يكشنبه 29 مرداد 1396 - 12:36
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني
نفر نخست جشنواره مطبوعات در رشته مقاله‌ ادبي هنري

 

شبي با كليشه‌ها

 

 نقد فيلم «شبي در تهران» ساخته بهرام كاظمي

يكي از راه‌هاي خلق كمدي ريشخند مشكلات و معايب انساني و اجتماعي است. در شبي در تهران هم قرار است ما رفتار اغراق شده و مستأصل يك زوج جوان را در مقابل مشكلات كلانشهر تهران ريشخند كنيم به عبارت ديگر كارگردان خواسته عوارض منفي شهر تهران روي زوجي جوان و شهرستاني زمينه‌ساز صحنه‌هاي كميك شود.

يكي از دلايلي كه شوخي‌هاي فيلم را ناموفق مي‌كند عنصر «اغراق» است كه در فيلم به نحوي كليشه‌اي به كار گرفته شده است در صورتي كه اغراق اگر درست مورد بهره‌برداري قرار بگيرد يكي از ضروريات آثار كمدي است اما «شبي در تهران» مي‌خواهد از عناصر اغراق‌آميز و مجرد و خارج از روال دراماتيك داستان‌گويي و فارغ‌ از خلق با جزييات و خلاقانه موقعيت‌هاي كمدي به هر نحوي شده از تماشاگر خنده بگيرد تكرار عصبانيت‌هاي بي‌منطق و نچسب رامبد جوان كه حتي در مرتبه اول خنده‌دار نيست چه برسد به اينكه بارها و بارها تكرار شود از آن جمله است و يا تأكيد بر اصرار ماهايا پطروسيان براي خوردن شيرقهوه در جاي جاي فيلم هم جز اينكه سوهان روح تماشاگر باشد چيز ديگري نيست.

بسياري از شوخي‌هاي فيلم متكي بر ديالوگ هستند مثل صحنه‌اي كه زن حلقه‌اش را گم مي‌كند و مي‌گويد كه چون غذا نخورده لاغر شده و حلقه از دستش افتاده، نظير اين شوخي‌ها كه حتي اگر شفاهي براي كسي تعريف كنيم لطيفه‌هاي بي‌مزه و غير كميكي هستند در فيلم فراوان است. البته برخي از ايده‌هاي كميك فيلم توانايي بالقوه ايجاد خنده را دارند و استفاده از آن‌ها را در بسياري از فيلم‌هاي كمدي موفق ديده‌ايم اما چون در «شبي در تهران» زمينه‌سازي دراماتيك خوبي ندارند و سطحي جلوه مي‌كنند در نتيجه موفق نيستند شوخي‌هايي مثل شكستن پاشنه كفش پطروسيان يا شوخي با مژه مصنوعي او يا صحنه‌اي كه رامبد جوان عينكش را بر عكس مي‌زند.

بهرام كاظمي فكر كرده كه حادثه‌اي مثل شكستن پاشنه كفش به تنهايي و قائم به ذات مي‌تواند كميك باشد در صورتي كه هر حادثه‌اي به صرف «حادثه» بودن كميك نيست بلكه هر صحنه‌ كمدي زمينه‌سازي مناسب و اجراي فوق‌العاده ظريف و خلاقانه‌اي را مي‌طلبد تا موجب خنده تماشاگر شود بي‌دليل نيست كه خنداندن تماشاگر يكي از سخت‌ترين كارها در سينما و اصولاً آثار نمايشي است.

القاي مضمون فيلم هم در مذمت زندگي در كلانشهر تهران و خوب بودن شهرستان‌ها، كليشه‌اي و دم‌دستي است. در ابتداي فيلم زوج جوان در هواپيما از آرزوي خوشبخت‌ شدن در تهران صحبت مي‌كنند اما در انتهاي فيلم به اين نتيجه مي‌رسند كه تهران جاي خوبي نيست و همان شهرستان خودشان به مراتب بهتر است اما مشكلاتي كه در فيلم از تهران مي‌بينيم تنها حوادثي هستند كه نه تنها در تهران بلكه در هر شهر يا شهرستان ديگري هم مي‌توانند رخ بدهند اينكه هواپيما به علت بدي هوا نمي‌تواند در فرودگاه مهرآباد فرود بيايد يا چمدان‌ها و پول‌هاي زن و مرد كه توسط سارقين ربوده مي‌شوند يا هتلي كه به دليل دير آمدن زن و شوهر جاي خالي ندارد و... حوادثي هستند كه در هر شهر و شهرستاني مي‌تواند اتفاق بيافتد و تنها مختص شهر تهران نيست. لذا از اين حوادثي كه قابل تعميم به تمام مكان‌هاست نمي‌توانيم در مذمت زندگي در كلانشهر تهران نتيجه‌گيري كنيم البته نگارنده به هيچ وجه قصد كتمان معضلات بزرگ شهر تهران را ندارد بلكه اينجا سخن از گزينش و غيرمنطقي بودن سير درام در فيلم و نتيجه‌گيري حاصل از آن است چرا كه اصولاً راه انتقاد از مشكلات تهران اين نيست كه در فيلم به صورت سردستي و سطحي مطرح شده است.

جالب اينجاست كه برخي از مشكلاتي كه در فيلم به تهران نسبت داده شده است ربطي به تهران ندارد و در اثر كم هوشي شخصيت‌هاي فيلم به وجود مي‌آيد مثلاً آن‌ها چرا به همين راحتي به هر كس كه از راه مي‌رسد اعتماد مي‌كنند مگر آن‌ها سال‌ها خارج از كشور تحصيل نكرده‌اند گيريم كه حالا در شهرستان اقامت دارند و اينكه آن‌ها چرا نمي‌پذيرند كه از ماشين پليس كه در تعقيب تبهكاران است پياده شوند و خطر به اين بزرگي را به جان مي‌خرند اين ديگر نامش سادگي نيست و واژه «كم‌هوشي» براي آن مناسب‌تر است.

حال فيلم «شبي در تهران» را مقايسه كنيم با فيلم‌هاي موفق در مورد معضلات تهران، در اين فيلم‌ها معضلات تهران مترادف با يكسري حوادث تصادفي، خلق‌الساعه و گزينشي نيست بلكه مشكلات به نحو عميق و جامعه‌شناسانه‌اي به تصوير كشيده مي‌شوند. فيلم «اجاره‌نشين‌ها» (داريوش مهرجويي) از جمله اين نوع فيلم‌هاست.

وقتي شوخي‌ها و لحظات كميك خوبي براي فيلمي نوشته و تدارك ديده نشده، بازيگران خوبي چون رامبد جوان و ماهايا پطروسيان هم نمي‌توانند معجزه كنند رامبد جوان در نقش شخصيتي كه مرتب عصباني مي‌شود و همه را تهديد به شكايت مي‌كند از تكرار اين عصبانيت‌ها طرفي نمي‌بندد و خنده‌اي بر لب تماشاگر نمي‌نشاند و ماهايا پطروسيان هم در نقش زني وفادار كه مرتب مراقب سر و وضعش است نمي‌تواند بامزه و جذاب باشد.

در مجموع «شبي در تهران» همان كليشه‌هاي هميشگي سينماي عامه‌پسند در ژانر كمدي را تكرار مي‌كند كليشه‌هايي كه گاه در برخي از فيلم‌ها از گيشه جواب مثبت مي‌گيرند و گاه در برخي از فيلم‌ها اين چنين نمي‌شود بنابراين هيچ فرمول تضمين شده و از پيش تعيين شده‌اي در كار نيست. چه بهتر كه كارگردان‌هاي سينماي عامه‌پسند مثل بهرام كاظمي گاهي راه‌هاي جديدتري فارغ از كليشه‌ها را هم بيازمايند.

 

يكشنبه 16 فروردين 1388 - 13:31


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری