يكشنبه 30 تير 1398 - 19:48
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان مازندران

 

پيام غدير

 

 

غدير از اساسي‌ترين برنامه ‏هاى پيامبر خدا(ص) براى دوام و عزت و شكوه اسلام و قرآن بود. او در بازگشت از حجة‏الوداع آخرين رسالت ‏خويش را انجام داد. زيرا خدايش فرموده بود:

" يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس ان الله لا يهدى القوم الكافرين."(مائده/67) اى پيامبر، آنچه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش را نرسانده‏اى؛ خداوند تو را از گزند مردم نگه مى‏دارد. خداوند گروه كافران را هدايت نمى‏كند. (1) درپى اجراى اوامر پروردگار و معرفى وصى و جانشين خود على ‏بن‏ابى‏طالب(ع) آيه اكمال دين: «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا؛ امروز دين شما را كامل كردم و نعمت ‏خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم‏» نازل (2)و روز غدير جشن ولايت و وصايت ‏شد.

اهل بيت پيامبر و امامان بر حق شيعه، كه نگاهبان اسلام حقيقى بودند و سعى داشتند آن را از خطرات دور سازند، از هر فرصتى بهره بردند تا غدير را زنده بدارند و آن خاطره گرامى و به ياد ماندنى را مطرح كنند؛ زيرا در تابش آفتاب غديروالاى پيامبر جامه عمل ‏پوشيد و براى فتنه‏انگيزى كج‏ انديشان فرصت ‏باقى نماند.

نگاهى گذرا به سيره فاطمه و اميرمؤمنان عليهماالسلام و ديگر امامان راستين شيعه ما را با اهميت واقعه غدير و نقش عظيم و سرنوشت‏ساز آن هدايت و نيكبختى بشر آشنا مى‏سازد.

راويان، نويسندگان و مفسران اهل سنت و شيعه به واقعه غديرو آيات نازل شده درآن توجه بسيار داشته‏اند. برخى از علماى شيعه مانند علامه طبرسى روايات(3) نزول آيه تبليغ(4)در سرزمين غديررا مشهور دانسته‏اند. از اهل سنت ابوالقاسم عبيدالله بن‏عبدالله حسكانى، از دانشمندان اهل سنت، نيز همين را مطرح مى‏كند. او احاديث غدير را در دوازده جزوه دسته ‏بندى كرده، آن را «دعاء الهداة الى اداء حق الموالاة‏» ناميده است. (5)

ابوالعباس احمد بن‏محمد بن‏سعيد مشهور به ابن‏عقده - مورد اعتماد مذاهب چهارگانه اهل سنت - دراين باره كتابى به نام «حديث الولاية‏»(6)تدوين كرده است.

علامه امينى نيز كتاب گرانسنگ «الغدير » را، در يازده مجلد، به رشته نگارش درآورد. آنچه در مجموعه اين آثار جلب توجه مى‏كند موضعگيرى آشكار ائمه اهل بيت عليهم السلام درباره اين واقعه مهم است، موضعگيريهايى كه ازاهميت غدير و نقش آن در سعادت بشر پرده برمى‏دارد. دراين مقاله به بررسى بخشى از اين موضعگيريها مى‏پردازيم:

فاطمه زهرا سلام الله عليها برمزارحمزه سيد الشهداء (احد)

روزى در احد بر مزار عموى پدرش «حمزه سيدالشهداء» ايستاده بود و عزادارى مى‏كرد. محمود بن ‏لبيد فرصت را غنيمت ‏شمرده، پس ازعزادارى پرسيد: اى دختر پيامبر خدا(ص)، آيا براى امامت و زعامت على بن‏ابى‏طالب(ع) از سخنان پيامبرخدا(ص) دليلى به ياد دارى؟

فاطمه فرمود:

و اعجبا انسيتم يوم غدير خم؟... اشهد الله تعالى لقد سمعته يقول: على خير من اخلفه فيكم و هو الامام و الخليفة بعدى و سبطاى و تسعة من صلب الحسين، ائمة ابرار، لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادين مهديين و لئن خالفتموهم ليكون الاختلاف فيكم الى يوم القيامة. (7)

شفگتا! آيا حادثه عظيم غدير خم را فراموش كرده‏ايد؟... خدا را گواه مى‏گيرم كه خود شنيدم آن بزرگوار مى‏فرمود: على بهترين كسى است كه او را در ميان شما جانشين خود قرار مى‏دهم، على [عليه السلام] امام و خليفه بعد از من است.

دو فرزندم حسن و حسين[عليهما السلام] و نه نفر از فرزندان حسين[ع] پيشوايان و امامانى پاك و نيك‏اند. اگر ازآنان اطاعت كنيد، شما را هدايت ‏خواهند كرد و اگر با آنها مخالفت ورزيد، تا روز قيامت تفرقه و اختلاف در ميانتان حاكم خواهد بود.

على(ع) و استدلال به غدير

الف) سليم بن‏قيس هلالى مى‏گويد: در زمان خلافت عثمان، در مسجد النبى(ص) نشسته بودم؛ جمعى از مردم نيز در مسجد درحال گفتگو بودند. على بن‏ابى‏طالب(ع) به پاخاست، سوابق خويش در خدمت‏ به اسلام را برشمرد و همگى بر درستى گفتارش گواهى دادند حضرت درباره روز غدير خم فرمود:

مردم درباره ولايت و وصايت از پيامبر خدا(ص) پرسيدند، درآن هنگام خداوند به پيامبرش فرمان داد تا خليفه و جانشين بعد از خود را معرفى كند و توضيح دهد، همان‏طور كه درباره نماز، روزه، زكات و حج جزئيات را بيان كرده است. آنگاه امام(ع) ادامه داد: «فنصبني للناس علما به غدير خم... فقال(ص): ايها الناس اتعلمون ان الله - عز و جل - مولاى و انا مولى المؤمنين و انا اولى بهم من انفسهم قالوا بلى يا رسول الله. قال(ص): قم يا على، فقمت. فقال: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه‏». (8)

در غدير خم پيامبرخدا(ص) مرا چنين معرفى كرد: اى مردم، آيا مى‏دانيد كه خداوند ولى و سرپرست من است و من ولى و سرپرست‏ شما مؤمنان هستم؛ و من نسبت ‏به جانهاى شما از خودتان سزاوارترم؟ همگى پاسخ دادند: چنين است اى پيامبر خدا. سپس فرمود: على به پاخيز. من برخاستم، آنگاه فرمود:

هر كس من ولى و سرپرست او هستم على بن‏ابى‏طالب(ع) براو ولايت دارد؛ بار خدايا دوست ‏بدار هركه على را دوست دارد، و دشمن بدار هر كه على را دشمن مى‏دارد...

ب) حديث غدير در معركه صفين : على(ع) در يكى از روزها در جمع سپاه خود، كه گروهى از مهاجرين و انصار(9)نيز درآن به چشم مى‏خوردند از زبان پيامبر خدا(ص) فضايل خويش را برشمرد. آيات شريف «انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة... (10)» و «لم يتخذوا من دون الله ولا رسوله ولا المؤمنين وليجه (11)» را تلاوت كرد و فرمود: مردم پرسيدند يا رسول الله، آيا ولايت اختصاص به بعضى از مؤمنان دارد يا براى عموم است؟ درآن هنگام خداوند فرمان داد تا پيامبرش ولايت را همانند نماز، روزه، زكات و حج توضيح دهد و تبيين كند. درآن وقت پيامبر خدا(ص) در غدير خم مرا ولى امر مردم قرار داد و چنين خطبه خواند: ان الله ارسلنى برسالة... من كنت مولاه فعلى مولاه... (12)

ج) خطبه غديريه اميرمؤمنان(ع) در زمان حكومت : در دوره حاكميت على بن‏ابى‏طالب(ع) اتفاقا روز عيد غدير با جمعه مصادف شد. مسلمانان حضور چشم‏گيرى پيدا كردند و آن حضرت براى اقامه نماز جمعه و خواندن خطبه‏هاى آن در برابر مردم قرار گرفت. حسين بن‏على(ع) مى‏گويد: پنج ‏ساعت از روز گذشته بود[قبل از اذان ظهر]، كه پدرم خطبه‏ها را آغاز كرد. او نخست ‏به حمد و ثناى حضرت حق پرداخت، صفات ربوبى‏اش را برشمرد، حاكميت مطلق را از آن وى دانست، نعمت‏هايش را مورد توجه قرار داد و بعد خطاب به مردم فرمود: خداوند تعالى امروز دوعيد بسيار بزرگ [جمعه غدير] را براى شما در يك زمان قرار داده است؛ دوعيدى كه هر يك فلسفه وجودى ديگرى را تكامل مى‏بخشد و به وسيله هر يك هدايت در ديگرى اثر مى‏بخشد... سپس فرمود: توحيد و ايمان به يگانگى خداوند پذيرفته نمى‏شود مگر با اعتراف به نبوت پيامبرش محمد(ص) و دين و شريعت محمد(ص) پذيرفته نمى‏شود مگر با قبول ولايت امر كسى كه خدا فرمان ولايتش را داده است؛ و همه اين امور سامان نمى‏پذيرد مگر بعد از توسل و تمسك به اهل ولايت.

غدير از نگاه مولى الموحدين(ع)

على(ع) سپس فرمود: خداوند در روز غدير (13)آنچه در باره منتخبين خود اراده كرد بر پيامبرش فرو فرستاد، به او فرمان داد تا ولايت و وصايت را ابلاغ كند و مجال را از كافران و منافقان بگيرد نگران گزند دشمنان نباشد.روز غدير قدر و منزلت ‏بسيار دارد، در آن روز گشايشهاى الهى فرا رسيده و حجتش بر همه تمام شده است. امروز روز روشنگرى و اظهارعقيده از جايگاه بلند و روشن است، امروز روز تكامل دين و روز وفاى به عهد استو غدير روز شاهد (14)[رسول الله(ص)] و مشهود [على بن‏ابى‏طالب(ع)] است، روز در هم ريختن پيمانهاى زير پرده كفر و نفاق است، روز آشكار شدن حقايق اصيل اسلام است، روز ذلت و خوارى شيطان است، روز استدلال و برهان است، روز جدا شدن صفوف كسانى است كه آن را تكذيب مى‏كردند امروز بزرگترين روزى است كه عده‏اى از شما از آن اعراض كرديد، روز هدايت و امتحان بندگان خداست، روز آشكار شدن كينه‏هاى نهفته در دلها و سينه‏هاست، روز عرضه نصوص [سخنان بدون ابهام پيامبر(ص)] بر افراد مؤمن و دلباخته [اهل الخصوص] است, غدير روز شيث پيامبر(ع) است، روز ادريس و يوشع و شمعون و ...

منشور علوى(ع) در عيد غدير

امير مؤمنان(ع) در قسمت آخر خطبه فرمود: رحمت ‏خدا بر شما اى مسلمانان، بعد از برگشت از اين اجتماع بزرگ امروز غدير را عيد بگيريد: [و با انجام امور ذيل آن را بزرگ بشماريد].

الف) نعمت را بر افراد خانواده و خويشاوندانتان گسترش دهيد و نيكى و بخشش پيشه كنيد. (15)

ب) به برادران دينى خويش به قدر توان نيكى و بخشش كنيد. (17و16)ج) خداى را در برابر نعمتهايى كه به شما ارزانى داشته، شكرگزار باشيد.

د) كنار يكديگر جمع شويد تا خداوند اجتماع شما را فراگير و گيراتر سازد.

ه) به يكديگر نيكى كنيد تا خداوند به شما الفت و مهربانى بيشتر عنايت كند.

و) نعمت‏هاى الهى را به يكديگر تبريك و تهنيت گوييد همان طور كه خداوند [در اين روز] با اعطاى اجر و ثوابى بيش از ديگر اعياد به شما تهنيت مى‏گويد. بعد فرمود: كمك‏هاى مالى به ديگران در امروز (غدير) به اموالتان بركت مى‏بخشد و برعمرتان مى‏افزايد: مهربانى به ديگران سبب رحمت و عنايات حق خواهد شد.

ز) با خوش‏رويى و شادمانى يكديگر را درآغوش بگيريد.

ح) خداوند را برتوفيقات خويش سپاس گوييد.

ط) از فقرا و ضعيفانى كه چشم به كمك شما دارند ديدن كنيد، به زيارتشان برويد و با آنان در خوراكشان همراه شويد.

بعد حضرت فرمود: يك درهم كمك به فقرا در روز عيد غدير با دويست‏ هزار درهم برابر است، بلكه بيشتر خواهد بود.

ى) وقتى يكديگر را ملاقات كرديد مصافحه كنيد، به هم تبريك بگوييد و سلام كنيد، كه پيامبر خدا(ص) به من چنين فرمان داد. (18)

غدير خم در خطبه امام مجتبى(ع)

حسن بن‏على(ع) در برابر طاغوت شام و مردم كوفه خطبه‏اى خوانده، مردم را به بالاترين نعمت از دست رفته، كه حاكميت اهل بيت(ع) بود، توجه داد. شايستگى و لياقت ‏خويش و مشروعيت‏ خلافتش را متذكر شد و داستان روز بياد ماندني غديررا چنين بازگو كرد: «وقد سمعت هذه الامة جدي - صلى الله عليه و آله - يقول: ما ولت امة امرها رجلا و فيهم من هو اعلم منه الا لم يزل يذهب امرهم سفالا حتى يرجعوا الى ما تركوه و سمعوه - صلى الله عليه و آله - يقول لابى: انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى. و قد راوه و سمعوه(ص) حين اخذ بيد ابي الغدير و قال لهم: من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاده ثم امرهم ان يبلغ الشاهد منهم الغائب ثم قال... (19)»

مردم سخن جدم پيامبر(ص) را به ياد دارند كه مى‏فرمود: هر گاه مردم كسى را به رهبرى خويش برگزينند در حالى كه لايقتر و آگاهتر از آن فرد وجود داشته باشد، براى خويش تيره‏ بختى خريده‏اند مگر اين كه دوباره بدانچه رها كردند و به فراموشى سپردند بازگردند و آنچه را كه از پيامبرشان درباره پدرم شنيده‏اند دنبال كنند، رسول خدا مى‏فرمود: اى على تو بعد از من مانند هارون پس از موسى هستى، او جانشين برادرش موسى بوده تو نيز جانشين و خليفه منى؛ تنها تفاوت [ميان آنها و ما] اين است كه بعد از من پيامبرى و نبوت نخواهد بود. امام مجتبى(ع) سپس فرمود: اين مردم پيامبر خود را ديدند و سخنانش را درغدير خم‏ شنيدند. درآن روز جدم رسول خدا(ص) دست پدرم(ع) را گرفت و در برابر آنان گفت: هر كس من مولا و سرپرست او هستم على مولاى او خواهد بود؛ خدايا، دوست ‏بدار هر كس او را دوست دارد و دشمن بدار هر كس او را دشمن دارد... سپس جدم پيامبر(ص) دستور اكيد داد كه، حاضرانمطالب غديررا به غايبان برسانند.

امام حسين(ع) و حديث غدير در منا

يك سال قبل از مرگ معاويه، امام حسين عليه السلام به زيارت بيت الله الحرام درمراسم پر شكوه، حج مشرف شد عبدالله بن‏عباس و عبدالله بن ‏جعفراو را همراهى نمودند. آن سال عده زيادى از زنان و مردان بنى‏هاشم حضور داشتند. امام حسين(ع) درايام تشريق آنان را در سرزمين منا جمع نمود درآن اجتماع عظيم بيش از هفتصد نفراز مردان تابعين و دويست نفر از صحابه پيامبر خدا(ص) گرداگرد وجودش زير خيمه حلقه زدند و منتظر سخنان امام خويش بودند، حضرت بپا خاست و پس از حمد و ثناى الهى فرمود:

شما شاهد و ناظر تجاوزات معاويه جنايتكار نسبت ‏به ما و شيعيان هستيد و ازآنها اطلاع داريد، سخنان مرا گوش كنيد و بنويسيد [تا براى آيندگان بماند] و به ديگر شهرها و قبائل و افراد مؤمن و مورد اعتماد خود برسانيد و آنان را دعوت به اداء حق ما (اهل بيت) كنيد ترس آن دارم كه وقتش بگذرد و حقوق ما مغلوب ستمگر گردد، گر چه خداوند بالاترين پشتيبان است. سپس فرمود: شما را به خدا سوگند: بياد نمى‏آوريد كه پيامبر خدا(ص) روز غدير خم پدرم على(ع) را وصى و امام بعد از خود قرار داد و حديث ولايت را بر شما خواند و فرمود همگى بايد اين پيام را به ديگران برسانيد پاسخ دادند: چرا ما بياد داريم. (20)

امام محمد باقرعليه السلام وغدير

فضيل بن ‏يسار، بكير بن‏اعين، محمد بن ‏مسلم، بريد بن ‏معاوية و ابوالجارود همگى در محضر امام باقر(ع) بودند حضرت در باره ولايت على بن‏ابى‏طالب(ع) و روز غدير فرمودند:

خداوند پيامبرش را مامور به ولايت على [عليه السلام] كرد و اين آيه شريفه را نازل كرد: «انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة‏»(21)با نزول آيه فوق ولايت اولى الامر واجب گرديد ولكن عده‏اى نفهميدند اولى الامر چه كسانى هستند؟ خداوند به محمد - صلى الله عليه و آله - دستور داد تا آن را توضيح دهد و همانند نماز و زكات و روزه و حج مصاديق خارجى آن را روشن سازد. در آن هنگام اضطراب او را فرا گرفت و ترسيد عده‏اى به واسطه آن از آيين اسلام برگردند و او را تكذيب كنند او به خدا پناه برد درآن هنگام آيه تبليغ (يا ايها الرسول بلغ... (22)) نازل گشت پيامبر خدا(ص) امر حق را اجرا نمود و در غدير خم ايستاد و فرمان اجتماع مردم و زوار بيت الله الحرام را داد و درآنجا على بن‏ابى‏طالب(ع) را ولى بعد از خود معرفى كرد و دستور داد آنانى كه درآنجا (غدير خم ) بودند پيام خداوند (ولايت على(ع)) را به ديگر افراد برسانند.

امام صادق(ع) در مسجد غدير

حسان جمال مى‏گويد: همراه امام صادق(ع) از مدينه به مكه مسافرت كردم. در نزديكى ميقات جحفه، چون به «مسجد غدير » رسيديم امام - عليه السلام - به جانب چپ مسجد نگريست و فرمود: اين مكانى است كه پيامبر خدا(ص)، در روز غدير، على را جانشين خود معرفى كرد و فرمود: من كنت مولاه فعلى، مولاه. آنگاه امام(ع) به جانب ديگر نگاه كرد، جايگاه خيمه‏هاى ديگران را نشان داد و فرمود: سالم غلام ابوخذيفه و ابوعبيده جراح نيزدرآنجا بود؛ گروهى از مردم چون على(ع) را بر روى دست پيامبر ديدند با حسادت به وى نگريستند و به يكديگر مى‏گفتند: به دو چشم او [پيامبر] نگاه كنيد، چگونه همانند ديوانه به اطراف خويش مى‏نگرد و قرار ندارد. دراين هنگام جبرئيل نازل شد (23)و اين آيات را بر پيامبر خدا(ص) قرائت كرد:

«و ان يكادالذين كفروا ليزلقونك بابصارهم لما سمعوا الذكر و يقولون انه لمجنون و ما هو الا ذكر للعالمين‏». (24)

آنان كه كافر شدند، چون قرآن را شنيدند چيزى نمانده بود كه تو را چشم بزنند؛ آنها مى‏گفتند: او واقعا ديوانه است، در حالى كه قرآن جز بيدارى و آگاهى براى جهانيان نيست. (25)

امام كاظم(ع) و مسجد غدير

عبدالرحمان بن‏حجاج گفت: خدمت موسى‏ بن ‏جعفر(ع) رسيدم. در حالى كه قصد سفر داشتم، از آن حضرت در باره مسجد غدير خم پرسيدم.

امام - عليه السلام - فرمود: درآن مسجد نماز بخوانيد كه فضيلت و ثواب بسيار دارد، پدرم [به هر كه عازم آن ديار بود] فرمان مى‏داد تا در مسجد غدير نماز بگزارد. (26)

امام رضاعليه السلام وغدير

الف) عرشيان وروز غدير: احمد بن‏محمد بن‏ابى ‏نصر بزنطى مى‏گويد: در منزل امام هشتم على بن‏موسى‏الرضا(ع) نشسته بودم، جمع بسيارى نيز در منزل حضرت گرد آمده بودند كه گفتگو درباره روز غدير آغاز شد؛ بعضى از افراد وجود روز غدير را در صدر اسلام منكر شدند و بعضى آن را از شعائر اسلامى مى‏دانستند. در اين هنگام، على بن ‏موسى‏الرضا(ع) فرمود: پدرم از جدم «جعفر بن‏محمد» چنين نقل مى‏كرد:

آسمانيان روز غدير را بهتر از زمينيان مى‏شناسند، خداوند در بهشت‏ برين ساختمان بزرگى را به خود اختصاص داده است؛ اين ساختمان از آجرهاى نقره و طلا ساخته شده، درآن صد هزار گنبد از ياقوت سرخ و صد هزار گنبد از ياقوت سبز وجود دارد، خاك و گل‏هاى به كار گرفته شده دراين قصر از مشك و عنبر است، در آن چهار جوى (يا رودخانه) به چشم مى‏خورد كه در هر يك از آنها خمر و آب زلال و شير و عسل جريان دارد؛ دراطراف اين جويبارها درختان انبوهى از ميوه‏هاى مختلف روييده، بر روى آنها پرندگانى پرواز مى‏كنند كه بدنشان از لؤلؤ و پرهايشان از ياقوت است؛ آنها با پرواز خويش ‏صداهاى دلنوازى ايجاد مى‏كنند.

روز غديردراين قصر بزرگ باز مى‏شود؛ فرشتگان و اهل آسمانها تسبيح‏ گويان به قصر داخل مى‏شوند؛ آن پرندگان به پرواز درآمده در جويبارها خود را مرطوب مى‏سازند و سپس به آن مشك و عنبر آغشته كرده، و عطرش را در فضاى ملكوتى قصر منتشر مى‏سازند؛ فرشتگان الهى به نام فاطمه زهرا(س) به يكديگر هديه مى‏دهند؛ چون پايان روز غديرفرا مى‏رسد، به فرشتگان گفته مى‏شود به جايگاههاى خويش برگرديد شما تا سال آينده، مثل چنين روزى، از اشتباه و لغزش در امان هستيد و بدانيد همه اين موهبت‏ها به خاطر عظمت پيامبر ما محمد و وصى او على بن‏ابى‏طالب - عليهما السلام - است.

ب) بركات عيد غدير : سپس على بن ‏موسى‏الرضا(ع) رو به احمد بن ‏محمد ابى‏نصر كرد و فرمود:

اى فرزند ابونصر، هر جا كه بودى روز غدير سمت مرقد اميرمؤمنان - عليه السلام - بشتاب که:

1 - خداوند گناهان شصت ‏ساله هر مؤمن زيارت ‏كننده او را مى‏آمرزد.

2 - خدواند، به بركت روز غدير دو برابر گروهى كه در ماه رمضان، شب قدر و شب عيد فطر آزاد مى‏كند، از آتش جهنم مى‏رهاند.

3 - پروردگار يك درهم انفاق به مستحق را هزار برابر پاداش خواهد داد.

سپس فرمود: روز غدير به برادران دينى خود برترى و فضيلت ده و مردان و زنان با ايمان را خوشحال و مسرور نما. (27)

پى‏نوشت ها:

1- برابر نقل اسباب النزول واحدى نيشابورى، ص 135 و تفسير كبير فخر رازى، ج 12،ص ص‏49 - 50؛ شان نزول آيه غدير خم و معرفى على بن‏ابى‏طالب(ع) بوده است.

2- درالمنثور، سيوطى، ج 2، ص‏256/ تاريخ بغداد، خطيب نيشابورى، ج‏6، ص 290.

3- مجمع‏البيان، علامه طبرسى، ج‏3، 4، ص‏223.

4- مائده،67.

5- شواهد التنزيل، حاكم حسكانى، ج 1، ص 252.

6- الطرائف، سيد بن ‏طاووس، ج 1، ص 140.

7- بحارالانوار، ج‏36، ص‏353 - 354/ اسمى المناقب، علامه شمس‏الدين ابن‏جزرى، ص 32/ نهج الحياه، ص 38.

8- احتجاج طبرسى، ج 1،صص‏213 - 214.

9- ابوهيثم بن‏تيهان، خالد بن‏زيد، ابوايوب انصارى، عمار بن ‏ياسر و ... مجموعا هفتاد نفر از مهاجرين و انصار بدرى حضور داشتند.

10- مائده، 55.

11- توبه،16.

12- بحارالانوار، ج‏33، صص‏147 -146.

13- از روز غديرخم در روايت تعبير به «يوم الدوح‏» شده است كه اين واژه هم در روايات و هم در اشعار به كار گرفته شده است. (بحارالانوار، ج 94، ص 115).

14 و 15 - تفسير شاهد و مشهود را مى‏توان در موارد ذيل يافت: اصول كافى، ج 1، ص 425، ح‏69/ بحارالانوار، ج 35، ص‏386، ح 1/ ج‏36، ص 114، ح 61.

16 و 17 - در ترجمه عبارات تلفيق شده است.

18- بحارالانوار، ج 95، ص 118 - 112، ح 8، مقدارى از خطبه اميرالمؤمنين(ع) توسط امام حسين(ع) نقل شده و ما آن را ترجمه و تلخيص نموديم.

19- ينابيع المودة، قندوزى حنفى، ج‏3، ص‏153/ بحارالانوار، ج 10، ح 5، صص 144 - 138.

20- موسوعة كلمات الامام الحسين(ع)، ص 270/الغدير، ج 1، ص 198، ح‏9، چاپ چهارم.

21- مائده، 55.

22- مائده،67.

23- فاصله مسجد غدير با ميقات جحفه سه ميل (تقريبا 5760 متر) مى‏باشد. (معجم معالم الحجاز، ج 2، ص 124).

24- قلم، 52 - 51.

25- فروع كافى، ج 4، ص‏566/ نورالثقلين، ج 5، ص‏399. روايات ديگرى نيز در شان اين آيه وارد شده است كه همين مضمون را نشان مى‏دهد.

26- وسائل الشيعه، ج‏3، ص‏549، ح 2، ب 61/ فروع كافى، ج 4، ص‏566، ح 1/ تهذيب الاحكام، ج‏6، ص 18، ح 21، ب‏16/ من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص‏559، ح‏3143.

27- تهذيب الاحكام، ج‏6، ص 24، ح‏9، باب‏19/ بحارالانوار، ج 94، صص‏9 - 18.

  

 

سه‌شنبه 26 آذر 1387 - 13:53


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری