پنجشنبه 31 مرداد 1398 - 4:59
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني
نفر نخست جشنواره مطبوعات در رشته مقاله‌ ادبي هنري

 

پايان يك اسطوره

 

 

نگاهي به كارنامه بازيگري خسرو شكيبايي به مناسبت درگذشتش

خسرو شكيبايي در هفتم فروردين ماه 1323 در خيابان مولوي تهران متولد شد. پدرش سرگرد ارتش بود و وقتي او 14 ساله بود بر اثر سرطان از دنيا رفت. او قبل از اينكه وارد عرصه تئاتر شود به كارهايي مانند خياطي، كانال سازي و ساخت آسانسور پرداخت. او در سال 1331 به گروه تئاتري دبستان پيوست.

شكيبايي در سال 1343 هم به عضويت گروه تئاتري توسكا درآمد و در نمايش «پنجه عدالت» به ايفاي نقش پرداخت. او سپس تحصيلاتش را در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان رساند. در سال‌هاي پاياني دهه چهل علاوه بر كار تئاتر، دوبلوري فيلم را نيز زير نظر هوشنگ كاظمي در استوديو شهاب آغاز كرد. گفته مي‌شود در آن زمان به دليل استعفاي گويندگان حرفه‌اي، چنگيز جليلوند (دوبلور مشهور) به سراغ برخي از بازيگران تئاتري كه صدا و بيان خوبي داشته‌اند، رفته و از چند بازيگر مثل خسرو شكيبايي و اكبر زنجان‌پور براي گويندگي در برخي فيلم‌ها دعوت كرده است.

خود شكيبايي جليلوند را از استادان خود مي‌داند و مي‌گويد: «يك آدم خاص هميشه در زندگي‌ام هست به نام چنگيز جليلوند كه الان سال‌هاست او را نديده‌ام. دو سال در ابتداي كارم در دوبله فعاليت مي‌كردم كه حرفه و منبع درآمدم خيلي از تئاتر دور نباشد. به همه قديمي‌هاي دوبله احترام مي‌گذاشتم و جلوي پايشان بلند مي‌شدم، ولي دو سه نفر بودند كه خيلي برايم ارزشمند بودند، از جمله همين آقاي جليلوند. او ابتدا با آن صداي جادويي مرا اسير خودش كرد و بعد كه به دوبله آمدم و با شخصيت ايشان از نزديك آشنا شدم، ديدم چقدر دلم مي‌خواهد به اين آدم نزديك باشم و از او ياد بگيرم؛ بلدبودن و اين كاره بودنش، و از آن مهم‌تر عاشقانه كار كردنش، خيلي دلم مي‌خواهد بگويم اگر با اين آدم‌ها در بيست‌سالگي روبه‌رو نمي‌شدم، شايد مسير زندگي‌ام به كلي عوض مي‌شد. شايد بشود گفت ادب را از ايشان ياد گرفتم اصلاً شايد بشود گفت ادب و جلوي پيشكسوت بلندشدن را به خاطر ايشان ياد گرفتم. فكر مي‌كنم آدم‌هاي استثنايي و تأثيرگذار در زندگي من زيادند و متأسفم كه نمي‌شود از همه‌شان اسم برد. مي‌دانيد كه من شاگرد عباس جوانمرد هستم و پرورش و تربيت من در كار، سر كلاس‌هاي ايشان شكل گرفته، اما بعدها وقتي از نزديك و در پشت صحنه با آقاي نصيريان آشنا شدم و هر شب كارشان را از پشت صحنه نگاه كردم، قلباً فهميدم كه راه درست و كار درست همين است. چون ايشان خيلي صادقانه كار مي‌كرد. افراد زيادي بودند كه برايم در زندگي و كار الگو بودند مثل عزت‌الله انتظامي بزرگ، پرويز فني‌زاده، رضا كرم‌رضايي و خيلي‌هاي ديگر.»

پيش از انقلاب عمده فعاليت‌هاي بازيگري‌ شكيبايي اختصاص به تئاتر داشت. او در آن سال‌ها نمايش‌هايي چون «سرنگ و سرنا» (بهزاد فراهاني)، «سوگنامه براي تو» (جنتي عطايي)، «زيرگذر لوطي‌ صالح» (هادي اسلامي) به ايفاي نقش پرداخت و در يكي دو مجموعه تلويزيوني مثل «سمك عيار» (محمدرضا اصلاني و باربد طاهري) و «لحظه» (محمدصالح اعلاء) بازي كرد. يكي از معروف‌ترين نمايش‌هاي شكيبايي در سال‌هاي اوليه انقلاب، تئاتر «شب بيست‌ويكم» به كارگرداني محمود استادمحمد است. آن قدر نقش آفريني شكيبايي در اين نمايش چشمگير بود كه مسعود كيميايي پس از ديدنش از شكيبايي براي بازي در فيلم «خط قرمز» دعوت كرد. هر چند فيلم «خط قرمز» كه شكيبايي در آن نقش كوتاهي داشت هرگز به نمايش درنيامد. شكيبايي در سال 1363 اولين نقش بلندش را در فيلم «صاعقه» (ضياءالدين دري) بازي كرد. او پس از «صاعقه» تا فيلم «هامون» فيلم‌هاي زيادي بازي كرد اما در ميان اين نقش‌آفريني‌ها او در مجموعه تلويزيوني «مدرس» (هوشنگ توكلي) در نقش سيدحسن مدرس درخشيد. تك‌گويي‌هاي طولاني سخنراني مدرس كه بدون قطع گرفته شده بود نشان از حافظه شگفت‌انگيز و خلاقيت سرشار شكيبايي داشت.

شكيبايي در سال 1368 با فيلم برجسته «هامون» (داريوش مهرجويي) همه را غافلگير و شيفته بازيگري‌اش كرد. خسروشكيبايي با بازي در فيلم «هامون» نقش حميد هامون را به يكي از قله‌هاي بازيگري سينماي پس از انقلاب بدل كرد. چقدر شكيبايي در قالب حميد هامون، واقعي بود. او سرگشتگي و بي‌قراري و استيصال هامون را با نوع صحبت‌كردن حسرت‌زده و امروزي و واقعي‌اش و واكنش‌ها و بروز احساسات تند و غيرقابل  پيش‌بيني‌اش به نحو خلاقانه و استثنايي بازي كرد.

نقش‌آفريني شكيبايي چنان در «هامون» قدرتمند بود كه تا سال‌ها نتوانست از سايه آن رهايي يابد. فيلم «كيميا» (احمدرضا درويش، 1373) هم از فيلم‌هاي خوب خسرو شكيبايي است كه در آن بازي درخشاني ارائه كرده است. بازي شكيبايي در «كيميا»، بازي ناگفتني‌هاست. اين تنها ديالوگ‌هاي شكيبايي نيستند كه در فيلم بيانگر احساسات اويند. بلكه نگاه مبهوت و خيره او به دخترش دنيايي از حرف‌ها و احساسات را در خود دارد. نگاه خيره او به دخترش در خانه خانم دكتر و نگاه خيره او به حرم امام رضا (ع) و كبوترهايي كه پشت پنجره جمع شده‌اند لحظاتي استثنايي را در فيلم جان مي‌بخشد كه يك دنيا عشق و حسرت و ايثار و معنويت را در خود دارد.

شكيبايي براي فيلم‌هاي «هامون» و «كيميا» سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد را در جشنواره فيلم فجر بدست آورد. او براي فيلم «سالاد فصل» (فريدون جيراني، 1383) نيز سيمرغ بلورين بهترن بازيگر نقش دوم مرد را از جشنواره فيلم فجر دريافت كرد.

شكيبايي هنگامي كه در سينما بازي مي‌كرد از بازيگري در تلويزيون هم غافل نبود. در اين ميان نبايد مجموعه بسيار پرطرفدار «خانه سبز» كار مشترك بيژن بيرنگ و مسعود رسام را از ياد برد كه نقش مهمي در محبوبيت شكيبايي ميان مردم داشت.

در اين چند سال اخير هم دو بازي خوب از شكيبايي در فيلم‌هاي «اتوبوس شب» (كيومرث پوراحمد) و «شب» (رسول صدر عاملي) به ياد داريم. «اتوبوس شب» براي شكيبايي يك ديپلم افتخار از جشنواره فجر و يك تنديس از جشن خانه سينما به ارمغان آورد. شكيبايي چند روز پيش در دومين جشن منتقدان و نويسندگان سينمايي، جايزه يكي از برترين بازيگران سي سال سينماي پس از انقلاب را گرفت. تله فيلم‌هاي «بختك» (يوسف صيادي)، «پيوند» (سعيد عالم‌زاده) و «آشيانه‌اي براي زندگي» (حميد طالقاني) از آخرين كارهاي شكيبايي بود.

شكيبايي، همچنين براي فيلم‌هاي «يك‌بار براي هميشه» (سيروس الوند)، «سايه به سايه» (علي ژكان) و «كاغذ بي‌خط» (ناصر تقوايي) هم نامزد دريافت سيمرغ بلورين بوده است.

خسروشكيبايي يك بازيگر استثنايي و تكرار نشدني در سينماي ايران است. او فرديت و ويژگي‌هاي خاصي در بازيگري‌اش داشت كه وي را به بازيگري غيرقابل تقليد و تكرار بدل مي‌كرد. شكيبايي در بازيگري بسيار كمال‌گرا و خلاق بود. شكيبايي در مورد كارنامه بازيگري‌اش مي‌گويد: «تمام فيلم‌ها و نقش‌هايم را با ديد شاه‌نقش نگاه كرده‌ام و فكر كردم مي‌تواند يك هامون ديگر باشد، حالا نه با ابعاد و گستردگي اين فيلم. منظورم معنا و گستردگي و شكل ارتباطي است كه اين نقش‌ها با مخاطب برقرار مي‌كند؛ يك جور زبان خاص ارتباط با دنيا و مردم كه هنوز به وجود نيامده است. هميشه فكر مي‌كردم حميد هامون هنوز همين دور و اطراف زندگي مي‌كند و دغدغه‌ها و آشفتگي‌هايش تمامي ندارد. اما الان فكر مي‌كنم كه حميد هامون به ابديت پيوسته و به آرامش رسيده و براي ادامه زندگي دنيوي‌اش حتي ديگر از دست علي عابديني (مراد و مرشدش) هم كاري ساخته نيست.»

 

يكشنبه 30 تير 1387 - 11:10


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری