دوشنبه 4 شهريور 1398 - 2:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره کل استان سيستان و بلوچستان

 

آثاراعتكاف

 

 

عبادتها گاهي به صورت «ذکر»تحقق مي يابند وگاهي به صورت «حرکت» وزماني به صورت«ساکن»

حرکت مانند طواف خانه خدا،که گشتن به دور کعبه، خود عبادت محسوب مي شود وتوقف مانند ماندن در عرفات ومشعر ومنا وماندن در مسجد همراه با تعظيم وبزرگداشت خانه خدا.

تمام عبادتها علاوه براحکام وآدابي که در مرحله اعمال ظاهري ويا نيت دارا مي باشند، رموز واسراري رانيز در بردارند که جز اهل شهود ومعرفت به آن دست نمي يابند.

در اين مرحله ديگر مسأله واجبات ومستحبات مطرح نيست، بلکه آنچه مهم است، عشق وومحبّت وشهود وحضور مي باشدوبس. ديگر نمادها، رسوم ونشانه ها جلوه اي ندارند؛ چراکه انسان عابد از مرحله نشانه ها گذشته وخود را در محضر معبود احساس مي نمايد. واين جلوه هاي محبوب است که اورا فرا مي خواند و مدهوش مي کند. براي رسيدن به چنين مقامي، بايد از ظاهر وپوسته عبادات به عمق باطن وحقيقت آنها رسيد، واين مرحله جز با معرفت و شناختي عميق وشهودي از باطن نظام هستي، حاصل نمي شود.

يکي از اسرار عبادات، طهارت ضمير وپاک سازي لوح جان از غير خداست، ومسجد مرکز اين تطهيراست. چنانکه خداوند متعال در قرآن کريم پيرامون مسجد مي فرمايد:

«فيهِ رِجالٌ يحِبُّونَ أَنْ يتَطَهَّروُا وَاللهُ يحِبُّ الْمُطَّهّرينَ» (توبه108(

درآن(مسجد)مرداني هستند که دوست دارندپاک گردند وخداوند پاکان را دوست مي دارد.

بنابراين کسي که در جوار محبوب اقامت مي گزيند بايد بداند که او خانه خود را محل پاک سازي و تطهير مي داند وکسي را که در آن، به اين امر اهتمام ورزد، دوست خود معرفي مي نمايد.

يکي از بهترين عبادات وفرصت مناسب براي خودسازي، اعتکاف است. مي توان در همه کارها قصد تقرب کرد؛ اما اعتکاف، فراغتي براي عبادت وتفکر، و مناجات بامحبوب ومهربانترين مهربانان وخلوت با اوست.

شيريني عبادت اعتکاف براي تمام کساني که يک بار معتکف شده اند فراموش نشدني است. حال معتکف را در لحظات آخر ونزديک به افطار آخر مي شود وصف کرد، کدام لذت دنيايي را مي توان با اين لذت و حالات خوش معنوي مقايسه نمود؟ چشيدن لذت مناجات با خداي مهربان، زيباترين حسي است که انسان در روي اين کره ي خاکي مي تواند داشته باشد.

معتکفي را نديده ايم که بعد از اعتکاف آرزوي دوباره معتکف شدن را نکند. در ايام اعتکاف ما ميهمان هستيم وميزبان خالق کريم واگر ميهمان خوبي هم نباشيم صاحب خانه با فضل وکرم خود همه را راضي وخشنود نگه مي دارد وخاطره خوشي از اين مهماني در دل ما به يادگار مي ماند که فراموش شدني نيست، خاطره اي که قلم از بيان اين حالت روحاني قاصر است. مي شود ادعا کرد يکي از دلائل حضور چشمگير جوانان در اين عمل مستحبي، درک همين حالت باشد.

تمام تلاش انبياء واولياءوعلماءوروحانيون در طول تاريخ اين بوده است که به مخاطبان خود زيبايي وشيريني با خدا بودن را بچشانند که معتکف اين راه طولاني را يک شبه مي پيمايد.

ازامتيازات ديگر اعتکاف آن است که فرصت عبادت براي انسانها به وجود مي آورد. وقتي معتکف اشتغالات روزمره زندگي را کنار بگذارد وشب وروز خود را در خانه خدا، فقط براي انس وراز و نياز با خداوند متعال صرف کند، فرصت فراغتي براي عبادت به وجود آورده که در فرهنگ اهل بيت عصمت وطهارت(ع) جايگاه ويژه اي دارد وآثار وبرکات فراواني را براي آن بيان کرده اند.امام صادق(ع) فرمودند:

«در کتاب آسماني تورات نوشته آمده است: اي فرزند آدم، براي انجام عبادت من فراغتي به وجود آور تا دل تو را از بي نيازي سرشار سازم و بي آن که تو طلب کني وتقاضا نمايي، حاجتت را برآورم ومن خود ملزم مي دانم که حوائج تورا برطرف سازم. با فضيلت ترين مردم کسي است که عاشق عبادت باشد وبا اشتياق تمام عبادت را به آغوش بکشد واز دل وجان آن را دوست بدارد واعضاء وجوارح خود را در راه عبادت به حرکت درآورد وفراغتي ايجادکند که در ساعت فراغت به انجام عبادت بپردازد.»(اصول کافي،ج2،ص83؛بحارالانوار،ج70،ص252)

اعتکاف علاوه براينکه معجوني از چند عبادت بزرگ همچون حضور در خانه خدا وروزه داري است مقدمه عباداتي مانندانس با قرآن، دعا، نمازجماعت، نماز شب وتفکر وتوبه را فراهم مي کند.

بعضي از عملکردها،تعادل روحي و رواني را از بين مي برند؛ مانند تصميمات اشتباه در زندگي، سرخوردگي اقتصادي، نااميدي، اضطراب، قتل خطايي، وسواس وگناهان بزرگ که انسان را دچار عذاب وجدان مي کند وآرامش روحي ورواني او را مي گيرند. يکي ازراه هاي رهايي از اين آشفتگي، اعتکاف است. وقتي خاطرات معتکفين را بررسي مي کنيم، مي بينيم در خاطرات معتکفان مواردي ديده مي شود که انسان مسلمان توانسته است مشکلات بسيار بزرگ را در مدت کوتاه اعتکاف بدون هيچ نوع معجزه اي وتنها با معجون شفابخش اعتکاف حل کند، مشکلاتي که گره اصلي آن در وجود وروان خود آدمي است.

دليل ديگر براين ادعا، داستان ابولبابه در جريان بني قريظه است که پيامبر(ص) به دليل پيمان شکني وخيانت يهوديان بني قريظه به اسلام، به قلعه آنها لشگر کشيد وآن را محاصره کرد وتصميم گرفت که کار آنها را يکسره کند. از طايفه «اوس» گروهي حضورپيامبر(ص) آمدند وگفتند: همان گونه که طايفه بني قينقاع را به «خزرج» بخشيدي، بني قريظه را به ما ببخش. پيامبر(ص) فرمود: آيا راضي مي شويد يک نفر از طايفه شما(اوس)را براي حکم کردن بفرستم؟ گفتند: آري فرمود:سعدمعاذ؛ بني قريظه رضايت ندادند و گفتند: ابولبابه را نزد ما بفرست تا با او مشورت کنيم.

اوبا اشاره به پيامبر خيانت کرد وآيه نازل شد:«اي مؤمنان به خدا وپيامبر خيانت نکنيد وخائن در امانت هم نباشيد. همانا اموال وفرزندان شما اسباب امتحان شمايند وپاداش بزرگ نزد خداست»(انفال،27و28)

در حال شرمندگي، از قلعه بيرون آمد ويکسره به مسجد مدينه رفت وخود را به يکي از ستون هاي مسجد بست وگفت:خدايا تا توبه من قبول نشود، هرگز خودم را از ستون مسجد باز نخواهم کرد.

گفته اند که دخترش تنها براي خواندن نماز،يا خوردن غذا يا ضرورت ديگري از ستون باز مي کرد.

بعد از گذشت چند روز، آيه بر پيامبر(ص) نازل شد:

«گروهي ديگر به گناهان خود اعتراف کردند وکار خوب وبد را به هم آميختند؛ اميد مي رود که خداوند توبه آن ها را بپذيرد؛ به يقين خداوند آمرزنده ومهربان است». (توبه،102)

مردم که خبر قبولي توبه ابولبابه را شنيدند، به مسجد هجوم آوردند تا او را از ستون بگشايند؛ اما او گفت: شما را به خدا سوگند کسي جز پيامبر(ص) مرا باز نکند. هنگام نماز صبح، پيامبر(ص) به مسجد آمد وابولبابه را از ستون گشود وفرمودند:«تو اکنون حالت آن بچه اي را داري که تازه از مادر متولد شده و ديگر لکه اي از گناه در وجودت نيست».(اقتباس از مجمع البيان،ذيل آيه102توبه)

اعتکاف در مسجد، فرصتي است که انسانها با تمام مشکلات ومشاغل اجتماعي چند روزي، هرچند کوتاه، از جامعه ومردم جدا شوند وبه درون گرايي روي آورند. معتکف در فضاي روحاني وتقدس مسجد فرصتي مناسب مي يابد تا با کاوش در باره انگيزه ها وروحيات خويش بپردازد ودر راستاي رفع نقصان و تکامل خود بکوشد.

اعتکاف و خلوت براي آن صورت مي گيرد که آدمي بتواند خود واقعي اش را از خود ساختگي وکاذب تشخيص دهد وتمام تلاش خود را گرد محور «خوداصيلش» صورت دهد؛ براي چنين هدفي لازم است مدتي را در گوشه نشيني و دوري از جمعيت به سر برد تا هم شناخت درستي از خودش بدست آورد هم به توانايي ها وناتواني هاي خود پي ببرد. آدميان تنها جايي که مي توانند به اين اهداف برسند هنگام تنهايي است؛ زيرا بسياري از عوامل ومحرکاتي که باعث ظهور برخي از افعال ويا عکس العمل هاي مصنوعي مي شود در تنهايي تأثيرندارد، در آنجاست که انسان مي تواند زندگي حقيقي را تجربه کند ويافته هاي خود را به جان وروح خود مرتبط سازد ناگفته نماند که هر چند تنهايي مي تواند باعث صعود انسان شود؛ اما سقوط انسان را هم رقم مي زند؛ چرا که شيطان بهترين فرصت را براي گمراهي انسان، تنهايي او مي داند واگر نتواند او را به گناه بکشد دست کم او را مي ترساند واعتکاف با اينکه گونه اي از تنهايي است ولي در مسجد ودر جمع مردم صورت مي گيرد.

انسانها در زندگي فرصت هاي مختلفي براي تفکر دارند؛ مثل ساعاتي که در عبور ومرورندو... که معمولا" اين تفکرات ثمره خاصي ندارند وبيشتر تخيل است تا تفکر؛ ولي تفکر وتصميم گيري در ايام اعتکاف انسجام وبرکت دارد وگاه مسير زندگي انسانها را عوض مي کند؛ زيرا تقدس مکان وخلوت گزيني وقتي سود وثمر دارد که با فرصت مناسب همراه باشد.

يکي از ويژگي هاي اعتکاف اين است که بهترين فرصت را براي تفکر بوجود مي آورد بنابراين معتکف بهترين فرصت براي عبادت تفکر را دارد، در حديثي از پيامبر(ص) داريم «يک ساعت فکر کردن از شصت سال عبادت بهتر است». در اعتکاف نيز مقدمات تفکر فراهم مي آيد.

وديگر اينکه روزه راداردکه سپر توهمات شيطاني وشکم خالي جاي حکمت ومورد رضايت خداوند است.

حضور در مسجد راداراست که مکاني نوراني است محل يافتن رفيقان و همفکران سالم وعاقل ومحرک عقل انساني است.

ممنوع بودن پرداختن به امور دنيايي مثل خريد وفروش که اشتغال به دنياست.

انديشيدن در آثار وعظمت خداوند، تفکر درباره زيبايي هاي دين، ارزشهاي والاي انسان در مقام خليفته اللهي وزندگي ابدي انسان وتفکر در باره عملکرد روزانه وتصميمات آينده.

اعتکاف آثار اخروي زيادي را در خود جاي داده هم چون بخشش گناهان طبق حديث «مَنْ اعْتَکَفَ إيمَاناًوَاحْتِسَاباًغَفَرَلَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ»الجامع الصغير،سيوطي،ج2،ص،575

پاداش دو حج ودو عمره طبق حديث امام صادق(ع) از قول پيامبر(ص) «اعْتِکَافُ عَشْرٍ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ يعْدِلُ حَجَّتَينِ وَ عُمْرَتَينِ»(وسايل الشيعه،ج7،ص39)

ونيزآثار دنيوي زيادي رابراي معتکف به ارمغان مي آوردهمانند:

•             استراحت روح وجان

•             ورزش اراده، اراده قوي يکي از عوامل مهم در رسيدن به مال ومقام وشهرت وآبروست که در اعتکاف با نخوردن وبيرون نرفتن از مسجد تقويت مي شود.

•             استقامت.

•             شناخت وابستگي ها؛ کساني که هرروز سرکار مي روند وبا خانواده ارتباط دارند ، قهراً يک وابستگي بين آنها ايجاد مي شود چه رسد به وابسته بودن به شغل،برنامه هاي تلويزيون،موبايل وغيره که دست کم در سه شبانه روز جدايي،شدت وميزان اين وابستگيها شناخته مي شود.

•             تمرين جماعت

•             اعتکاف تمريني براي حضور قبل نماز وبعد از نمازدر مسجد واستفاده از همه ابعاد وحالات مسجد است.

•             دست شستن از غيرخدا

دوستي وآشنا شدن با مؤمنان جداگشتن از گناهان و گنه کاران شناخت مسجد بدون بدعت وخرافات ودر نهايت نزديکي به خداوند که همه وهمه سبب نورانيت دل مي شوند. سبب دل گسستن از دنيا مي شوند وفرصت حضوري عارفانه وعاشقانه را در محضر خداوند به دست مي دهند،به عمربرکت، به فکرنفوذوتعمق وبه زندگي معنا وسازندگي مي بخشد.

به اميد اينکه درسال جاري قبل از ورود به اعتکاف، خود را از نظر معنوي و روحي آماده نموده وبدانيم که به يک سفر سرنوشت ساز مي رويم.

                                                                                                           

 

دوشنبه 24 تير 1387 - 10:7


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری