سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 13:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني
نفر نخست جشنواره مطبوعات در رشته مقاله‌ ادبي هنري

 

عراق، گورستان متجاوزين

 

 

نقد فيلم «غيرقابل انتشار» (2007) به مناسبت نمايش در سينماهاي تهران

آخرين فيلم برايان دي‌پالما كارگردان مشهور آمريكايي الهام گرفته از ماجراي واقعي تجاوز به دختري عراقي و قتل عام خانواده‌اش توسط سربازان آمريكايي در مارس 2006 است.

«غير قابل انتشار» بي‌اختيار تماشاگر را به ياد فيلم ديگر دي‌پالما «ضايعات جنگ» (1989) مي‌اندازد. «ضايعات جنگ» هم درباره ماجراي تجاوز يك دختر ويتنامي توسط سربازان آمريكايي در جريان جنگ ويتنام است اما «غيرقابل انتشار» با «ضايعات جنگ» در نوع فضاسازي و روايت تفاوت دارد. در «ضايعات جنگ» ما با فيلمي داستانگو و دراماتيك روبه‌رو هستيم ولي «غيرقابل انتشار» به يك فيلم مستند شبيه است و خط داستاني كمرنگي دارد و بيشتر مجموعه‌اي از حوادث و فضاسازي متنوعي از جنگ عراق به نظر مي‌رسد. كل فيلم از فيلم‌هاي شخصي و امنيتي و خبري (كه همه توسط خود دي‌پالما و با حضور بازيگران بازسازي شده) تشكيل شده است. اين قالب بياني را دي‌پالما براي هر چه واقعي‌تر شدن فيلمش انتخاب كرده است و مشخص است كه وقتي چنين شيوه‌اي به كار گرفته مي‌شود با دوربين روي دست و لرزاني روبه‌رو هستيم كه به نظر مي‌رسد لحظه به لحظه تصاوير را شكار مي‌كند گاه سوژه از كادر بيرون مي‌زند و گاه حتي دوربين واژگون مي‌شود.

فيلمبرداري با دوربين روي دست كه انجل سالازار (شخصيت اصلي فيلم) انجام مي‌دهد به نماها تنش و هيجان خاصي مي‌دهد حتي اگر صحنه به ظاهر بي‌اهميت خرما گرفتن يك سرباز آمريكايي از كودكي عراقي باشد و اگر تصاوير فيلم واقعه مهمي چون تعرض به دختر عراقي و با شيوه فيلمبرداري در شب باشد. شيوه فيلمبرداري با دوربين روي دست تأثير خشونت سبوعانه، بدوي و هيستريك سربازان آمريكايي را دوچندان مي‌كند البته انتخاب اين شيوه مستندگونه در فيلم به اين معني نيست كه همه چيز به حال خود رها شده و بيشتر صحنه‌ها عجولانه توسط دوربين روي دست بازسازي شده باشد بلكه حتي حركت‌هاي به ظاهر بي‌نظم دوربين حساب شده و كارگرداني شده‌اند اين را تأثيرگذاري عميق صحنه‌هاي فيلم نشان مي‌دهد.

سكانس اول فيلم كه در ظاهر فيلمي ساخته مستندساز فرانسوي معرفي مي‌شود ولي در حقيقت ساخته خود دي‌پالماست هم نماهاي مؤثري دارد مثل نماهايي از سربازاني كه بي‌حركت و خيره به روبه‌رو نگاه مي‌كنند و نااميدي و خستگي و كلافه بودن را به وضوح در چهره‌شان حس مي‌كنيم و دوربين براي تأكيد بر حالت چهره به تدريج به آنها نزديك مي‌شود كه به اين ترتيب بر وضع بد روحي آن‌ها تأكيد مي‌شود مي‌توانيم به چهره عرق كرده سربازي اشاره كنيم كه عرق در نمايي نزديك به تدريج از چهره در هم رفته‌اش فرو مي‌غلتد اين نماهاي مؤثر از سربازان در حقيقت معارفه‌اي است با شخصيت‌هاي اصلي فيلم چرا كه همين سربازها در صحنه‌هاي بعدي فيلم بدل به شخصيت‌هاي اصلي داستان مي‌شوند.

در «غيرقابل انتشار» دي‌پالما شيوه هميشگي نمايشگرانه فيلم‌هاي دراماتيكش را براي رسيدن به روايتي شبه مستند كنار گذاشته و صحنه‌هاي فيلم بيشتر واقع‌گرا هستند تا اينكه بخواهند جلوه‌هاي نمايش داشته باشند هر چند در صحنه‌هاي معدودي گويا دي‌پالما نتوانسته از شيوه نمايشگرانه هميشگي‌اش دست بردارد صحنه‌اي كه آدم‌ربايان، انجل سالازار را گروگان مي‌گيرند بيش از آنكه واقع‌گرا باشد همان جلوه نمايش و هيجان‌انگيز ساير فيلم‌هاي دي‌پالما را دارد بخصوص آنكه دوربين تصادفاً روشن است و كل صحنه را ثبت مي‌كند و يان صحنه بيش از آنكه مستند به نظر بيايد نمايشي و از پيش تعيين شده به نظر مي‌رسد.

همانطور ه اشاره شد تصاوير فيلم‌هاي شخصي و امنيتي و خبري كه «غيرقابل انتشار» بازسازي شده‌اند باعث شده، كه فيلم به اثري مستند نزديك شود ولي گاه اين شيوه استفاده از تصاوير باعث مي‌شود كه برخي از نماها بدل به نماهايي تكراري و خسته‌كننده شوند مثل صحنه‌هايي كه توسط دوربين امنيتي جلوي در خروجي قرارگاه فيلمبرداري شده كه صحنه‌هاي مشابه و يكنواختي هستند بخصوص كه اتفاق خاصي هم در آن‌ها به جز چند مورد تهديد تكراري و مسائلي كه در طور فيلم تكرار شده‌اند، نمي‌بينيم.

«غيرقابل انتشار» همان‌طور كه از نامش پيداست قرار بوده كه حقايق مكتومي كه قابل انتشار نيستند را بازگو كند تيراژ فيلم هم كه متني را نشان مي‌دهد كه برخي از جملات رويشان قلم كشيده مي‌شودهم به همين مسئله اشاره دارد اما پس از پايان فيلم تماشاگر از فيلم چيزي بيش از آنچه خودش قبلاً مي‌دانسته، عايدش نمي‌شود. همان موضوع بهانه‌جويي بي‌دليلي دولت آمريكا براي حمله به عراق و همان وضعيت دشوار مردم نگون‌بخت عراق و وضعيت روحي و رواني نامناسب سربازان آمريكايي و قرباني‌هاي بي‌شمار جنگ كه اكثريت آن‌ها از ملت عراق هستند و... اما با وجود اينكه فيلم حقايق افشاگرانه و جديدي ندارد ولي باز به عنوان يك اثر معترض و انتقادگر در خور تأمل است. اينكه در ايستگاه‌ها بازرسي در 24 ماه اول حضور نيروهاي آمريكايي حدود 2000 عراقي كشته شده‌اند كه تنها 600 نفر آن‌ها خرابكار بودند از جمله اطلاعاتي نيست كه بتواند به طور گسترده در رسانه‌هاي غربي و به خصوص آمريكايي منعكس شود يا اينكه سربازان آمريكايي كشتن مردم عراق را مانند له كرده سوسك‌ها مي‌دانند تصوير شجاعانه‌اي از موجوديت سربازان و ارتش آمريكا است و نمي‌توان از آن بي‌تفاوت گذشت يا صحنه‌اي را به ياد بياوريم كه دختري آمريكايي در يك سايت سياست‌هاي كشورش را زير سؤال مي‌برد و تجاوز و كشتن دختر عراقي را چهره واقعي همان هيولاي شكست‌ناپذيري مي‌داند كه در تمام فيلم‌هاي هاليوودي راجع به جنگ ويتنام از آمريكا مي‌بينيم و اين سؤال را مطرح مي‌كند كه چرا بايد جان يك آمريكايي از جان ده‌ها ويتنامي و عراقي با ارزش‌تر باشد؟

در مجموع فيلم «غيرقابل انتشار» از فيلم‌هاي قابل تأمل و خوب برايان دي‌پالماست كه تصويري واقع‌گرايانه و مؤثر از عراق تحت اشغال نشان مي‌دهد.

 

شنبه 26 بهمن 1387 - 17:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری