دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 - 13:9
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني
نفر نخست جشنواره مطبوعات در رشته مقاله‌ ادبي هنري

 

فقط جسارت كافي نيست

 

 

نقد فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» ساخته كمال تبريزي

«هميشه پاي يك زن در ميان است» از روي مجموعه داستان‌هاي «غير قابل چاپ» نوشته سيدمهدي شجاعي ساخته شده است. سيدمهدي شجاعي در كتابش به مسائل خانوادگي با طنزي نيش‌دار و تلخ پرداخته است.

داستان‌ها بر اساس طنزي واقع‌گرايانه نوشته شده‌اند. اما كمديي كه در فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» ارائه مي‌شود تركيبي از كمدي واقع‌گرا و كمدي فانتزي‌گونه است. البته وجه فانتزي فيلم بر وجه واقع‌گراي فيلم غلبه مي‌كند. اين مسئله باعث شده كه جنبه واقع‌گراي داستان‌هاي سيدمهدي شجاعي از بين برود و فيلم ميان واقع‌گرايي و فانتزي سرگردان بماند.

فيلم از دو خط داستاني برخوردار است يكي مسئله متاركه زن و شوهر است، و ديگري جريان كتابي است كه شوهر نمي‌خواهد چاپ كند و نويسنده آن «پري طلعت‌پور» مشكلاتي براي او ايجاد مي‌كند. در ميان اين دو خط داستاني مسئله مشكلات زن و شوهر بعد از طلاق كميك‌تر است. مي‌توانيم به كاراكتر رضا كيانيان اشاره كنيم و بعد از طلاق گرفتن زن مي‌گويد كه شفا گرفته و از او تقاضاي ازدواج مي‌كند! اين صحنه‌ها با بازي كيانيان لحظات مفرح و كميكي را مي‌آفريند برخي از صحنه‌ها هم مثل صحنه ماهيگيري مهران مديري از داخل آكواريوم، شوخي تكراري و بي‌مزه‌اي است و به طور كلي ديالوگ‌هاي ضد زن مديري در طول فيلم آن قدر تكرار مي‌شود كه تماشاگر از اين تكرار افراطي دلزده مي‌شود.

اما خط داستاني كه مربوط به جريان «پري طلعت‌پور» مي‌شود بسيار مغشوش و آزاردهنده است مشكل اساسي آنجاست كه تماشاگر از متن كتاب «پري طلعت‌پور» هيچ اطلاعي ندارد بنابراين يادداشت‌هايي كه حبيب رضايي مرتب در طول فيلم براي كشف هويت پري طلعت‌پور مي‌نويسد و در حقيقت كدهايي براي حل معماست بيهوده به نظر مي‌رسد و گيج‌كننده است. در انتها هم وقتي مي‌فهميم كه «پري طلعت‌پور» همان مريم (گلشيفته فراهاني) است يك گره‌گشايي سردستي و غير قابل باور به نظر مي‌رسد زيرا چطور ممكن است زني كه در جريان متاركه با شوهرش اين‌قدر آسيب‌پذير است و از گرفتن كارت‌هاي بي‌شمار به راحتي به گريه مي‌افتد داراي چنان قدرت و نفوذي باشد كه بتواند حمايت مقامات عالي‌ رتبه‌اي چون وزير برنامه و بودجه، رئيس اتحاديه ناشران، وزير نيرو و... را جلب كند كه كاراكتر مريم در اين فيلم معصوم‌تر و ضربه‌پذيرتر از آن است كه بخواهد «پري طلعت‌پور» باشد.

در نهايت به نظر مي‌رسد آنچه به فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» ضربه وارد كرده است آن است كه فيلم مجموعه‌اي از تعدادي داستان كوتاه است و نويسنده فيلمنامه بايد با يك خط داستاني قوي و محكم آن‌ها را به هم پيوند مي‌زد. ولي متأسفانه چنين نشده است و فيلمنامه انسجام ندارد. «هميشه پاي يك زن در ميان است» به لحظات كميكي شبيه شده كه به گونه‌اي تحميلي و در داستاني فاقد انسجام كنار هم قرار گرفته‌اند شايد برخي از شوخي‌ها خنده‌دار باشد ولي در مجموع فيلم چيز مفيدي نصيب تماشاگر نمي‌كند و به انسجام و وحدت نمي‌رسد.

ايراد برخي از صحنه‌هاي كميك فيلم، آن است كه اين شوخي‌ها حتي براي مرتبه اول هم چندان جالب نيستند چه برسد به اينكه بخواهيم آن‌ها را بارها و بارها تكرار كنيم مثل صحنه ترمز كردن ماشين‌ها و تصادف آن‌ها با هم، كه جذابيت چنداني ندارد.

مشكل ديگر فيلم به اين باز مي‌گردد كه فيلمنامه اوليه را رضا مقصودي نوشته است كه اثري خاص با طنز اجتماعي بود ولي بعد كه حوزه هنري از تهيه فيلم سرباز زد مايه‌هاي عامه‌پسند به فيلمنامه اضافه شده در نتيجه فيلمنامه جديد از آن اصالت واقع‌گرا و طنز ويژه داستان‌هاي سيدمهدي شجاعي دور شده است.

فانتزيي كه بر فيلم حاكم است، برخي از شخصيت‌هاي فيلم را به كاراكترهاي كارتوني شبيه كرده است. مثل شخصيت‌هايي كه رضا كيانيان و مهران مديري بازي مي‌كنند. در مقابل شخصيت‌هايي قرار دارند كه رئال (واقع‌گرا) هستند مثل نقش‌هاي حبيب رضايي و گلشيفته فراهاني كه بين اين دو نوع از شخصيت‌ها با ويژگي‌هاي متفاوتشان يكدستي و انسجامي صورت نگرفته و هر كدام ساز خودشان را مي‌زنند مثلاً كاراكتر جدي حبيب رضايي با شخصيت كارتوني مهران مديري، تعامل جذابي ندارد به نظر مي‌رسد كه هر يك متعلق به فيلمي جداگانه با فضايي متفاوت هستند.

كمال تبريزي در اين سال‌ها به يك كارگردان شناخته شده براي عبور از خطر قرمزها بدل شده است.

او در «هميشه پاي يك زن در ميان است» سراغ موضوع حساس رابطه زن و مرد رفته است جايي كه وقتي زن و مردي مي‌خواهند ازهم جدا شوند برخي به دنبال سوء استفاده هستند. خيلي‌ها مي‌خواهند زن مطلقه را اغفال كنند يا به عقد دائم يا موقت خويش درآورند اين موضوع حساس است كه شايد هر كارگرداني نتواند آن را بسازد يا اينكه اصولاً اجازه ساختنش را نداشته باشد. اما متأسفانه يا خوشبختانه، موفقيت يك فيلم را با ميزان جسورانه بودن موضوعش و حتي آمار فروش آن نمي‌سنجند.

در فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است»، كمال تبريزي «كمدي موقعيت» را كه در آن مهارت دارد و مثلاً در فيلم خوب «ليلي با من است» آن را به كار گرفته، را به كناري نهاده و به كمدي فانتزي و كارتوني روي آورده كه در آن تجربه و موفقيت به خصوصي نداشته، نتيجه آن شده كه تجربه جديد كمال تبريزي در كمدي فانتزي بدل به يك كمدي زير متوسط شده است كه در كارنامه فيلمسازي او جايگاه مناسبي ندارد.

«هميشه پاي يك زن در ميان است» به مجموعه‌اي از يك سري صحنه‌هاي با مزه (و در اكثر موارد بي‌مزه) بدل شده كه در كنار هم قرار داده شده‌اند بدون آنكه با داستان واحدي روبرو باشيم شايد اشتباه اصلي تبريزي، اعمال تغييرهاي فراوان در فيلمنامه رضا مقصودي به اصرار تهيه‌كننده بوده است. به ياد داشته باشيم كه مقصودي نويسنده موفق‌ترين كمدي تبريزي، «ليلي با من است» بوده، و شايد تبريزي به قول مربي‌هاي فوتبال نبايد به تركيب تيم برنده‌اش دست مي‌زد.

 

چهارشنبه 27 شهريور 1387 - 10:37


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری