دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 - 0:45
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

روح الله تيموري نسب
كارشناس معاونت امور مجلس و استان‌ها

 

درياي سخاوت

 

 

گذر شتابان و بي‌رحم لحظه‌ها ثبات و ايستايي همه‌چيز را دستخوش تحول و دگرگوني‌ بي‌پاياني مي‌كند. نمي‌توان به بودن داشته‌اي در آينده دلخوش كرد و تضميني براي بقا به هر شكل ممكن وجود ندارد. آدم‌ها به هر شكل و شمايلي از زماني كه پا به عرصه زندگي مي‌گذارند و هويت انساني را مي‌پذيرند مسافريني بيش نيستند كه در زمان‌هاي مختلفي بودن را تجربه مي‌كنند و سپس براي رسيدن به هدفي ديگر قدم در مسير ‌دقايق دنيا مي‌گذارند.

از داشتن‌ها و مالكيت‌ها هيچ‌چيز باقي نمي‌ماند و نمي‌توان دلبستگي‌اي را براي ساختن دوباره زندگي خود برد و عرياني، وجه مشترك همه آمدن‌ها و رفتن‌هاي انساني است.

آيا زندگي با اين همه شكوه چشم نوازش به همين سادگي شروع مي‌شود و پايان مي‌يابد؟ و فريادهاي زنده‌بودن بدون هيچ ماندني به خاموشي مي‌گرايد؟

قدمت طرح اين سؤال را مي‌توان به عمر و حيات همه آدميان رساند و شمول آن را فقط به زندگي خواص نسبت نداد، چرا كه معيار سنجش محتوا و كيفيت زندگي هر كسي مقدار سال‌هاي رفته‌اي است كه آن هم به مانند داشته‌هاي مادي‌اش يادگاري و جاودانه‌اي ارزشمند مي‌تواند باشد.

وقتي از سنجش سال‌هاي رفته عمر عبور مي‌كنيم و با نگاهي صبور و ذهني و كنجكاو براي پاسخ به سؤالات دروني‌مان صفحات تاريخ را ورق مي‌زنيم، به بيشمار زندگي‌هايي برمي‌خوريم كه سنجش هر كدام مي‌تواند پاسخي حداقل به سؤال پيشين باشد كه طرح كرديم. مي‌توانيم در دل تاريخ با مرام و شخصيت انسان‌هايي همراه باشيم كه عملكردشان ميراث جداگانه‌اي براي آيندگاني به‌ جا گذاشته كه مي‌خواهند براي تجربه زندگي بهتر اعمال آن‌ها را در ترازوي سنجش و ارزيابي قرار دهند و از بي‌معنايي رهايي يابند.

از راه‌هاي دريافت واقعي معاني اصيل و ارزشمند زندگي جستجوي ريشه و اساس مفاهيم و واژه‌هاي نابي است كه به واسطه حيات ديگرگونه انسان‌هايي نيك در دنياي شلوغ و پرهياهوي آدمي خلق مي‌شوند و تا وسعتي بي‌انتها همه ابعاد زندگي انساني را تحت تأثير خود قرار مي‌دهند تا بدان جا كه براي درك درست معناي واقعي آن واژه‌ها و مفاهيم بايد به سراغ همان شخصيت‌هاي به وجود آورنده‌شان رفت و چگونگي زندگي‌شان را به نظاره نشست.

معاني و مفاهيم و واژه‌هاي خلق شده توسط آن‌ها آنچنان واقعي و از جنس خواسته‌ها و ايده‌آل‌ طلبي‌هاي دنياي انساني است كه حتي بعد از پايان حضور جسماني‌شان در دنيا، آن معاني و مفاهيم در زندگي‌ آيندگان جاري و ساري هستند و كمرنگ شدن نقش‌شان و بي‌توجهي به آن‌ها براي حيات بشري خلائي جبران ناپذير به حساب مي‌آيد.

علي (ع) از جمله شخصيت‌هاي يگانه و بي‌مانند تاريخ حيات آدمي است كه عملكرد بي‌نظيرش در ميان آدميان تا به امروز و در پس اين سال‌ها هيچ‌گاه به دست فراموشي سپرده نشده است و هر چه گذشته رفتار و مرام يگانه‌اش الگوي اخلاقي و انساني بي‌شمار انسان‌ها در طول تاريخ شده است و همه تلاش‌ حسودان و بد‌دلان كه همواره از سفيدي و روشنايي حقايق دنياي انساني هراسان هستند هيچ‌گاه نتوانسته خللي به شخصيت استوارش وارد نمايد و او همچنان به عنوان قافله‌سالار جوانمردي و اعتدال شناخته مي‌شود و ايمان و اعتقاد راسخش به حضرت حق و پيامبر راستينش عقل و دل هر جوينده‌اي را مسحور و شيفته خودش مي‌نمايد.

اينگونه است كه نمي‌توان به سراغ علي‌ (ع) رفت و در درياي جود و سخاوتش غرق نشد و نمي‌توان علي (ع)  را شناخت و همان انسان پيشين باقي ماند. وقتي همراه دغدغه‌ها و نگراني‌هايش مي‌شوي كه مبادا امت پيامبرش به كج راهه‌ قدم بردارند، به نخلستان چاه و نجواهاي شبانه‌اش مي‌رسي.

نمي‌توان با كوله‌باري از خصلت‌هاي نيك دنياي انساني به سراغ علي (ع) رفت و دست خالي برنگشت نمي‌توان در مقابل شخصيت درياگونه علي (ع) ايستاد و احساس نداري نكرد چرا كه رفتار و خلق و خوي نيكش سراسر بي‌نيازي است. در كوران حوادث پيش‌بيني نشده تاريخ وقتي نظاره‌اش مي‌كني در كمال آرامش درونش سراسر تلاطم و بي‌قراريست تا مبادا چيزي از نگاه نافذش مخفي باقي بماند.

با آگاهي و علم وقتي به سراغ علي (ع) مي‌روي همچون دريا موج مي‌زند و در حركتي مداوم است با خلوص و ايمان همراهش مي‌شوي وجودش چونان آينده‌اي صاف و زلال است با اعتراف به ندانستن و ناآگاهي به شاگردي‌اش مي‌روي در كمال تواضع سرشار از دانستنش مي‌يابي و خلاصه هر چه به علي (ع) مي‌رسد رنگ رخ مي‌بازد تا ديگرگونه خودش را بيابد و مقهور داشته‌هاي اندكش نگردد. شيفتگان و مجذوبينش تا سال‌ها پس از حيات انسان‌ سازش در هر عصر و دوران هر حكومتي‌ نامش را فرياد مي‌زنند و اندك هراسي براي به زبان آوردن نامش به دل خود راه نمي‌دهند 1و ميثم تمار بيست‌سال پس از شهادت مولا بر سر چوبه‌دار و در زمانه حكومت ظالم اموي نيكي و مردانگي علي (ع) را براي مردم بازگو مي‌كند تا امويان تنها به جرم دوستدار علي (ع) بودن بر دهانش لجام زنند و به حياتش خاتمه دهند.

چگونه مي‌توان از علائق قلبي «ابن سكيت» از علماء و بزرگان عرب به علي (ع) و فرزندانش آگاه شد و به حالش غبطه نخورد آن‌گاه كه ارج و قرب و ارزش قنبر غلام علي (ع) را از متوكل و بچه‌هايش بيشتر و محبوب‌تر مي‌داند و به دستور متوكل و به جرم اين مقايسه و اعتقاد قلبي‌اش زبانش را از پشت گردنش بيرون مي‌آورند.2

شيفتگان علي در او چه مي‌بينند كه يك دل نه بلكه صد دل شيدايش مي‌شوند و تا به آخر حيات نامش را فرياد مي‌زنند؟

با همراه‌شدن با دينداري آگاهانه و عارفانه علي (ع) مي‌توان از سطح و ظواهر گذشت و به اعماق باور و اعتقاد رسيد. آن‌گاه كه در مقابل نيرنگ شاميان و قرآن بر سر نيزه كردنشان و در مقابل ناآگاهي سپاهيانش فرياد برمي‌آورد:3 «بزنيد آن‌ها را! اينها صفحه و كاغذ قرآن را بهانه كرده، مي‌خواهند در پناه لفظ و كتابت قرآن خودشان را حفظ كنند و بعد به همان روش ضد قرآني خود را ادامه دهند... حقيقت و جلوه راستين قرآن منم، اينها كاغذ و خط را دستاويز كرده‌اند تا حقيقت و معني را نابود سازند.»

به هرگونه و با هر اندازه داشته كه شيفته شناختن شخصيت بزرگوار علي (ع) شويم هيچ‌گاه به مرز افراط و تفريط نزديك هم نخواهيم شد و همواره در ميانه اعتدال، حقيقت و واقعيت و انسانيت وجودش را به ما نمايان خواهد كرد. امام و پيشواي راستيني كه چه در دوران تقيه و چه در دوران امامت عادلانه‌اش از هيچ جنبه‌ از دين الهي اسلام چشم‌ نپوشيد تا حقايق كلام الهي و ابعاد انسان‌ساز دين براي همه مردم چونان چراغي روشن گردد و با تمسك به قرآن و سنت پيامبر اعظم همواره بتوانند از گمگشتگي و سياهي رهايي يافته و در مسير مستقيم هدايت و رسيدن به مقصود عاليه انساني گام بردارند. 4

«ما حكم قرار نداديم مردمان را بلكه قرآن را حاكم قرار داديم و اين قرآن خطوطي است كه در ميان جلد قرار گرفته است، با زبان سخن نمي‌گويد و بيان‌كننده لازم دارد و مردانند كه از آن سخن مي‌گويند و چون اهل شام از ما خواستند كه قرآن را حاكم قرار دهيم، ما كساني نبوديم كه از قرآن روگردان باشيم و حال آنكه خداوند سبحان خود در قرآن مي‌فرمايد:«اگر در چيزي نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيغمبرش برگردانيد.» رجوع به خدا اين است كه كتابش را حاكم قرار دهيم و به كتابش حكم كنيم و رجوع به پيغمبر اين است كه از سنتش پيروي كنيم. و اگر به راستي در كتاب خدا حكم شود، ما سزاوارترين مردميم به آن و اگر به سنت پيغمبرش حكم شود ما بدان اولي هستيم.»

 

پانوشت:

1 و 2 و 3- جاذبه و دافعه علي (ع)- مرتضي مطهري- انتشارات صدرا

4- جاذبه و دافعه علي (ع)- مرتضي مطهري- انتشارات صدرا- خطبه 125 نهج‌البلاغه

 

سه‌شنبه 25 تير 1387 - 12:12


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری