شنبه 29 مهر 1396 - 1:7
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

عامه‌پسند و كمي متفاوت

 

نقد فيلم «گناه من» ساخته مهرشاد كارخاني

مهرشاد كارخاني، فعاليت سينمايي‌اش را با عكاسي در فيلم‌هاي برادرش عزيز‌الله حميدنژاد آغاز كرد و عكاس بسياري از فيلم‌هاي مطرح سينماي ايران بوده است. او علاوه بر عكاسي به ساخت فيلم‌هاي كوتاه هم پرداخت فيلم‌هاي كوتاه خوبي چون «يادهاي ملايم»، «دريغا ترانه»، «اگر هوا آفتابي بود» و...

«گناه من» فيلم اول مهرشاد كارخاني است. اين فيلم بعد از فيلم دوم و ستايش شده كارخاني يعني «ريسمان‌باز» به نمايش عمومي درآمده است. اين مسئله باعث شده كه نوشتن نقد بر فيلم دشوار شود. وقتي فيلم خوبي چون «ريسمان‌باز» را ديده‌ايم ناگزير آن را با «گناه من» مقايسه مي‌كنيم هرچند كه «گناه من» فيلم اول فيلمساز باشد بنابراين اگر ترتيب زماني در مورد اكران فيلم‌ها رعايت شود كار منتقد آسان‌تر خواهد بود. در آن صورت مي‌توان به امتيازهاي هرچند اندك كارهاي اول بهتر پرداخت و فيلم‌ ديگري وجود ندارد كه مبناي مقايسه قرار گيرد و امتيازهاي فيلم اول در مقابل آن رنگ ببازد.

معمولاً در فيلمنامه‌نويسي، درام وقتي شروع مي‌شود كه مسير زندگي از وضع عادي و هميشگي خود خارج شود و به مسير جديدي بيفتد. البته اين مسئله مختص درام‌نويس كلاسيك است و درام مدرن خصوصيات ديگري دارد. «گناه من» هم درست از همين نقطه ضربه خورده است چرا كه همه‌چيز تا نزديك به پايان فيلم به سامان و رو به راه پيش مي‌رود: يك داستان عاشقانه معمولي و هميشگي است و نماهاي سياه و سفيدي كه از گذشته در طول فيلم مي‌بينيم نيز از آنجا كه اصولاً تماشاگر نمي‌داند مربوط به چيست و چرا مهم است تعليقي ايجاد نمي‌كند و مسير متعارف داستان را تغيير نمي‌دهد بنابراين تماشاگر تا نزديك به پايان فيلم چندان درگير حوادث فيلم نمي‌شود و يك رابطه عاطفي معمولي را بدون هيچ اوج و فرود خاصي مي‌بيند. بنابراين فيلم تا نزديك به پايان (كه ما از جريان سرقت و قتل در گذشته آگاه مي‌شويم) كشش دراماتيك كافي ندارد در صورتي كه داستان دختري كه ميان عشق و انتقام سرگردان است ظرفيت پرداخت دراماتيك به مراتب بهتري دارد كه متأسفانه از آن در فيلم استفاده بهينه صورت نگرفته است.

مشكل ديگر «گناه من» استفاده نامناسب از «عنصر تصادف» (به مانند ساير فيلم‌هاي عامه‌پسند) در حوادث فيلم است. تقريباً همه حوادث مهم فيلم بر پايه «عنصر تصادف» شكل گرفته، و اين مسئله به درام «گناه من» ضربات جبران‌ناپذيري زده است. از جا ماندن تصادفي كيف و دفترچه دختر در ماشين گرفته تا خواندن دفترچه توسط پسر و بعد پيدا كردن دختر روي ريل‌هاي قطار تا صحنه فينال فيلم و حضور تصادفي دختر در محل درگيري پسر با مرد افغاني. همه اين اتفاقات به «گناه من» جلوه فيلم‌هاي عامه‌پسند و حوادث خلق‌الساعه و رايج در آن‌ها را مي‌دهد.

البته «گناه من» تفاوت‌هاي كوچكي هم با فيلم‌هاي عامه‌پسند رايج دارد اينجا ديگر از عشق دختر پولدار و پسر فقير هميشگي خبري نيست كه خوش و خرم به هم مي‌رسند شخصيت‌هاي «گناه من» دچار همان رنج و فلاكتي هستند كه شخصيت‌هاي «ريسمان‌باز» هم به نوعي دچارش بودند فلاكتي از جنس فقر و دربه‌دري و بي‌كسي. اينجا ديگر كاراكترهاي جنوب شهري به سان اكثر فيلم‌هاي عامه‌پسند آدم‌هاي سطحي و لمپن نيستند بلكه دغدغه‌ها و احساساتشان در اوج محروميت اقتصادي جدي گرفته مي‌شود. پايان تلخ فيلم هم در راستاي زندگي همين شخصيت‌هاي سرگشته شكل مي‌گيرد و ديگر از «پايان خوش» فيلم‌هاي عامه‌پسند خبري نيست. با يك پايان باز روبه‌روييم كه متناسب با داستان تلخ فيلم است.

همانطور كه ذكر شد فيلم شخصيت‌هاي طبقات فرودست را خوب تصوير كرده، اما كارخاني اصرار عجيبي دارد كه «يغما» (شخصيت‌ اصلي با بازي حميد گودرزي) كه يك بزه‌كار است به هر قيمتي تبرئه كند و اعمال بزه‌كارانه‌اش را توجيه كند كه اين مسئله با فضاي واقع‌گرايانه فيلم هماهنگي ندارد و بيشتر شبيه شخصيت‌پردازي‌هاي رويا‌پردازانه فيلم‌هاي عامه‌پسند رايج است. اينكه همه اعمال بزه‌كارانه «يغما» با گذشته تلخش توجيه شود و حتي در صحنه قتل هم او به گمان مشقي بودن گلوله‌ها (با دروغي كه «اقبال» بزه‌كار افغاني به او گفته) قتلي ناخواسته انجام دهد خيلي شخصيت او را تطهير شده مي‌كند در صورتي كه در «ريسمان‌باز» كارخاني سعي نكرده ضعف‌هاي دو شخصيت اصلي داستان را توجيه كند. آن‌ها آدم‌هايي هستند مانند نمونه‌هاي واقعي، و پاي عملكرد منفي‌شان هم مي‌ايستند و هيچ توجيه و تبرئه‌اي در كار نيست.

در مجموع كارخاني در فيلم اولش بين ساختن يك فيلم عامه‌پسند و فيلم‌سازي به شيوه خاص و مورد علاقه‌اش سرگردان است. داستان عاشقانه با تصادف‌هاي مكررش و حضور بازيگران سينماي عامه‌پسند در نقش‌هاي اصلي نشان از رويكرد عامه‌پسندانه فيلم دارد. از سويي ديگر شخصيت‌پردازي كاراكترهاي طبقه فرودست و پايان تلخ فيلم تعلق خاطر كارخاني را به فيلم‌هاي جدي‌تر و خاص‌تر نشان مي‌دهد. گويي كارخاني سعي كرده با فيلم اولش هم تماشاگر خاص و هم مخاطب عام را راضي كند كه البته دستاورد اين قضيه در مورد جنبه‌هاي هنرمندانه‌ اثر قابل قبول نيست. اما همين كه كارخاني سعي كرده با وجود به كار بردن مايه‌هاي عامه‌پسند در فيلم از سطحي و مبتذل بودن دوري كند همين تلاش هم به هر حال قابل توجه است. هرچند كه «گناه من» به هر حال فيلمي عامه‌پسند و با مشكلات خاص خودش است و فاصله زيادي با فيلم خوبي چون «ريسمان‌ باز» دارد.

 

چهارشنبه 14 اسفند 1387 - 14:0


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری