سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 4:15
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

حجت‌الاسلام محمدباقر مدرس بستان‌آبادي

 

نفوذ قرآن در دل‌ها

 

 رؤساي عرب با شنيدن قرآن منقلب مي‌شدند. يكي از آنها اسعد بن زراره كه يكي از سران خزرج مدينه بود براي كمك خواستن به مكه وارد شد. قريش در هنگام رفتن به طواف كعبه گوش‌هاي او را با پنبه پر كردند كه صداي قرآن پيامبر را نشنود، و او در دور دوم طاقت نياورد؛ پنبه‌ها را دور انداخت و نزد رسول الله آمد و گفت: تو مردم را به چه دعوت مي‌كني؟ فرمود: به سوي خداي يگانه. گفت: از آنچه مي‌خواندي به من نيز بخوان. رسول الله آيه 151 تا 152 53 سوره انعام را به او خواند:

قل تعالوا اتل ما حرم ربكم عليكم اَن لاتشركوا به شيأ و بالوالدين احساناً ولاتقتلوا اولادكم خشيته املاق، نحن نرزقكم و اياهّم و لاتقربوا الفواحش ماظهر منها و مابطن و لاتقتلوا النفس الّتي حرم الله الاّ بالحقّ، ذالك ما وصّيكم بِهِ ولعّلكم تعقلون.

بيائيد بخوانيم براي شما آن چه را پروردگارتان براي شما حرام كرده است:  به خدا شريك قرار ندهيد به پدر و مادر نيكي كنيد و فرزندانتان را از ترس فقر نكشيد، ما شما و آنها را روزي مي‌دهيم. از زشتي‌هاي پنهان و آشكار دوري كنيد. خون‌ها را بناحق نريزيد. اين سفارش‌هاي خدا جهت تنبه و بيداري شماست. اميد است درك كنند.

جهت تلخيص فقط ترجمه آيه دوم را ذكر مي‌كنيم:

به اموال يتيم جز با جهات پسنديده نزديك نشويد و پيمانه و ترازو را با راستي و عدالت بكشيد و عمل كنيد و به هر كس جز به مقدار توانائيش تكليف نكنيد و در گفتارتان طرفدار حق باشيد، هر چند به زيانتان باشد. به پيمان خدا وفادار باشيد. اين پندهاي خدا است بر شما.

اسعد از شنيدن اين آيات چنان منقلب شد كه بي‌اختيار فرياد زد: من گواهي مي‌دهم كه معبود شايسته‌اي جز خداي يگانه نيست و تو يا محمد(ص) رسول او هستي و قرآن تو و دين تو حق است. من مسلمان شدم.1 

و همانا اسعد يكي از نقباي دوازده‌گانه است كه رسول خدا با تعيين جبرئيل از ميان اصحابش او را انتخاب نمود. نقابت يك سازمان سرپرستي است كه در امت موسي هم بوده2 و اين نقابت پس از رسول‌الله متروك ماند و در زمان خلافت عباسي‌ها در سال 250 بين سادات احياء گرديد تا زمان صفويه و قاجار ادامه داشت3 و اسعد بن زراره در ماه شوال سال اول هجرت وفات نمود. او اولين كسي بود كه در بقيع به خاك رفت. 4                                                                          

1- سيره ابن هشام اسدالغابر ج 1 ص 69

2- معجم الرجال آيت الله خويي ج 3 ص 84.

3- دائره المعارف اسلامي ج 10 ص 187

4- تحفه الآحباب ص 19

 

چهارشنبه 6 شهريور 1387 - 17:20


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری