چهارشنبه 5 تير 1398 - 3:15
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

سيدرضا آباقي

 

بررسي نشست‌هاي ميز انديشه دفتر برنامه‌ريزي و توسعه پژوهش‌هاي كاربردي در سال 87

 

 

 در سال 87 نشست‌هاي ميز انديشه دفتر برنامه‌ريزي و توسعه پژوهش‌هاي كاربردي معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي بيشتر با رويكرد «بررسي مباني فكري و اعتقادي نحله‌هاي انحرافي و چگونگي شكل گيري آنها» برگزار شد.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي، نشست‌هايي همچون «بهائيت؛ تكاپوي نوين تشكيلاتي و تبليغي»، «قبله‌هاي جديد؛ بت‌پرستي‌هاي جديد»، «تحليل فيلم شوك با موضوع شيطان‌پرستي»، «اهل حق، سير تاريخي و مباني فكري» و... از جمله مهم‌ترين نشست‌هاي ميز انديشه در سال گذشته بوده است كه برگزاري آنها با استقبال خوب مخاطبان همراه شد.

در سال 87 جمعاً 8 نشست ميز انديشه برگزار شد كه به مرور آنها مي پردازيم.

زن در دين اسلام جايگاهي اصيل و متعامل با مرد دارد

رئيس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي در اولين نشست ميز انديشه سال 87 با موضوع نظريه فقهي درباره زن گفت: با توجه به احكام اسلامي، زن جايگاهي اصيل و متعامل با مرد دارد و مي‌تواند در تمام عرصه‌هاي اجتماعي به صورت علي‌البدل حضور داشته باشد.

حجت‌الاسلام احمد مبلغي با تأكيد بر اين كه زن صرفاً براي مرد نيست، افزود: در دين اسلام زن از منشأ شدن براي فساد مصون باقي مي‌ماند.

معاون پژوهشي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم با بيان اين كه نظريه فقهي با ديدگاه يك فقيه درباره مسئله‌اي خاص متفاوت است، گفت: اصطلاح نظريه فقهي به تازگي در حوزه‌هاي علميه مطرح شده و به معناي توصيف وضعي است كه شارع مقدس براي جاري كردن حكم آن را اعتبار كرده است.

وي ادامه داد: نظريه فقهي مقدم بر استنباط حكم است و به معناي بايد و نبايد نيست.

آغاز بررسي نحله هاي انحرافي در نشست ميز انديشه

اما اولين نشست از سلسله نشست‌هاي ميز انديشه با محوريت مكاتب انحرافي و جنبش‌هاي نوپديد ديني با موضوع «قبله‌هاي جديد؛ بت‌پرستي‌هاي جديد» برگزار شد.

حجت الاسلام محمد جواد ادبي در اين نشست به تفاوت جنبش‌هاي نوپديد ديني با اديان توحيدي و ابراهيمي اشاره كرد و تأكيد كرد كه در اديان توحيدي، خداوند محور اديان است ولي در اين جنبش‌ها، ‌خداوند جايگاهي ندارد. سپس با اشاره به انديشه‌ «ميرايي خداوند» كه توسط نيچه فيلسوف غربي مطرح شد، يادآور شد: اين جنبش‌ها با ادعاي انتقام از بشريت به خاطر اين انديشه به وجود آمده‌اند در حالي‌كه اگرچه انديشه‌ نيچه درباره‌ ميرايي خداوند باطل است، سخن اين مكاتب نيز به همان ميزان شأني متضاد با شأن خداوند را مطرح مي‌كند.

ادبي به بررسي مباني نظري فرقه اكنكار پرداخت و گفت: پيروان اين فرقه معتقدند مي‌توان از طريق پرواز روح به صوت و نور خداوند دست پيدا كرد.

وي تصريح كرد: اكنكار هيچ ديني را انكار نمي كند و براي همه پيامبران الهي و عرفا جايگاه ويژه‌اي را درنظر مي گيرد.

در دوره جديد، از دين به عنوان يك ابژه مسرت‌بخش استفاده مي‌شود

نشست «معرفت گرايي‌هاي نوين، كژكاركردها در ايران» از سلسله نشست‌هاي ميز انديشه دفتر پژوهش‌هاي كاربردي معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي نيز با حضور بهزاد حميديه محقق و استاد جامعه شناسي برگزار شد.

در اين نشست كه باحضور مسؤولان و كارشناسان بخش‌هاي مختلف سازمان برگزار شد، بهزاد حميديه در سخناني با بيان اين كه دگر‌كيشي و پيوستن به يك دين جديد از قديم ميان پيروان اديان مختلف وجود داشته است، گفت: اساساً گرايش افراد به جنبش‌هاي نوپديد ديني با دگركيشي بسيار متفاوت و از آن پيچيده‌تر است.

وي ادمه داد: اين جنبش‌ها مرزهاي مشخص اعتقادي و ديني را برمي‌دارند و عناصر كاملا متفاوتي از هويت‌هاي ديني مختلف را در كنار هم جمع و آن را به عنوان يك محصول ديني جديد عرضه مي‌كنند.

حميديه منابع اعتقادي جنبش‌هاي نوپديد ديني را به يك «سوپ معنوي» جديد تشبيه كرد و افزود: در اين جنبش‌ها مرزگذاري و تمايز ديني احساس نمي‌شود به همين دليل افرادي كه به آنها گرايش پيدا مي كنند دچار اليناسيون يا از خودبيگانگي ديني مي‌شوند؛ به گونه‌اي كه خود را به متعلق به هيچ كدام از اديان نمي دانند و نقاط اتكاي سنتي ديني خود را از دست مي دهند.

اين استاد جامعه شناسي در بخش ديگري از سخنانش به وجود آمدن پلوراليسم نوين ديني را از پيامدهاي فعاليت جنبش‌هاي نوپديد ديني دانست و تصريح كرد:در پلوراليسم ديني هر دين يا فرقه‌اي مي‌تواند به نوعي راه وصول به نجات را به بشر نشان دهد؛ بنابراين تمام اديان موضوعيت خود را از دست مي‌دهند.

وي با اشاره به انقلاب كپرنيكي كانت و تاثير آن بر پلوراليسم ديني، ادامه داد: پلوراليسم ديني معتقد است كه گرايش به رشد و كمال از درون انسان مي‌جوشد؛ بنابراين در اين نوع اعتقاد، فرقه‌گرايي معاني جديدي پيدا مي كند.

حميديه بابيان اين كه در دوره پست‌مدرن دين به يك ابژه مسرت‌بخش تبديل شده است، تصريح كرد:به طور كلي، انسان‌ها در اين دوره رويكردي ويژه به اوقات فراغت، طنز و جشن و سرور دارند؛ بنابراين از دين هم به عنوان كالايي كه به آنها مسرت و شادي مي‌بخشد، استفاده مي كنند. از اين رو، كيفيات ديني و احكام شرعي آن از بين مي‌رود.

مواجهه ما با مكاتب انحرافي، بايد با رويكردي علمي و فرهنگي باشد نه صرفا امنيتي

اين بار عضو كميته فرهنگ و تمدن شوراي عالي انقلاب فرهنگي درنشست‌«تحليل مستند تلويزيوني شوك با موضوع شيطان پرستي» از سلسله نشست‌هاي ميز انديشه در سخناني گفت: بيشتر مواجهات ما با مكاتب انحرافي با رويكرد امنيتي است و شكل علمي و فرهنگي ندارد.

حجت الاسلام محمد جواد ادبي با بيان اين كه در گذشته جوانان بيشتر به خاطر فلان مد لباس يا قيافه جذب اين گروه‌ها مي شدند، افزود: اما امروز رويارويي با اين نحله‌هاي انحرافي مشكل‌تر شده؛ چرا كه در آنها جنبه‌هاي فلسفي، عرفاني و متافيزيكي نيز مطرح است تا آنجا كه براي شيطان شأن الوهيت قايل مي‌شوند.

اين تحليل‌گر فرهنگي در بخش ديگري از سخنانش با ارائه توضيحاتي در مورد مستند تلويزيوني شوك كه در ابتداي اين نشست براي حاضران پخش شد، تصريح كرد: لازمه مقابله با اين مكاتب شناخت حوزه انحراف آنها و فعاليت فرهنگي است كه در اين راستا تغييرشكل دعوت از جوانان در حوزه هاي ديني بسيار مهم است.

بهاييت مي‌خواهد آرمان‌هاي اديان بزرگ را به نام خود ثبت کند

مدتي بعد دکتر سيد محمد کاظم احمدي در دو نشست مختلف پيرامون بهاييت با موضوع«بهائيت، تكاپوي‌نوين تشكيلاتي و تبليغي» به بررسي مباني فكري اين فرقه انحرافي پرداخت

وي در اين نشست ها با اشاره به موج فرقه‌گرايي دهه 60 تا 70 در غرب، گفت: بيشتر کلياتي که بهاييت به عنوان شعار مطرح مي کند، از اديان ديگر گرفته شده است. در واقع بهاييت مي‌خواهد آرمان‌هاي اديان بزرگ را در جهان به نام خود ثبت کند.

دکتر احمدي افزود: اين که بهاييت طرفداران خود را بيش از 5 ميليون نفر اعلام مي کند، ملاک چندان صحيحي ندارد. تعداد طرفداران واقعي اين فرقه يک پنجم اين آمار است.

وي با بيان اين که طرفداران بهاييت تحت فشار رواني هستند، گفت: تشکيلات سازماندهي شده بهاييت هر بهايي را موظف به تبليغ عقايد خود مي‌کند. بهايي‌ها هيچ گاه در يک جا متمرکز نمي شوند و به محض رسيدن به پايگاهي هرچند کوچک به جاهاي ديگري که پيروان اين فرقه در آن‌جا کمتر هستند مي روند، به همين دليل فرقه بهاييت از لحاظ گستره جغرافيايي، پس از مسيحيت در جايگاه دوم است.

اين محقق و استاد دانشگاه با تاکيد بر اين که بهاييت بر خلاف آن چه که ادعا مي کند، يک فرقه است نه يک دين، ادامه داد: جدايي دين از سياست شعار بهاييت است اما اين فرقه تمام کنگره‌هاي بزرگ و تبليغاتي خود را با استفاده از روابط سياسي برپا مي‌کند.

احمدي در ادامه اظهار داشت: کتاب‌هاي بهاييت نسبت به گذشته تغييرات زيادي کرده است. تشکيلات اين فرقه با هربار تجديد چاپ، مطلبي را که دنياي مدرن امروز نمي‌تواند آن را بپذيرد، حذف و مطلب ديگري را که بيانگر مسايل و شعارهاي امروز است، مطرح مي‌کند. به‌همين دليل است که بهاييت تا به امروز، بقاي خود را حفظ کرده است.

وي بهاييت را مدعي دروغين وحدت دانست و بيان داشت: پيروان اين فرقه مقلد محض هستند و حق ندارند از دستورات رهبران خود که بيت‌العدل ناميده مي‌شوند سرپيچي کنند؛ چون اين رهبران خود را معصوم تلقي مي‌کنند درحالي که آن‌ها از طريق نوع خاصي از انتخابات برگزيده مي‌شوند که اين امر خود منافي عصمت است، در اين صورت اگر يک بهايي شکايتي از رهبران خود کند، پيمان‌شکن محسوب و مجازاتي سنگين مي‌شود.

احمدي يادآور شد: بهاييت معتقد است که در آخرالزمان بيت‌العدل بر کل جهان حاکم مي‌شود که اين با شعار جدايي دين از سياست کاملاً تناقض دارد.

اين پژوهشگر حوزه اديان در بخش ديگري از سخنانش گفت: آمريکا در اوايل قرن بيستم براي بسياري سرزمين روياها محسوب مي شد؛ بنابراين عبدالبها پسر بهاالله با مهاجرت از ايران و تبليغ هوشمندانه، باعث ايجاد موج گسترده‌اي از بهاييت در غرب و آمريکا شد.

دکتر احمدي افزود: بهاييت تعصب مسلمانان و پيروان مسيحيت را بر دين خود، مانع وحدت مي‌داند و معتقد است وحدت واقعي تنها در زير سايه اين فرقه ميسر مي‌شود.

وي يادآور شد: بهاييت با مخفي كردن عقايد پيشين خود و هم راستا كردن آن‌ها با مدرنيسم و بيانيه‌ها و منشورات سازمان ملل در چند دهه اخير همواره ارتباط عميقي با اين سازمان برقرار كرده است.

احمدي ضمن ارائه تاريخچه‌اي از شكل‌گيري بهاييت در عهد قاجار در اين نشست، افزود: بهاييت در نيمه قرن 19 ميلادي درست در زماني كه ايران از روسيه شكست خورده بود و قدرت‌هاي استعمارگر تنها قدرت‌هاي حاكم بر كشور بودند، توسط يكي از پيروان محمدعلي باب كه بعدها خود را بهاءالله ناميد شكل گرفت. اين فرد ابتدا خود را منجي موعود معرفي و بعد از آن ادعاي الوهيت كرد.

وي ادامه داد: بعد از اعدام محمدعلي باب با حكم قاطعانه امير كبير، ميرزا حسين علي نوري يا همان بهاءالله به عراق تبعيد شد.بهاييت اين فرد را بسيار مقدس مي شمارد، طوري كه حتي از انتشار عكس او جلوگيري مي كند. فرقه بهاييت كم كم با تبليغات بهاءالله از فرقه بابيه منشعب شد. هنوز هم خيلي از پيروان محمدعلي باب با بهاييت به شدت مخالفت مي‌كنند.

اين محقق حوزه اديان و استاد دانشگاه تاكيد كرد: بهاييت براي خود احكام جديد مذهبي وضع كرده است. نمازهاي يوميه پيروان اين فرقه 9 ركعت است و فقط به صورت انفرادي در 3 وعده زماني خوانده مي‌شود. البته امروز اين فرقه خواندن اين نماز را در يك وعده زماني نيز جايز مي شمارد. بهايي‌ها همچنين 19 روز از سال را روزه مي گيرند. اين فرقه ربا و ازدواج با محارم را به جز زن پدر جايز مي‌داند.

احمدي اظهار داشت: بعد از بهاءالله عباس افندي يا عبدالبها جانشين او شد. عبدالبها نسبت به پدر محافظه كار و زيرك تر بود و عقايد بحث‌برانگيز را كه به مذاق خيلي‌ها خوش نمي‌آمد چندان مطرح نمي كرد. عبدالبها با تبليغات گسترده پايگاه اصلي بهاييت را به غرب منتقل كرد.كم كم انگليس و آمريكا حمايت‌هاي زيادي از او كردند تا آن‌جا كه حتي انگليس به او لقب سر و نشان شواليه داد.

وي تصريح كرد: بعد از فوت عبدالبها و روي كار آمدن شوقي افندي نوه دختري او در سال 1921 ميلادي در زمان حكومت رضا شاه بهاييت به خاطر بهره‌بردن از رهبري جوان و بي‌تجربه چندان فعال نبود. اما زمان حكومت محمدرضا پهلوي مقارن با انقلاب سفيد در ايران درست بعد از فوت آيت‌الله بروجردي بهايي‌ها با حمايت پنهان شاه، پست‌هاي مهم حكومتي ايران را در دست گرفتند. هويدا، نخست وزير، هژبر يزداني سرمايه‌دار، ثابت پارسا رييس راديو و تلويزيون، فرخ رو پارسا وزير آموزش و پرورش ، عبدالكريم ايادي پزشك مخصوص شاه، پرويز پارسا معاون ساواك، هوشنگ نهاوندي رييس دانشگاه تهران و بسياري از بهاييان ديگر از جمله اين افراد بودند.

احمدي با تاكيد بر اين كه با پيروزي انقلاب اسلامي شديدترين ضربه بر پيكر بهاييت وارد شد، گفت: بعد از پيروزي انقلاب بسياري از بهايي‌ها، البته نه به خاطر عقايد خود بلكه به خاطر مفسد في الارض بودن اعدام شدند و اموال زيادي از آن‌ها مصادره شد. بعضي از بهايي‌ها نيز مسلمان شدند.

وي افزود: به گفته رونالد ريگان، رييس جمهور اسبق آمريكا در ايران 198 بهايي اعدام، 717 نفر زنداني و 25 هزار نفر مجبور به ترك خاك ايران شدند.

احمدي با بيان اين كه بهاييت با استفاده از تبليغات گسترده، روابط عمومي بالا ، مظلوم نمايي و همراستا كردن عقايد خود با دنياي مدرن اهداف خود را پيش مي برد، گفت:بسياري از حرف‌هايي كه امروز بهاييت از جانب خود مي‌زند از اديان ديگر گرفته شده است. اين حرف‌ها بسيار كلي هستند، طوري‌كه نمي‌توان خيلي از آن‌ها را انكار كرد.بهاييت هيچ وقت براي عقايد خود منبع نمي‌آورد و آنها را به صورت جزيي بيان نمي‌كند.

اين محقق حوزه اديان تشكيلات بهاييت را بر خلاف ظاهرش مخوف و مافيايي دانست و بيان داشت: براي برخورد با بهاييت بايد دنياي مدرن و نقدهاي وارد شده بر آن را بشناسيم.

اما نشست‌هاي ميز انديشه با برگزاري دو نشست ديگر پيرامون فرقه اهل حق در سال 87 به كار خود پايان داد.

تاريخچه شيعه با فرقه «اهل ‌حق» غير قابل قياس است

دكتر محمد جواد شمس در نشست هاي «اهل حق، سير تاريخي و مباني فكري» و «اهل حق، باورها و آيين‌ها» گفت: فرقه اهل ‌حق غير از اعتقاد به اميرالمومنين (ع) آن هم به صورتي بسيار متفاوت، تقريبا هيچ وجه مشتركي با تشيع ندارد و تاريخچه شيعه با اين فرقه غير قابل قياس است.

وي بابيان اين كه بعضي به اشتباه اهل حق را برآمده از عرفان تشيع تلقي مي‌كنند، افزود: اهل‌حق در واقع فرقه اي است با گرايش‌هاي باطني و برخاسته از توده‌هاي مردم غرب كشور كه عموما اهل سواد و علم نبوده‌اند؛ به‌همين دليل اعتقادات پيروان اين فرقه با خرافات، توهمات، افسانه‌ها و اسطوره‌ها آميخته شده است.

شمس ادامه داد: تاريخچه مشخصي از فرقه اهل‌حق يا آيين حقيقت يا دين حقيقت يا يارسان وجود ندارد كه اين خود نشان ‌دهنده ضعيف بودن مبناي فكري اين فرقه و ابهام در آن است.

شمس با طرح اين سوال كه آيا كاربرد لفظ علي‌اللهي براي فرقه اهل‌حق جايز است يا نه، تصريح كرد: اگر محققانه به تاريخ تشيع بنگريم متوجه خواهيم شد فرقه‌اي به نام علي‌اللهي به معناي واقعي كلمه در شيعه وجود نداشته است. بوده‌اند كساني به نام غلات كه در مورد اميرالمومنين (ع) غلو كرده بودند اما آنها هيچ وقت تشكيلات و خصوصيات خاص يك فرقه را نداشتند.

اين محقق حوزه اديان و استاد دانشگاه در ادامه اظهار داشت: بعضي از محققان شيعه به شدت به علي‌اللهي، غلات و ديگر فرقه‌هاي منسوب به شيعه تاخته‌اند در حالي كه در تاريخ شيعه اثري از موسسان اين فرقه‌ها وجود ندارد و ما آنها را فقط در كتاب‌هاي مربوط به فرق و مذاهب مي‌بينيم كه اين نشان مي‌دهد چنين كاري فقط براي خدشه وارد كردن به مذهب شيعه انجام شده است.

شمس در بخش ديگري از سخنانش بيان داشت: اهل حق يك مكتب عرفاني هم نيست؛ چرا كه ما در عرفان تجلي اسما و صفات داريم نه تجلي ذات.

وي با اشاره به منابع مكتوب مختلف مربوط به فرقه اهل حق، يادآور شد: در مورد بنيانگذار و موسس فرقه اهل‌حق اقوال زيادي وجود دارد. حضرت آدم (ع)، حضرت داود(ع)، نصير، بهلول، بابا سرهنگ، باباخوشين، شاه اسحاق و ... ازجمله كساني هستند كه به عنوان موسس فرقه اهل حق معرفي شده‌اند.

شمس ادامه داد: شخصيت اصلي اهل حق شخصي به نام سلطان اسحاق است كه تقريبا تمام 12 شاخه اهل حق او را به عنوان مجدد اين فرقه مي‌شناسند نه موسس. حتي بعضي از شاخه‌هاي اهل‌حق او را بيش از اميرالمومنين (ع) مورد تكريم قرار مي دهند.

وي با بيان اين كه تقريبا همه شاخه‌هاي اهل حق با اندكي شدت و ضعف امام علي (ع) را مظهر الوهيت مي‌دانند، گفت: تجليات سلطان اسحاق شامل 28 نفر مي‌شود كه اين 28 نفر به 4 گروه 7 نفره تقسيم مي‌شوند.

شمس با اشاره به اين كه تمام شاخه‌هاي اهل‌حق به جز يك شاخه خاص كه خود را مي خواهند به اسلام نزديك‌تر كنند، به حضرت رسول اكرم پيامبر اسلام (ع) قائل نيستند، افزود: حتي بعضي از پيروان فرقه اهل‌حق معتقدند كه پيامبر اسلام خود به مقام الوهيت حضرت علي (ع) واقف بوده است اما از جانب ايشان اجازه نداشته است اين نكته را فاش كند.

اين پژوهشگر حوزه اديان تصريح كرد: پيروان اهل حق 3 روز در سال روزه مي گيرند و بعد از آن عيدي شبيه عيد فطر دارند اما با اين حال اكثر شاخه‌هاي اين فرقه نماز و روزه را انكار مي كنند.

وي كتاب‌هاي شاهنامه حقيقت و نامه سرانجام را ازجمله متون ديني اهل حق عنوان كرد و يادآور شد: مولف رساله‌هاي اهل حق مشخص نيست و بيشتر آنها را به سلطان اسحاق منسوب ‌مي‌كنند.

دكتر محمد‌جواد شمس تاكيد كرد: داشتن شارب‌هاي بلند، قائل بودن به سرّ مگو، اعتقاد به دونادون، مراسم سرسپردگي و برخي از موارد ديگر در بين تمام خاندان اهل حق كه خود را اهل باطن هم مي دانند، رايج است. حتي بعضي از شاخه‌هاي اهل حق شيطان رجيم را نيز مورد ستايش قرار مي دهند و معتقدند او براي جدا كردن خوب از بد از سوي خدا ماموريت دارد كه از اين لحاظ شبيه فرقه يزيديه عمل مي كنند. عده اي ديگر از پيروان اين فرقه نيز خروس را تجلي سلطان اسحاق مي دانند و از كشتن اين حيوان خودداري مي كنند.

وي تاكيد كرد: فرقه اهل حق در توحيد ذاتي، صفاتي و افعالي خداوند با شيعه اختلاف دارد.

اهل حق اعتقاد به حلول دارند و معتقدند خداوند در دوران‌هايي در دون افراد خاصي حلول کرده و اين حلول به اسما و صفات نبوده بلکه به ذات خداوند بوده است.

وي با اشاره به اعتقاد اهل حق به تشبيه و تجسيم خداوند در توحيد صفات، تصريح کرد: اهل حق به رؤيت خداوند و ديدن او نيز اعتقاد دارند و ظهور خداوند را امري جايز تلقي مي‌کنند که اين خود نوعي شرک است چرا که عدم رؤيت از صفات سلبي خداوند است.

اين پژوهشگر حوزه اديان يادآور شد: در بحث توحيد افعال نيز اهل حق به خلقت از عدم قايل نيستند. اهل حق معتقد است عالم هستي در ابتدا به صورت يک اقيانوس اوليه بوده که خداوند در آن به عمل پرداخته و به آن شکل داده است در حالي که هيچ گاه نگفته‌اند که اين اقيانوس از کجا پديد آمده يا توسط خدا خلق شده است يا نه؛ بنابراين اهل حق به نوعي ثنويت قايل هستند که در آن خدا در کنار يک اقيانوس اوليه يا به تعبيري ماده المواد قرار گرفته است.

شمس با بيان اين که اهل حق هم در توحيد ذات، هم در توحيد صفات و هم در توحيد افعال مشکل دارند، گفت: اهل حق براي خداوند قايل به مکانند چنانکه در نامه سرانجام آمده است: «در آغاز آنگاه که نه زميني بود نه آسماني، خدا در ميان دُر و دُر در ته دريا بود»

وي افزود: در کتاب شاهنامه حقيقت در مورد آفرينش ديوان و جنيان توسط خداوند مي خوانيم: « خداوند جنيان را از يک زوج به نام مرجان و مرجانه آفريد» که چنين چيزي را ما در آيين زرتشت نيز مشاهده مي کنيم و از انديشه‌هاي مانوي نيز سرچشمه گرفته است.

شمس فرقه اهل حق را در بحث نبوت و امامت که از اصول اعتقادي مذهب شيعه است، تقريبا ساکت و بدون نظر دانست و افزود: در کتاب شاهنامه حقيقت آمده است که قرآن 32 جزء داشته است که دو جزء آن که سر مگو بود و فرقان نام داشته که اين دو جزء نزد اهل حق است؛ بنابراين اسلام پوست و اهل حق مغز است.

وي در بخش ديگري از سخنانش در مورد اعتقاد فرقه اهل‌حق در مورد معاد نيز گفت: اهل حق در اين مورد نظريه دونادون يا دون به دون را مطرح مي‌كنند كه همان تناسخ است. البته خيلي از شاخه‌هاي اهل حق واژه و لفظ تناسخ را به كار نمي‌برند و با آن مخالفت مي‌كنند در حالي كه معناي تناسخ را پذيرفته‌اند. اهل حق معتقدند كه هركس داراي هزار و يك دون يا جامه است كه در زندگي‌هاي متوالي خود آنها را يكي يكي به دست مي‌آورد كه در دون آخر يا هزار و يكمين دون، شخص ديگر در كالبد اين جهاني نمي‌گنجد.

 

 

 

چهارشنبه 26 فروردين 1388 - 14:52


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری