دوشنبه 20 آذر 1396 - 18:45
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني
نفر نخست جشنواره مطبوعات در رشته مقاله‌ ادبي هنري

 

فيلم عامه‌پسند ضعيف و كليشه‌اي

 

 

نقد فيلم «دلداده» ساخته قدرت‌الله صلح ميرزايي

سينماي كمدي همواره وامدار برنامه‌هاي طنز و مجموعه‌هاي پرمخاطب تلويزيوني بوده است، قدرت‌الله صلح ميرزايي كه فيلمسازي از سينماي عامه‌پسند است كاراكترهاي موفق تلويزيوني را عيناً و گاه با اندكي تغيير در فيلم‌هايش تكرار مي‌كند تا بتواند از يك فرمول امتحان پس داده براي استقبال تماشاگر بهره ببرد. بازيگران «دلداده» همان بازيگران سريال‌هاي طنز تلويزيوني هستند بازيگراني مثل جواد رضويان، مجيد صالحي، امير نوري، احمد پورمخبر و... كه اين بازيگران همان بازي‌هايي را كه در سريال‌ها از آن‌ها ديده‌ايم البته در سطح پايين‌تر تكرار مي‌كنند.

جواد رضويان، بازيگري است كه درخشش در نقش‌هاي كميك را از سريال «پاورچين» شروع كرد حضور مثبت وي حاصل انتخاب درست و سنجيده او توسط مهران مديري بود. به صورتي كه از حداكثر ظرفيت كمدي‌پردازي رضويان در نقش «داوود برره» استفاده بهينه شد. ولي متأسفانه بعد از سريال «پاورچين» رضويان بر مدار تكرار قرار گرفت و او نقش اشخاصي با لهجه روستايي و شهرستاني را بدون كوچكترين خلاقيتي تكرار كرد كاراكترهايي كه آدم‌هاي خوش‌قلب و در ضمن آب زيركاهي هستند و بيشتر بار كمدي آن‌ها را لهجه و كمدي كلام بر عهده دارد و بر خلاف «پاورچين» در ساير فيلم‌ها كمدي كلامي نقش‌هاي رضويان كمتر با انواع ديگر كمدي مثل كمدي موقعيت يا كمدي هجوآميز تركيب شده است بنابراين با اينكه نوع لهجه‌ها در آثار مختلف عوض شد ولي نوع بازي همان بود نمونه‌اش گريه‌ها و مظلوم‌نمايي‌هايي است كه رضويان آن را در سريال‌هاي مختلف و با لهجه‌هاي مختلف تكرار مي‌كند اما وقتي لهجه را از رضويان بگيريم كمدي كه او ارائه مي‌كند ديگر آن ويژگي هميشگي را ندارد (مگر آنكه مثل فيلمي چون «كلاهي براي باران» به تن او لباس‌هاي مختلف بپوشانند تا باز بتواند به اين بهانه از لهجه‌هاي مختلف استفاده كند.) نمونه آن نقش بدون لهجه رضويان در سريال «مسابقه بزرگ» است كه چون رضويان در آن لهجه ندارد صحنه‌هاي كميك او چندان به چشم نمي‌آيد. در فيلم «دلداده» هم رضويان در نقش جواد كريمي كاراكتري بدون لهجه را تجربه مي‌كند بنابراين برگ برنده هميشگي‌اش را از دست مي‌دهد هر چند خود عنصر لهجه هم براي رضويان بدل به يك كپي‌برداري بدون خلاقيت شده، و شايد صلح ميرزايي هم اين مسئله را فهميده و در فيلم «دلداده» از آن اجتناب كرده است. ولي آنچه جايگزين اين لهجه شده خلق يك شخصيت پا در هوا و متناقض است اينكه صلح ميرزايي لهجه را كنار گذاشته به اين معني نيست كه بازي جديدي از رضويان مي‌بينيم دليل اين عدم تغيير در بازي رضويان هم آن است كه فقط لهجه از بازي او حذف شده ولي بقيه عناصر بازي او تكرار همان ويژگي‌هاي سابق است. او را در همان قالب كاراكتر خوش‌قلب و سر به راه و گاه شيطان گذشته مي‌بينيم كه البته در فيلم تركيب اين ويژگي‌ها موجه جلوه نمي‌كند مثلاً او آن قدر سر به راه و مؤدب كه در فيلم معرفي مي‌شود نيست. او كه از شدت سر به زيري و رعايت ادب لفظ قلم هم صحبت مي‌كند و سوار دوچرخه شدن را «سوار شدن بر مركب» مي‌نامد. حتي برخورد عادي و مؤدبانه با يك خانم را بلد نيست و در اولين برخورد با «عسل» (الهام حميدي) حرف‌هاي بي‌ادبانه و خارج از نزاكتي، به زبان مي‌آورد فقط به اين دليل كه رابطه اين دو در درام دچار تنش شود و رابطه عشقي بعدي آن‌ها جذاب به نظر برسد بدون آنكه توجه شود كه اين برخورد باعث ضعف و تناقض در شخصيت او مي‌شود حتي در جزئيات بازيگري هم تكرار كاراكترهاي گذشته رضويان را مي‌بينيم مثلاً آواز خواندن رضويان با تار همان تكرار جزء به جزء آوار خواندن رضويان در سريال «چهارخونه» است منتهي بدون استفاده از لهجه؛ البته شايد لهجه رضويان در سريال «چهارخونه» خواندن او را براي تماشاگر عام جذاب مي‌كرد اينجا آواز خواندن جدي او هيچ جذابيت و لطفي ندارد و تنها بدل به سوهان روح مي‌شود.

تناقض در شخصيت «جواد كريمي» باعث شده كه به بازي رضويان صدمه زيادي وارد شود. از طرفي «جواد كريمي» شخصي باهوش و نابغه معرفي مي‌شود كه در كوتاه‌ترين زماني اتومبيل و كامپيوتر را تعمير مي‌كند ولي از سويي ديگر او حتي اين مسئله ساده و پيش پا افتاده را متوجه نمي‌شود كه دوستش (مجيد صالحي) براي رفتن به خارج از كشور است كه مي‌خواهد با «عسل» ازدواج كند مسئله‌اي كه تمام كاراكترهاي فيلم به راحتي آن را دريافته‌اند.

اين تناقض‌هاي شخصيتي در كاراكترهاي ديگر فيلم هم به وفور ديده مي‌شود و روي بازي آن‌ها اثر منفي مي‌گذارد مثلاً بلاهت شخصيت يوسف صيادي قابل پذيرش نيست چرا كه حسابدار يك شركت معتبر چطور ممكن است اينقدر كودن باشد كه حتي نتواند به راحتي زنگ خانه مورد نظر را پيدا كند. مجيد صالحي هم نقش يك فرد شارلاتان و در عين حال ابله را تكرار مي‌كند او همان شيطنت‌ها و مزه‌پراني‌هاي ساير فيلم‌ها و سريال‌ها را در سطحي نازل‌تر از قبل ارائه مي‌كند بيشتر ديالوگ‌هاي او كميك و جذاب نيستند شوخي كردن با ديسك كمر و مقايسه آن با cd از آن شوخي‌هاي بي‌نمكي است كه بد هم اجرا شده است يا صحنه‌اي را به ياد بياوريم كه مجيد صالحي برنج را داخل دف پاك مي‌كند كه خود تركيب برنج و دف تركيب غير جذاب و غير كميكي است چه برسد به اينكه بازي صالحي هم چيزي به آن اضافه نكند. اكبر عبدي هم همان لهجه تركي را كه در سريال «هتل پياده رو» ارائه كرده بود اينجا عيناً تكرار مي‌كند دريغ از يك نكته جديد و خلاقانه در بازي او، عبدي در فيلم‌هاي مختلف نشان داده كه چقدر ظرفيت نقش‌هاي متفاوت را دارد مثلاً او را در نقش يك پيرمرد سخت‌گير و لج‌باز چقدر در «نان، عشق و موتور 1000» (ابوالحسن داوودي) موفق بود ولي او در اكثر فيلم‌هاي عامه‌پسند بدل به كليشه شده و اين لهجه تركي را بارها و بارها در فيلم‌هايي چون «اخراجي‌ها» و همين «دلداده» تكرار كرده است.

امير نوري هم كه بارقه‌هايي از استعدادش را در سريال «بدون شرح» ديده بوديم اينجا بازيش تنها در نوع حرف زدنش خلاصه شده كه مرتب هم كاراكترهاي مختلف اين ضعف را بستري براي لودگي قرار مي‌دهند اينجا هم از نوع سخيفي از كمدي كه در سينماي عامه‌پسند ما رواج دارد استفاده شده است: «ريشخند معايب جسماني»

البته اشتباه نشود به هر حال جواد رضويان و مجيد صالحي بازيگران تيپ هستند و اغلب بازيگران تيپ نمي‌كوشند آدم‌هاي ديگري غير از چهره سينمايي هميشگي‌شان را بازي كنند بسياري هم نتوانستند اين كار را بكنند بنابراين مشكل در تيپ كمدي اين بازيگران نيست مشكل آنجاست كه آن‌ها اين تيپ‌ها را در سطح پايين‌تري از نمونه‌هاي اصلي خود و در درامي كه ضعف‌هاي فراواني دارد ارائه كرده‌اند در نتيجه اين نقش‌ها حتي تكرار نمونه‌هاي اصلي هم نيستند.

در مجموع «دلداده» يك فيلم عامه‌پسند ضعيف است كه ديدن آن براي تماشاگر حاصلي جز اتلاف وقت ندارد.

 

 

دوشنبه 30 دی 1387 - 15:35


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری