شنبه 25 آذر 1396 - 3:12
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

واقع‌گرايي روياپردازانه

 

 

نگاهي به فيلم «ميليونر زاغه‌نشين» به مناسبت نمايش در شبكه اول سيما

نگاهي به فيلم «ميليونر زاغه‌نشين» اقتباس سينمايي از رمان ويكاس سواراپ با نام «پرسش و پاسخ» (2005) است. سايمن بوفو با تغييراتي در رمان فيلمنامه‌اي به نگارش درآورد. و دني بويل با خواندن فيلمنامه تصميم گرفت كه آن را بسازد. «ميليونر زاغه‌نشين» از تقدير صحبت مي‌كند تقديري كه فراتر از مقتضيات زمان و مكان و روابط علت و معلولي حوادث است. به همين دليل است كه جمال مالك جواب همه سؤال‌ها را مي‌داند و به طور تصادفي سؤالاتي از او پرسيده مي‌شود كه در زندگي‌اش با جواب آن‌ها سر و كار داشته، اين تقدير است كه او پس از دشواري‌هاي فراوان و جانگداز به لاتيكاي محبوبش برسد، هرچند در پاياني كه روياگونه به نظر مي‌رسد. اينكه سليم برادر شرورش ناگهان متحول شود و لاتيكا را فراري بدهد و رئيس بزرگ را به قتل برساند شايد از نظر منطق شخصيت‌پردازي درست به نظر نيايد ولي اين همان تقديري است كه گاه به روياپردازي پهلو مي‌زند و ريشه در مؤلفه‌هاي باليوودي اثر دارد.

به همين دليل هم حوادث تصادفي فيلم مثل برخورد ناگهاني جمال مالك با گداي كور در خيابان و پرسيدن آدرس لاتيكا بيش از آنكه تصادفي و غيرمنطقي به نظر بيايد اتفاقي تقديرگونه جلوه مي‌كند. البته نگارنده به شخصه اين جنبه تقديرگونه و روياپردازانه به شيوه باليوود را دوست ندارد چرا كه باعث مي‌شود داستان از واقعيت دور شود. نقطه قوت فيلم اما در تصوير واقع‌گرايانه‌اي است كه بويل از زاغه‌نشينان هند ارائه مي‌كند و بهترين صحنه‌هاي فيلم هم مربوط به همين زاغه‌نشينان است. مي‌توانيم به صحنه‌اي اشاره كنيم كه آميتاب بچن به ديدار بيغوله‌نشينان مي‌آيد و جمال مالك كه در دستشويي محبوس شده، نگاهي به عكس بچن در دستانش مي‌كند بعد نمايي داريم سر بالا از داخل دستشويي به صورت جمال كه او را براي رسيدن به آميتاب بچن با عزمي راسخ نشان مي‌دهد سپس جمال به داخل چاه دستشويي مي‌پرد تا بتواند از بچن امضا بگيرد. نمي‌توان تصويري واقع‌گرايانه‌تر و تأثيرگذارتر از آنچه در اين صحنه مي‌بينيم از عشق مردم هند به سينما در اوج محروميت در ذهن تصور كرد. صحنه بسيار خوب ديگر صحنه مرگ مادر جمال مالك است در اين صحنه با حمله هندوها به محله مسلمانان با تمهيدي هوشمندانه در لحظات اول صداي صحنه قطع مي‌شود و چهره بهت‌زده جمال و سليم را مي‌بينيم كه مستأصل به مادرشان نگاه مي‌كنند. اين قطع شدن صدا به خوبي گنگي و گيجي و مهابت حاكم بر اين صحنه را باز مي‌تابد. بعد مرگ مادر را يك بار با حركت‌ عادي و يكبار با حركت تند مي‌بينيم اين در حالي است كه جمال دارد با حركت آهسته به صحنه نگاه مي‌كند. حركت تند ضربه چوب به صورت مادر با حركت آهسته نگاه جمال تركيب شده و تأثيرگذاري صحنه را چند برابر كرده است.

مضمون عاشقانه فيلم هم قابل توجه است به خصوص نمايي از بالا از لاتيكا در ايستگاه قطار نماي زيبايي است و در طول فيلم مرتب تكرار مي‌شود.

در فيلم «ميليونر زاغه‌نشين» گاه حفره‌هايي در روايت به وجود مي‌آيند كه منطقي نيستند و تماشاگر را آزار مي‌دهند مي‌توانيم به صحنه‌اي اشاره كنيم كه جمال در نوجواني مجبور مي‌شود سليم و لاتيكا را ترك كند و از هتل متروكه برود اينكه جمال به سن جواني برسد و ديگر لاتيك و سليم را نبيند منطقي نيست او چرا در طول اين سال‌ها به دنبال لاتيكا نمي‌گردد؟ در حالي كه پيدا كردن لاتيكا كار خيلي سختي به نظر نمي‌رسد متأسفانه فيلم به اين پرسش، پاسخ درخوري نمي‌دهد.

در مجموع به نظر مي‌رسد كه فيلم دني بويل تا حد زيادي شايسته توجهي كه معطوفش شده، باشد. هر چند كه احساسات‌گرايي و روياپردازي باليوودي كه در متن فيلم جاري است «ميليونر زاغه‌نشين» را از رسيدن به اثري فوق‌العاده و استثنايي بازداشته است.

 

 

سه‌شنبه 8 ارديبهشت 1388 - 13:0


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری