سه‌شنبه 6 تير 1396 - 16:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

آرام

 

پيامبر اخلاق و اخلاق ما

 

بارديگر در آستانه بيست و هشتم صفر هستيم ؛ روزي که پيامبر اسلام (ص) پس از عمري مجاهدت به جوار رحمت حق شتافت . آن بزرگوار ، نه فقط براي ما مسلمانان، که براي همه جان هاي پاک ، حقيقت و الگويي ماندگار است . حقيقتي که هر روز بايد بازخواني شود و الگويي که هيچ گاه نبايد فراموش گردد.

1- آنچه که يگانه تاريخ با گفتار و کردار خود به همه انسانها آموخت و در يک کلام مکتب زندگي و دين اسلام ناميده مي شود را در يک گروه بندي مشهور به سه نوع تقسيم کرده اند : عقايد ، احکام عملي ( فقه ، که دربردارنده دستورهاي عبادي و نيز مقررات زندگي جمعي است) و بالاخره اخلاق .

 2- در مغالطه اي آشکار و بدآموزي ناشيانه اي تلاش شده است تا اخلاق را کم اهميت ترين بخش دين معرفي کنند؛ يعني بخشي که داراي الزام و ضمانت اجرا نيست و حداکثر مورد نياز کساني است که در اثر بيکاري! و نداشتن دغدغه هاي مهمتر! ، مي خواهند آدم هاي بهتري شوند . در اين فريب تاريخي اخلاق جنبه تزئيني و تشريفاتي دارد . البته احتمالاً و ظاهراً !!

3- اما چنين برداشتي از اخلاق با آنچه شخص پيامبر (ص) به صراحت ابراز کرده اند ، مغايرت دارد . نه اينکه بايدها و نبايدهاي فقهي و عقيدتي مهم نيست ، اما اگر قرار باشد در ميان نوع آموزه هاي نبوي ، يکي ( و فقط يکي ) را بعنوان هدف بعثت انتخاب کنيم، آنچه ايشان خود انتخاب کرده و مي کند ، همان « اخلاق » است. مگر نه آنکه بارها فرمود: « انمّا بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق » ؟ به واژه « انمّا » که از نظر ادبي مفيد حصر است دقت کنيد : « فقط براي تتميمم مکارم اخلاق برانگيخته شدم . » !

 4- اينک جاي اين پرسش است که چرا و چگونه پيامبر ما اخلاق را محور اصلي رسالت خود معرفي مي کند ؟ پاسخ روشن است . زيرا عقيده صحيح و عمل صالح بدون اخلاق حسنه نه حاصل شدني است و نه بر فرض حصول ، باقي ماندني.

 تاريخ به تکرار ثابت کرده است که افرادي به ظاهر مومن و عامل چه زود در اثر رذايل اخلاقي همه چيز خود را از دست داده اند . حرص، طمع، حسادت و تکبر از رايج ترين نمونه هاي تاريخي است که موجب شده است کساني در برابر حق بايستند ؛ چه در زمان خود پيامبر که به تعبير قرآن حسادت، خودبزرگ بيني ، و تکبر مانع ايمان کساني شد که او وحقانيتش را چون فرزند خود مي شناختند ، و چه در داستان تاسف بار پس از او که غصب حق و ناديده گرفتن شايستگي ها و نيز نقض بيعت و شمشير کشيدن ها دليلي جز همين پستي هاي اخلاقي نداشت. اصلاً مگر ابليس را چيزي جز همين کاستي ها کافر ساخت؟! ( استکبر و کان من الکافرينِ )

 5- برخلاف پندار برخي خودي ها و شيطنت غير خودي ها ، از نظر قرآن آنچه سايه اسلام را در سراسر جهان گسترده ساخت تنها اخلاق نيکوي محمدي بود. نه اينکه شمشير علي يا ثروت خديجه موثر نبوده است اما آن قدرت و اين پول هم بر بستر اخلاق مفيد واقع شدند؛ وگرنه به تصريح قرآن جذب انسانها ومحبت آفريني با زور و پول ناشدني است. راه رسيدن به اهداف دين و حکومت ديني تنها و تنها از طريق بسط ارزش هاي اخلاقي مي گذرد و البته نشانه موفقيت در آن ترويج باورها درست و رفتارهاي شايسته است.

 6- آنچه يتيم تنهاي مدينه را بر جهاني پر از زور و زر و تزوير چيره ساخت و موجب صدور پيام انقلاب او به دورترين هاي آن روزگار شد، صداقت و راستگويي او بود، نصيحت و خير خواهي او بود، وفاي به عهد و دوري از پيمان شکني او، حتي با کفار لجوج آن دوران بود. اين بود که همانند ضعيف ترين مردمان زندگي مي کرد و از هيچ کس و هيچ چيز استفاده ابزاري نمي کرد. براي انسان، از آن جهت که انسان است احترام قائل بود و در مقابل جنازه يهودي نيز به نشانه اکرام بر مي خاست. نه بين پيروان که حتي در ميان دشمنان نيز تخم کينه و عداوت نمي کاشت و فروتنانه به عيادت آن يهودي بيمار مي رفت که هر روز خاکستر و زباله بر سر او مي ريخت...

 و در کنار اين ها مرز بندي شفاف خود با اعداء را به شدت رعايت مي کرد و معتقد بود خداوند ما را از نيکي کردن و خوش اخلاقي با دشمنان نهي نکرده است.

 7- به نظر مي رسد همه ما، هر يک به اندازه خود از پيامبر رحمت  و هدف بعثت فاصله گرفته ايم. از نظر قرآن (سوره فتح، آيه 29) فقط آنان همراه و ياور محمد (ص) هستند که با کفار شديد هستند و با يکديگر رحيم. آنان را در حال رکوع، سجود و جوياي لطف و رضايت پروردگار مي بيني و ...

 نمي دانم تا چه اندازه اين نشانه ها در ما و جامعه ما ديده مي شود اما هشدار شديد و گلايه آميز مرد اخلاق و سياست، حضرت آيت الله مهدوي کني دامت برکاته مرا سخت به فکر فرو برد. اين معلم بزرگ که هيچ کس در تيز هوشي، حکمت و صداقت او ترديد نکرده است ، همه گرايش هاي موجود در کشور را به دليل بد اخلاقي هاي مشهود به تاملي دوباره فراخوانده است...

8- و اينک ماييم و پيامبر... به روح بلند او درود مي فرستيم و از او درخواست مي کنيم تا با نگاهي دوباره به دنياي پرآشوب کنوني، ما را براي درک صحيح دين و ساختن خود و جامعه ياري رساند. اقبال چه زيبا درخواست کرده است:

"معمار حرم باز به تعمير جهان خيز!"

نوشته دکتر محسن اسماعيلي، سايت خبرگزاري مهر

 

دوشنبه 5 اسفند 1387 - 11:4


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری