يكشنبه 4 تير 1396 - 21:59
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

مجيد بهمن زاد

 

مأموريت سوره ايجاد تحوّل در تربيت هنرمند و مدير فرهنگي متعهّد است

 

 

گفت­وگو با دکتر محمد روشن، رئيس مؤسسة آموزش عالي سوره

از آن­جا که انقلاب اسلامي، اساساً انقلابي فرهنگي است و سال­ها قبل از بهمن 57 حرکت آن آغاز شده بود، در سال­هاي پس از پيروزي، نهادهاي مختلفي براي پاس­داشت دستاوردهاي آن به وجود آمدند؛ از جمله سازمان تبليغات اسلامي و در دل آن، مؤسسة آموزش عالي سوره که با اهدافي متفاوت از بنگاه­هاي آموزشي رايج پا به عرصة وجود گذاشت و در واقع اقدامي در راستاي حفظ و توسعة آکادميک دستاوردهاي فرهنگي انقلاب اسلامي بود.

اکنون که از تأسيس رسمي اين مؤسسة دانشگاهي هجده سال مي­گذرد، پرسش­هايي پيرامون آن مطرح است از اين زاويه که چگونه مي­توان چنين مؤسسه­اي را تقويت نمود تا تأثيرش بيش از پيش شود و البته منطبق بر اهدافي که براي آن در نظر گرفته شده. بدين منظور مي­توان پرسيد که اين فعاليت هجده­ساله چه دستاوردي داشته است و با چه رويکردي ادامه خواهد يافت؟ آيا هم­چون برخي مؤسسات آموزش عالي که در مقاطعي تأسيس شده و سپس به دلايل مختلف منحل يا مدغم شدند، اين مؤسسه هم علت وجودي خود را از دست خواهد داد، يا به خاطر مشکلات گوناگون متوقف خواهد شد؟ آيا مانند بسياري ديگر از مؤسسات و نهادهاي آموزشي به تدريج به جاي ارتقاي کيفيت، از نظر اداري فربه شده و تبديل به «بنگاه اعطاي مدرک» مي­گردد؟ پاسخ اين پرسش­ها را از رئيس مؤسسه، آقاي دکتر محمد روشن، جويا شده­ايم. اگر چه ايشان بنا به سمت خود با رويکرد دفاع از عملکرد و موجوديت مؤسسه، به پرسش­هاي ما پاسخ گفته­اند -که امري طبيعي است- اما نوع سؤالات و ارتباط پاسخ­هاي آنها با هم، تصويري از موجوديت و فعاليت مؤسسه و چشم­اندازي کلّي از آيندة آن را در معرض قضاوت قرار مي­دهد.

محمد روشن در سال 1343 در شهرستان خمين به دنيا آمده و در سال 1382 موفق به اخذ دکترا در رشتة فقه و حقوق خصوصي گرديده است. در اين فاصله، وي فعاليت­ها و سمت­هاي گوناگوني را تجربه کرده؛ از جمله حضور در جبهه­هاي نبرد به مدت هفده ماه، عضويت در جهاد سازندگي، معاونت فرهنگي بنياد شهيد خمين، سرپرستي معاونت پارلماني بنياد شهيد، مديريت امور دانشجويي دانشگاه شهيد بهشتي، تدريس در دانشگاه پيام نور، مديرکلي آموزش عالي بنياد شهيد، و... . دکتر محمد روشن رياست مؤسسة آموزش عالي سوره را از سال 1385 بر عهده گرفته است. علاوه بر فعاليت­هاي اجرايي و مديريتي، دکتر محمد روشن مقالات علمي و کتب متعددي را در زمينة حقوق منتشر نموده است. هم­چنين طراحي رشتة حقوق خانواده در مقطع کارشناسي ارشد براي دانشگاه شهيد بهشتي، و عضويت در شوراي مفاخر تشکيل­شده در معاونت فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري از ديگر فعاليت­هاي ايشان است.    

       براي شروع گفت­وگو و البته شروعي متفاوت از گفت­وگوهاي معمولي، بفرماييد که مؤسسة آموزش عالي سوره براي پاسخ به چه نياز يا نيازهايي بنيان گرفت؟

بسم­الله الرحمن الرحيم. براي پاسخ به اين سؤال بايد ابتدا روند تأسيس اين مؤسسة آموزشي را به اجمال توضيح بدهم. پيش از انقلاب اسلامي، گروهي از هنرمندان، به ويژه در حوزة هنرهاي تجسمي و نقاشي، فعاليت­هايي را متفاوت از فضاي غالب در آن دوره آغاز کرده و نمايشگاه­هايي را برگزار کردند که مورد استقبال مردم قرار گرفت. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي اين هنرمندان تصميم به تداوم فعاليت خود گرفته و در مکاني که امروز به عنوان حوزة هنري (در خيابان حافظ) شناخته شده، مستقر شدند. از جملة اين هنرمندان مي­توان از مهندس ميرحسين موسوي، خانم طاهره صفارزاده و دکتر زهرا رهنورد ياد کرد. البته برخي از کساني که در اين گروه، ساماندهي اين مجموعه را بر عهده گرفته بودند، هنر رشتة اصلي­شان هم نبود. بدين ترتيب حلقه­اي از هنرمندان حرفه­اي يا آماتور، تحت عنوان حوزة هنري سازمان تبليغات اسلامي شکل گرفت. بعد از مدتي احساس شد که اين فعاليت فاقد بُعد آکادميک است و براي تثبيت اين حوزه لازم است به صورت دانشگاهي هم برنامه­ريزي صورت گيرد، براي تربيت هنرمند متعهد و دين­مدار.

اين روند به اين صورت آغاز شد که ابتدا کلاس­هاي خاصّي در زمينه­هاي مختلف، مانند فيلم­برداري يا فيلم­نامه­نويسي، براي علاقه­مندان تشکيل مي­گرديد. سپس اين ايده مطرح شد که به جاي اين کلاس­هاي دوره­اي و مقطعي و آزاد، دوره­هاي آموزشي کامل­تر و درازمدت برگزار شود و به کساني که دوره را با موفقيت مي­گذرانند، مدرک معتبر ارائه گردد. اين ايده در سال 1369 عملياتي شده و نخستين گروه از دانشجويان مشغول به تحصيل مي­شوند.

      جذب اين دانشجويان چگونه صورت گرفته بود؟ از طريق کنکور يا ...

خير. از طريق کنکور نبود. در واقع در سال 1369 مؤسسة سوره به عنوان مؤسسة آموزشي غيرانتفاعيِ غيردولتيِ نوع دوم، مجوز فعاليت رسمي گرفت. سپس در سال 1376 از نوع دوم به نوع اول ارتقا پيدا کرد و از آن به بعد به عنوان يکي از مراکز آموزش عالي مورد تأييد وزارت علوم از طريق کنکور سراسري دانشجو پذيرفته است. در سال 1376 وزارت علوم تصميم به بررسي وضعيت مؤسسات آموزش عالي غيرانتفاعي گرفت و اعلام کرد فعاليت مؤسساتي که توانايي علمي ندارند، بايد متوقف شود. برخي مؤسسات بدين نحو متوقف شدند و مؤسسة سوره از معدود مؤسساتي بود که به دليل توانايي­هاي خوب علمي، اجازة ادامة فعاليت را پيدا کرد و «مؤسسة آموزش عالي سوره» نام گرفت.

       استنباط من از گفته­هاي جنابعالي اين است که اساساً مؤسسة سوره براي آموزش آکادميک هنر با رويکردي ديني و در چهارچوب اهداف انقلاب اسلامي به علاقه­مندان به وجود آمد. اين وظيفه را آيا مؤسسات و مراکز آموزش عالي ديگر که سابقة طولاني­تر و امکانات گسترده­تر و شهرت فراگيرتري داشتند، نمي­توانستند بر عهده بگيرند؟

ببينيد، سوره در کنار دانشگاه­هاي تربيت مدرس و شاهد، تنها مؤسسه­اي است که مجوز فعاليت آن از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي صادر گرديده. اساس­نامة مؤسسة سوره با سي و يک ماده و يازده تبصره در جلسة چهارصد و بيست و سوم، به تاريخ بيستم تيرماه 1377 در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيده و اهداف تشکيل اين مؤسسه، «احياي تفکر ديني در حوزة هنر، شناسايي هنرهاي ديني و ملّي، تربيت هنرمندان خلاق مورد نياز کشور، تلاش براي توسعة کاربرد هنر و نهادينه کردن هنر در جامعه، و تلاش براي تجلّي ارزش­هاي انقلاب توسط هنر» ذکر شده است. در واقع مأموريت اختصاصي و ويژة اين مؤسسه، ايجاد تحول در تربيت هنرمند و به­خصوص مديريت فرهنگي در کشور است؛ امري که در ساير مراکز آموزش عالي، چندان به آن توجه نمي­شود.

 آيا مؤسسه به طور کلّي در جهت تأمين اين اهداف پيش رفته است و روند توسعة آن به لحاظ افزايش تعداد دانشجويان، ارتقاي هيئت علمي، انجام پروژه­هاي تحقيقاتي، توليد محصولات فرهنگي و هنري، و ... مطابق با مأموريت آن بوده است؟

سؤال قبلي شما سؤال مهمي بود. در تکميل پاسخم به آن سؤال بايد تأکيد کنم که رسالت مؤسسة سوره، تربيت هنرمند ديني است. يعني هنرمندي که هنرش را در خدمت دين به کار بگيرد. در حالي که در ساير مراکز آموزشي هنرمند تربيت مي­شود و نه الزاماً هنرمند ديني. 

   همين را مي­خواهم باز کنيد که فرايند تربيت دانشجو در اين مؤسسه چگونه است و چه ويژگي دارد که منجر به تأمين اين هدف مي­گردد؟

اول اينکه، در اين مؤسسه رشته­هايي که داير شده يا قرار است داير شوند، رشته­هايي هستند که صبغة ديني و يا ملّي دارند. دوم آنکه، در برنامة درسي رشته­هايي که فاقد اين ويژگي هستند، دروسي را گنجانده­ايم که مقصود مزبور را تأمين نمايند. بنابراين، آن­چه در اين جا تدريس مي­شود، تخصص به اضافۀ تعهد است. مثلاً دانشجوي تئاتر در اين مؤسسه، پس از فارغ­التحصيل شدن، بيش­تر با تئاتر ملّي و يا تعزيه آشنايي دارد؛ يعني در عين آموختن مباحث تخصصي اين رشته، با مباحث اختصاصي ايران اسلامي هم آشنا مي­شود. در واقع اميدواريم دانشجويان سوره، به تعبير مولا علي(ع)، بصيرت خود را بر هنرشان حمل کنند.

 و اين از چه طريقي به دانشجو منتقل مي­شود؟ مثلاً محتواي دروس را متفاوت از جاهاي ديگر تنظيم مي­کنيد؟

بله. ما روي محتواي دروسي که به دانشجو ارائه مي­دهيم، کار کرده­ايم و اين محتوا يک محتواي ديني و ملّي است. براي مثال، از دو سال پيش ما در اين جا رشته­اي تحت عنوان کتابت و نگارگري داير کرده­ايم. اين رشته الزاماً هنري ملّي است.

      يک هنر مختص دورة اسلامي ايران ...

دقيقاً. روشن است کساني که متمايل به تحصيل در اين رشته هستند، معمولاً ريشه­هاي اعتقادي محکم و گرايش به عرفان دارند. غير اين­ها در اين رشته وارد نمي­شوند.

 اين رشته در چه مقطعي دانشجو مي­گيرد؟ اين را هم بفرماييد که در حال حاضر بالاترين مقطع تحصيلي در مؤسسه چيست؟

رشتة کتابت و نگارگري فعلاً در مقطع کارشناسي دانشجو مي­گيرد. بالاترين مقطع مؤسسه هم در حال حاضر کارشناسي ارشد است.

      از چه سالي مؤسسه در مقطع کارشناسي ارشد دانشجو پذيرفته؟

الآن سه سال است که مؤسسه در هفت رشته براي مقطع کارشناسي ارشد دانشجو مي­پذيرد و اميدواريم که طبق برنامه­ريزي­ها در سال 2012 ميلادي، اولين دورة دکترا در رشتة سينما را به طور مشترک با دانشگاه کزادولف آلمان برگزار کنيم.

 آقاي دکتر! ديدگاه شما نسبت به روند مديريت اين مؤسسه تا پيش از اينکه خود شما رياست اين جا را به عهده بگيريد چيست؟ آيا جهت­گيري مديريت­هاي قبلي مناسب بوده؟ تفاوت شما با مديران قبلي به لحاظ ادارة اين مجموعه در چيست؟

به نظر من سوره از بدو تأسيس تا کنون خط سيري صعودي داشته است. يعني وقتي عملکرد مديريت­هاي قبلي را بررسي مي­کنيم، با تنزل سطح فعاليت سوره مواجه نمي­شويم.

 منظور من تنزل نيست و نمي­گويم که مديران قبلي کارشان نازل بوده يا نه. اين محتاج بحث و بررسي کارشناسي و مستند است. مي­خواهم توضيح بدهيد که تغيير مديريت در سوره، موجب تغيير در رويکردها و يا تغيير تأکيد بر رشته­ها و مقولات مختلف بوده است يا نه؟

ببينيد، به نظر من با تغيير مديريت، در جنبه و حوزة مورد تأکيد ممکن است تغييري صورت بگيرد. براي مثال، وقتي از بنده دعوت شد که اين مسئوليت را بر عهده بگيرم، بنا شد که بر جنبه­هاي ديني و ملّي فعاليت آموزشي سوره تأکيد شود.

       اين که يک روند کلّي است و فکر مي­کنم در دورة مديران قبلي هم چنين بوده است. آيا در دورة مديريت شما تصميمي اتخاذ شده و برنامه­اي در نظر گرفته شده است براي تأکيد بر برخي رشته­ها، مثلاً هنرهاي تجسّمي يا سينما يا همين کتابت و نگارگري؟

خير. ما هيچ گاه تأکيدي به اين شکل بر موضوعي خاص نداشته­ايم. بلکه با مقولة هنر و فرهنگ برخوردي وسيع­تر داشته­ايم که برخي جنبه­هاي آن را توضيح مي­دهم.

ما مي­گوييم که سازمان تبليغات اسلامي در حوزة هنر فقط نيازمند تربيت هنرمند متعهد نيست بلکه براي مديريت مراکز فرهنگي و سنجش و ارزيابي فعاليت­هاي فرهنگي و هنري هم نيازمند متخصص متعهد است. از جمله مشکلاتي که در حوزة فرهنگي کشور با آن مواجه هستيم اين است که مديران فرهنگي، عمدتاً تخصص­هاي آکادميک در رشته­هاي فنّي و طبيعي دارند. اين نشانة آن است که يا نيروي لازم و کافي براي مديريت فرهنگي در کشور موجود نيست يا نيروهايي که براي اين منظور تربيت شده­اند، توانمندي­هاي لازم را ندارند. در هر صورت، سوره خود را موظّف به رفع اين ضعف مي­داند.

در همين چهارچوب، توجه کنيد که از جمله مأموريت­هاي اصلي سازمان تبليغات اسلامي، «تبليغات» است. در جهت تأمين نيروي لازم براي اين منظور، در سوره، رشتة تبليغ و ارتباطات رسانه­اي را در مقطع کارشناسي ارشد داير کرده­ايم که تاکنون سه دوره دانشجو پذيرفته است. ما، چنان که يکي از نظريه­پردازان رسانه مي­گويد، در عصر جنگ رسانه­ها به سر مي­بريم. وظيفة سوره هم تربيت سربازان لازم براي چنين جنگي است و تأسيس رشته­هاي روزنامه­نگاري و روابط عمومي از سال گذشته، در پاسخ به اين نياز بوده است.

هم­چنين هنگامي که مشاهده کرديم معماري ما اسلامي نيست، دانشکدة معماري سوره را راه انداختيم و براي رشته­هاي معماري و شهرسازي و معماري داخلي دانشجو گرفتيم و قصد داريم براي گرايش معماري اسلامي در مقطع کارشناسي ارشد هم دانشجو بگيريم.

       يعني شما يک گرايش جديد آکادميک در معماري ايجاد کرده­ايد؟ چون تا آن­جا که من اطلاع دارم در دانشگاه­هاي داخل کشور چنين گرايشي وجود ندارد.

چرا. در دانشگاه هنر اسلامي تبريز که يک مؤسسة آموزش عالي دولتي است رشتة معماري اسلامي داير است.

       آقاي دکتر! همين جا گريزي بزنم به ارتباط مؤسسه با دولت.

ببينيد، مؤسسات آموزش عالي دو گروه هستند. آنهايي که مستقيماً با بودجة دولت اداره مي­شوند و تحت عنوان مؤسسات آموش عالي دولتي مطرح­اند و دستة دوم آنهايي هستند که به اصطلاح، خودگردانند و از دولت بودجه نمي­گيرند. در ميان اين گروه دوم، برخي مؤسسات هستند که با يک واسطه به دولت وصل­اند، مثل همين سوره که وابسته به سازمان تبليغات اسلامي است و سازمان هم با بودجة دولت اداره مي­شود و از اين بودجه کمک­هايي هم در اختيار سوره قرار مي­گيرد...

       نه. منظورم اين است که رابطة شما با دولت و مشخصاً وزارت آموزش عالي به گونه­اي هست که مدارک اعطايي شما به دانش­آموختگان سوره مورد تأييد وزارت باشد؟

قطعاً اگر مدارک ما مورد تأييد نبود که اصلاً فعاليت آموزشي نمي­کرديم. هر مدرکي که ما مي­دهيم به امضاي رياست مؤسسه و نيز وزير علوم مي­رسد و بنابر اين از نظر ارزش و امتيازات مترتب بر آن هم­سطح دانشگاه­هاي معتبر دولتي است.   

 حالا دربارة بودجة مؤسسه هم که مطرح کرديد بفرماييد که چگونه تأمين مي­شود؟ من نسبت به سوره ذهنيتي مانند جهاد دانشگاهي دارم. نه از نظر مأموريت -که اين­ها دو روند و تعريف متفاوت از هم دارند- بلکه از نظر فضايي که در آن متولد شدند و هم­چنين عملکردشان که هر دو براي تقويت شعارهاي بنيادي انقلاب شکل گرفتند. مي­خواهم توضيح بدهيد که هم­چون جهاد، آيا در سوره هم تلاشي براي استقلال مالي و تأمين هزينه­ها از طريق توليد محصولات فرهنگي و ارائة خدمات در جريان هست يا خير.

خير. مؤسسة سوره پيش از آنکه مشابه تشکيلاتي مانند جهاد دانشگاهي باشد، مطابق ساير مؤسسات آموزش عالي غيرانتفاعي عمل مي­کند. يعني از دانشجو شهريه مي­گيرد تا هزينه­هايش را تأمين کند که البته در دو سه سال اخير به دليل اينکه دولت افزايش شهريه را اجازه نداده، اين مؤسسه هم­چون ساير مؤسسات، با مضايق مالي دست به گريبان بوده که البته زياد حاد نيست. از طرف ديگر ما از سازمان تبليغات اسلامي هم براي تأمين هزينه­هاي برنامه­ها و فعاليت­هاي فوق برنامه که بابت آنها نمي­توانيم و نبايد از دانشجو شهريه بگيريم، کمک مالي دريافت مي­کنيم. اما توجه داشته باشيد که دريافت کمک مالي از بودجة دولت، به معني دولتي بودن نيست. دولتي بودن به اين معني است که تحت مديريت دولتي و در چهارچوب اهداف و روش و برنامة آموزشي تعريف­شده توسط دولت عمل شود. الآن در آمريکا همة دانشگاه­هاي معتبر تا هفتاد و پنج درصد بودجة خود را از دولت مي­گيرند، اما غيردولتي محسوب مي­شوند.  

       وضعيت امکانات و منابع مؤسسه چگونه است؟ آيا کمبودها و مضايقي که اشاره کرديد خللي در فعاليت آموزشي مؤسسه ايجاد کرده است؟

همان طور که اشاره کردم، الآن سه سال است که شهريه­ها افزايش نيافته است. اين در حالي است که ما موظف بوده­ايم سالانه هفده درصد به حقوق اعضاي هيئت علمي اضافه کنيم. يعني طي سه سال گذشته، دست کم پنجاه و يک درصد به هزينه­هاي ما افزوده شده، در حالي که درآمدمان ثابت مانده است. اين وضعيت، اخيراً بر تعادل مالي مؤسسه، اثر منفي گذاشته است. البته سازمان تبليغات در اين زمينه به ما کمک مي­کند تا کسري هزينه­ها را پوشش بدهيم.

پرسش ديگر من دربارة وضعيت اشتغال فارغ­التحصيلان اين مؤسسه است. آيا به طور کلي پيگير اين هستيد که دانشجويان اين مؤسسه پس از فراغت از تحصيل در چه جاهايي مشغول به کار مي­شوند؟ البته منظورم اين نيست که مؤسسه متولّي امر اشتغال دانشجويان باشد، بلکه مي­خواهم ببينم که آيا مؤسسه رصد مي­کند اين را که فعاليت آموزشي­اش چه تأثير و نتايجي در جامعه داشته؟ چون اگر بعد از اين همه برنامه­ريزي و فعاليت، نيروي تربيت­شده نتواند از تخصصش در جامعه استفاده کند، اهداف مورد نظر تأمين نمي­شوند.

ببينيد، ما ظاهراً متولّي امر اشتغال فارغ­التحصيلان نيستيم. اما نمي­توانيم ميزان اشتغال دانش­آموختگان مؤسسه را در جامعه ناديده بگيريم زيرا همان طور که گفتم از اهداف مؤسسه، تأمين نيروي انساني مورد نياز جامعه در زمينة هنر و فرهنگ است و اين نيروها بايد آن­چه را که در اين جا آموخته­اند، در جامعه عملي بکنند. از ميان دانشجويان سوره، آنهايي که استعداد بالايي دارند حتي در حين تحصيل اشتغال دارند و ما از بابت اشتغال آنان نگراني نداريم و به راحتي جذب بازار کار دولتي يا خصوصي مي­شوند و چه بسا خودشان تشکيلاتي را به راه مي­اندازند که هم محيطي براي فعاليت خودشان است و هم فرصت­هاي شغلي براي ديگران فراهم مي­نمايد. گروهي هم هستند که استعداد خوبي دارند و به دلايل مختلف، مشاغل دولتي را ترجيح مي­دهند. اين­ها هم به راحتي جذب دستگاه­ها مي­شوند. يک ميزان بسيار کمي هم هستند که در مشاغلي غير از آن تخصصي که دارند فعاليت مي­کنند...

       در اين زمينه آماري داريد که ارائه بدهيد؟

خير. آمار جديد نداريم. اما اين گروه اخير، حدود دوازده درصد فارغ­التحصيلان ما را شامل مي­شود. بيش­تر فارغ­التحصيلان ما در مشاغل غيردولتي و مرتبط با تخصصشان اشتغال يافته­اند.

       فکر مي­کنيد که دليل اين موفقيت نسبي (نسبت به دانشگاه­هاي دولتي که تقريباً هيچ توجهي به اشتغال دانشجويان خود بعد از فارغ­التحصيل شدن ندارند) چه باشد؟

به نظر من، دليل اصلي اين است که دانشجويان سوره، رشتة خود را با عشق و علاقة کامل و آگاهانه انتخاب کرده­اند، نه از سر اجبار يا صرفاً به قصد ورود به دانشگاه.

       آيا شما برنامه­اي براي تثبيت و تقويت و ارتقاي جايگاه سوره در فضاي آموزش عالي کشور داريد تا بر رغبت جوانانِ مايل به تحصيلات عاليه براي ورود به آن و نيز بر بازار کار در اولويت دادن به جذب فارغ­التحصيلان آن تأثير مثبتي داشته باشد؟

ما چند برنامه را به صورت موازي دنبال مي­کنيم. يکي اينکه از سازمان سنجش خواسته­ايم تا سه برابر ظرفيت به ما داوطلب معرفي کند تا از ميان آنها گزينش کنيم و افراد مستعد و داراي انگيزۀ قوي را انتخاب نماييم. در نتيجه افراد فاقد صلاحيت تخصصي و اخلاقي، به اين مؤسسه کم­تر راه پيدا مي­کنند. از طرف ديگر کلاس­هاي ما با تعداد کمي دانشجو برقرار مي­شوند. نه به اين معنا که دانشجو کم داريم. بلکه اساساً ما دانشجو به تعداد کم، اما مستعد را ترجيح مي­دهيم بر تعداد زياد اما ضعيف. همين کم­تعداد بودن دانشجويان در کلاس­ها، بر امر آموزش اثر مثبتي دارد و استاد مي­تواند به سؤالات و ديدگاه­ها و ايده­هاي تک­تک دانشجويان توجه کند و آنها را از نظر علمي پرورش بدهد. براي مثال، ما از ميان يک­صد و هشتاد داوطلب در سال گذشته براي رشته­هاي روزنامه­نگاري و روابط عمومي، به ترتيب سيزده و دوازده نفر را انتخاب کرديم و کلاس­ها، با همين تعداد تشکيل گرديد. در حالي که در دانشگاه­هاي ديگر، براي کم­تر از سي نفر در مقطع کارشناسي کلاس تشکيل نمي­دهند.

       اين به خاطر آن است که ديد آنها به آموزش عالي کاملاً اقتصادي است...

دقيقاً، تفاوت ما با آنها هم در اين است که ما آموزش را فعاليتي اقتصادي نمي­دانيم، اما از جنبة اقتصادي آن هم غافل نيستيم. به علاوه، در اين جا، برخلاف اکثر مؤسسات آموزش عالي ديگر، برنامه­هاي فرهنگي غيردرسي، رونق خوبي دارند. کانون­هاي فرهنگي سوره از برترين کانون­هاي فرهنگي وزارت علوم هستند و دو پنجم اعضاي شوراي مرکزي کانون­هاي فرهنگي دانشجويي وزارت علوم، از سوره مي­باشند در حالي که دانشجويان سوره، دو پنجم دانشجويان کشور نيستند. اين نشان مي­دهد که در اين جا فعاليت­هاي فرهنگي، عمق و استمرار دارند.

       شما مؤسسه را بر اساس اين موفقيت­ها و برنامه­ها چگونه مي­شناسانيد تا جايگاه آن در فضاي آموزشي کشور تبيين گردد؟

البته در ميان دانشجويان، سوره شناخته­شده است. اما به طور کلّي قبول دارم که در زمينة اطلاع­رساني، ضعف­هايي وجود دارد که در پي برطرف کردن آنها هستيم.

       آيا در زمينة توليد محصولات فرهنگي و هنري دانشجويان فعال هستند و محلي براي عرضة اين گونه محصولات در نظر گرفته شده است؟

بسيار زياد. ما در همين ساختمان مرکزي، در طبقة هم­کف، محل وسيعي و مناسبي را براي نمايش آثار دانشجويانمان مهيّا کرده­ايم. حتي خيلي از فعالان فرهنگي و هنري خارج از مؤسسه، مدام درخواست مي­کنند که نمايشگاه­هايشان را در اين محل برگزار نمايند، زيرا به اعتبارشان مي­افزايد. دانشجويان رشته­هاي مختلف سوره، پيوسته در اين محل نمايشگاه بر پا مي­کنند و بسيار هم مورد استقبال بازديدکنندگان قرار مي­گيرد، البته نه عموم مردم، بلکه توسط دانشجويان و اساتيد ديگر دانشگاه­ها.

       فعاليت­ها و ارتباطات بين­المللي مؤسسه چگونه است؟ چه در قالب تفاهم­نامه­هاي همکاري و تبادل دانشجو و استاد و چه در زمينة همکاري­هاي فرهنگي و توليد محصولات فرهنگي مشترک. آيا دانشجوي خارجي هم جذب مي­کنيد؟

خير. ما مستقيماً دانشجوي خارجي نمي­گيريم، اما از طريق وزارت علوم چرا. يعني وزارت علوم در چهارچوب همکاري­هاي بين­المللي خود، دانشجوي خارجي را پذيرش مي­کند و اگر به ما معرّفي نمايد، مي­پذيريم. تا کنون که چنين موردي نداشته­ايم.

در زمينة تبادل استاد، از اساتيد خارجي بيش­تر در دوره­هاي فشرده استفاده مي­کنيم تا هزينه­هايمان افزايش پيدا نکند و در عين حال از دستاوردهاي علمي هم به­روز استفاده کنيم؛ از جمله کارگاه­هايي که در زمينة موسيقي با حضور اساتيدي از ارمنستان، در زمينة معماري از دانشگاه ساپينزاي رم، و در زمينة سينما از دانشگاه کزادولف آلمان برگزار شده است. هم­چنين براي برخي از اساتيد هم، دوره­هاي آموزشي خارج کشور مهيّا مي­کنيم تا از اين طريق نيز از دستاوردها و منابع علمي دنيا استفاده ببريم.

       اين همکاري در زمينة توليد فيلم مستند کوتاه ميان مؤسسة سوره و آلمان چيست؟ در اين زمينه هم توضيح بفرماييد.

در سال 1384 يک استاد دانشگاه کزادولف آلمان، به نام پروفسور کلاوس اشتاينر، که در زمينة ساخت فيلم­هاي داستاني هم پرآوازه است به ايران پيشنهاد همکاري در زمينة توليد فيلم مشترک در سطح دانشجويان دو کشور را داد. اين پيشنهاد به دانشگاه­هاي مختلف کشور ارائه شد و برخي دانشگاه­ها اعلام آمادگي کردند و پاي مذاکره رفتند. اما در نهايت مؤسسة سوره به لحاظ علمي و توانايي­هاي فراواني که در اين زمينه داشت، مورد توجه طرف آلماني واقع شد و قرارداد اين همکاري مشترک در زماني که آقاي دکتر سليمي، رياست مؤسسه را بر عهده داشتند، تنظيم شد و به امضاي طرفين رسيد. پس از اينکه رياست مؤسسه به بنده سپرده شد، چون اين همکاري را مثبت مي­ديدم، اجرايي شدن و پيشرفت آن را پيگيري کردم تا اينکه سرانجام اولين گروه از دانشجويان به آلمان اعزام گرديدند و هشت فيلم کوتاه پانزده دقيقه­اي با موضوعات مختلف ساخته شد. يکي از آنها که توسط يک دانشجوي آلماني ساخته شده بود به دليل اينکه ضعيف تشخيص داده شد، حذف گرديد و از هفت فيلم باقي­مانده، يکي در جشنوارة ابرهاوزن جايزة پنج هزار يورويي را برنده شد.

       اين پروژه تا کي ادامه مي­يابد؟

اين پروژه در سال­هاي 85 و 86 اجرا شده و هر سال هشت فيلم توليد گرديده است. امسال هم قرارداد توليد هشت فيلم امضا شده و در حال حاضر دوازده دانشجوي سوره تحت نظر سه استاد مؤسسه، در پوتسدام آلمان دارند فيلم­هايشان را مي­سازند. طرف آلماني با توجه به استقبالي که از اين فيلم­ها شده، پيشنهاد داد که قرارداد ما به جاي اينکه يک­ساله باشد سه­ساله بشود؛ که چنين شد و فعلاً تا سال 2011 اين برنامه ادامه خواهد يافت. البته پيشنهاد مشابهي را هم به برخي دانشگاه­هاي ديگر از جمله دانشگاه کالسروهه و چند دانشگاه ترکيه داده­ايم که مورد استقبال آنها واقع شده است، منتها به دليل محدوديت­هاي مالي، هنوز موفق به اجرايي کردن اين توافقات نشده­ايم.

       موضوع اين فيلم­ها چيست؟ با توجه به رويکردهاي مؤسسه و به ويژه رويکرد ديني به هنر، چگونه اين پروژه و پروژه­هاي مشابه آن به نتيجة مطلوب مي­رسد؟

دانشجويان در ارائة ايده­هايشان آزاد هستند، اما کميتة بررسي و داوري و تصويب با يک نگاه خاص، آن ايده­هايي را برمي­گزيند که داراي مفاهيم بلند هستند. ما در اين پروژه، قصد مطرح کردن اختلافات را نداريم بلکه بيش­تر مترصّد طرح نقاط مشترک و جنبه­هاي مشابه در زندگي جوامع مختلف هستيم. يکي از خبرنگاران آلماني که اطلاعات بسيار خوبي دربارة سينماي ايران داشت و مقالات متعددي هم در اين زمينه در مطبوعات آلماني منتشر کرده بود، همين موضوع را از من پرسيد. او هم مي­پنداشت که اختلافات موجود ميان دو کشور، مانع اجراي چنين پروژه­اي مي­شود. به او گفتم که ما يک موضوع مشترک داريم که عبارت است از انسان. ما خود را مقيّد به رعايت انسانيّت مي­دانيم و بنابراين مي­توانيم راجع به ارزش­هاي انساني، مانند عدالت، به زبان تصوير حرف بزنيم. حتي يکي از فيلم­ها با نام ولي عصر 2006 به موضوع منجي در اديان مختلف مي­پرداخت بدون آنکه بر دين خاصّي تأکيد داشته باشد. اين هم يکي از موضوعات مشترک بوده و مشخص است که مي­توان روي بسياري از موضوعات مشترک کار کرد و از اين طريق وظيفة تبليغات را به انجام رسانيد.

       در واقع بايد با پرداختن به اشتراکات، زمينه را براي تخفيف اختلافات مهيّا کرد. اين را مي­توان «عقل تبليغ» عنوان داد. به هر حال، اين فيلم­ها نمايش عمومي هم داشته است؟

در جشنواره­هاي مختلف نمايش داده شده­اند. در خارج، در شبکة زي.دي.اف. آلمان، اين فيلم­ها دو بار نمايش داده شده­اند. برخي نشريات و منتقدين معتبر فيلم اروپايي هم، مطالبي دربارة اين فيلم­ها منتشر کرده­اند که نشان از تأثير مثبت فيلم­هاست بر جامعه. البته بايد در نظر داشت که اختلافات فرهنگي هم وجود دارند. به هر صورت، اين­ها فعاليت­هايي است که در قالب برنامه­هاي پژوهشي مؤسسه دنبال مي­شود و اميدواريم تداوم داشته و گسترش پيدا کنند.

       براي شما و مجموعة سوره آرزوي موفقيت داريم. اگر موضوعي هست که مي­خواهيد اين­­جا مطرح بشود، بفرماييد.

خير. موضوعات اصلي را که مطرح کرديم و اگر اطلاعات بيش­تري لازم باشد و دوستان در سازمان يا خارج از آن بخواهند دربارة برنامه­ها و فعاليت­هاي مختلف مؤسسه اطلاعاتي کسب کنند، مي­توانند به روابط عمومي مؤسسه و بخش­هاي اطلاع­رساني دانشکده­هاي مختلف و هم­چنين به پايگاه رسمي مؤسسه در اينترنت مراجعه نمايند و حتماً نتيجه خواهند گرفت.  

   

   

 

دوشنبه 9 دی 1387 - 13:4


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری