شنبه 29 مهر 1396 - 6:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

گريز از احساسات‌گرايي

 

 

نقد فيلم«بيست» عبدالرضا كاهاني

كاهاني در «بيست» يك داستان كم‌ اوج و فرود را براي فيلمش انتخاب كرده است. گويي تماشاگر دارد بخشي از زندگي كم‌ اوج و فرود و روزمره خودش را مي‌بيند. به جز گره‌افكني آغاز فيلم كه قرار است سالن در بيست روز آينده تعطيل و فروخته شود هيچ اتفاق برجسته و مهمي در طول فيلم رخ نمي‌دهد. كل فيلم تشكيل شده از خرده روايت‌هايي كه تصويركننده زندگي روزمره شخصيت‌هاي فيلم هستند خرده روايت‌هايي مثل شيفتگي ميثم (مهران احمدي) به سينما يا ماجراي عشقي بيژن (حبيب رضايي) و فيروزه (مهتاب كرامتي) يا جريان جوان نوازنده‌اي كه خود را پسر سليماني (پرويز پرستويي) معرفي مي‌كند.

فيلم بيست با داستاني درباره رنج و محروميت كاراكترهايش بسيار قابليت اين را داشته كه بدل به اثري احساسات‌گرا شود. فيلم مي‌توانست از هر لحظه رنج‌آور شخصيت‌هايش صحنه‌اي پر اشك و آه براي تماشاگر بسازد و با همين شيوه به فيلم پرفروشي تبديل شود ولي كاهاني هوشمندانه شيوه‌اي را در پيش گرفته كه تماشاگر با فاصله به رنج‌ها و مشكلات كاراكترها نگاه كند. تماشاگر مثل يك ناظر بي‌طرف شاهد زندگي تلخ كاراكترهاي فيلم است و به اين ترتيب تماشاگر قضاوت و برداشتي فارغ از احساسات در مورد شخصيت‌هاي فيلم دارد. ساختار فيلم هم به گونه‌اي است كه مانع از بروز سانتي مانتاليسم (احساسات‌گرايي) مي‌شود. خيلي از نماها زودتر از حد معمول كات (قطع) مي‌شوند مثلاً صحنه‌اي كه فرخ (عليرضا خمسه) به فرشته (فرشته صدرعرفايي) سيلي مي‌زند سريع كات مي‌شود به زمين كوباندن كلاه توسط فرخ و به همين سرعت هم اين نما قطع مي‌شود به صحنه بعد. كاهاني براي با فاصله نگاه كردن تماشاگر به شخصيت‌هايش، شخصيت‌پردازي غيرمعمولي را انتخاب كرده، در اين شيوه اطلاعاتي كه از شخصيت‌ها و گذشته‌شان داده مي‌شود بسيار اندك است و فقط سعي شده از كنش‌ها و واكنش‌هاي كاراكترها در سالن به شخصيت آن‌ها نزديك شويم و در چنين روشي، بيشتر بار جان دادن به شخصيت‌ها بر دوش بازيگران است. به نظر مي‌رسد كاهاني براي پرهيز از احساسات‌گرايي گاه زياده‌روي كرده است و اين مسئله باعث شده، گاه با برخي از شخصيت‌ها احساس بيگانگي كنيم مثلاً مي‌توانيم به پسر نوازنده‌اي اشاره كنيم كه تا پايان فيلم مشخص نمي‌شود كه واقعاً پسر سليماني هست يا نه؟ او در طول فيلم يك كاراكتر زائد به نظر مي‌رسد در صورتي كه او توانايي بالقوه اين را دارد كه بخش‌هايي از زندگي سليماني را براي تماشاگر روشن كند.

سليماني از ابتداي فيلم شخصي بدعنق و تندخو معرفي مي‌شود كه مشكل عصبي دارد. وسواس بيمارگونه او به خوبي در طول فيلم القاء مي‌شود جايي كه روي طرز قرار گرفتن اشياء روي ميزش حساسيت نشان مي‌دهد يا جفت‌ كردن دمپايي پيش از خواب نشاندهنده وسواس كلافه كننده اوست. از سويي ديگر او فردي افسرده است كه دوست دارد هميشه تنها باشد گويي او جمع كاركنان سالن را هم به زور تحمل مي‌كند. از سويي ديگر مراسم عزاداري متعددي كه در سالن برگزار مي‌شود او را بيشتر افسرده و غمگين مي‌كند و متأسفانه كاهاني اطلاعات درستي از گذشته سليماني به تماشاگر نمي‌دهد كه غم او از گذشته براي چيست؟ علت جدايي او از همسرش چه بوده؟ چرا فرزندش را تا به حال نديده؟ هر چند ندادن اطلاعات از بروز احساسات‌گرايي در صحنه‌هاي مربوط به سليماني جلوگيري كرده ولي از سويي ديگر درام را هم ناقص و ناكامل كرده است و باعث شده تماشاگر حس كند كه سليماني را به درستي نمي‌شناسد. مشكل عصبي سليماني، او را كلافه و مستأصل كرده، به گونه‌اي كه در مقابل پيشنهادهاي ديگران حالتي حيران و بلاتكليف دارد. مثلاً او در مقابل پيشنهاد فرشته كه مي‌گويد غذايش را در رستوران نخورد يا اينكه فيروزه را براي ازدواج با او پيشنهاد مي‌كند بدون كوچكترين مقاومتي و با حالتي منفعل مي‌پذيرد. بازي پرستويي در نقش سليماني، بسيار قابل توجه است در صحنه‌هايي كه او با بداخلاقي با كاركنان سالن برخورد مي‌كند بازي او نشان از يك قدرت قاهر و كنترل‌كننده دارد كه حتي اجازه ارتباط كلامي را از ديگران سلب مي‌كند. جنبه ديگر شخصيت او يعني بيماري عصبي‌اش هم خوب بازي شده، پرستويي به خوبي وسواس و افسردگي شخصيت سليماني را جان بخشيده است. آن جا به جا شدن‌ها روي تختخواب هنگامي كه خوابش نمي‌برد آن وسواس در مورد اشياء روي ميز و... همه بسيار مؤثر بازي شده‌اند. گاه كاهاني از ويژگي‌هاي خود پرستويي هم به خوبي براي القاي عصبيت نقش سليماني استفاده كرده مثل حالت تيك مانند يكي از پلك‌هاي پرستويي كه بسيار به كمك نقش آمده است. اطلاعات كمي كه تماشاگر از گذشته سليماني و شخصيت او دارد هر چند فيلم را از دام احساسات‌گرايي دور كرده ولي از سوي ديگر همان‌طور كه ذكر شد باعث بروز ضعف‌هايي در فيلم شده است. مثلاً تحول انتهايي سليماني كه از فروختن سالن منصرف مي‌شود چندان جا نمي‌افتد هر چند بازي پرستويي و جلوه چندگانه‌اي كه او از شخصيت سليماني ميان يك آدم بدعنق و بداخلاق و يك آدم مهربان و دلسوز ارائه داده، كمي اين تحول را توجيه مي‌كند ولي در خود درام هرگز مشخص نمي‌شود كه سليماني چرا حاضر مي‌شود جان خود را فدا كند.

آيا او مي‌خواهد به زندگي پر رنج خود پايان بدهد يا اينكه مي‌خواهد جان خود را در مقابل يك اقدام ايثارگرانه فدا كند. اين سؤال‌هايي است كه فيلم هرگز پاسخي به آن‌ها نمي‌دهد شايد به همين دليل است كه در صحنه آخر فيلم كه مرگ پرستويي را مي‌بينيم ناراحت نمي‌شويم و البته احساس خوشايندي هم نداريم. گويي مرگ تلخ او را با فاصله و به عنوان يك ناظر بي‌طرف مي‌بينيم. هنگام مرگ سليماني دمپايي‌اش را مي‌بينيم كه بر خلاف هميشه به حال خود رها شده، به نظر مي‌رسد او از اين وسواس هميشگي و عذاب‌آور راحت شده، آيا او خواسته با صرف‌نظر كردن از فروش سالن به زندگي خود پايان دهد؟ و اصولاً چرا او سالن را نمي‌فروشد تا با دستورات و توصيه‌هاي پزشكش به آرامش برسد؟

حبيب رضايي هم در نقش بيژن بازي خوبي ارائه كرده است او فردي است كه سر به زير و آرام به نظر مي‌رسد ولي قيافه‌اش به خصوص نگاه‌هايش از كمبودها و عقده‌هاي زيادي در شخصيتش حكايت مي‌كند او را لحظه‌اي بسيار منعطف و آرام مي‌يابيم و لحظه‌اي ديگر بسيار خشن و تلخ.

عليرضا خمسه هم در كاراكتري درست مقابل نقش‌هاي كمدي هميشگي‌اش قرار گرفته، او به طور كلي همه تيك‌هاي كمدي‌اش را كنار گذاشته و يك آشپز واقعي و تلخ را مثل يك نابازيگر جان بخشيده، شخصيتي كه دشواري‌هاي زندگيش باعث شده، همواره بغضي در گلو داشته باشد كه حتي توانايي‌ ابرازش را ندارد.

مهتاب كرامتي، تمايزش بيشتر در گريم متفاوتش جلوه‌گر شده. در بازي‌اش نوعي سردي و عدم بروز احساسات را مي‌بينيم كه اين شيوه به خصوص در صحنه‌هايي كه نياز به بيان احساسات حس مي‌شود مثل صحنه‌اي كه بيژن (حبيب رضايي) به او ابراز علاقه مي‌كند به بازي او ضربه وارد كرده است.

در مجموع «بيست» فيلم خوبي است كه البته همانطور كه ذكر شد خالي از ضعف نيست. ضعف‌هايي كه چندان كوچك هم نيستند ولي كاهاني نسبت به دو فيلم قبلي‌اش گام بلندي رو به جلو برداشته است او نشان داده كه روي علايق خود پافشاري مي‌كند هرچند تماشاگر انبوه سينما رو را از دست بدهد او با سطح متوسطي از تماشاگران راضي است. نگارنده اميدوار است كه وضعيت اقتصادي بد سينماي ايران روي فيلمسازي كاهاني و پافشاري او بر علايقش تأثير منفي نگذارد.

  

 

چهارشنبه 23 ارديبهشت 1388 - 10:30


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری