جمعه 28 مهر 1396 - 10:25
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

دكتر داود ميرزايي مقدم
مدیر کل دفتر مطالعات و رصد فرهنگی

 

چگونگي ايجاد خلاقيت و نوآوري در تبليغات ديني

 

 

مقدمه:

آخرين روزهاي سال نوآوري و شکوفايي را در حالي پشت سر مي‌گذاريم که در سال 1387 کشورمان شاهد روزهاي موفقي در عرصه‌هاي علمي، سياسي و اقتصادي بود. موفقيت در عرصه‌ي فرهنگي را نمي‌توان با قوت بيان داشت چراکه داراي مسائل خاص خود است. به خصوص که اين روزها فرهنگ سخت درگير سياست يا بهتر بگويم سياسي‌کاري شده است. به هر روي براي مبارزه‌ي موفق در آوردگاه انديشه‌ها و عقايد گوناگون بايد به فکر راه‌هاي تازه و جذاب بود و اين ميسر نمي‌شود مگر با تفکري خلاق، نوآور و شکوفا.

آيا تاكنون به راه‌هاي ايجاد خلاقيت در تبليغ فكر كرده‌ايد؟ در روزگار ما به قول آلوين تافلر؛ ديگر قدرت از لوله‌ي تفنگ خارج نمي‌شود و ماهيت قدرت، تغيير يافته است. انديشه‌هاي ديني متفاوت هر روز، راه‌هاي تازه‌اي را براي جلب مخاطبان، در پيش مي‌گيرند. انسان خسته‌ي مدرن به دنبال راه‌هاي تازه‌اي براي شکستن قفس تنگ و نفس‌گير زندگي ماشيني است. اين در حالي است که علم‌گرايي، تجربه‌گرايي، اخلاق‌گرايي صرف و چندخدايي نيز نتوانست پاسخگوي نيازهاي متنوع او باشد. از همين رو عرفان‌هاي کاذب و انديشه‌هاي تخديري در قالب جنبش‌هاي نوپديد ديني در قرن 21 رشد و گسترش فزاينده‌اي يافت. در اين گير و دار، کار اديان ابراهيمي سخت‌تر شد. رهبران ديني ابراهيمي هر روز با جنبش‌هايي روبرو هستند که مومنان به اين اديان را با شبهه‌هاي جديدي روبرو مي‌سازد. از ديگر سو، مبلغان ديني با دشواري‌هاي خاصي روبرو شده‌اند که تنها با خلاقيت و نوآوري در شيوه‌هاي تبليغي مي‌توانند جدال فکري موفقي را در نگهداشت و جذب مخاطبان خود داشته باشند.

بدون شك، هر سازمان، متشکل از عوامل انساني، فرهنگي، ساختاري، فني، تكنولوژيکي و ساير عناصر محيطي است كه به صورت مشترك براي تحقق هدف‌هاي از پيش تعيين شده در تعامل هستند. رشد سازمان و تداوم آن، ارتباط نزديكي با نيازها و خواسته‌هاي انساني و چگونگي برآورده شدن آنها دارد. يكي از وظايف مديران سازمان‌ها آن است كه نيروهاي انساني تحت امر خود را توانا سازند به گونه‌اي كه بتوانند تصميم بگيرند، راه‌حل‌هاي تازه براي مسايل پيدا كنند، خلاقيت داشته باشند و در مقابل كار مسئول باشند.

پيشرفت‌هاي روزافزون جوامع امروزي مرزهاي سازمان‌ها را برداشته، به گونه‌اي كه ديگر نوآوري‌ها و خلاقيت‌ها از بالا به پايين ديكته نمي‌شوند بلكه با طراحي ساختارهاي نوين بر پايه همكاري و اشتراك، مشاركت به عنوان رايج‌ترين موضوع و لازمه كار با گروه‌هاي انساني مطرح گرديده است.

با ورود به عرصه مديريت نوين، اين واقعيت نمود مي‌كند كه تكنولوژي، همه چيز را تحت تأثير خود قرار داده است. نظام تبليغات ديني نيز از اين امر مستثني نيست. بدون شک تبليغات ديني نيازمند تغييرات اساسي و بنياديني است كه بايد با برنامه‌ريزي، شناخت، آگاهي و خلاقيت همراه باشد. نيروي انساني به عنوان محور تحول و عنصر اساسي هر سازمان كه خود متأثر از اطلاعات و ارتباطات است عمل مي‌كند، براي ارتقاء بهره‌وري و تأثيرگذاري مثبت، سخت نيازمند انديشه‌هاي توانمند، مشاركت و ايجاد انگيزه‌ براي مشاركت است. به ديگر سخن اين سه عامل تغييرات قابل ملاحظه‌اي را در بدنه هر سازمان ايجاد مي‌كند.

با اين مقدمه مي‌خواهيم بدانيم چگونه‌ مي‌توانيم تبليغ ديني نوآورانه و خلاقانه داشته باشيم؟ مبلغان ديني دنياي آينده‌ي ديجيتال، بايد بتوانند پيوندي هم‌گون و مناسب ميان ارزش‌هاي اخلاقي و انساني و تكنولوژي ديجيتال ايجاد كنند.

خلاقيت چيست؟

خلاقيت «به‌كارگيري توانايي‌هاي ذهني براي انجام يك كار» يا «تحليل مفهوم جديد» است. خلاقيت از مسايل كوچك براي انجام يك كار خاص شروع مي‌شود و قبل از اين‌كه از نبوغ، حكايت كند حاصل انجام كار است. بنابراين براي به‌كارگيري فنون پرورش خلاقيت، بايد ابتدا از «بارش افكار» به عنوان بهترين ابزار استفاده كرد. در اين خصوص بايد توجه داشت نبايد هيچ انتقادي از نظرات ارائه شده در جلسه‌اي كه عنوان «طوفان مغزي» دارد صورت پذيرد، براي دست‌يابي به حداكثر ايده‌ها بايد حتي نظرات تكراري يادداشت شود و اجازه‌ي اظهار عقيده به مخاطبان داده شود تا در وهله‌ي اول چگونگي تفكر خلاق را تمرين كنند، آن‌گاه آرام آرام ذهنشان پالايش شده و در مسير خلاقيت قرار مي‌گيرند.

در مراكز تبليغات ديني با فرهنگ خلاقيت‌پذيري، بايد ارتباط مديران برنامه‌ريز با مبلغان و مخاطبان، دوطرفه و متقابل باشد. از ايده‌هاي نو، قابل قبول و از فرهنگ پرسش حمايت شود، در اين مراكز از توان‌مندي‌هاي تمام عناصر، حتي مخاطبان استفاده شده و افراد به صورت خودانگيخته تلاش كنند تا در نهايت تفكر خلاق و ارائه‌ي پيشنهاد در عمق ذهن آنان دروني (internalized) شود. به ديگر سخن با اخذ مشورت و نظر از مبلغان و مخاطبان، چگونگي مشاركت خلاق و يافتن راه‌حل‌هاي نوآورانه را بايد با آن‌ها تمرين كرد.

آن‌چه كه در راستاي فرصت و استفاده از نظرات و پيشنهادهاي سايرين و ايجاد جو مناسب در محيط كار براي بروز خلاقيت‌ها و شكوفايي استعدادها مفيد واقع مي‌شود برقراري سيستمي جهت پذيرش و بررسي پيشنهادها است به گونه‌اي كه به عنوان باور و ارزش در حفظ و بالا بردن حرمت و ارزش وجودي نيروي انساني در فرهنگ سازماني و اعماق انديشه و تفكر افراد نهادينه شود البته نبايد انتظار داشت، همگان در اين امر، مشاركت داشته باشند چون برخي از افراد به دليل كار در سيستم‌هاي سنتي، در مقابل تغييرات واكنش نشان داده و دوست مي‌دارند بيشتر فرمان‌بر باشند و كمتر مسؤوليت بپذيرند. بنابراين بايستي براي تأمين مشاركت آن دسته از افرادي كه كمتر مشتاق و مايل به مشاركت هستند زمينه‌ي لازم براي فضايي آزاد و سالم جهت طرح، نقد انديشه و وسعت دادن به دامنه‌ي آگاهي‌ها و توانايي‌هاي افراد در جهت بالا بردن كيفيت خدمات و ايجاد فضاي شوق‌انگيز مسؤوليت‌پذيري در راستاي آشكار كردن توانمندي‌هاي آنان و ابداع روش‌هاي تازه و ابتكاري براي بالا بردن قدرت يادگيري و پرورش استعدادهاي نهفته، فراهم آورده شود.

 چگونگي تبليغات ديني خلاق:

هر فعاليتي به سازماندهي و سياست‌هاي خاص نيازمند است. نظام تبليغات ديني يك «كار ويژه» محسوب مي‌شود و نگاه به تبليغات ديني براي دستيابي به اثربخشي، كارآمدي و باروري بالا بايد با آگاهي از ميزان خلاقيت و تقويت آن به دنبال تعالي تبليغات ديني از حالت سنتي به مدرن (به معناي روزآمد) با عملكرد عالي صورت گيرد به گونه‌اي كه در آن بهبود مستمر خلاقيت توسط همگان، عملياتي شده و به عنوان يك فرهنگ در بين مبلغان در آيد. آن‌چه كه در سيستم تبليغات ديني بايستي در نظر گرفته شود نوآوري در شيوه‌هاي تبليغي به معناي فراهم ساختن شرايط آن است با اين زيربنا كه به بهبود و تغيير به عنوان يك برنامه‌ي درازمدت مستمر بهره‌وري، منجر شود.

تأكيد عمده‌ي کارشناسان در نظام‌هاي آموزشي بر پرورش خلاقيت مبلغان متمرکز است و معيار اساسي موفقيت اين نظام‌ها نيز در اين است كه تا چه اندازه از راه‌هاي خلاقانه در تبليغ، نگهداشت و جذب مخاطبان بهره مي‌برد. به تعبيري ديگر، مبلغ خوب كسي است كه نياز مخاطب خود را شناخته و پاسخ صريح و متناسب با نياز او ارائه کند و راه‌هاي خلاقيت را بيآموزد. خلاقيت و نوآوري امري است كه وجود آن دائماً در هر سازماني احساس مي‌شود. در واقع، وجود مبلغات ديني تعليم‌ديده، توانا، باانگيزه و هم‌چنين ابزار تخصصي مجهز، لازمه‌ي پيشرفت، نوآوري و خلاقيت است.

 

نظام تبليغات ديني خلاق:

در يك نظام تبليغي ديني خلاق معمولاً افراد داراي ذهن تحليل‌گر، كنجكاو، مستقل و متفكر هستند و به فعاليت‌هاي علمي و فكري علاقه‌مندند. چنين افرادي شديداً به استقلال عمل و تحول در محيط كار و احترام نيازمندند.

فعاليت افراد خلاق، مستلزم كار مشترك است. در اين زمينه، داشتن مهارت‌هاي ارتباطي، امري بسيار ضروري است. البته بايد توجه داشت افرادي كه براي كارهاي خاص انتخاب مي‌شوند توانايي انجام آن را داشته باشند چه در غير اين صورت احساس ناتواني باعث نارضايتي و كسالت آنان مي‌شود. هم‌چنين در تشكيل تيم‌هاي خلاق بايد افراد را در پيدا كردن هم‌تيمان جديدي كه ارتباط مناسبي با آنان دارند آزاد گذاشت چون در اين صورت آنان نسبت به موقعيت، احساس مسؤوليت و پاي‌بندي زيادتري خواهند داشت.

آن‌چه در همبستگي و تداوم اين تيم‌ها مهم است، اعتماد متقابل و همكاري صميمانه بين اعضا و مديريت، هم‌چنين هماهنگي بين خواسته‌ها و هدف‌هاست.

موانع خلاقيت مبلغان ديني:

براي پرورش خلاقيت بايد موانع خلاقيت را شناخت و آن‌ها را از سر راه برداشت به همين دليل مديران تبليغات ديني بايد بدانند چه موانعي بر سر راه خلاقيت وجود دارد زيرا گام اول در برطرف كردن موانع خلاقيت، شناسايي نقاط ضعف خود و موانع دروني و بيروني خلاقيت‌ها است. در زير به عمده‌ترين موانع اشارت مي‌رود:

1ـ ارزيابي منفي از خود:

اولين مانع خلاقيت، ارزيابي منفي از خود است. وقتي يك مبلغ ديني احساس كند استعداد ندارد همين تصوير ذهني منفي او باعث مي‌شود قدرت خلاقيت او هم كاهش يابد. تصويري كه فرد از خود دارد در احساسات، عواطف و رفتار او تأثير مي‌گذارد. تأثير ذهني منفي، او را نسبت به خود نااميد مي‌كند. بنابراين بهتر است با ايجاد اعتماد به نفس اين مانع را از بين برده و ارزيابي مثبتي از خود داشته باشيم زيرا انساني كه خود را مثبت ارزيابي كند فضاي مثبت انرژي‌هاي رواني اطراف او موجب افزايش انگيزش و فعاليت‌هاي خلاق در او مي‌شود.

2ـ ترس از آينده:

يكي ديگر از موانع خلاقيت مبلغان ديني، ترس از آينده است. وقتي فرد از آينده مي‌ترسد قدرت پيش‌بيني آينده را ندارد و نمي‌تواند شاد، اميدوار و خلاق به آينده بيانديشد و برخورد خوبي با موقعيت‌هاي خلاق داشته باشد. در حالي‌كه اگر به جاي ترس از آينده به آن فكر كرده و بتواند از مهارت‌هاي خود براي كنترل آن استفاده كند نه تنها نگران از دست دادن انرژي‌ها نخواهد بود بلكه برخوردي راحت با آينده و حال خواهد داشت.

3ـ عدم لذت از يادگيري:

وقتي فرد از يادگيري لذت نبرد، يادگيري عميق و پايدار را تجربه نمي‌كند و اگر بخواهد اين دانش را به كار بندد، تجزيه، تحليل و تركيب كه عالي‌ترين سطح خلاقيت در يادگيري است تبديل كند، مشكلات قابل توجهي خواهد داشت. در يادگيري غير لذت‌بخش، رفتارهايي مانند كنجكاوي، پرسشگري، تفكر نقّاد، تفكر خلاق و جستجوي ذهني، كم مي‌شود پس بايد با دقت، حوصله، تمركز حواس، مهارت خوب گوش دادن، خوب نگاه كردن، صحبت كردن، استفاده از روش‌هاي نمايشي در تبليغ، ميزان لذت کار تبليغي را افزايش داد تا زمينه‌هاي خلاقيت در تبليغ، فراهم شود.

4ـ عدم برنامه‌ريزي:

نبود برنامه‌ريزي باعث مي‌شود ساعت‌هاي ارزشمند زندگي بدون كاربرد مثبت و مؤثر از دست برود. همين امر مي‌تواند كل برنامه‌ها و فعاليت‌هاي هوشي و ذهني فرد را مختل كند. مبلغان ديني، هميشه از مخاطبان خود مي‌خواهند برنامه داشته باشند، ولي اگر خودشان برنامه‌اي نداشته باشند نمي‌توانند به اهداف مورد نظر نظام تبليغي، جامعه و مخاطبان مرتبط با خود برسند. اگر در کار تبليغي، برنامه‌ريزي مناسب وجود نداشته باشد مي‌توان وضعيتي را تصور کرد که يک مربي ورزشي دائما با فرامين خود شاگردان خود را به ورزش و تمرينات سخت وامي‌دارد اما خود ورزش نمي‌کند، فقط ايستاده است و فرمان مي‌دهد. شاگردان او هر روز قوي‌تر و تنومندتر مي‌شوند و مربي هر روز چاق‌تر و ...

5ـ عدم استفاده از هر دو نيم‌كره‌ي مغز:

براي خلاقيت به استفاده‌ي هم‌زمان از دو نيم‌كره‌ي مغز نياز است. افرادي كه بيشتر از يك نيم‌كره‌ي مغز استفاده مي‌كنند مانع پرورش مناسب استعداد خلاق خود در دو نيم‌كره‌ي مغز هستند. به همين دليل بهتر است فعاليت دو نيم‌كره‌ي مغز تقويت شود.

يادگيري از طريق دو نيم‌كره‌ي مغز لذت‌بخش‌تر است. گرچه عملكرد نيم‌كره‌ي چپ بر اساس الگوهاي   نظم‌دهي از هوش منطقي رياضي استفاده مي‌كند ولي با نظم دادن به فرآيند سخن‌گويي، هوش «لفظي ـ زباني» را هدايت مي‌كند. نيم‌كره‌ي راست با درك تناسب و فضا، از هوش «تجسمي ـ فضايي» استفاده مي‌كند يا در ارتباطات و معني‌يابي به هوش درون‌فردي و برون‌فردي كمك مي‌كند و با هماهنگي و تعادل‌بخشي به تحريكات بدن، باعث توسعه‌ي هوش «بدن ـ حركتي» مي‌شود و در كنترل احساسات به هوش «درون‌فردي» ياري مي‌رسانند. به همين علت لازم است افراد، كاركردهاي دو نيم‌كره‌ي مغز را خوب شناخته و با مطالعه و بررسي شيوه‌هاي تبليغي مبلغان موفق، استدلال، هماهنگي و نظم؛ خلاقيت خود را افزايش دهند.

6ـ مقايسه نامناسب خود با ديگران:

يكي ديگر از موانع خلاقيت، مقايسه خود با ديگران است در حالي كه اين مقايسه نه تنها انرژي‌هاي رواني را هدر مي‌دهد، بلكه سطح انگيزش و تلاش فرد را كاهش مي‌دهد. براي رفع اين مانع مي‌‌توان سعي كرد «خود را با خود مقايسه كرد» تا بيشتر از اينكه فكر فرد، مشغول ديگران باشد به خويشتن خويش فكر كند و باعث رشد شكوفايي استعداد و خلاقيت خود شود. انسان، وقتي ياد مي‌گيرد از مقايسه‌ي خود با خويشتن لذت ببرد احساس منفي، حقارت، حسادت، نفرت و رقابت نادرست در وجودش شكل نمي‌گيرد در اين صورت به رشد تعالي مي‌رسد.

7ـ دشوار پنداشتن خلاقيت:

بسياري از مبلغان ديني، خلاقيت در شيوه‌هاي کاري خود را خيلي دشوار مي‌پندارند و تصور مي‌كنند نمي‌توانند فردي خلاق، مبتكر و آفريننده باشند. ولي در بررسي نتايج عملكرد آنها تغييرات زيادي در سازماندهي ذهني و ادراكي نسبت به اين موضوع ايجاد شده است. تا زماني كه يك مبلغ ديني، يادگيري خلاقيت و رفتار خلاق را بسيار دشوار و دست نيافتني مي‌پندارد، براي به دست آوردن آن تلاش نمي‌كند در حالي كه وقتي درك كند او نيز مانند همه انسان‌‌هاي دنيا استعداد خلاقيت دارد، راحت‌تر به خلاقيت مي‌پردازد.

8ـ عدم اعتماد به نفس:

مبلغي كه نسبت به خويش، كار علمي، بودن و تصوير ذهني خود احساس خوبي ندارد، به تدريج اعتماد به نفس خود را از دست مي‌دهد. اگر فرد باور كند قادر است خلاق عمل كند، اعتماد به نفس، حس پرجاذبه و دلنشيني براي او به وجود مي‌آورد. احساس او را قوي‌تر مي‌كند و رفتار تبليغي او بر مخاطبانش تأثيرگذاري بيشتري خواهد داشت. مبلغ ديني با اعتماد به نفس بهتر مي‌تواند اعتماد مخاطبان خود را به دست آورد و تأثير عمليات تبليغي او چند برابر مبلغي است كه با صداي ضعيف و با احساس خود كم‌‌بيني و سردي عاطفي رفتار مي‌كند. مبلغ ديني با اعتماد به نفس بيشتر به اهداف تبليغي خود دست پيدا مي‌كند و مخاطبان خود را طوري تربيت مي‌كند كه بتوانند مسائل‌شان را خودشان حل كنند نه اينكه مسائل بيشتري را براي جامعه ايجاد كنند.

خصوصيات مبلغان خلاق

خصوصيات زير با تکيه بر سال‌ها کار آموزشي با مبلغان محترم ديني با موضوعات جامعه‌شناسي تبليغ و مخاطب‌شناسي و ساعت‌ها مصاحبه‌ي فعال، ساخت‌يافته و متقابل با مبلغان ديني (روحانيون مستقر) به دست آمده است. شايد مبلغان ديني گرامي را به کار آيد:

1.       اخلاق خوش و روش رسول اكرم (ص).

2.       برطرف كردن نياز معنوي و مالي مخاطب.

3.       صداقت و حسن نيت نسبت به مخاطب.

4.       رعايت نظم، وقت و حوصله‌ي نمازگزاران.

5.       تبليغ و تبيين اثر تربيتي و اخلاقي نماز (نماز غذاي روح است).

6.       خوش خلقي، بردباري و انجام مشاوره‌ي فرهنگي براي مخاطبان.

7.       عدم ورود مبلغان ديني به دسته‌بندي‌هاي سياسي.

8.       مطالعه تخصصي در باب نماز و سرفصل‌هاي تبليغي.

9.       احوال‌پرسي از غايبان جلسات تبليغي و نماز جماعت.

10.   احترام به نمازگزاران در خارج از محدوده‌ي نمازخانه همانند احترامي كه در نمازخانه گذاشته مي‌شود.

11.   مطالعه و توجه به مسائل اختصاصي محيط‌هاي مختلف.

12.   پذيرش تنوع و جابجايي.

13.   پذيرايي ساده از نمازگزاران.

14.   احترام به هم‌لباس.

15.   تجليل از نمازگزاران جوان.

16.   عدم ابراز نيازهاي شخصي به مخاطبان.

17.   قبول و پذيرش پيشنهادهاي سازنده‌ي مخاطبان.

18.   مأمور نمودن فردي براي مواظبت و تنظيف كفش نمازگزاران.

 

مبلغان ديني خلاق و توجه کاربردي به الگوي ارتباط با مخاطب

اين الگو حاوي بخش‌هاي ارتباطي زير است:     

1. گوينده

2. شنونده

3. پيام

4. بازخورد

5. مداخله يا موانع

6. مجرا

7. موقعيت

اين مدل، زماني كامل است كه معنا و مفهوم ذهن فرستنده‌ي پيام، با ذهن مخاطب يكسان باشد تا تغيير رفتاري، فكري و آرماني اتفاق بيفتد. در اينجا خلاقيت مبلغ معطوف به شناخت نياز و توجه به مقتضيات فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي، رواني و محيطي مخاطب است و نقش كليدي دارد.

 

چگونگي ارتباط متقابل و مؤثر با مخاطب از سوي مبلغان ديني نوآور

آنچه كه از مدل بالا (الگوي اميل دوركيم - جامعه‌شناس) استفاده مي‌شود آن است كه فرهنگ عمومي جامعه از طريق حاكميت(dispensation)، آموزه‌هاي ديني، خانواده، بوسيله‌ي ارزش‌ها، آداب و رسوم و هنجارها به آحاد جامعه، انتقال مي‌يابد. اين انتقال بايد به گونه‌اي باشد كه آحاد جامعه، ارزش و هنجارهاي فرهنگ غالب جامعه را از آن خود كرده و از خود بدانند و در جان و دل آنها رسوخ كند. به عبارت جامعه‌شناسان، دروني(internalized) شود يعني در نهاد آدميان جاي گيرد و بر دل نشيند. در اين صورت افراد پس از دروني شدن ارزش‌ها و فرهنگ جامعه وارد نظام تقسيم كار(division of labor) مي‌شوند. در حالت جامعه‌ي سالم، تصور بر اين است كه هر فرد، قبل از ورود به بازار كار و عرصه‌ي اجتماع، انساني ارزش‌مدار و هنجارمند (normative)است، پس اگر در هر موقعيت كاري قرار گيرد به درستي و بدون نياز به كنترل‌هاي مختلف رسمي يا غير رسمي، وظايف محوله را انجام مي‌دهد و به عبارت روشن‌تر هر فرد كنترل كننده‌ي خود      (self control) است.

پس از اين كه افراد با درستي و صداقت(fidelity) و با رعايت ارزش‌هاي والاي الهي و انساني، كار خود را انجام دادند، در سيستم اجتماعي (social system) به هم پيوسته و متصل مي‌شوند و انسجام اجتماعي (social integration) يا به هم چسبندگي اجتماعي  اتفاق مي‌افتد و اين مرحله باعث به وجود آمدن ثبات اجتماعي (social solidarity) مي‌شود كه در جوامع مختلف، متفاوت است. گاهي اين ثبات مكانيكي است و گاهي ارگانيكي. مجموعه‌ي اين چرخه باعث تازگي و جوان شدن فرهنگ عام و غالب جامعه مي‌شود و دوباره عمليات انتقال ارزش‌ها و هنجارها اتفاق مي‌افتد. نكته‌ي مهم اين است كه اگر در جامعه، شاهد انواع و اقسام آسيب‌هاي مذهبي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي هستيم اين از ديدگاه جامعه‌شناسي ناشي از عدم دروني شدن صحيح و كامل ارزش‌ها و هنجارهاي جامعه است، دوباره بايد بازنگري شود و در اين بازخورد (feed back) هر كس در هر جا و هر منزلتي است، مسئوليت دارد، تا به اصلاح تربيتي و رفتاري بپردازد. در جامعه اسلامي انتظار ويژه‌اي از مبلغان ديني به عنوان الگوهاي انتقال رفتارهاي ديني مي‌رود، چرا كه مورد اعتماد مردم هستند. بي‌ترديد مبلغان ديني، بخش مهمي از عمليات انتقال و آموزش آموزه‌هاي ديني به آحاد جامعه را به خود اختصاص مي‌دهند كه اگر به خوبي وظايف خود را انجام بدهند، جامعه‌ي سالم شكل مي‌گيرد. هر قدر در اين مسير با خلاقيت، نوآوري و علاقه قدم برداشته شود جامعه‌ي سالم‌تري را خواهيم داشت و تبليغات ديني سرآمدتر.

 

نتيجه‌گيري:

هميشه اين باور وجود دارد كه هر فرد در حالت عادي داراي استعدادها، قابليت‌ها و ظرفيت‌هايي از قبيل خلاقيت، نوآوري، ابتكار و اختراع است كه با آموزش صحيح و مناسب اين استعدادها به مرحله ظهور مي‌رسد.

از آنجا كه فرآيندهاي مديريتي، فرآيندي مستمر، پيوسته و پايدار است بايد به بهبود بهره‌وري نيز به عنوان يك فرآيند مديريتي نگاه كرد كه به طور مداوم جزء لاينفك عملكرد سازماني محسوب شده، به يك دوره زماني خاص نيز محدود نمي‌گردد. از سوي ديگر ماندگاري و بقاي بهره‌وري ناشي از خلاقيت بايد به عنوان يك انديشه و فرهنگ درآيد.

بنابراين مي‌توان گفت از جمله مهم‌ترين تبليغ هدفمند و موفق، بهره‌گيري از مبلغان خلاق و نوآورست. از آنجا كه «بهره‌وري؛ استفاده بهينه و مطلوب از امكانات در دسترس است»، بدون توجه به برنامه‌هاي مديريت مشاركتي ميسر نمي‌شود. در واقع همكاري فكري و عملي كليه‌ي افراد درباره‌ي روش‌هاي حل مسائل و ارتقاء بهروري فعالانه مورد نياز است و حاصل آن در قالب طرح و پيشنهاد ديده مي‌شود. هم‌چنين با تكيه بر خلاقيت، نوآوري، توانمندي و بهره‌گيري از توانايي نيروي انساني به عنوان مهم‌ترين عوامل سازماني، مي‌توان مجموعه‌اي پويا و خلاق را پي‌ريزي و مديريت نمود.

بي‌هيچ شبهه، توفيق در نگهداشت و جذب مخاطبان در عرصه‌ي فرهنگ ديني، نيازمند بهره‌گيري از تازه‌هاي روز به روز جهان ارتباطات و اطلاعات است. نکته‌اي که بارها رهبر معظم انقلاب اسلامي بر آن تأکيد نموده‌اند و حتي در حکم انتصاب حجت‌الإسلام والمسلمين جناب آقاي دکتر خاموشي به سمت رياست سازمان تبليغات اسلامي به صراحت بدان اشاره فرموده‌اند. بدون شک بهره‌گيري از اين تازه‌ها نياز به خلاقيت و بومي‌سازي دارد. بحمدالله در طول ساليان مديريت جناب آقاي دکتر خاموشي؛ سازمان تبليغات اسلامي در عرصه‌ي فرهنگ ديني شاهد تغييرات ژرف و روزآمدي بوده است که حاصل آن افزايش بيش از پيش کارآيي مبلغان ديني در خدمت به ارتقاء فرهنگ ديني جامعه بوده است.   

 اگر قرارست نظام عقيدتي جمهوري اسلامي ايران در مقابل فرهنگهاي مهاجم پيروز ميدان باشد كه حتماً هم هست بايد امروز بذر خلاقيت و تفكر نو را در آن كاشت و با نگهداري مناسب و عالمانه از اين نهال، حاصل آن را در آينده چيد. نيت‌ها را خالص نمود و کارها را تنها براي خدا انجام داد. از شعارها پرهيز کرد و در عمل پاي‌بندي خود را به ارزش‌هاي اسلامي نشان داد. انجام امور فرهنگي ديني را هزينه تلقي ننمود و در راه مبارزه‌ي موفق و خلاق با «ناتوي فرهنگي» از جان و دل با رهبر معظم انقلاب اسلامي (دام ظله‌الوارف) همراه بود. منتظر به معناي واقعي کلمه بود و وظايف منتظران صالح را به درستي و با خودآگاهي به جاي آورد.

 

 

 

فهرست منابع:

1. دهقان، اکبر؛ هزار و يک نکته از قرآن کريم (1386)- قم: انتشارات حرم.

2. سام‌خانيان، محمد ربيع و همكاران (1381)ـ خلاقيت و نوآوري در سازمان و مديريت آموزشي. تهران: اسپند هنر.

3. خورشيدي عين‌الدين، اقدس (1387)ـ موانع خلاقيت دانش‌آموزان، پايگاه اطلاع‌رساني سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي.

4. كردي، عبدالرضا (1387)ـ موانع خلاقيت و روش‌هاي بر طرف كردن آن ـ نشر مطالعات خانواده.

5. تنهايي، حسين ابوالحسن (1374)- درآمدي بر مکاتب و نظريه‌هاي جامعه‌شناسي- گناباد: انتشارات مرنديز.

 

چهارشنبه 21 اسفند 1387 - 10:28


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری