شنبه 3 تير 1396 - 16:51
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

محدثه واعظي‌پور

 

مثل هيچ كس، سريالي قابل پيش‌بيني

 

 

نگاهي به مجموعه «مثل هيچ‌كس»

مجموعه «مثل هيچ‌كس» فضايي آشنا و روابطي قابل پيش‌بيني دارد. بزرگترين مشكل مجموعه اين است كه به سادگي مي‌توان خط سير اتفاق‌ها و حوادثي را كه در راه است، پيش‌بيني كرد. به همين دليل بيننده با اتفاق و ماجراي تازه و خاصي روبه‌رو نمي‌شود تا لحظه‌اي طعم شيرين غافلگيري را حس كند.

آنچه باعث شده «مثل هيچ‌كس» نتواند از بيننده پيشي بگيرد، ساده بودن اتفاق‌ها و تك‌بعدي بودن كاراكترها است.

قطب خير (داداشي) همان قدر ساده، شخصيت‌پردازي شده كه قطب شر (جلال). جدال اين دو كاراكتر كه موتور اصلي قصه است و حوادثي پي‌درپي را رقم مي‌زند، مسيري قابل پيش‌بيني را طي مي‌كند.

از زماني كه كاظم و جلال عليه داداشي و خانواده‌اش متحد مي‌شوند، مي‌توان حدس زد كه پايان ماجرا، ختم به خير مي‌شود. با اغماض مي‌توان گفت حتي حدس‌زدن فرجام كاراكترها را هم مي‌توان قبول كرد. اما نمي‌شود درك كرد چرا در اين بين، نويسنده و كارگردان تلاش نكرده‌‌اند مسير قصه را طوري طراحي كنند كه با جذابيت بيشتري همراه باشد.

تحول ناگهاني كاظم كه درگيري و اختلاف در خانواده داداشي را باعث شده، قابل قبول نيست و تصوري را كه بيننده درباره اين كاراكتر دارد، برهم مي‌زند.

حسن برزيده در فيلم سينمايي «دكل» تصويي تازه از مناسبات دفاع مقدس و آدم‌هاي جنگ ارائه داده بود و در فضايي آشنا تصويري تازه به مخاطب ارائه مي‌داد. اما او در «مثل هيچ‌كس» نمي‌تواند در مقام كارگردان به متن چيزي بيفزايد و از چارچوب ملودرام‌هاي تلويزيوني فراتر رود.

 

يكشنبه 14 مهر 1387 - 15:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری