يكشنبه 29 مهر 1397 - 17:33
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

آرام

 

مدينه تبدار است

 

 

زمزمه‏هاي مرثيه‏گون کوچه‏هاي مدينه را يک به يک مي‏پيمايد. خويشاوندي نخل‏هاي مدينه با داغ، زجرآورترين تصوير است. از گلوي اندوهگين هر واژه، نيزارهاي ماتم مي‏چکد. مسجد از صداي روح‏نواز گل خالي است.

ضجه در محراب ريشه دوانده است. منبر، در محوطه اشک نشسته است. تمام دقايق بيست و هشتم صفر، خزان است و وجب به وجب مدينه، تبدار اين سفر. سينه‏هاي پرغم احاديث، براي «قال النبي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله »ها اشک حسرت مي‏ريزند.

کنار مولا، چيزي جز غربت نيست. ناگهاني از بي‏رمقي رخ نموده است. پيرامون زهرا عليهاالسلام ، اندوهي وسيع پا گرفته است؛ آن‏چنان که هيچ چشمي نديده است. اشک‏هاي غلطان مدينه با ناله‏هاي «ام ابيها»يي هم‏سو شده است.

بي‏شهد نبوت، روزگاري تلخ، ذائقه دين را پر کرده است. کينه‏ها و لقمه‏اي از خيبر، زهر در شريان دقايق ريخته است. هميشه و در هر مقطعي، همان‏گونه که پيامبري از صبح مي‏گويد، عده‏اي از تبار ابوجهل‏ها هستند که با چرکيني شب، خو مي‏گيرند. اما ما، بي‏نگاه رحمت‏گستر واپسين پيامبر، کدام لحظه را تاب بياوريم؟

بي‏صداي عطوفت‏زاي او، به کدام سو پناه بجوييم؟ «اللهُمَّ إنا نَشکُو اِلَيکَ فَقْدَ نَبيِّناً صلي‏الله‏عليه‏و‏آله »

بيست و هشتم صفر، يعني ضميمه شدن عطري بديع به آسمان، و چه محروم است زمين که فروغ يگانه خود را از دست داده است.

بيست و هشتم صفر، روز سياه‏پوشي قبيله‏هاي سادگي و فروتني است.

محمدکاظم بدرالدين، مجله اشارات، شماره 94

 

 

امام حسن مجتبي (ع) غريب فاطمه زهرا (س)

 روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان همدان

 

امام حسن مجتبي (ع) در روز پانزدهم ماه مبارك رمضان سال سوم هجري در شهر مدينه متولد شدند ، زندگي پربار ايشان 47 سال به طول انجاميد كه در اين مدت 8 سال از عمر مبارك را درك كردند و مدت 37 سال نيز در ملازمت حضرت علي (ع) بودند.

هنگامي كه سخن از امام مجتبي (ع) به ميان مي آيد انسان بي اختيار به ياد غربت و مظلوميت آن حضرت مي افتد ، به ياد ستمهايي كه در طول ساليان ، نسبت به ايشان روا داشته شد و امام (ع) عمري با خون دل خوردن در برابر آنها صبوري و شكيبايي ورزيدند ، گرچه در معرض اتهامها ، سرزنشها و فشارهاي مختلف قرار داشت اما صبر و استقامت و بردباري را رها نكردند و همواره به دنبال مصلحت مسلمانان از هيچ اقدامي كه به سود آنها باشد دريغ نورزيدند .

10 سالي كه امام مجتبي (ع) بعد از پدر بزرگوارشان زنده بودند مصادف بود با دوره حكومت استبدادي سياه معاويه كه بيشترين فشارها نيز به روي شخص امام بود ، معاويه از هيچگونه آزار و اذيت و تحقير عليه امام حسن (ع) خودداري نمي كرد ، معاويه به حكم اينكه بعد از خودش تمام انديشه اش اين بود كه خلافت به پسرش يزيد برسد ، موانع را در زمان حيات خودش يكي پس از ديگري برمي داشت و يكي از بزرگترين اين موانع امام مجتبي (ع) بودند چرا كه مردم به اهل بيت و شخص ايشان علاقه و محبت خاصي داشتند .

اولين كار معاويه تخريب روحيه امام حسن (ع) بود زيرا كه به والي و حاكم مدينه دستور داد كه روزهاي جمعه و در خطبه نماز جمعه بايد به علي (ع) در حضور امام مجتبي (ع) لعنت كني ، لذا در روزهاي جمعه و در حضور امام مجتبي (ع) و آن هم در كنار قبر پيامبر (ص) خطبه نماز جمعه تبديل شده بود به لعن و سب علي (ع) و اين مظلوميت حضرت بود كه براي حفظ دين مجبور به سكوت در برابر آن همه توهين بود .

مسأله بعدي ماجراي صلح امام حسن (ع) است كه اين صلح نيز سندي است بر مظلوميت آن حضرت ، ماجراي صلح را همه شنيده اند اما فلسفه آن را خيلي ها نمي دانند ، چرا كه متأسفانه برخي از ياران او را با اين صلح مذل المسلمين ( اي خوار كننده مسلمين ) ناميدند .

فلسفه صلح امام حسن (ع) با معاويه همان صلحي است كه پيامبر با مخالفان خود داشت از جمله صلح حديبيه كه منجر به فتح مكه شد ، اما متأسفانه خيلي ها غافل بودند .

امام حسن مجتبي (ع) در پاسخ به كسي كه او را خوار كننده مؤمنان ناميده بود پاسخ دادند : من خوار كننده مؤمنان نيستم ، من از صلح پذيري جز حفظ جان شما را نمي خواستم .

ايشان در جاي ديگري فرمودند : من ديدم اكثر مردم به صلح علاقمند و از جنگ گريزان هستند ، نخواستم آنان را به كاري وادار كنم كه از آن دلخوشي ندارند ، همچنين دليل ديگر صلح ما جلوگيري از ريختن خون شيعيان بود و من مصلحت را در اين ديدم كه جنگ را به روز ديگري موكول كنم زيرا خداوند را در هر روز تقديري جداگانه است .

خيلي ها معتقدند اگر امام حسن (ع) با معاويه صلح نمي كرد حتي يك نفر از شيعيان باقي نمي ماند و دين اسلام به طور كامل از بين مي رفت .

شهيد مطهري معتقد است : صلح امام حسن (ع) زمينه را براي قيام امام حسين (ع) فراهم كرد .به هر حال امام حسن (ع) بعد از آن همه بي مهريها ، پيمان شكنيها و بي وفاييها به مدينه رفته و خشمي را كه در نتيجه رفتار مردم در دل داشتند فرو خورده و به انتظار فرمان الهي نشستند .

معاويه پس از زير پا گذاشتن مفاد صلح نامه به فكر افتاد كه امام حسن (ع) را از ميان بردارد اين بود كه نقشه ترور امام را با زيركي طراحي نمود .

معاويه به همسر امام مجتبي (ع) يعني جعده دختر اشعث بن قيس پيغامي فرستاد كه اگر  به امام حسن (ع) زهري را كه براي تو فرستاده ام بخوراني ، من هم صد هزار درهم به تو مي دهم و تو را به عقد پسرم يزيد در مي آورم ، جعده نيز قبول كرد و روزي كه حضرت بسيار تشنه بودند به او تعارف كردند ، حضرت پس از خوردن آن شربت وقتي احساس سم را كردند كلمه استرجاع (انا لله و انا اليه راجعون ) را بر لبان مبارك جاري كردند .

جنادة بن اميه روايت مي كند به عيادت آن حضرت رفتم ، ديدم تشتي در نزد آن حضرت است و خون گلويش را در آن مي ريخت و لخته هاي جگرش در آن بود ، گفتم : اي مولاي من چرا معالجه نمي كني ، فرمود : اي بنده خدا مرگ را به چه چيز معالجه كنم .

ابن عباس مي گويد : وقتي حضرت از اين دنيا به عالم بقا رحمت فرمود ، امام حسين (ع) آن حضرت را غسل دادند و به سوي قبر رسول الله (ص) حركت دادند تا در كنار قبر پيامبر (ص) دفن نمايند اما عايشه و مروان و ديگران اجازه ندادند ، نزديك بود فتنه گسترش يابد و بني اميه با بني هاشم درگير شوند اما امام حسين (ع) بنا به وصيت برادرش كه اجازه ريختن خوني را در پايه جنازه اش نداده بود ، بني هاشم را منصرف كرد .

البته روايت ديگري وجود دارد كه حكايت از تيرباران تابوت امام حسن (ع) دارد ، طبق اين روايت تابوت حضرت را تيرباران كردند در حالي كه 70 چوبه تير به تابوت آن حضرت نشسته بود ، به هر حال جنازه حضرت را برداشتند و غريبانه در قبرستان بقيع دفن نمودند .

به راستي حضرت چه غريبانه زندگي كردند ، همسري كه بايد يار تنهايي و تسكين دهنده درد ايشان باشد قاتل حضرت شد و چه ستمي از اين بالاتر كه پس از شهادت امام (ع) حتي از دفن شدن در كنار پيامبر (ص) محروم باشند .

آري حضرت ، امروز نيز غريبند چرا كه ولادتشان تحت الشعاع ماه رمضان شده و شهادتشان نيز تحت الشعاع شهادت پيامبر اكرم (ص) و امام رضا (ع) شده است ، به طوري كه حتي حضرت صديقه طاهره (س) به يكي از مداحان گلايه مي كنند كه چرا از پسرم نمي خواني ، وقتي مداح پاسخ مي دهد كه من عمري روضه خوان پسر شما هستم ، بي بي دو عالم پاسخ مي دهند : منظورم حسن (ع) است مگر حسن پسر من نيست چرا از او نمي خوانيد .

متأسفانه امام مجتبي (ع) به قدري غريب هستند كه حتي در شب شهادت ايشان مداحان روضه امام حسين (ع) مي خوانند ، امام حسني كه پيامبر (ص) فرمودند « هذا مني ( حسن بن علي از من است ) و در جاي ديگري فرمودند حسن از من است و من از اويم .

در فضيلت گريه بر آن حضرت و زيارت آن بزرگوار از ابن عباس روايت شده كه رسول اكرم (ص) فرمودند : چون فرزندم حسن را به زهر شهيد كنند ، ملائكه آسمانهاي هفتگانه بر او گريه كنند و همه چيز بر او بگريد ، حتي مرغان هوا و ماهيان دريا ، هر كه بر او بگريد ديده اش كور نشود ، روزي كه ديده ها كور شود ،و هر كه بر مصيبت او اندوهناك شود ، اندوهناك نشود دل او در روزي كه دلها اندوهناك شوند ، و هر كه در بقيع او را زيارت كند ، قدمش به صراط ثابت گردد ، در روزي كه قدمها بر آن لرزان است.

انشاءالله خداوند ما را در دنيا از زيارت ايشان و در آخرت از شفاعت ايشان بهرمند بگرداند زيرا كه :

 

حسن كريم عالمينه                   حسن غريب تر از حسينه

 

ايرج يارمحمدي ، كارشناس امور قرآني تبليغات اسلامي ملاير

 

 

 

 

 

 

دوشنبه 5 اسفند 1387 - 16:5


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری