پنجشنبه 2 خرداد 1398 - 9:10
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

حجه الاسلام ناصر شكريان
مديركل سازمان تبليغات اسلامي استان مازندران

 

رفق و مدارا در سيره نبوي

 

 

چكيده مطلب

رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در جهت فرهنگ سازي و توسعه سيره نبوي امسال را سال مبارك پيامبر اعظم نامگذاري نمود كه قطعا داراي آثار فرهنگي و اجتماعي در جامعه مي باشد .

رفق و مدارا براي جامعه بشري ضرورت دارد پيامبر اعظم مدارا را نيمي از زندگي و كمال اخلاقي معرفي فرمود . واژه كوتاه مدارا بسياري از فضائل اخلاقي ( از قبيل فروتني ، بردباري ، دوري از كينه توزي ، ترك ستيزه جويي ، آسان گيري ، مقابله به خوبيها و ... ) را در بر مي گيرد . يكي از علل پيشرفت اسلام ، مداراي پيامبر اعظم با مردم بود كه سبب جذب آنان به اسلام و جامعه جاهلي آن روز كه مظهر خشونت و كينه توزي و دشمني بود شد .

رفق و مدارا يكي از صفات برجسته انساني است كه خداوند اين ويژگي را در قرآن به عنوان نعمت و رحمت الهي قلمداد فرمود . " فبما رحمه من الله لنت لهم"

پيامبر رحمت در مسائل شخصي نرم و ملايم و اهل مدارا بود اما در مسائل اصولي اهل سازش و مداهنه و انعطاف نبود .

با توجه به اينكه پيامبر اعظم در قرآن كريم به عنوان الگو و اسوه عصر ها و نسل ها معرفي شده است هر فرد مسلمان بايد سيره آن حضرت از جمله رفق و مدارا را در تمام شئون زندگي الگوي خود قرار دهد .

 

معناي رفق و مدارا

رفق در لغت به معناي نرمي و ملاطفت و مهرباني و مدارا هم به معني نرمي و ملايمت و مهرباني و تحمل و بردباري است[1] .

نرمش و مدارا در قرآن كريم و سخنان معصومين (ع) با سه واژه " لين ، الرفق و مدارا" بيان شده است .

مرحوم نراقي از علماء اخلاق بر اين باور است كه مدارا اندك تفاوتي با "رفق" و "لين" دارد لذا فرمود :

مدارا در معني نزديك به رفق است اما در مدارا تحمل آزار مردم است و در رفق نيست[2] .

غزالي در اين باره مي گويد : نرم خويي ويژگي پسنديده و نتيجه اخلاق نيكو و سلامت روح است و صفت مقابل آن درشتي و تندي است كه در اثر خشم و غضب پيش مي آيد .

 

جايگاه و اهميت رفق و مدارا

برخي از دانشمندان مي گويند : نرمش و مدارا براي زندگي انسان ضروري است و انسان در زندگي روزمره بايد با كساني كه با آنان سر و كار دارد به مدارا رفتار نمايد و در حقيقت رفق و مدارا در هرگونه رابطه و تعامل انساني چه روابط خانوادگي و چه روابط مناسبات اجتماعي ، مهمترين قاعده در تنظيم درست روابط و تعامل هست و راه جلب دوستي مردم است و اگر كسي با مردم تند خويي كند زندگي بر خود او تنگ مي شود و صفاي زندگي از بين مي رود .

لذا پيامبر اكرم (ص) رفق و مدارا را نيمي از زندگي معرفي كرد و فرمود : " الرفق نصف العيش " [3]

مدارا كردن با مردم نيمي از زندگي را تشكيل مي دهد .

رفق و مدارا در سيره اجتماعي رسول خدا نقش مبنايي داشته و مايه دوام مناسبات صحيح اجتماعي بوده است و برخوردهايي از سر رفق و ملايمت و به دور از درشتي و خشونت ، پيامبر اعظم در عرصه جامعه ، سازنده ترين عنصر در اصلاح جامعه و روابط و مناسبت اجتماعي بود .

امام صادق (ع ) در اهميت رفق به نقل از پيامبر اعظم فرمود : "جاء جبرئيل الي النبي(ص) فقال يا محمد ربك يقرئك السلام و يقول لك دار خلقي"[4]. پروردگارت سلام مي رساند و مي فرمايد با خلق من مدارا كن .

خود پيامبر اعظم نيز درباره جايگاه رفق فرمود : " من اعطي حظه من الرفق فقد اعطي حظه خير الدنيا و الاخره و من حرم حظه من الرفق فقد حرم حظه من خير الدنيا و الاخره" [5].

به هر كس بهره اي از رفق عنايت شود ، نصيبش خير دنيا و آخرت است و اگر محروم از رفق باشد محرم از خير دنيا و آخرت خواهد بود .

و در بيان نوراني ديگر فرمود : هر گاه دو نفر با يكديگر همسفر شدند آن كس كه با ديگري رفق و مدارا پيش گيرد نزد خدا محبوبتر و پاداشش عظيم تر است [6].

 

رفق و مدارا كمال اخلاقي

واژه کوتاه مدارا بسياري از فضيلت ها را در درون خود جاي داده است از قبيل فروتني ، انسان دوستي ، بردباري و خويشتن داري ، فرو بردن خشم ، دوري از كينه توزي ، دوري از خشونت و سخت گيري ، ترك ستيزه جويي ، پرهيز از دشنام گويي ، آسان گيري و بالاخره مقابله به نيكي در مقابل بديها ، اين فضائل مانند هاله اي مدارا را در بر گرفته است .

لذا خداوند در قرآن با عظمت از آن ياد فرمود و نشانه رحمت خودش قلمداد نمود .

" فبما رحمه من الله لنت لهم ". در پرتو رحمت الهي نرم شدي .

خود پيامبر اعظم فرمود : " ان الرفق لا يكون من شي الا زانه و لا ينزع من شي الا شانه"

اگر ويژگي رفق در كسي باشد باعث آراستگي اخلاقي او و اگر در كسي نباشد براي او كاستي در اخلاق به حساب مي آيد .

 

نقش رفق و مدارا در پيشرفت اسلام

نرمش و مدارا با مردم ، كليد اصلاح جامعه است و پيامبر رفق و رحمت توانست با اين ويژگي جامعه آن روز را كه مظهر خشونت و كينه و دشمني بود متحول سازد و موجب گسترش اسلام شود و اساسا بدون رفق و مدارا فرصت هدايت حاصل نمي شود و لذا خداوند متعال هم در قرآن رفق و مدارا را يك نعمت بزرگ قلمداد و به نقش اساسي آن اينگونه اشاره فرمود:فبما رحمه من الله لنت لهم ولوكنت فظّا غليظ القلب لانفضوا من حولك[7].

در پرتو رحمت الهي در برابر آنان نرم و مهربان بودي و اگر خشن و سنگدل بودي از اطراف تو پراكنده مي شدند .

خود آن حضرت فرمود : من براي تحقق رسالت خود مامور به رفق و مدارا با مردم شدم .

" امرني ربي بمداراه الناس كما امرني بتبليغ الرساله" [8]. پرودگار من مرا به مدارا با مردم فرمان داد همانطور كه مرا به تبليغ رسالت فرمان داد .

امام صادق (ع) هم از پيابر اعظم نقل كرد . " امرني ربي بمداراه الناس كما امرني باداء الفرائض"[9]

خداوند به من دستور داده كه با مردم به مدارا رفتار نمايم همانطور كه مامور به اداء فرائض هستم .

در حقيقت پيشرفت دين در صدر اسلام مديون خلق عظيم پيامبر اكرم است . پيامبر توانست با اين ويژگي ، جامعه آن روز كه مظهر خشونت و كينه و دشمني بود متحول سازد و اتحاد ، پيوند و الفت در ميان آنان برقرار كند و آنان را گرد هم آورد و تحولي را در جامعه جاهلي آن روز ايجاد كند . هيچ چيز به اندازه رفق و مدارا در اصلاح روابط اجتماعي و مناسبات انساني موثر نيست لذا پيامبر خدا فرمود : ما جمعيت پيامبران مامور شديم كه با مردم به مدارا رفتار نماييم .

" انا امرنا معاشرالانبياء بمداراه الناس كما امرنا باقامه الفرائض" [10]

پيامبران مامور شدند در روابط اجتماعي و مناسبات هدايتي خويش اينگونه باشند كه با رفق ومدارا پر و بال رحمت و محبت خود بگسترانند و اصولا سياست الهي پيامبران و راه رسم انان بر رفق و مدارا استوار است كه حضرت امير مومنان (ع) فرمود : " راس السياسه استعمال الرفق[11] . سر سياست به كار بردن رفق و مداراست لذا آن حضرت در بيان ديگر فرمود : " نعم السياسه الرفق" [12]. رفق و مدارا خوب سياستي است .

آن حضرت در توصيه به كارگزاران نيز فرمود : " اذا ملكت فارفق" [13] . هرگاه زمامدار شدي بايد رفق و مدارا پيش گيري چه اينكه با رفق و ملايمت مشكلات سخت ، برطرف خواهد شد .

الرفق ييسر الصعاب و يسهل شديد الاسباب[14] . با رفق و ملايمت ، دشواري ها آسان و عوامل و موانع سخت ، سهل مي گردد .

لذا خود پيامبر رحمت فرمود : " من يحرم الرفق يحرم الخير"[15] .كسي كه صفت مدارا را ندارد خود را از بسياري از كمالات محروم كرده است .

 

رفق و مدارا در سيره پيامبر رحمت

رسول اكرم جلوه تمام عيار رفق و مدارا بود . و همواره در رفتار و سيره اجتماعي آن حضرت ، چه در بعد داخلي و چه بين المللي كاملا مشهود بود .

خداوند متعال در يك جمله كوتاه اخلاق نيك پيامبر اعظم را اينگونه مي ستايد .

" انك لعلي خلق عظيم" [16]

اي پيامبر تو بر اوج قله هاي اخلاق و فضيلت قرار گرفته اي كه بر همه انبيائ برتري داري در مقامي هستي كه جبرئيل امين و فرشتگان وحي بدان جايگاه راه ندارند .

از علي (ع) درخواست شد كه اخلاق پيامبر را توصيف نمايد . فرمود :

خداوند تمام نعمتهاي دنيا را قليل و كم مي داند . "قل متاع الدنيا قليل" [17]

و بعد فرمود اگر بخواهيد نعمتهاي خدا بشماريد نمي توانيد . "و ان تعدوا نعمه الله لا تحصوها"

اما درباره اخلاق پيامبرش فرمود : " انك لعلي خلق عظيم". سپس فرمود : من چگونه چيزي كه خداوند بزرگ آن را عظيم مي داند بيان كنم .

امام حسين (ع) از پدر بزرگوارش درباره ويژگي رسول خدا چنين نقل كرده است .

" كان رسول الله دائم البشر سهل الخلق لين الجانب ليس بفظ و لا غليظ" [18]. هميشه خوش رو و خوش برخورد و نرم خوي بود خشن و درشت خوي نبود .

لذا در قرآن نرم خويي و مداراي پيامبر ، رحمت و نعمت الهي قلمداد و با عظمت از آن ياد شده است .

" فبما رحمه من الله لنت لهم" [19]. در پرتو رحمت الهي در برابر آنان نرم و مهربان شدي .

انس ابن مالك در توصيف پيامبر رحمت مي گويد : " كان رسول الله من اشد الناس لفظا بالناس" [20]. رسول خدا از همه مردم نسبت به آنان لطف و عنايت پبيشتري داشته است .

پيامبر رحمت در سخت ترين شرائط در جنگ احد با آن همه مصيبت ، وقتي كه خليفه دوم از پيامبر خدا درخواست كرد كه در حق قوم نفرين كند همانطوري كه نوح براي قوم خود نفرين كرد ، پيامبر رفق و مدارا نه تنها تقاضاي عذاب نكرد بلكه دست به دعا برداشت و عرضه داشت : " اللهم اغفر لقومي فانهم لا يعلمون" [21]

پروردگارا قوم مرا ببخش كه آنان نمي فهمند .

رفق و مدارا و گذشت و عفو در سيره آن حضرت آن قدر فراگير بود كه با آنان كه سالها با او دشمني كرده و كينه ورزيده بودند ، هرگونه ظلم و ستم و غارت نسبت به پيامبر و يارانش انجام دادند ، عموي بزرگوار آن حضرت را با آن وضع دلخراش به شهادت رساندند . اما در روز فتح مكه با آنكه پرچم اسلام در دست سعد بن عباده بود و اين رجز را خواند .

" اليوم يوم الملحمه اليوم تستحل الحرمه". امروز روز جنگ و كشتار و انتقام است . امروز روز شكسته شدن حرمتهاست . اما پيامبر اعظم ، علي (ع) را ماموركرد تا پرچم اسلام را از سعد ابن عباده بگيرد و وارد شهر مكه شود . فرمود : " اليوم يوم المرحمه". امروز روز رحمت و مهرباني است . در آن روز كه همه چشم ها به پيامبر دوخته بود آن پيامبر رفق و مهرباني فرمود : " يا معشر قريش ما ترون اني فاعل فيكم". اي جمعيت قريش تصور مي كنيد من با شما چه رفتاري انجام دهم . عرض كردند جز نيكي در تو سراغ نداريم فرمود : " اذهبوا انتم الطلقاء". برويد ، همه آزاد هستيد.

با آنكه سران مكه چندين سال ياران پيامبر را زير بدترين شكنجه قرار داده بوند و پيروان آن حضرت را مجبور به ترك وطن كردند چندين سال با محاصره اقتصادي در شعب ابي طالب سخت ترين روز را بر آن حضرت و يارانش تحميل كردند . اموال و دارايي طرفداران پيامبر را غارت كردند چندين جنگ راه انداختند عزيزترين ياران و اقوام پيامبر را كشتند . در بيشترين شورشها در جنگها دست داشتند و خود حضرت را بارها مجروح كرده بودند . با اين سابقه وقتي وارد مكه شدند همه انتظار انتقام داشتند اما پيامبر رحمت نه تنها همه مردم مكه را بخشيد بلكه فرمود : من همان كلام برادرم يوسف را مي گويم : " لا تثريب عليكم اليوم يغفرالله لكم و هو ارحم الرحمين" [22].

امروز روز سرزنش نيست . خدا شما را مي آمرزد و او مهربانترين مهربانهاست .

علي (ع) در توصيف مداراي پيامبر فرمود : " كان الينهم عريكه" [23]. پيامبر نرم خوترين مردمان بوده است . رسول اعظم هنگام سفر معاذ به يمن توصيه فرمود : "عليك بالرفق و العفو [24].

با مردم مدارا كن و بديهاي آنان را ببخش .

يكي از مصاديق رفق و مدارا رعايت حالت ديگران است لذا خود پيامبر رفق و مدارا در نماز و خطبه مراعات اضعف المامومين را مي كرد .

" كان اخف الناس من تمام و اقصر الناس خطبه". نمازش را از همه سبك تر و خطبه اش از همه كوتاهتر مي كرد .

وقتي كه حضرت امير (ع) از پيامبر رحمت سوال كرد چگونه با مردم نماز بخوانم فرمود : در حد ناتوان ترين آنها و خود اميرالمومنين (ع) نيز به مالك اشتر سفارش فرمود : در نماز جماعت با مردم مدارا كن و با طولاني كردن نماز مردم را پراكنده نساز[25].

 

نكته قابل توجه

پيامبر خدا در مسائل شخصي و برخورد با افراد ملايم و نرم و مهربان بود اما در مسائل اصولي و كلي دين و اجراي احكام الهي انعطاف ناپذير و با صلابت بود . اگر كسي قانوني را زير پا مي گذاشت او را بدون مسامحه تنبيه مي كرد .

بعد از فتح مكه زني از طايفه قريش دزدي كرد . هنگامي كه حد اسلامي ثابت شد . سفارشها از اطراف شروع شد و از پيامبر خواستند از اجراي حد صرفنظر كند اما حضرت فرمود: قانون الهي را نمي شود تعطيل كرد.[26]

آن حضرت در عين اينكه با باطل هرگز سازش نكرد اما با مردم و پيروان خود از سر رفق و مدارا رفتار كرد . وقتي كه مامور شد كه دعوت را علني كند و از مشركين اعراض كند". و اعرض عن المشركين " [27]

اما در مورد خويشان مامور شد .

" و انذر عشيرتك الاقربين واخفض جناحك لمن اتبعك من المومنين[28]. در برابر مومنين كه از تو پيروي مي كنند ، مهربان و فروتن باش و پر و بال رحمتت را بر پيروان با ايمانت با تواضع بگستران . اين تعبير كنايه از برخورد و توام با محبت و ملاطفت با مردم است . همان گونه كه پرندگان هنگامي كه مي خواهند به جوجه هاي خود اظهار محبت كنند آنان را زير بال و پر مي گيرند .

رسول خدا در عين اينكه مظهر صفت رحمانيت الهي است . " رحماء بينهم "  مظهر صفت خشونت و عذاب الهي هم هست " اشداء علي الكفار"[29] لذا در آيات الهي عدم مداهنه و سازش ناپذيري با مهرباني و رفق ورزي جمع شده است .

 

دلسوزي و مهرباني در سيره پيامبر اعظم

دلسوزي و رافت و مهرباني در سيره پيامبر اعظم كاملا مشهود بود و خداوند رسول اعظمش را در قرآن اينگونه توصيف مي نمايد . "حريص عليكم لعلك باخع نفسك الا يكون مومنين" [30]

اي رسول ما گويي مي خواهي جان خود را بخاطر اينكه آنها ايمان نمي آورند از شدت اندوه بر باد دهي .

باخع به معني هلاك كردن خويشتن از شدت غم و اندوه است و اين تعبير نشان مي دهد كه پيامبر اعظم تا چه اندازه نسبت به مردم دلسوز و مهربان بود . در آغاز سوره طه فرمود : " طه ما انزلناه عليك القران لتشقي" [31]. ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خودت را به زحمت بيافكني .

به خاطر شدت علاقه اي كه به هدايت مردم داشت به قدري دلسوزي داشت آيه نازل شد : ما تو را نفرستاديم كه خودت را به درد سر بياندازي .

روزي پيامبر اكرم (ص) دوازده درهم به علي (ع) داد و فرمود : لباس براي من بخر . حضرت به بازار رفت و لباسي براي پيامبر تهيه نمود . پيامبر فرمود : اگر لباس ارزانتر و ساده تري باشد ، بهتر بود . اگر فروشنده حاضر است لباس را برگردان . اميرالمومنين (ع)  لباس را برگرداند و پول را پس گرفت و به خدمت پيامبر برگشت . رسول خدا با علي (ع) بسوي بازار حركت كردند . در راه كنيزي را ديدند كه گريه مي كند . از حالش جويا شدند . عرض كرد چهار درهم پول براي خريد جنس به من داده اند ولي پول را گم كرده ام و اكنون مي ترسم به خانه برگردم . پيامبر رحمت چهار درهم به او داد و آنگاه به بازار رفتند و پيراهني به قيمت چهار درهم خريدند .

هنگام بازگشت برهنه اي را ديدند لباس را به او بخشيدند و دوباره به بازار برگشته و پيراهن ديگري خريدند در راه بازگشت به خانه دوباره آن كنيز را ديدند كه ناراحت است و مي گويد چون برگشتش به خانه طول كشيده مي ترسم مرا توبيخ كنند . پيامبر اعظم همراه كنيز به منزل صاحبش رفت . صاحب خانه به احترام پيامبر ، كنيز را بخشيد و او را آزاد نمود . رسول اكرم فرمود : چه دوازده درهم با بركتي كه دو برهنه را پوشاند و يك نفر را آزاد كرد .[32]

 

عفو و گذشت در سيره پيامبر اعظم

پيامبر رحمت نسبت به مردم با بزرگواري و مهرباني رفتار مي كرد . بد رفتاري و بي حرمتي به خود را نديده مي گرفت و از خطاي ديگران به راحتي مي گذشت . كينه كسي را در دل نگه نمي داشت . در صدد انتقام بر نمي آمد .

روح نيرومندش كه در سطح بالاتر از انفعالات نفساني و عقده هاي روحي قرار داشت عفو و بخشايش را بر انتقام ترجيح مي داد . عذر خواهي افراد را مي پذيرفت . حضرت امير (ع) مي فرمود : " كان رسول الله اجود الناس كفا و اكرمهم عشره" [33]. رسول خدا از همه بخشنده تر و از همه مردم در معاشرت بزرگوارتر بود .

" يقبل معذره المعتذر اليه" [34]. عذر خواهي كسي را كه از او معذرت مي طلبيد قبول مي فرمود . هرگز بدي را با بدي پاسخ نمي گفت بلكه از بديها و سيئه مردم در مي گذشت .

" ولا يجزي السيئه بالسّيئه و لكن يعفو و يصفح " [35]. در برابر جفا و تندي ديگران با بزرگواري برخورد مي كرد .

" يصبر للغريب علي الجفوه في منطقه و مساكنه" [36].

در مقابل تندي نه تنها  با او برخورد نمي كرد و مقابله به مثل نمي نمود بلكه دستور مي داد چيزي به او عطا نمايند لذا در جنگ احد با آنهمه وحشي گري و اهانت كه به جنازه عموي ارجمندش حضرت حمزه سيد الشهدا روا داشته اند دست به عمل متقابل با كشتگان قريش نزد و در فتح مكه وقتي كه به ابوسفيان و هنده و سران قريش دست يافت در مقابل انتقام بر نيامد . حتي ابو قتاده انصاري كه مي خواست زبان به دشنام آنان بگشايد از بدگويي منع كرد .

پس از فتح خيبر جمعي از يهوديان كه تسليم شده بودند غذاي مسموم براي حضرت فرستادند اما حضرت آنان را به حال خودشان رها كرد . زن يهودي وقتي که خواست در كام آن حضرت زهر بريزد او را نيز عفو نمود . در مراجعت از غزوه تبوك جمعي از منافقان در سوء قصدي كه به جان حضرت كردند و خواستند مركبش را رم بدهند تا در پرتگاه سقوط كند با اينكه پيامبر آنان را شناخت با همه اصرار يارانش اسم آنان را فاش نساخت و از مجازاتشان صرفنظر فرمود . [37]

به پيامبر عرض كردند به مشركين نفرين كن مي فرمود : من براي لعنت نيامدم بلكه براي رحمت فرستاده شده ام  . گاهي بعضي از ياران عرض مي كردند كه به دشمنان نفرين كند اما حضرت نه تنها نفرين نمي كرد . بلكه در حق آنها دعا مي كرد و مي فرمود خداوند اين مردم را هدايت فرمايد . لذا فرمود : " ارحموا من في الارض يرحمكم من في السماء" [38] . به انسانها در زمين رحم كنيد تا آناني كه در آسمان هستند به شما رحم كنند .

خداوند متعال هم به پيامبر اعظم فرمود : " فبما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لا نفضوا من حولك فاعف عنهم واستغفر لهم" [39].

در پرتو رحمت خدا تو را خوش خلق گردانيد و اگر سخت دل بودي ، مردم از گرد تو متفرق مي شدند . پس چون امت بد كنند از آنان در گذر و از خدا براي آنها طلب آمرزش كن .

 

 

 فهرست منابع

1-   قرآن کريم

2-   نهج البلاغه

3-   آمري -  عبدالواحد -  غررالحكم و دررالكلم -  موسسه الاعمي -  بيروت -  1407 ق

4 -  الحراني -   ابن شعبه -  تحف العقول -  مكتبه بصيرتي -  قم -  1394 ق

5-   دلشاد -  مصطفي -  خلاصه سيره نبوي -  انتشارات دريا-  تهران -  اول - 1352 ش

6 -  دهخدا -  علي اكبر -  لغت نامه -  سازمان لغت نامه دهخدا -  تهران -  اول -  1352 ش

7 -  صدوق ، محمد -  عيون اخبار الرضا -  دارالكتب الاسلاميه -  تهران -  پنجم -  1371 ش

8 -  الطبرسي ، رضي الدين -  مكارم الاخلاق -  موسسه انتشارات فراهاني -  تهران -  1381ش

9 -  طباطبايي -  محمد حسين -  سنن النبي (ص) -  انتشارات همگرا-  قم

10 -  كليني -  محمد -  اصول كافي - دارالكتب الاسلاميه-  تهران -  1365 ش

11 -  مجلسي -  محمد باقر -  بحارالانوار -  موسسه الوفا -  بيروت -  1404 ق

12 -  مطلبي -  ابوالحسن -  سيره نبوي -  انتشارات كليدر -  تهران - اول - 1380 ش

13 -  نراقي -  محمد مهدي -  جامع السعادات -  منشورات جامعه النجف -  1383 ق

14 -  نوري -  ميرزا حسين -  مستدرك الوسائل -  موسسه آل البيت -  بيروت -  اول -  1408 ق

 

[1] - لغت نامه دهخدا

[2] -  جامع السادات ج 1 ص 340

[3] -  سيره نبوي ص 152

[4] -  اصول كافي ج 2 ص 117

[5] - خلاصه سيره نبوي ص 276

[6] -  وسائل الشيعه ج 8 ص 302

[7] -  آل عمران 159 )

[8] -  مستدرك الوسائل ج 9 ص 35

[9] -  اصول كافي ج 2 ص 117

[10] -  خلاصه سيره نبوي ص 277

[11] -  غررالحكم ج 1 ص 372

[12] -  غررالحكم ج 2 ص 372

[13] -  غررالحكم ج 1 ص 275

[14] -  غررالحكم ج 2 ص 89

[15] -  خلاصه سيره نبوي ص 279

[16] -  قلم 4 )

[17] -  نساء 77 )

[18] -  عيون اخبار الرضا ج 1 ص 318

[19] -  آل عمران 159 )

[20] -  خلاصه سيره نبوي  279

[21] -  خلاصه سيره نبوي ص  280

[22] -  يوسف 92

[23]  -  خلاصه سيره نبوي ص 283

[24] -  تحف العقول ص 26

[25] -  نهج البلاغه نامه 53

[26] -  سيره نبوي شهيد مطهري

[27] - حجر 94 )

[28] -  شعرا 214 )

[29] - فتح 29)

[30] شعرا 3 )

[31] -  طه 2 )

[32] -  بحار الانوار ج 16 ص 250

[33] -  مكارم الاخلاق ص 17

[34] -  سنن النبي ص 75

[35] -  سنن النبي ص 75

[36] -  مكارم الاخلاق ص 67

[37] - سيره نبوي ص 127

[38] -  مستدرك الوسائل ج 9 ص 55

[39] -  آل عمران 159 )

 

دوشنبه 5 اسفند 1387 - 11:31


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری