پنجشنبه 6 تير 1398 - 5:20
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

فيلم اول كليشه‌اي غيرقابل قبول

 

 

نقد فيلم «حس پنهان» ساخته مصطفي رزاق كريمي

مسئله‌اي كه بيش از هر چيزي به فيلم «حس پنهان» ضربه وارد كرده، داستان كليشه‌اي و تكراري آن است. داستان مردي كه زنش بچه‌دار نمي‌شود و مي‌خواهد زن ديگري اختيار كند، بارها و بارها ساخته شده است چيزي كه مي‌توانست به اين مضمون تكراري جلوه تازه‌اي ببخشد. ساختار تازه‌اي در روايت و گنجانيدن صحنه‌هايي تازه و خلاقانه در فيلم است. ولي در «حس پنهان» همه چيز بر مدار تكرار قرار گرفته است. همان زن مظلومي كه نمي‌خواهد بچه‌دار شود و شوهر ظالم كه مي‌خواهد او را طلاق دهد و...

در اين ميان وضع نابسامان زندگي دختري كه مي‌خواهد ازدواج كند و داشتن برادري روان‌پريش كه در طول فيلم تهديدي دائمي است و مظلوميت زن اول، تماشاگر را از همان اوايل فيلم به اين نتيجه مي‌رساند كه اين ازدواج دوم سر نخواهد گرفت. پس انتهاي داستان به راحتي قابل پيش‌بيني است.

كارگردان به جاي اينكه صحنه‌هايي جديد و خلاقانه براي داستان تكراري‌اش تدارك ببيند صحنه‌هايي كاملاً ‌تكراري و خسته‌كننده را در فيلم گنجانيده است مثل صحنه‌هاي رانندگي مرد در بيابان يا صحنه‌هايي كه مرد و دختر در بيابان با هم قدم مي‌زنند.

ديالوگ‌هايي كه بين مرد و دختر رد و بدل مي‌شود و نوع رابطه‌شان اصلاً توجيه‌گر ارتباط عاطفي‌شان نيست بلكه حتي شخصيت آن‌ها را متضاد با هم نشان مي‌دهد مثلاً مرد مي‌گويد كه عاشق رانندگي در بيابان و سرعت است ولي دختر طبع لطيفي دارد و مشغول فعاليت‌هاي هنري است و اصولاً معلوم نيست اين دو چه تناسب روحي و شخصيتي با هم دارند.

قضيه صحنه‌هاي تبليغاتي اسپانسر فيلم هم از نكات اعصاب خردكن فيلم است. در جاي جاي فيلم به بهانه اينكه شوهر يك كارخانه بستني‌سازي دارد مرتب پوسترهاي تبليغاتي يك شركت توليد بستني را مي‌بينيم و در طول فيلم بدون هيچ توجيه دراماتيك درستي شخصيت‌هاي داستان دائم در حال خوردن بستني هستند حتي كم مانده به جاي شام و ناهار هم بستني بخورند! اين نوع استفاده افراطي و غير دراماتيك از تبليغات، نه تنها مفيد نيست، بلكه از سويي قصه را سردستي و غيرواقعي جلوه مي‌دهد و از سويي ديگر بدل به نوعي ضدتبليغ براي محصول مورد نظر مي‌شود.

برخي از ديالوگ‌هاي فيلم هم منطقي نيست و خوب نوشته نشده است مثل جايي كه دختر مي‌گويد، بيشتر از آنكه نگران مرد باشد، نگران زنش است و اصولاً معلوم نمي‌شود او كه اين همه نگران زن است چرا مي‌خواهد با شوهر او ازدواج كند يا صحنه‌اي را به ياد بياوريم كه مرد دارد موسيقي جاز گوش مي‌دهد و زن به او مي‌گويد كه چرا اين قدر رمانتيك شده است كه ديالوگي منطقي نيست مگر اينكه گوش‌دادن به موسيقي جاز را دليل رمانتيك بودن شخصي بدانيم.

يا معلوم نمي‌شود حامد بهداد كه به شركت مي‌رود و سراغ مرد را مي‌گيرد چرا وسط كار منصرف مي‌شود و فقط به گردن‌بند اكتفا مي‌كند. در اين صحنه آمدن او به شركت تنها بهانه‌اي است كه او گردنبند را ببيند كه مي‌شد اين ديدن گردنبند توجيه دراماتيك بهتري داشته باشد.

صحنه‌اي كه مرد روي پشت‌بام است و پسر روان‌پريش به او حمله مي‌كند و مرد جاخالي مي‌دهد سر دستي اجرا شده است و بيش از آنكه حالتي تراژيك و تكان‌دهنده داشته باشد بسيار كم تأثير و سرسري به نظر مي‌رسد.

فيلم از بازيگران معروفي بهره‌ مي‌برد ولي «حس پنهان» نشان مي‌دهد كه كنار هم قرار گرفتن نام‌هاي مشهور مترادف با ساخت فيلم خوب نيست. محمدرضا فروتن همان شخصيت هميشگي مرد گرفتار در مشكلات زناشويي را بي‌كم و كاست اجرا مي‌كند و مهتاب كرامتي هم اين روزها نقش زني مورد خيانت واقع شده را تكرار مي‌كند. اين نقش‌هاي تكراري براي اين دو بازيگر نشاني از پيش رفتن ندارد. تنها حامد بهداد در نقش دشوار پسر روان‌پريش بازي خوبي را ارائه كرده است هر چند گاه تيك‌هاي عصبي‌اش حالتي اغراق‌آميز و بازي شده پيدا مي‌كنند.

«حس پنهان» به عنوان اولين ساخته مصطفي رزاق كريمي چندان جذاب به نظر نمي‌رسد و او در نخستين اثرش نمره قبولي نمي‌گيرد. رزاق كريمي نياز به نگاهي جدي‌تر و دقيق‌تر به مقوله‌هايي چون فيلمنامه‌نويسي و كارگرداني دارد.

 

چهارشنبه 12 تير 1387 - 16:43


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری