعيت مطلوبي به لحاظ ديني داشته باشد، سازمان تبليغات موفق عمل کرده.

 

سازمان تبليغات تنها متولّي فرهنگ ديني در جامعه نيست. سازمان­ها و دستگاه­هاي ديگر هم هستند که امکاناتشان و در نتيجه تأثيرشان بسيار بيش­تر از سازمان تبليغات است؛ مثل صدا و سيما که خود شما به آن اشاره کرديد يا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي. هر کدام از اين­ها وظايفي دارد که اگر درست انجامشان ندهد، نه تنها در جامعه موجب عدم تعادل فرهنگي مي­شود بلکه فعاليت ديگر دستگاه­ها را هم مختل و بي­اثر مي­کند. اين را در دفاع از سازمان نمي­گويم، بلکه مي­خواهم توجه به اين نکته بدهم که اولاً امر فرهنگ، پيچيدگي و ظرافت بالايي دارد و در ثاني، هماهنگي اين دستگاه­ها بسيار مهم و حياتي است.    

اين درست است اما عذر قابل قبولي نيست. هر دستگاهي بايد وظيفة خود را کامل انجام دهد. اين انجام وظيفه بايد سنجيده بشود که آيا کامل بوده يا نه. در واقع سازمان بايد در جهت مقاوم­سازي فرهنگ ديني پيش برود.

 

در همين رابطه، پژوهشکده طرحي يا برنامه­اي ارائه کرده است؟

سياست کلّي ما در اين جهت است. ما در اين­جا مي­خواهيم پژوهش کاربردي انجام دهيم؛ البته در بعضي از گروه­ها. در دانش­نامه­ها ما صرفاً رويکرد نظري داريم و آن­ها را به دليل خلئي که احساس مي­کرديم وجود دارد، در دستور کار قرار داديم. اما عمدة وظيفه و فعاليت ما در راستاي ارائة کارهايي است، با پشتوانة علمي براي تقويت باورها و فرهنگ ديني جامعه.

 

 

چهارشنبه 23 ارديبهشت 1388 - 12:17


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری