چهارشنبه 26 مهر 1396 - 12:59
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

مجيد بهمن زاد

 

نظارت و هدايت فعاليت­هاي قرآني در کشور بايد يک متولّي داشته باشد

 

 

گفت­وگو با محمد خواجوي، رئيس دارالقرآن الکريم

دارالقرآن الکريم سازمان تبليغات اسلامي بعد از يک دورة فترت تقريباً ده­ساله، از سال 1381 با تشکيلاتي جديد شروع به فعاليت کرد. با وجود آنکه اکثر مراجعه­کنندگان به اين سازمان مي­پندارند وظيفة آن تنها بررسي صحّت نسخ قرآن کريم و اعطاي مجوز چاپ و نشر آن است، اما هدف اصلي اين سازمان، ساماندهي و تعميق فعاليت­هاي قرآني در کشور است و به تدريج و با توجه به ميزان کارآيي آن، برخي مسئوليت­هاي ديگر هم بر عهدة آن گذاشته شده است. اينک پس از نزديک به شش­سال فعاليت، نگاهي به عملکرد و دستآوردهاي اين تشکيلات مي­تواند، معيار مناسبي براي ارزيابي نقش و جايگاه آن در امور قرآني کشور به دست دهد. محمد خواجوي، رئيس دارالقرآن، در گفتار خود، صريحاً از عملکرد اين سازمان دفاع مي­کند و معتقد است، بازدهي آن بسي فراتر از امکاناتي بوده که در اختيار داشته. وي مي­گويد، اگر روحية کارکنان اين سازمان، قرآني نبود و اگر از افراط و تفريط­ها از همان آغاز فعاليت جلوگيري نمي­شد، سازمان هرگز به کارآمدي امروز نبود و چيزي مي­شد مثل ساير دستگاه­ها که ظاهري آراسته دارند، اما نتيجة مطلوبي ارائه نمي­کنند.

 

 

پيشينة سازمان دارالقرآن و اهدافي که براي فعاليت آن در نظر گرفته شده، چه بوده است؟

بسم­الله الرحمن الرحيم. ابتدا از اينکه فرصتي را مهيّا کرديد تا دارالقرآن را به عنوان يکي از بخش­هاي سازمان تبليغات اسلامي معرفي کنيم، تشکر مي­کنم. در سال 1381 که جناب آقاي خاموشي به عنوان رئيس سازمان تبليغات در سازمان حضور يافتند، شوراي قرآن قبلي سازمان که آقاي خدام حسيني مسئول آن بودند، با ايشان ديدار کردند و از آن­جا تصميم گرفته شد که دارالقرآن احيا شود. قبلاً از سال 1361 دارالقرآن سازمان به عنوان يک واحد فعاليت مي­کرد و در سطح کشور جايگاه و فعاليت خوبي داشت. به طوري که تربيت­شدگان کلاس­هاي آن دوره، اکنون جزو فعالان قرآني کشور هستند. بعداً فترتي پيش آمد و آن واحد تعطيل شد، تا اينکه آقاي خاموشي با اعضاي آن واحد ديداري داشتند و بر ضرورت ايجاد يک سازمان توسعه­يافته براي فعاليت­هاي قرآني تأکيد کردند. وظايف و اهداف کلان اين سازمان تعريف شد که در واقع نشأت گرفته از ضرورت ترويج قرآن کريم در جامعه است. براي عملياتي کردن برنامة جامع، تشکيلات سازماني پيش­بيني شد، تا بخشي از نيازهاي جامعه را پاسخ­گو باشد.

 

اين نيازها چه بوده­اند؟

اولويت ما، فعاليت­هاي قرآني است و ما بيش­تر بايد در بخش فعاليت قرآني سرمايه­گذاري مي­کرديم. اهداف اصلي سازمان دارالقرآن عبارتند از: ارتقاء سطح کمّي و کيفي فعاليت­هاي قرآني و تلاش در جهت غني­سازي و انسجام و وحدت رويه در اين فعاليت­ها، فراهم ساختن زمينة تبادل و انتقال تجربيات اين سازمان با ساير دستگاه­هاي دولتي و نهادهاي غيردولتي در راستاي توسعه و ترويج نهضت آشنايي و انس با قرآن کريم و نهادينه ساختن فرهنگ قرآني در جامعه، گسترش زمينه­هاي مشارکت مردمي در توسعه و ترويج قعاليت­هاي قرآني، شناسايي و جذب و هدايت استعدادهاي قرآني و حمايت از نخبگان قرآني کشور. اين اهداف در واقع بر اساس نيازهاي موجود در کشور، در حوزة فعاليت­هاي قرآني براي سازمان دارالقرآن در نظر گرفته شده­اند. فعاليت­ها هم متنوع­اند؛ مانند آموزش، مفاهيم قرآن کريم، حفظ، تربيت مدرس، و... به همين جهت، تشکيلات دارالقرآن را به گونه­اي طراحي کرديم که متناسب با اين فعاليت­ها بتواند عمل کند.

 

ساختار سازمان چگونه است؟

اين سازمان داراي يک هيئت امنا به رياست جناب آقاي خاموشي است و آقايان خدام­حسيني، حاجي­شريف، سليمي، صلح­جو، قره­شيخلو، موسوي، و اربابي (که مرحوم شد) در آن عضويت دارند. بعد از هيئت امنا، رياست سازمان قرار دارد و پس از آن، حوزة رياست شامل هستة گزينش، دفتر رياست کل و روابط عمومي، و دفتر کلّ طرح و برنامه فعاليت مي­کنند. معاونت آموزش و پژوهش و نظارت بر چاپ و نشر قرآن کريم، شامل اداره کلّ آموزش و پژوهش و اداره کلّ نظارت بر چاپ و نشر قرآن کريم، و معاونت ارتباطات و پشتيباني، شامل اداره کلّ ارتباطات و امور اجتماعي و اداره کلّ اداري و پشتيباني، قسمت­هاي مختلف اين سازمان هستند و هر يک، واحدهاي مختلفي دارند. اين ساختار در ابتدا به گستردگي حالا نبود، اما با کمک هيئت امنا به تدريج کامل شد و اکنون ستاد سازمان داراي سه معاونت، هشت اداره کل و بيست اداره است، با هشتاد نيروي ثابت و دويست نيروي پروژه­اي است. در صف چهارصد و پنجاه پست سازماني در سراسر کشور داريم. اين تشکيلات تقريباً وسيع است.

 

از نظر توسعة مشارکت مردم در فعاليت­هاي قرآني، سازمان دارالقرآن چه فعاليتي داشته است. آيا اتحاديه تشکّل­هاي قرآني وابسته به شماست يا خير؟

الآن ما تقريباً در کشور دو اتحادية قرآني داريم. يکي همين اتحادية تشکّل­هاي قرآني است که حمايت­کنندة آن، وزارت ارشاد است و تحت مجوز آنها فعاليت مي­کند و مربوط به ما نيست. دوم، اتحادية استاني است که متعلق به ماست و هنوز اتحادية کشوري نشده است. اکنون در سي استان، اين اتحاديه تشکيل شده و فعال است و «اتحادية مراکز و مؤسسات قرآني مردمي» عنوان دقيق آن است. اين مراکز و مؤسسات در هر استان، توسط دارالقرآن­هاي همان استان شناسايي شده و مدارک مربوط به آنها تنظيم و به مرکز ارسال مي­شود. در اين­جا ما مدارک را بررسي کرده و تأييد يا رد مي­کنيم. در صورت تأييد، مدارک را به استان برگردانده و مراکز استان به آنها مجوز فعاليت مي­دهند. مجموع اين مراکز و مؤسسات قرآني استاني که داراي مجوز فعاليت بوده­اند، اجلاسي برگزار کردند و در آن ايجاد اتحادية مراکز و مؤسسات قرآني مردمي را به تصويب رساندند. ما قصد داريم پس از اين، وارد مرحلة تشکيل اتحادية کشوري بشويم که برآمد اتحاديه­هاي استاني است. تاکنون نزديک به هزار و سيصد مجوز فعاليت قرآني صادر شده است. اين يک تشکيلات جديد است که البته ما از سه سال گذشته، آن را اجرايي کرده­ايم و به نظر من، در سطح کشور بي­نظير است. ما هدفمان اين است که فعاليت­هاي مردمي را در اين زمينه سازماندهي و هدف­مند کنيم و مطابق نيازها و آسيب­ها، تنظيم و جهت­دهي نمائيم. امروز وضعيت جامعه با دهة اول انقلاب متفاوت است و فعاليت­هاي قرآني هم بايد مطابق وضعيت امروز انجام شود. ما امروز ممکن است نيازمند فضاسازي نباشيم، زيرا اين فضاسازي در دور اول فعاليت دارالقرآن ايجاد شده. امروز ما بايد از آن فضاسازي استفاده کنيم. بايد از پتانسيلي که در جامعه وجود دارد، استفاده کرد و فرهنگ قرآني را در جامعه گسترش داد و نهادينه نمود.

 

آيا سازمان دارالقرآن در امر پژوهش­هاي قرآني فعاليت مي­کند يا برنامه­اي در اين زمينه دارد؟

سازمان دارالقرآن، اساساً يک تشکيلات نظارتي است. به اين نکته هم توجه داشته باشيد که تازه شش سال از عمر اين تشکيلات مي­گذرد...

 

سازمان فعلي دارالقرآن، مگر ادامة دارالقرآن قبلي در دهة اول انقلاب نيست؟

چرا ولي آن تشکيلات محدود، دستاوردهاي متناسب با وضعيت بيست سال پيش داشت و همان طور که اشاره کردم، جامعۀ امروز نيازهاي ديگري دارد. پژوهش­هاي قرآني در تشکيلات سازمان تعريف شده است. پايه­هاي کار وسيع و قوي است، اما ما تنها متولّي امور قرآني کشور نيستيم و در حوزة پژوهش­هاي قرآني هم، به ضرورت و بنابر نياز سازمان، براي تأمين اهداف مترتب بر آن وارد شده­ايم، نه به طور گسترده. البته ما براي فعاليت­هاي سازمان، کار کارشناسي و پژوهشي انجام داده­ايم. ما نزديک به شصت طرح تفصيلي داريم که اين طرح­ها بر مبناي يک رشته پژوهش­ها، توسط کارشناسان مختلف تهيه شده­اند. از ابتداي شکل­گيري سازمان دارالقرآن، بنا را بر همين گذاشتيم که بدون پشتوانة فکري عمل نکنيم و هر حرکت و برنامه­اي، خوب انديشيده و پخته شود، تا در مرحلة اجرا، دچار مشکل و سردرگمي نشويم.

 

وقتي اين برنامه­ها و طرح­ها اجرايي مي­شوند، آيا محققانه مورد بررسي قرار مي­گيرند؟ منظور من ارزيابي نيست. ارزيابي معطوف به تعيين ميزان موفقيت در تأمين اهداف و دستاوردهاست، اما بررسي محققانه، به ارتقاء طرح­ها و برنامه­ها در مراحل بعدي و استخراج برنامه­هاي جديد مؤثرتر مي­انجامد.

خوب، ما بازخوردهاي برنامه­ها و طرح­هاي اجراشده را از استان­ها مي­گيريم و بررسي مي­کنيم. هدف از اين بررسي، هم ارزيابي است و هم استخراج اطلاعات جديد، براي برنامه­هاي بعدي. تمام برنامه­هاي ما از جنبه­هاي مختلف ثبت و ضبط مي­شوند. براي اين منظور فرم­هاي مختلفي داريم.

 

اشاره کرديد که سازمان دارالقرآن، تنها متولّي امور قرآني کشور نيست. آيا فعاليت شما، موازي­کاري با فعاليت دستگاه­هايي مانند ادارۀ اوقاف يا مرکز نظارت بر چاپ و نشر قرآن کريم و... نيست؟

ما سعي مي­کنيم کار موازي نداشته باشيم. مثلاً سازمان اوقاف، بيش­تر به برگزاري مسابقات قرآن کريم مي­پردازد...

 

شما هم در برنامه­هايتان اين را داريد.

نه به آن شکل. ما يک برنامة پنج­ساله نوشتيم و مسابقات قرآني خود را به گونه­اي ديگر پيش­بيني کرديم. به اين ترتيب که مسابقات ما، ميان برترين­هاي کلاس­هاي قرآن ما باشد، ضمن اينکه براي شرکت­کنندگان، آموزش هم در نظر مي­گرفتيم. در مسابقات وسيعي که مثلاً اوقاف برگزار مي­کند، جايي براي معرفي استعدادهاي بالقوه وجود ندارد. ما توجّه خود را بر اين استعدادها، متمرکز کرده­ايم که نتيجة خوبي داده است. به علاوه، ما کار ديگري که در اين مسابقات انجام داده­ايم، اين بوده که اساتيد نفرات برتر را هم مورد تشويق قرار مي­دهيم. در نتيجه، آنها هم با انگيزة بيش­تري به تربيت شاگردان و نيز حضور در مسابقات مي­پردازند. اين طرح پنج­ساله بود که به پايان رسيده و اکنون با توجّه به محدوديت بودجه و امکانات ديگر اجرا نمي­شود. مي­بينيد که اصلاً موازي­کاري با ديگر دستگاه­ها نبوده است و بلکه در تکميل و توسعة فعاليت آنها هم مي­تواند در نظر گرفته شود. اين را نيز بايد يادآور بشوم که برخي دستگاه­ها، با ما موازي­کاري مي­کنند. مثلاً وزارت ارشاد اخيراً طرح جامع حفظ و مفاهيم را مطرح کرده که ما چند ماه است، داريم آن را اجرا مي­کنيم. البته هر موازي­کاري، بد نيست. چون ظرفيت جامعه آن­قدر زياد است که همة دستگاه­ها، اگر فعاليت کنند، باز هم جا براي کار بيش­تر هست، البته به شرط اينکه مثمر ثمر باشد و نتيجة مثبت بدهد.

 

تعامل و روابط شما با دستگاه­هاي ديگر که در امور قرآني فعال هستند، چگونه است؟

با اوقاف روابط خوبي داريم. با جاهاي ديگر مانند مراکز علمي و پژوهشي هم به صورت مقطعي و موردي ارتباط داريم. با وزارت ارشاد تقريباً ارتباطي نداريم.

 

به نظرم با وزارت ارشاد، بيش­تر در زمينة صدور مجوز نشر قرآن کريم ارتباط داريد. البته ناهماهنگي هم در اين زمينه وجود دارد.

ما متون نگارش­يافتة قرآن کريم را از نظر صحّت و انطباق با روايت­هاي معتبر بررسي مي­کنيم و پس از تأييد کارشناسان سازمان، مجوز چاپ و انتشار مي­دهيم. هيچ تداخلي با وزارت ارشاد نداريم.

 

پس موضوع توقف صدور مجوز قرآن­هاي با نگارش رسم­الاملاء چيست؟

حدود يک­ماه پيش، وزارت ارشاد به ما اعلام کرد که به دليل مشکلاتي که در قرآن­هاي رسم­الاملاء ممکن است پيش بيايد، مجوز براي اين نوع نگارش­ها صادر نشود. ما اين موضوع را رعايت کرديم. اما از نظر ما، مسئله مبهم است، زيرا رسم­المصحف، تنها حدود پنج درصد از نگارش­هاي موجود را شامل مي­شود و در واقع در کشور ما، اين نوع نگارش جوان است و بعد از انقلاب مورد توجه واقع شده در حالي که بيش­تر قرآن­هايي که براي بررسي به ما ارائه مي­شود، رسم­الاملاء هستند. ايراد کار اين­جاست که بررسي صحّت نسخ ارائه شدة قرآن کريم، تخصّص ماست، اما دستگاه ديگري در آن دخالت مي­کند. بيش­تر علماي ما بر رسم­الاملاء تأکيد مي­کنند و معتقدند که خط نبايد توقيفي باشد. البته ما به وزارت ارشاد، آفت­هاي اين بخش­نامه را تذکّر داده­ايم.

 

دربارة ساختار دارالقرآن از نظر نيروي انساني، روش مديريت، و فعاليت­هاي جاري و دستآوردها هم توضيحاتي بفرمائيد.

من از سال 1381 مسئوليت دارالقرآن را بر عهده گرفتم که در واقع ابتداي دورة جديد فعاليت آن بود. در رابطه با مديريت در سازمان، اصل بر اين است که کار، خوب و اثرگذار باشد. تلاش ما اين است که فعاليتي را انجام دهيم که منتج به نتيجة مطلوب و مناسب گردد. هم­چنين تلاش کرده­ايم با دستگاه­هاي دولتي و حکومتي، تعامل سازنده داشته باشيم. البته در سه سال اول، ما خيلي بسته کار مي­کرديم، زيرا نگاه ما به لحاظ مديريتي، با جاهاي ديگر متفاوت است. به هيچ وجه گرايشي به تجملات و افراط و تفريط در سازمان وجود ندارد و فقط به ميزان ضرورت، امکانات تهيه مي­شود و از امکانات هم به نحو بهينه استفاده به عمل مي­آيد. افراط و تفريط متأسفانه از آفاتي است که در جامعه و در زندگي مردم ديده مي­شود و باعث بسياري از گرفتاري­ها و مشکلات و آسيب­ها مي­گردد. ما در وهلة اول، بنا را بر اين گذاشتيم که اين آفت را در سازمان نداشته باشيم و به لطف خدا تا اندازة مطلوبي موفّق بوده­ايم. ما در سطح کشور، حدود پنج­هزار مسجد داريم. از فضاي اين مساجد ما به نحو مطلوب و کامل استفاده نمي­کنيم. ديدگاه ما اين است که از امکانات موجود، حداکثر استفاده را ببريم. اين ديدگاه از يک طرف ممکن است کار را به افراط بکشاند، تا جايي که اصلاً از ابزارهاي موجود استفاده نکنيم، يا منجر به تفريط شود که به تجمّل­گرايي و اسراف منتهي بشود. به همين دليل، ما در سه سال اول فعاليت دارالقرآن براي اينکه وضعيت متعادلي را در درون سازمان ايجاد کنيم، بسته کار کرديم و با هر دستگاهي تعامل نکرديم و در گزينش نيروها، دقّت زيادي به خرج داديم. بعد از آن، که سازمان ريشه گرفت و تعادل مورد نظر ايجاد شد و نيروها در تشکيلات جا افتادند، فعاليت سازمان را باز کرديم و با دستگاه­هاي مختلف ارتباط برقرار نموديم.

از نظر گردش کار، ما توانسته­ايم بسيار سريع عمل کنيم. در سازمان، در مقايسه با جاهاي ديگر، سرعت گردش امور و به نتيجه رسيدن کارها، وضعيت بسيار مطلوبي دارد. اين بدان جهت است که نيروهاي ما احساس کارمندي ندارند که بخواهند هر روز، زمان موظفشان را پر بکنند و بروند بلکه چنان آموزش ديده­اند و مديريت مي­شوند که کارمحور باشند.

دقّت در شرح وظايف، تقسيم کارها و روند رسيدگي به امور و ارزيابي کارکردها نيز از ويژگي­هاي سازمان است. براي افزايش بهره­وري نيروي انساني در سازمان، به افراد متناسب با وقت و توانايي­شان سمت مي­دهيم تا هم کاري بدون متولّي مشخّص نباشد و هم وقت کسي به هدر نرود. مکانيزم ارزش­يابي کارمندان و مديران، از نقاط قوت سازمان است. هر شش­ماه يک­بار اين ارزيابي­ها انجام مي­شود تا نقائص کار مشخص و برطرف گردد. هم­چنين کميته­هاي مردمي ايجاد کرده­ايم که کار آنها، بررسي جنبه­هاي مختلف سازمان است از نگاه برون­سازماني. اعضاي کميته­ها را کارمندان سازمان تشکيل مي­دهند، بدون آنکه سمت سازماني آنها در کميته لحاظ شود. اين کميته­هاي مردمي، به نقد و يا ارائة طرح و پيشنهاد براي فعاليت بهتر سلزمان مي­پردازند. نتيجة اين نظارت و نقد و پيشنهادها، وارد سازمان شده و در صورت هماهنگي با مجموعه و اهداف مترتب بر فعاليت سازمان، مورد استفاده قرار مي­گيرد.

از ديگر ويژگي­هاي سازمان، نظام­مند بودن همة فعاليت­هاست. تقريباً هر اقدامي در سازمان، دستورالعمل مربوط به خود را دارد. به همين دليل، بسياري از سازمان­ها و دستگاه­هاي ديگر راغب­اند با ما تعامل داشته باشند و براي سازمان­هاي خودشان، از دستورالعمل­هاي ما استفاده کنند.

از آن­جا که کار ما تخصّصي است، سازمان داراي شوراهاي تخصصي است. هم­چنين ما بر اساس همين نظام­نامه­ها موفق شديم، طرح جامع قرآني کشور را تهيه کنيم. در بخش آموزش هم، طرح جامع آموزش کارکنان را تهيه کرديم.

به هر حال، با اين روش­ها توانسته­ايم، خروجي سازمان را به حداکثر برسانيم. براي مثال، ما در سال گذشته توليد يک­صد و پنجاه­هزار نسخه قرآن کريم را به سازمان تبليغات تعهّد داده بوديم، اما توانستيم هفت­صد و پنجاه­هزار نسخه توليد کنيم که حدود چهارصد و پنجاه­هزار نسخة آن رايگان اهدا شد.

 

اين قرآن­ها را از ناشرين خريداري کرديد يا خود سازمان چاپ کرد؟

ما انتشارات تلاوت را داريم که متولّي توليد محصولات فرهنگي سازمان است. قرآن­ها توسط اين ناشر چاپ شد.

 

يعني شما برنامه­اي نداريد که قرآن­هاي توليد ناشران خصوصي را خريداري کنيد و خودتان به چاپ قرآن کريم مبادرت نکنيد؟ مانند ارشاد که براي حمايت از ناشرين، بخشي از کتاب­هاي آنها را مي­خرد و به طرق مختلف استفاده مي­کند.

نه. هيچ ناشري با چاپ قرآن کريم ضرر نمي­کند، که ما بخواهيم از او حمايت کنيم. ضمن آنکه قرآن­هاي توليد ناشرين خصوصي، گران است و نمي­توان اين کار را کرد و به نفع ما نيست.

به هر حال، ما در حال حاضر، شش کار ملّي انجام مي­دهيم که بسيار سنگين است. همين سازماندهي اتحادية مراکز قرآني مردمي، بسيار وسيع است. البته در ابتدا، برخي دستگاه­ها مي­خواستند آن را خودشان انجام دهند که نتوانستند. ديگر کار ملّي ما، اعطاي مدارک حفظ است که به صورت منظّم، امتحانات آن برگزار شده و به کساني که امتيازات لازم را کسب کنند، مدرک اعطا مي­شود. کار بزرگ ديگري که در حال اجراست، نهضت قرآن­آموزي است. در مجموع، عملکرد و دستآوردهاي مثبت سازمان باعث شده، تا امور مختلف قرآني کشور، بر عهدة آن گذاشته شود. مثلاً ما مسئوليت صدور مجوز براي خروج قرآن از کشور را نداشتيم، اما به دليل فعاليت گسترده و سازنده، اين امر را هم بر عهدة سازمان گذاشته­اند.

در رابطه با نيروي انساني هم بايد تأکيد کنم که ما در جذب نيرو، دقت ويژه­اي اعمل کرده­ايم تا افراد توانا و با انگيزه را جذب کنيم. ما نيرويي را جذب کرديم که دغدغة قرآن کريم داشته باشد. بيش­تر نيروهاي ما در شاخه­اي از معارف قرآني تخصّص دارند. اين نيروها مدام، تحت ارزيابي و آموزش هستند تا متناسب با گسترش و رشد سازمان و مسئوليت­هايي که بر عهدة آنها گذاشته مي­شود، ارتقا پيدا کنند. روابط اداري ما هم عادلانه است و هيچ تبعيضي در کار نيست. خيلي از شعارهايي را که در جاهاي ديگر در اين زمينه داده مي­شود، ما در اين­جا عمل مي­کنيم. اين عدالت اداري، باعث شده که نيروها با رغبت تمام کار کنند و در نتيجه کارآيي و بازده سازمان، بسيار بالا برود.

 

به نظر شما نقش و جايگاه سازمان در مجموعة فعاليت­هاي قرآني کشور چيست؟

دارالقرآن، همانند سازمان تبليغات که نسبت به وزارت ارشاد در توسعه و تعميق فرهنگ ديني نقش و تأثير گسترده­تري دارد، در امور و فعاليت­هاي قرآني کشور، نقش وسيع و غيرقابل انکاري دارد و بلکه مهم­ترين نقش را ايفا مي­کند. البته اين به دليل نوع وظايف اين دستگاه­ها نيز هست. ببينيد، همين وزارت ارشاد در سال­هاي اخير، اقدام به ايجاد معاونت قرآني کرده، اما آيا اين اقدام خروجي و نتيجه داشته است؟ ما نبايد به دنبال تشتّت در کارها باشيم، بلکه بايد يک فصل­الخطابي داشته باشيم که به نظر ما، همين طرح جامع قرآني کشور است که ما نوشته­ايم و تصويب هم شده، اما به مرحلة اجرا گذاشته نشده، به خاطر همين ناهماهنگي­ها. اگر اين هماهنگي به وجود بيايد، از ريخت و پاش­ها و افراط و تفريط­ها و آسيب­ها و موازي­کاري­هاي بسياري جلوگيري مي­شود.           

    

                   

 

چهارشنبه 2 بهمن 1387 - 12:52


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری