جمعه 28 مهر 1396 - 14:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نظام پيشنهادات

 

سيد داوود تديني
مسئول اطلاع رساني كارگروه نظام پيشنهادها

 

پيشنهاد و مشاركت

 

 

پيشنهادهاي كاركنان، فرصتي باارزش براي برقراري نوعي ارتباط دو‌‌طرفه در محيط كار و نيز توسعه و افزايش مهارت‌هاي فردي آن‌هاست.

 

نظام پيشنهادها گام نخست مشاركت كاركنان در تصميم‌سازي و مديريت واحدهاي سازماني است كه به‌عنوان زمينه‌ساز و بستر استانداردهاي جهاني فعاليت مديريتي هر سازمان قرار گرفته است. با توجه به اينكه در جهان متمدن ارتقا و تعالي سازمان‌ها و ماندگاري آنان بر اساس رقابت شكل مي‌پذيرد، سازمان‌هايي گوي سبقت را از ديگران مي‌ربايند كه بتوانند از افكار و ايده‌هاي همه دست‌اندركاران سازمان خود به نحو مطلوب بهره برده و آن‌ها را به منصه بروز و ظهور برسانند. در نظام اسلامي، اساس توجه به نظرات آحاد جامعه در همه فعاليت‌هاي اجتماعي مدنظر بوده و در قالب‌هاي مختلفي مجال بروز و ظهور يافته است. شور و مشورت در عرصه‌ اجتماهي و سياسي جامعه از آموزه‌هاي ديرپا و مورد تأكيد است. دعوت همگاني به امر معروف و نهي از منكر، ارتقا و پيشرفت امور جامعه را تضمين نموده است.

پرداختن به «خير» و «اصلاح» در فرد و جامعه در همه امور زندگاني بشر از اصول مسلمي است كه نسبت به سبقت‌ گرفتن در آن‌ها تأكيد شده است. و بالاخره ايجاد فرهنگ «قناعت» و «مصرف بهينه» كه دربردارنده سود و صرفه براي افراد، سازمان‌ها و جامعه است از وظايف بزرگ اخلاقي، فقهي و قانوني شمرده شده است. بر اين اساس ماندگاري و پيشرفت در جوامع امروزين و پايداري بر ارزش‌هاي اسلامي ايجاب مي‌كند كه با مسئوليت هر چه تمام‌تر نسبت به گردش كار زندگي جمعي‌مان حساس باشيم و با استفاده از استعدادها و توان خويش در بهبود مستمر آن بكوشيم.

 

پيشنهاد چيست؟

در تعريف پيشنهاد به نو بودن فكر و ايده‌ و ايجاد سود و صرفه‌ براي سازمان به‌عنوان دو عنصر جامعه تكيه مي‌گردد. ضمناً يادآوري مي‌شود كه شايسته است پيشنهاد در برنامه سازمان وجود نداشته باشد، تكراري نباشد و جزو شرح وظايف سازماني پيشنهاددهنده نيز نباشد. اين عناصر مانع و مميز تعريف پيشنهاد شناخته مي‌شود. نو بودن ايده و فكر صرفاً نو بودن به تمام‌معني نيست بلكه شامل مواردي نيز مي‌شود كه فكري قبلاً مطرح شده اما اجرا نشده باشد و به فراموشي سپرده شده است. بنابراين «احياي آن فكر» ايده نو به حساب مي‌آيد و اينكه پيشنهاد در برنامه استراتژيك سازمان و در دستور كار سازمان نباشد و متروك مانده باشد مانع پذيش آن نيست. تكراري نبودن به اين معني است كه پيشنهاد ارائه شده عيناً مطابق پيشنهاد ديگري كه قبلاً مطرح و ثبت شده نباشد و حق با كسي است كه قبلاً آن پيشنهاد را ثبت كرده است. عدم مطابقت دو پيشنهاد تنها در موضوع نيست بلكه تمامي اجزاي و اركان تشكيل‌دهنده پيشنهادها نبايد مطابق يكديگر باشند. بنابراين ارائه يك پيشنهاد در يك سازمان در موضوع خاص نمي‌تواند مانع از پيشنهاد مشابه در سازمان ديگر و مكان ديگر گردد، مگر اينكه مشابه آن پيشنهاد در دستور كار سازمان دوم نيز قرار گرفته باشد.

 

تعريف‌هاي مشاركت:

1-    پيوندي دوسويه، سازنده و سودمند ميان دو تن يا بيشتر از دو تن؛

2-    فراهم‌آوردن و گستردن بستر نقد مشترك براي يافتن هدف‌هاي مشترك؛

3-    دخالت‌دادن و درگيرشدن مردم در فراگردهاي تصميم‌گيري اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي‌ كه بر سرنوشت آنان اثر مي‌گذارد. (تعريف از سازمان ملل متحد)؛

4-    يك ساز و كار زندگي اجتماعي.

مفروض‌هاي ارزشي مشاركت:

1-    پذيرش برابري «ارزش انساني» همه مردمان؛

2-    پذيرش مشاركت به‌عنوان يك فراگرد شكوفايي؛

3-    پذيرش برابري «حقوق طبيعي» همه مردمان.

مشاركت در تبيين تازه:

1-    گوش دادن به سخن ديگران، به ويژه زيردستان؛

2-    فراهم آوردن احساس مالكيت در انديشه و فرآورده؛

3-    درهم شكستن فرهنگ سكوت و خاموشي؛

4-    از ميان بردن حاشيه‌نشيني؛

5-    پروردن و اختيار دادن.

مشاركت و جامعه مدني:

مشاركت در اصل تنظيم يك پيوند آگاهانه ميان افراد جامعه و نظام حكومت است، به گونه‌اي كه نظام و جامعه با برخورداري از دانش و تجربه همه اعضاي خود بتوانند به توانمندي و رسايي دست يابند و همه اعضاي آن از خرد و كلان بر پايه تونايي‌هاي فرد به مجموعه‌اي كه به آن پيوسته هستند ياري برسانند و در ساخت و برپايي مدنيت جامعه خود شريك و سهيم باشند. جامعه مدني قالبي براي تنظيم همه پيوندهاي اجتماعي است كه مردم با انتخاب خويش و تصميم‌هاي خود محتواي آن را مشخص مي‌دارند.

راه بندهاي مشاركت:

-        راه‌بندهاي فرهنگي؛

-        نظام خودكامگي يا ارباب- رعيتي؛

-        جهل و بيسوادي و محروميت از دانش‌‌هاي فني و تخصصي؛

-        شماري از هنجارهاي اجتماعي؛

-        خودخواهي و خودمحوري؛

-        نداشتن اعتماد به ديگران‌؛

-        نبود كنجكاوي؛

-        نبود همدلي؛

-        نبود انعطاف ذهني؛

-        احساس حقارت.

2- راه‌‌بندهاي سازماني

-        ساختارهاي ديوان‌سالاري و هرمي بلند؛

-        روابط رئيس- مرئوسي و توزيع نابرابر اقتدار و اختيار سازماني؛

-        برنامه‌ريزي متمركز.

پي‌آمدهاي مشاركت:

نتيجه پژوهش «كورت لوين»: هر چه مردم در فراگرد دگرگوني مشاركت بيشتر نقش داشته باشند، مقاومت و ايستادگي آنان در برابر دگرگوني كاهش مي‌يابد.

فوايد اسلامي نظام مشاركت عبارت است از:

1-    كارها با فكر، تدبر و معرفت بيشتر صورت مي‌پذيرد؛

2-    كاركنان علاوه بر بازو، فكر خويش را نيز بكار مي‌گيرند كه ارزش وجودي فكر در نظام اسلامي واضح است؛

3-    واژه «شكر» مصداق پيدا كرده و كاركنان از تمامي استعدادهاي وجودي خويش خصوصاً عقل، فهم و فكر استفاده بهينه مي‌كنند؛

4-    عنصر تشكر از هر نوآوري و خدمت بهتر نقش محوري خواهد داشت؛

5-    به سفارش «نظم امركم» عمل شده و سازمان داراي هماهنگي فوق‌العاده براي تأمين هدف مشترك سازماني خواهد شد؛

6-    كاركنان از تساوي «من ساوي يوماه فهو مغبون» پرهيز كرده و دائماً رو به تعالي حركت مي‌كنند؛

7-    انظباط و قانون‌مداري در سازمان فزون‌تر و مقبول‌‌تر مي‌شود؛

8-    از «تبذير» يا ريخت‌و پاش جلوگيري به عمل مي‌آيد؛

9-    از «اسراف» يا تركيب بد اجزاء ممانعت بيشتري مي‌شود؛

10-امر به معروف و نهي‌ از منكر بهتر و سريع‌تر انجام مي‌گيرد و درون‌ ساختار سازمان نهادينه مي‌گردد؛

11-كارها از دنيوي بودن و شكل رفرميستي داشتن خارج و مغزدار شده و رنگ اخروي به خود مي‌گيرد؛

12- كار از حالت موجر و مستأجر يا رئيس و مرئوس يا قرارداد طرفيني خارج و به شكل عاشقانه صورت خواهد گرفت.

13- به شعار «حي علي خيرالعمل» جامه عمل پوشانده و هميشه در همه جاي سازمان مطلوب‌ترين كار فعل و قول خير و احسن خواهد بود؛

14- علاوه بر بخش «كلكم مسئول عن رعيه» بخش «كلكم راع» نيز مصداق پيدا خواهد نمود؛

15- نظام مديريتي مشابه نظام مديريتي حضرت سليمان(ع) به وجود مي‌آيد؛

16- بستر تعاون در «بر» ايجاد شده و زمينه تعاون در «اثم» محدود و بلكه معدوم خواهد شد.

ژاپن

ژاپن اولين كشوري بود كه نظام پذيرش و بررسي پيشنهادها را در سال 1721 و به‌گونه‌اي استراتژيك و بنياني مطرح و اجرا كرد. در سال 1721 به دستور شوگان هشتم موسوم به يوكوشيمين توكوگاوا جعبه‌هاي كوچكي طرح‌ريزي و در شهر پخش شد تا مردم نظراتشان را در اين جعبه‌ها بياندازند، همه شهروندان اين اجازه را داشتند كه پيشنهادها، درخواست‌ و حتي شكايت‌هايشان را به اين جعبه‌ها بياندازند. به نظر شوگان اين روش بهترين مكانيسم جهت درك نظرات و ديدگاههاي مردم نسبت به خط‌مشي‌هاي حكومتي بود.

سوئد

پس از ژاپني‌ها، اين سوئدي‌ها بودند كه از طريق تشكيل كميته‌هاي سلطنتي و به گونه‌اي نهادينه شده حركت كردند، حركتي قوي و محكم كه هنوز پس از گذشت ساليان مدير، كشور نتوانسته به اين درجه محكم، نظام‌مند و نهادينه‌گر عمل كرد. در سال 1742 كميته‌‌هاي سلطنتي نظرات مردم را در تصميم‌گيري‌هاي سازماني دخالت دادند، چون مي‌دانستند كه هيچ‌چيز براي مردم ارزشمندتر از آن نيست كه نظراتشان را در تصميم‌گيري‌هاي خودشان به طور عيني و مشهود مشاهده كنند.

ايتاليا

پس از سوئدي‌ها، اين بار ايتاليايي‌ها وارد ميدان مشاركت شدند و به دستور «دوگ ونس») از طريق نصب منشوري در قصر پادشاهي مزاياي پيشنهادهاي مردم را به ديواره‌هاي قصر آويختند.

چه خوبست ... !!!

چرا كارمند ايراني خيلي كم پيشنهاد كاري، عملياتي و... مي‌دهد؟ چرا كارمند ژاپني در يك دوره سي‌ساله خدمت، صدها بلكه هزاران پيشنهاد به مسئول مربوطه مي‌دهد، اما در طول سي‌سال خدمت تعداد بسياري از كارمندان ايراني، حتي يك پيشنهاد داده نمي‌شود. مگر دادن پيشنهاد در جهت بهتر و آسان‌تر كار كارمندان و كاهش مشكلات نيست؟ در كنار تشويق‌هايي كه نظام پيشنهادها انجام مي‌دهد‌، مانند اهداي جوائز و پاداش و... به نظر مي‌رسد شايد مالكيت و احساس مالكيت كردن نقش بالقوه‌اي در اين امر داشته باشد. اين عامل باعث شريك شدن در كار و سهيم شدن در اجراي بهتر كار مي‌شود. خانم خانه‌داري كه هر روز پيشنهاد مي‌دهد، چه براي تغيير دكوراسيون خانه، چه براي مخارج خانواده و چه... به نظر مي‌رسد خود را مالك خانه و اثاث‌البيت مي‌داند. بنابراين با اين حس مالكيت، هر روز براي بهبود وضع موجود، پيشنهادي نو ارائه مي‌دهد.

راهي بايد انديشيد تا كاركنان احساس مالكيت كنند. آن وقت دلسوزي مي‌كنند و پيشنهاد مي‌دهند. چرا يك كارمند پس از اتمام كار روزانه‌اش چراغ‌هاي دفترش را خاموش نمي‌كند و بي‌توجه به آن تا صبح دفتر او روشن است اما در منزل خود اگر يك لامپ اضافه روشن باشد با فرزندانش جدال مي‌كند‌؟ اين احساس مالكيت در مورد خانه‌اش است و آن هم احساس مالك‌ نبودن در مورد كارش. بنابراين مهم نيست كه اين وسايل مال من نيست، حداقل تا زماني كه من با آن كار مي‌كنم بايد مواظب آن باشم و... به اميد روزي كه هر ايراني خود را مالك ايران بداند و براي بهبود آن تلاش كند.

 

اصول نوآوري

نوآوري هيچگاه به گونه‌اي سيستماتيك، هدفمند و سازمان‌يافته شكل نمي‌گيرد. بيشتر نوآوران، پديده‌هاي خود را در اثر شانس و جرقه يكباره هوششان ارائه نموده‌اند و نه با پشتكار و زحمت زياد. اما بسياري از نوآوري‌هاي قابل تدريس و يادگيري نيست چرا كه راه و روش مناسبي وجود ندارد كه به افراد ياد بدهيم چگونه باهوش و باذكاوت باشند. يكي از بزرگترين افراد هوشمند جهان «لئوناردو داوينچي» است. در هر صفحه از يادداشت‌هاي او مي‌توان انبوهي از انديشه ساخت چرخ‌بال (هليكوپتر) و زيردريايي را مشاهده كرد. او مي‌توانست با تكنولوژي قرن شانزدهم اين انديشه‌ها را به نوآوري تبديل كند. نوآوري هدفمند كه در نتيجه تحليل، سخت‌كوشي و كار سيستمي حاصل مي‌شود را مي‌توان به عنوان تجربيات نوآوري مطرح نمود و در مورد آن‌ها بحث كرد. تقريباً 90 درصد نوآوري‌هاي كارآمد و اثربخش بر همين اساس صورت مي‌گيرد. اما اصول نوآوري چيست؟ قطعاً نوآوران استثنايي نيز در صورت پيروي از اين اصول مي‌توانند اثربخش باشند. اين اصول شامل دو دسته است: تعدادي از آن مواردي كه بايد انجام دهيم و بخشي از مواردي كه بهتر است انجام ندهيم. البته بايد به اين دو دسته سه شرط را اضافه كرد.

آنچه بايد انجام دهيم:

1-    نوآوري سيستماتيك و هدفمند با تحليل فرصت‌ها آغاز مي‌شود. اولين قدم، تفكر در مورد آن چيزي است كه آن را منابع فرصت‌هاي نوآوري مي‌ناميم. اين منابع در محيط‌هاي مختلف داراي اهميت متفاوت‌اند‌. براي مثال «جمعيت‌شناسي» ارتباط چنداني با نوآوري فرآيندهاي صنعتي ندارد.

2-    نوآوري هم مفهومي است و هم ادراكي. دومين اصل اجباري در نوآوري همانا سركشي، سئوال كردن و گوش كردن است. نوآوران موفق از هر دو نيم‌كره مغز خود خوب استفاده مي‌كنند. آنها به ارقام، آمار و مردم نگاه مي‌كنند و تحليل مي‌نمايند كه «چه نوع نوآوري براي فرصت‌هاي موجود لازم است؟» آن‌ها سعي مي‌كنند تا انتظارات، ارزش‌ها و نيازهاي مصرف‌كنندگان و استفاده‌كنندگان را درك كنند.

3-    نوآوري اثربخش بايد ساده و هدفمند باشد. تنها بايد به يك كار پرداخت. البته ساده نيست، هر چيز ساده‌اي ابتدا با مشكل مواجه مي‌شود. بهترين نوآوري آن است كه مردم درباره‌اش بگويند: عالي است، چرا ما تا به حال به آن فكر نكرده‌ بوديم.

4-    نوآوري‌هاي اثربخش كوچك‌اند و بزرگ نيستند. آن‌ها در يك جهت مشخص خواهند بود. ايده‌هاي بزرگ با برنامه ايجاد انقلاب و تحول در يك صنعت، احتمال انقلاب موفقيت بسيار پاييني دارند.

5-    آخرين مورد در اين خصوص، هدف نوآوري در جهت رهبري است. نوآوري نبايد الزاماً به خاطر تبديل شدن به يك فعاليت بزرگ باشد. چون هيچ‌كس قادر به پيش‌بيني اين مسأله نيست.

آنچه نبايد انجام دهيم:

1-    نبايد سعي كنيم باهوش باشيم. نوآوري‌ها توسط افراد عادي و معمولي صورت مي‌گيرد و تنها احمق‌ها نمي‌توانند نوآوري داشته باشند.

2-    نبايد به فعاليت‌هاي متنوع و پراكنده پرداخت. فعاليت‌ها بايد قانونمند باشند.

3-    در آخر اينكه، نبايد سعي كنيم تا براي آينده نوآوري نماييم. بايد براي زمان حال نوآوري كرد. نوآوري مي‌تواند پيامدهاي بلند‌مدتي داشته باشد و شايد تا 20 سال آينده به بلوغ خود نرسد. در ابتداي دهه 70 كسي تصور نمي‌كرد كه رايانه‌ها تا اين اندازه بر چگونگي و روش انجام كارها تأثير داشته باشند.

سه شرط:

متأسفانه غالباً مشاهده شده كه به اين سه شرط آشكار هيچگونه توجهي نمي‌شود:

1-    نوآوري كار است. به دانش نياز دارد. نوآوران معمولاً از ديگر افراد با استعدادتر هستند و در چند زمينه فعاليت مي‌كنند.

2-    براي موفقيت بايد بر قدرت و توانايي خود تكيه كنند و به فرصت‌ها در طيفي وسيع‌تر بنگرند. سپس از خود سؤال كنند كه كداميك مناسب من است.

3-    در آخر اينكه نوآوري مؤثر است بر اقتصاد و جامعه، تغييري است در رفتار مصرف‌كنندگان، معلمين و كشاورزان و يا كل مردم و يا اينكه تغييري است در يك فرآيند، در چگونگي كار كردن و توليد يا محصول كارآفريني، بايد نزديك به بازار، متمركز بر بازار و در جهت بازارگرايي باشد.

 

مرجع: خلاقيت و كارآفريني و مقاله اصول نوآوري «پيتر دراكر».

 

سه‌شنبه 18 فروردين 1388 - 10:43


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری