چهارشنبه 22 آذر 1396 - 3:21
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

آرام

 

ساماندهي و حمايت از تشکّل­هاي ديني، مقابله با توطئه­هاي دشمن است

 

 

گفت­وگو با حجت­الاسلام والمسلمين يعقوب ديلمقاني (مدير كلّ تشكّل­هاي ديني و مراكز فرهنگي)

ادارة کلّ تشکّل­هاي ديني، بخشي از معاونت امور فرهنگي و تبليغ سازمان تبليغات اسلامي است که وظيفة سازماندهي و نظارت بر فعاليت اين گروه از تشکّل­ها را بر عهده دارد. وجود ده­ها هزار از اين گونه تشکّل­ها در کشور، دشواري وظيفة اين ادارة کل را به خوبي نشان مي­دهد، زيرا اولاً اين تشکّل­ها به لحاظ فرهنگي يکسان نيستند و در ثاني، مردم­نهاد هستند و اگر با ظرافت و دقّت خاص با آنها رفتار نشود، يا متلاشي مي­شوند يا شور و تحرّک ناشي از مردمي بودنشان از بين مي­رود. اين به خصوص در مورد هيئت­هاي مذهبي بارزتر است. حجت­الاسلام ديلمقاني با تشريح فعاليت­هاي اين اداره، نکات مهمي را دربارة وضعيت تشکّل­هاي مذهبي موجود و چگونگي سازماندهي آنها و حمايت از آنها براي ارتقاي کيفيت فعاليتشان بيان کرده است و حساسيت رسيدگي و توجه به اين تشکّل­ها را يادآور مي­شود. وي تأکيد مي­کند، يکي از ابزارهايي که دشمن اميدوار است با استفاده از آن به نظام جمهوري اسلامي ضربه بزند، همين تشکّل­هاي مذهبي است و نظام با هوشياري کامل در پي محافظت از اين تشکّل­هاست.

 

وظايف و اهدافي که براي اين بخش از معاونت پژوهشي سازمان تبليغات تعريف شده چيست؟

ادارة کلّ تشکّل­هاي ديني، داراي چهار گروه است که عبارت­اند از: هيئت­هاي مذهبي، کانون­هاي فرهنگي تبليغي، انجمن­هاي اسلامي، و اقشار تأثيرگذار بر فرهنگ ديني. گروه انجمن­هاي اسلامي در سه قسمت فعال است: انجمن­هاي اسلامي کارگري، انجمن­هاي اسلامي کارمندي، و انجمن­هاي اسلامي اصناف و محلات.

 

انجمن­هاي اسلامي دانشجويي چطور؟

آن­ها هم جزو موارد تحت پوشش ما هستند، اما فعلاً روي آن­ها کار نمي­کنيم. البته در برخي استان­ها، در اين رابطه فعال شده­ايم اما اين­ها مانند ديگر انجمن­هاي اسلامي پرتعداد نيستند. در بخش اقشار تأثيرگذار بر فرهنگ ديني، بسياري از اقشار جامعه را مي­توان در نظر گرفت ولي ما بيش­تر براي مداحان و شعراي اهل بيت و معممين و مربيان پرورشي برنامه داريم که البته بايد اين برنامه­ها گسترش يافته و اقشار ديگر را هم پوشش بدهيم. در قسمت کانون­هاي فرهنگي تبليغي هم ما با کانون­هايي سر و کار داريم که به شکل خاصّي که تعريف کرده­ايم در تبليغ دين و فرهنگ اسلامي و اخلاق اسلامي و توسعه و ترويج معارف قرآني فعال هستند. وظيفة اصلي اين اداره، ساماندهي و حمايت از تشکّل­هاي ديني است. براي دستيابي به اين هدف اصلي، شاخص­هايي تعريف شده و ادارات استان­ها موظف شده­اند، اين شاخص­ها را احراز نمايند. با اين شاخص­ها ما به آساني مي­توانيم، فعاليت و عملکرد ادارات استان­ها را ارزيابي کنيم و بفهميم تا چه ميزان پيشرفت داشته­ايم.

 

در مورد اقشار تأثيرگذار بر فرهنگ ديني، اشاره کرديد به سازماندهي مداحان در کشور. اين برنامه­اي است که در خود سازمان طراحي شده و بسيج سازمان هم در اجراي آن نقش داشته است. آيا طرح شما همان است يا چيزي است متفاوت؟

سازمان نقش يک قرارگاه فرهنگي را ايفا مي­کند و بيش­تر به مديريت فرهنگي مي­پردازد تا ظرفيت­هاي موجود در جامعه شناسايي شده و حتّي ظرفيت­هاي جديد براي کساني که در حوزة فرهنگ ديني فعاليت مي­کنند، ايجاد بشود. در مورد مداحان نيز به همين شکل عمل مي­شود. ما مي­خواهيم سازماندهي کنيم...

 

اين همان کاري است که بسيج سازمان هم مي­گويد...

ما براي ساماندهي اقشار مختلف، روش­ها و فرايندهايي را تعريف و ابداع کرده­ايم. از جمله کارهاي مهم سازمان تبليغات در سال­هاي اخير، يکي تشکيل شوراي هيئت­هاي مذهبي است، و دوم، تشکيل کانون مداحان است. اعضاي شوراي کانون مداحان در شهرستان­ها و استان­ها انتخاب شده­اند. اين دو حرکت براي ما بسيار مهم و براي دستيابي به اهداف مورد نظر، بسيار راه­گشا هستند. براي مثال، شوراي هيئت­هاي مذهبي چند وظيفه دارد. يکي از اين وظايف، شناسايي و تشکيل پرونده و انجام فرايند صدور مجوز براي هيئت­هاي مذهبي است. اين يک کار سهل و ممتنع است. سهل است اگر توسط خود اعضاي هيئت­هاي مذهبي انجام شود و سخت مي­شود اگر دولت يا دستگاه­هاي نظارتي بخواهند متولّي اجراي آن بشوند. بدين ترتيب، بعد از شناسايي و تشکيل پرونده و صدور مجوز فعاليت، بايد بر آنها نظارت کنيم. حال ما با اين امکاناتي که داريم چگونه بايد بر اين تشکّل­ها که تعداد آنها بيش از چهل هزار است، نظارت نماييم؟ اين­جا باز هم اين شوراها کارساز هستند. البته سياست­گذاري و تعيين بايدها و نبايدها توسط سازمان انجام مي­شود.

 

سياست­ها و برنامه­هاي سازمان با چه مکانيسمي به اين شوراها و از طريق آنها به تشکّل­هاي مذهبي منتقل شده و تسرّي داده مي­شوند؟

اين شوراها در دفاتر استاني سازمان داراي اتاق هستند و به صورت منظّم با سازمان ارتباط دارند. به هر حال اين کار مهمي است که انجام شده. يک ابتکار ديگر هم داشته­ايم که عبارت است از تهية بانک اطلاعات از هيئت­ها و ارتباط­گيري با آنها از طريق شبکه. اين به ما کمک مي­کند که توانايي­هاي هيئت­ها را بشناسيم و بدانيم در هر منطقه کدام هيئت فعاليت مؤثرتري دارد. شوراهاي هيئت­هاي مذهبي با در اختيار داشتن اين اطلاعات مي­توانند برنامه­هاي سازمان را با چشم باز پيش ببرند و روي هيئت­هاي مختلف، به ميزان انتظاري که از آنها مي­رود، کار کنند و موجب ارتقاي آنها بشوند. در واقع از طريق شبکه، ما اطلاعات و برنامه­ها و انتظاراتمان را از هيئت­ها مطرح مي­کنيم و هر هيئت مي­تواند با مراجعه به اين پايگاه و با استفاده از شناسه و رمز عبور اختصاصي خود، اين برنامه­ها و اطلاعات را بگيرد.

 

دربارة مجوزي که براي هيئت­ها صادر مي­شود هم توضيح بدهيد که چه روندي دارد، با توجه به اينکه اين هيئت­ها معمولاً خودجوشند؟ آيا آنها احساس نياز مي­کنند که اين مجوز را بگيرند و آيا براي ترغيب آن­ها به دريافت مجوز تمهيدي انديشيده شده و امتيازي در نظر گرفته شده است؟

اول بايد ببينيم که اين مجوّز به چه درد اين هيئت­ها مي­خورد. مردم معمولاً در رابطه با مسائل ديني و اخلاق اسلامي به دو محل چشم داشته­اند. يکي مساجد بوده است و ديگري هيئت­ها. بنابراين هيئت­ها در کنار مساجد، نقش مؤثر و بسيار مهمي در گسترش فرهنگ و مفاهيم ديني داشته­اند. به همين دليل است که مساجد و هيئت­هاي مذهبي تعدادشان در کشور بسيار زياد و بيش از هر نهاد ديگر است و همين خود نشان­دهندة اهميت آنها مي­باشد. بديهي است که دامن اين هيئت­ها بايد دور از هرگونه شائبه و کژرفتاري باشد. در اين ترديدي نيست که دشمن به دنبال اين است که از طريق انحراف در فعاليت هيئت­هاي مذهبي، باورهاي مردم را به نفع سياست­هاي شوم خود تغيير دهد. من خبري را همين چند روز اخير خواندم مبني بر اينکه يکي از افراد ضدانقلاب مقيم خارج کشور گفته است که براي براندازي نظام بايد هيئت­هاي مذهبي و حسينيه تأسيس کنيم! اين خيلي مهم است که دشمن به اين نتيجه رسيده که با سوء استفاده از مکان­هايي که مردم به آن اعتماد دارند، عليه دين و نظام جمهوري اسلامي فعاليت کند. بدين جهت نظام جمهوري اسلامي تلاش مي­کند، هيئت­هاي ديني را در مقابل اين گونه توطئه­ها محافظت کند. اين­جاست که صدور مجوز براي اين هيئت­ها اهميت مي­يابد و به عبارت ديگر اين اقدام يک خدمت بزرگ است به خود اين هيئت­ها و به فرهنگ ديني جامعه و مي­تواند از شکل­گيري هيئت­هايي که ممکن است آگاهانه يا ناآگاهانه در خدمت اهداف دشمن فعاليت نمايند، جلوگيري ­کند. هم­چنين از فوايد صدور مجوز مي­توان به ايجاد امکان برنامه­ريزي عملي براي ارتقاي کيفيت هيئت­ها اشاره کرد.

اينکه جايگاه قانوني اين کار چيست، بايد يادآور شوم که سازمان تبليغات همواره مورد توجه هيئت­ها بوده و اين­ها به نوعي يک رابطة عاطفي و صميمانه با سازمان داشته­اند. در حقيقت هيئت­ها همکاري با سازمان تبليغات اسلامي را تکليف شرعي خود مي­دانسته­اند و به اين نتيجه رسيده بودند که براي جلوگيري از نفوذ دشمن، بايد با سازمان تبليغات هماهنگ بشوند. امروز هم بدون کوچک­ترين اجباري حدود چهل هزار هيئت در سراسر کشور به دفاتر سازمان مراجعه و ثبت نام کرده­اند تا بعد از بررسي و ارزيابي، مجوز بگيرند. اخيراً با تنفيذ اساس­نامة سازمان تبليغات، اين موضوع پشتوانة قانوني هم پيدا کرده و بعد از اين، هر تشکّل ديني که تحت عنوان کانون فرهنگي ديني يا انجمن اسلامي يا هيئت مذهبي بخواهد فعاليت کند بايد از سازمان تبليغات مجوز داشته باشد.

البته يک مسئله­اي هم ميان ما و وزارت کشور وجود داشت که فکر مي­کنم با اين اساس­نامه که مقام معظّم رهبري آن را توشيح کردند، آن مسئله مرتفع گرديده است.

 

اختلاف مربوط به تداخل وظيفة صدور مجوز براي سازمان­دهي مردم­نهاد؟

بله. اين را به دليل اهميتي که دارد توضيح مي­دهم. اخيراً وزارت کشور براي فعال شدن سمن­ها اقدام کرد و سامانه­اي را طراحي کرد در دو مرحله. در مرحلة اول اعلام کرد تمام سمن­هايي که مي­خواهند در کشور فعال شوند، بايد از وزارت کشور مجوز بگيرند و فرايند اخذ مجوز هم به اين ترتيب است که اساس­نامة سمن به وزارت کشور ارائه مي­شود و وزارت هم بررسي مي­کند که حوزة فعاليت آن به کدام نهاد مربوط مي­شود. سپس وزارت کشور از چهار دستگاه استعلام مي­کند که عبارتند از: وزارت اطلاعات، قوه قضائيه، نيروي انتظامي، و دستگاهي که فعاليت سمن مورد نظر به آن مربوط مي­شود. از اين روند چند دستگاه مستثنا شدند تا رأساً به بررسي و صدور مجوز اقدام کنند؛ مانند بهزيستي، آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامي. اما سازمان تبليغات جزو دستگاه­هاي مستثنا نبود که ما در اين رابطه با وزارت کشور مکاتبه کرديم و مدارکي ارائه کرده­ايم از مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي مبني بر اينکه نظارت بر کانون­ها و انجمن­ها و هيئت­هاي مذهبي جزو وظايف سازمان تبليغات است و قرار شده مذاکراتي انجام شود.

 

در صدور مجوز براي هيئت­هاي مذهبي چه معيارهايي در نظر گرفته مي­شود؟

ما براي آنکه بتوانيم هيئت­ها را در مسير اعتلا قرار بدهيم، و هماهنگي وسيعي ميان آنها ايجاد کنيم، حداقل­هايي را در نظر گرفته­ايم. پيش از پرداختن به اين معيارها، ذکر اين نکته لازم است که نگاه ما به هيئت­هاي مذهبي، نگاه آمرانه نيست بلکه نگاه نظارتي و هدايتي است تا از توانايي­هاي آنها بهتر استفاده شود و نقاط ضعفشان برطرف گردد. هم­چنين برنامه­هاي ما به طريقي تنظيم مي­شود که هر فعاليتي که از عهدة خود اين هيئت­ها برمي­آيد، توسط خودشان انجام شود و در مواردي که آنها نمي­توانند نتيجه بگيرند، ما سرمايه­گذاري مادي و معنوي بنماييم. مثلاً در بخش آموزش مبلّغ دستگاه­هاي دولتي و حکومتي بايد سرمايه­گذاري کنند چون براي بخش خصوصي توجيه اقتصادي ندارد. اين سرمايه­گذاري البته براي دولت هزينه است اما منافع معنوي آن به همة مردم مي­رسد و در نتيجه جزو کارهاي عام­المنفعه است.

حالا معيارهاي ما براي هيئت مذهبي چيست؟ يک هيئت حتماً بايد آموزش قرآن (حداقل در حدّ روخواني) داشته باشد. اگر هيئتي نتواند مدرّسي براي تأمين اين حدّ اقل را در اختيار بگيرد، سازمان تبليغات وارد ميدان مي­شود و به تربيت مدرّس قرآن مي­پردازد. براي اينکه اين هيئت­ها منفعل نشوند، ما اعلام کرده­ايم به آنها مجوز موقت مي­دهيم و در يک مدّت معين آنها بايد از بين اعضاي هيئت، نفر يا نفراتي را که توانايي­هاي لازم را دارند، معرفي کنند تا در دوره­هاي آموزشي تربيت مدرّس قرآن شرکت نموده و سپس در همان هيئت­هاي خودشان به تدريس قرآن بپردازند.

معيار دوم، داشتن مجلس وعظ و خطابه است براي اعتقادات اسلامي و معيار سوم هم بيان احکام است. اين مجالس بالطبع بايد توسط يک روحاني برگزار شوند و باز در اين­جا ما به هيئت­ها کمک مي­کنيم. هيئت­ها مي­توانند نفر يا نفراتي را که مايل به روحاني شدن هستند، به ما معرفي کنند يا اينکه درخواست کنند تا براي آنها مبلّغ اعزام بشود. معيار چهارم داشتن يک مداح است که با اصول مداحي آشنا باشد و بتواند دور از خرافات مداحي نمايد. اين هم محتاج راه­اندازي کانون مداحان بوده که انجام شده است.

 

چه راه­کارها و فرايندهايي براي اعمال سياست­ها و ديدگاه­هاي سازمان تبليغات به اين هيئت­ها وجود دارد؟

ببينيد! ما بين صفر و صد هستيم. اگر هيچ کاري نکنيم صفر و اگر به همة آمال و اهدافمان برسيم، صد هستيم. ما مدعي هستيم که نمرة بالايي داريم و اين را کارنامة ما نشان مي­دهد...

 

منظور من عملکرد شما نيست. مي­خواهم مکانيسم انتقال سياست­ها و ديدگاه­ها را در چهارچوب همان وظيفة هدايتي و نظارتي که اشاره کرديد، توضيح بدهيد.

فعاليت ما ايجابي است. براي تأمين اهداف مورد نظر، ما برنامه­هاي متنوع و فعاليت­هاي زيادي را انجام مي­دهيم. يکي از اين برنامه­ها که هر سال در آستانة محرم واقع مي­شود، گردهمايي در تمام مراکز استان­ها و حتّي شهرستان­هاست که طي آن بايدها و نبايدهاي سال جاري به اطلاع نمايندگان و مسئولين هيئت­ها مي­رسد. در اين گردهمايي­ها سعي مي­شود، روش­هاي دشمن براي ايجاد انحراف در فعاليت و محتواي هيئت­ها با ذکر شواهد و مصاديق مشخص، بيان گردد. اين حرکت بسيار مؤثري است که اثر آن در هيئت­ها ديده مي­شود. از سوي ديگر چون يکي از ارکان هيئت­ها روحانيون هستند، همين برنامه براي آنها هم اجرا مي­شود. در کنار اين گونه برنامه­ها، ما يک روند اطلاع­رساني منظّم هم داريم که در طول سال صورت مي­گيرد. اول اينکه نشرية خيمه را منتشر مي­کنيم که کيفيت محتوا و فيزيکي آن بسيار مطلوب است و در سراسر کشور توزيع مي­گردد. فصل­نامة زمزمه را هم به طور تخصّصي براي مداحان مي­خواهيم توليد کنيم که به زودي شماره اول آن منتشر مي­شود. ارائة بسته­هاي فرهنگي به صورت موردي براي تغذية فکري هيئت­ها، اقدام ديگر ماست که يا در همايش­ها يا خارج از آنها انجام مي­شود. اين بسته­ها شامل کتاب­هاي مناسب و مرتبط به موضوعات مورد نظر و الواح فشرده و نرم­افزارهاست، مانند لوح آموزشي يک ماه خون گرفته که به همراه کتاب آن شامل اشعار مناسب براي مداحان و روش اجراي آنهاست يا صدف نبوت که به همين ترتيب آماده و به هيئت­ها ارائه شده است.

کار بعدي ما برگزاري کنگره شعر عاشورايي است که در آن به دنبال اشعار جديد و مستند هستيم. اين کار در نُه استان آغاز شده که اشعار بسيار خوبي به دست آورده­ايم و اميدواريم تا قبل از محرم در قالب کتاب با قطع مناسب چاپ شود و به دست مداحان در هيئت­ها برسد.

کار مهم ديگر ما که کليد آن در پانزده استان زده شده است، نمايشگاه شئون فرهنگي است که در آن از علاقه­مندان دعوت شده آثار مکتوب و غيرمکتوب خود را عرضه کنند تا بدين ترتيب الگوسازي بشود.

در آستانة محرم ما دو برنامة مهم را اجرا خواهيم کرد. يکي ديدار اعضاي کانون مداحان و شعراي اهل بيت طي سه روز با علما و مراجع در قم است و مستقيماً از زبان ايشان رهنمود خواهند گرفت. برنامة ديگر، که سال گذشته هم اجرا کرديم و بسيار مؤثر بود و مورد توجه قرار گرفت، نشست سراسري مسئولين شوراهاي هيئت­هاي شهرستان­ها با مسئولين نظام است.

 

همة هيئت­هاي موجود در کشور از شما مجوز گرفته­اند؟ و آيا با هيئت­هايي که مجوز ندارند برخورد مي­شود؟

هيئت­هايي که ثبت نام کرده­اند و کد گرفته­اند، يا مجوزشان صادر شده، يا وضعيت آنها در حال بررسي است تا در صورت احراز شرايط مجوزشان صادر بشود. برخورد ما با هيئت­ها سلبي نيست که بخواهيم آنها را تنبيه کنيم، بلکه سعي مي­کنيم آنها جذب کرده و ارتقا بدهيم. البته با پشتوانة قانوني که اشاره کردم، مي­توانيم برخورد تنبيهي هم داشته باشيم. در هر صورت، حداقل اين است که ما در قبال هيئت­هايي که مجوز ندارند، مسئوليتي نخواهيم داشت.

 

شما به هيئت­هاي دانشجويي هم توجه داريد؟

به صورت خاص نه. آنها را به صورت عام پوشش داده­ايم. يعني براي پوشش دادن آنها دستورالعملي نداريم.

 

سال گذشته يک حرکت تقريباً موفّقي هم از سوي سازمان صورت گرفت که عبارت بود از جلوگيري استفاده از تمثال­هاي شخصيت­هاي واقعة کربلا در مراسم عزاداري. آيا اين اقدام امسال هم ادامه خواهد داشت؟

اين يکي از اقدامات مهم ما بود که اتفاقاً از آثار مثبت همين سازماندهي و نظارتي است که توضيح دادم بر هيئت­هاي مذهبي اعمال مي­شود. ما نتايج اين نظارت را مرتب به شوراي عالي انقلاب فرهنگي منعکس کرده­ايم و بر همين مبنا پارسال پيشنهاد کرديم و شورا هم پذيرفت و آن را به صورت قانون ابلاغ کرد که چند دستگاه براي ساماندهي رفتار هيئت­هاي مذهبي مخصوصاً در مراسم عزاداري محرم همکاري بنمايند. البته اين قانون عام است و براي همة مناسبت­هاي ديني و فرهنگي است. براي اين منظور ستادي تشکيل شده که تاکنون يازده جلسه برگزار کرده و تصميمات مهمي اتخاذ نموده. اعضاي ستاد براي عزاداري­هاي امسال تصميم گرفته­اند که از چهار چيز پرهيز بشود: قمه­زني، حمل و نصب تماثيل منتسب به ائمه و شخصيت­هاي ديني و قهرمانان کربلا، استفاده از آلات موسيقي (بجز طبل و سنج)، استفاده از ريتم­هاي غربي و وارداتي و غيراصيل. هم­چنين تأکيد شده به يک موضوع پرداخته شود که عبارت است از غني کردن محتواي عزاداري­ها. علامت­ها و تماثيل را پارسال جلوگيري کرديم و البته اين بايد تبديل به فرهنگ بشود و خود مردم و هيئت­ها از اين رفتارها پرهيز کنند. يکي ديگر از وظايف اين ستاد، بررسي وضعيت مناسبت­هاي مذهبي است. بالاخره بايد تکليف اين مناسبت­ها مشخص شود.

 

برنامه­هاي شما براي آينده چيست؟

خوب، خيلي از برنامه­هاي ما که به آنها اشاره کردم، مستمر و پيوسته است. در سال­هاي آتي هم بايد پي­گيري و اجرا شوند. اما برنامه­هايي که در نظر داريم، يکي ساماندهي نرم­افزاري اطلاعات مربوط به هيئت­ها و تشکّل­هاي ديني است. يک برنامۀ ديگر که البته از گذشته شروع شده ولي امسال جدّي شده و مي­خواهيم آن را گسترش بدهيم، وبلاگ­نويسي عاشورايي است و دعوت کرده­ايم از وبلاگ­نويسان علاقه­مند به موضوع عاشورا که مطالب خودشان را ارائه کنند. اين وبلاگ­نويسي در حال گسترش است و هزينة زيادي هم براي ما ندارد. کار ديگري که شروع کرده­ايم و مي­خواهيم به نتيجه برسانيم، عبارت است از شناسايي و معرفي هيئت­هاي مذهبي شاخص. بدين معني که در هر منطقه­اي، هيئت­هايي را که به تناسب امکانات و موقعيت آن محل و در مقايسه با هيئت­هاي همان منطقه کيفيت بالايي دارند، شناخته شوند و به عنوان الگوي ساير هيئت­ها معرفي گردند و هم مسئوليت بيش­تري بر عهدة آنها گذاشته شود تا از ظرفيت­هايشان حداکثر بهره­برداري به عمل آيد. اين برنامه هم در حال تدقيق و توسعه است. نظر ما اين است که اين هيئت­هاي شاخص، ملاکي بشوند براي ارزيابي رشد يا عدم رشد فعاليت­هاي مذهبي در اين قالب. و اينکه ما تا چه اندازه در اجراي برنامه­ها و تأمين اهداف موفق بوده­ايم. براي اين منظور، يعني تعيين هيئت­هاي شاخص، ما استانداردهايي را تعريف کرده­ايم و اين استانداردها را به صورت کميت در آورده­ايم تا هر منطقه بر اساس آمايش سرزميني خود به ما اعلام کند، توانايي دستيابي به چه سطحي را دارد. اطلاعاتي که آنها به ما مي­دهند، به صورت يک عدد درمي­آيد که امکان مقايسة وضعيت هر منطقه را نسبت به گذشته براي ما امکان­پذير مي­کند.  

 

در برنامه­هاي شما کدام استان­ها وضعيت بهتري داشته­اند؟

استان­هايي مانند مازندران و هرمزگان و فارس امتيازهاي مطلوب و بالايي داشته­اند.

 

تصوّر بر اين است که استان­ها و شهرستان­هايي که وجهة مذهبي دارند، امتيازشان بالاتر از بقيه باشد...

به اين نکته توجه داشته باشيد که ما وضعيت هر منطقه را نسبت به مناطق ديگر نمي­سنجيم. مثلاً ممکن است يک استان امتيازش در ارزيابي­هاي ما 30  باشد و سال بعد به امتياز 50 برسد در حالي که استان ديگر امتيازش از 70 به 72 ارتقا پيدا کند. از نظر ما آن استاني که توانسته از امتياز 30 به 50 برسد، موفق­تر از استاني است که امتيازش از 70 به 72 رسيده. اين بدان معني نيست که يکي از اين­ها ضعيف است و ديگري قوي. بلکه به معني اين است که در يک استان ما با رشد مواجه هستيم. اين رشد براي ما خيلي مهم است.

 

آيا عوامل اين رشد را هم بررسي مي­کنيد؟

بله. ما بايد اين کار را بکنيم تا بتوانيم در برنامه­ريزي­هايمان دقيق باشيم و از ظرفيت­هاي موجود، حد اکثر استفاده را ببريم. عوامل متعددي مانند فرهنگ منطقه، ميزان تحصيلات، و... در اين زمينه تأثير مستقيم دارند. ما مدام اطلاعات مورد نياز را از استان­ها مي­گيريم و با روش­هاي علمي تجزيه و تحليل مي­کنيم. براي ما مهم است که بدانيم در کانون­ها و انجمن­ها و هيئت­ها چه کساني عضويت دارند، يعني تحصيلاتشان چقدر است، شغلشان چيست، و... .

 

در اجراي برنامه­ها با چه مشکلاتي مواجه هستيد و آيا امکانات موجود با اهداف و برنامه­ها تناسب دارد؟

يکي از ابزارهاي قوي ما توجيه کارشناسان­مان در شهرستان­ها نسبت به سياست­هاي اجرايي است. اين موضوع مهمي است. تمام سياست­هاي ستاد از طريق اين کارشناسان به بدنة تشکيلات منتقل شده و عملياتي مي­شود. ما بسيار مايل هستيم که بدنة تشکيلات، بازده کيفي بالايي داشته باشد، نه بازده کمي. ما از کارشناس خودمان انتظار داريم، مديريت فرهنگي را اعمال کند نه اينکه درگير کار اجرايي فرهنگي بشود. گاهي به جاي اينکه صد کيلومتر دور يک محدودة کوچک بدويم مي­توانيم ده کيلومتر در مسير درست بدويم. هم کم­تر انرژي مصرف مي­کنيم و هم کم­تر خسته مي­شويم و مهم­تر اينکه پيشرفت محسوسي داشته­ايم. رسيدن به اين وضع مطلوب در بدنة تشکيلات دشوار است. دفاتر ما بايد پايگاه مشاوره باشند و نه مرکز اجرايي. وقتي از نيروي مردم استفاده کنيم، مي­توانيم کارهاي بزرگي انجام بدهيم. اين يکي از مشکلات ماست که بايد براي آن فرهنگ­سازي کنيم. مشکل ديگر ما کاهش بودجه است که امسال گريبانگير ما شده است.

 

چهارشنبه 9 بهمن 1387 - 14:55


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری