چهارشنبه 5 تير 1398 - 6:50
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني
نفر نخست جشنواره مطبوعات در رشته مقاله‌ ادبي هنري

 

آن سوي دموكراسي آمريكايي

 

 

نقد فيلم «سيسكو» ساخته مايكل مور به مناسبت‌ نمايش در سينماهاي تهران

مايكل مور در «سيسكو»  لبه تيز انتقاد خود را به سمت بيمه خدمات درماني آمريكا گرفته و دوربينش كژي‌هاي صنعت بيمه درماني آمريكا را ثبت كرده است. مور مانند فيلم‌هاي قبلي‌اش در «سيسكو» هم‌طوري عمل مي‌كند كه گويي دارد داستاني جذاب را در قالب يك فيلم سينمايي براي تماشاگر تعريف مي‌كند و وجود گفتار متن اين حالت قصه‌گويي و داستان‌پردازي را تقويت مي‌كند.

اطلاعات اوليه به تدريج مابين‌ نماهاي تيتراژ منتقل مي‌شود. مور ابتدا تماشاگر را متوجه 50 ميليون آمريكايي كه بيمه درماني نيستند مي‌كند و وقتي كنجكاوي ما به شدت تحريك شد تازه مي‌گويد كه فيلم راجع به آن‌ها نيست بلكه درباره بيمه شده‌هايي است كه شركت‌هاي بيمه به آن‌ها خدمات مناسبي ارائه نمي‌كند.

فيلم نظام سرمايه‌داري آمريكا را به چالش مي‌كشد نظامي كه در آن شركت‌ها و سرمايه‌داران بزرگ مرتب ثروتشان در حال افزايش است. در مقابل طبقه فرودست جامعه قربانيان اصلي اين سرمايه‌داران هستند و فاصله فقير و غني مرتب در حال عميق‌تر شدن است.

سرمايه‌ سالاري به گونه‌اي نظام سياسي، اجتماعي و اقتصادي آمريكا را دربرگرفته كه گاه رسيدن به سرمايه و پول بيشتر، هر عملي را توجيه مي‌كند حتي رد كردن تقاضاي درمان بيمه‌شدگاني كه در آستانه مرگ قرار دارند اما فيلم در اين گرداب سرمايه‌ سالارانه افرادي را هم نشان مي‌دهد كه وجدان بيداري دارند. مي‌توانيم به كارمند سابق شركت بيمه اشاره كنيم كه به دليل مفاسدي كه در صنعت بيمه آمريكا ديده استعفا داده و گريان روبروي دوربين از پايمال شدن حقوق انسان‌ها و بي‌اهميتي جانشان مي‌گويد يا خانم دكتري كه در دادگاه داوطلبانه به اعمال غيرانساني خود اعتراف مي‌كند و اينكه براي نپرداختن هزينه درمان برخي بيماران به بهانه‌هاي واهي از روساي بيمه اضافه حقوق و پاداش هم گرفته است. اينجاست كه مي‌بينيم نظام سرمايه‌داري شايد يك سيستم به هم تنيده غيرقابل تغيير به نظر بيايد ولي در اين ميان «انسان» هم ويژگي‌ها و روحيات خاص خود را دارد كه آن‌ها هم فطري و غيرقابل تغيير هستند مهم‌ترين ويژگي‌ فطري كه در بسياري از انسان‌ها بيدار است حضور وجداني حساس و انتقادگر در درون آن‌هاست.

مايكل مور در فيلم تصويري طعنه‌آميز و هجوگونه از زندگي رويايي آمريكايي پيش رويمان قرار مي‌دهد و در تيتراژ فيلم تصاويري از خانواده‌هاي خوشبخت آمريكايي دهه 50 مي‌بينيم و بعد بقيه فيلم تا انتها پاسخي است به اين تصوير رويايي كه به شدت شكننده و پر از مشكل به نظر مي‌آيد.

عنصر طنز در فيلم باعث شده كه «سيسكو» به يك مستند خشك و كسل‌كننده تبديل نشود فيلم مرتب بين صحنه‌هاي طنز‌آميز و جدي در نوسان است مثلاً در صحنه‌هايي مي‌بينيم كه شركت‌هاي بيمه آمريكا افراد خيلي چاق و خيلي لاغر را بيمه نمي‌كنند كه اين تصاوير همراه است با علامت زدن روي مقررات شركت‌هاي بيمه و آهنگي شاد و هجو آميز كه اين اقدام شركت‌هاي بيمه را ابلهانه جلوه مي‌دهد.

يا صحنه‌اي كه مأمور سابق بيمه مي‌گويد براي مردود كردن تقاضاهاي درماني بيماران مانند كارگاه‌هاي ويژه قتل، پروند‌ه‌ها را بررسي كرده است. صحنه‌هاي مصاحبه با اين مأمور قطع مي‌شود به تصاويري سياه و سفيد از فيلم‌هاي كاراگاهي قديمي كه در آن ذره‌بيني را در دست يك پليس مي‌بينيم. صحنه اشاره به خدمات درماني سوسياليستي هم از صحنه‌هاي هجوآميز فيلم است كه نشان مي‌دهد كه آمريكايي‌ها حتي در بخش دارو و درمان چه ترس بيمارگونه و شديدي نسبت به سوسياليسم دارند صحنه‌اي كه ليست مواردي كه شامل بيمه نمي‌شوند را به شيوه فيلم «جنگ ستارگان» نشان مي‌دهد هجوي است كه به موسيقي پرعظمت «جنگ ستارگان» جلوه‌اي طعنه‌آميز و متضاد با آن ليست بلند بالا و ابلهانه مي‌دهد.

فيلم «سيسكو» جنبه‌هاي افشاگرانه به شدت قوي دارد. در فيلم مايكل مور به طور مستقيم به شركت‌هاي غول‌آساي بيمه آمريكا همچون شركت بيمه پرقدرت و معظم كايزر حمله مي‌كند و حتي در فيلم نشان مي‌دهد كه رؤساي شركت‌هاي بيمه برخي از اعضاي كنگره را خريده‌اند تا قوانيني به نفع خود به تصويب برسانند و سپس برخي از اعضاي كنگره با حقوق بالا به استخدام همين شركت‌هاي بيمه درآمده‌اند. صحنه‌اي كه بالاي سر هر عضوي از كنگره مبلغ رشوه‌اي كه به او داده شده با فلش مشخص مي‌شود صحنه جالبي است و جالب‌تر آنكه بالاترين رقم متعلق به جورج بوش رئيس جمهوري آمريكاست.

يكي از صحنه‌هاي فيلم «سيسكو» به شدت شبهه برانگيز است. اينكه مايكل مور چگونه اجازه يافته با كشتي تا نزديكي زندان گوانتانامو برودوكسي هم مزاحمش نشود از سئوال‌هاي بزرگ فيلم است هر چند بعدها گفته شد كه از او به علت اين عمل و رفتن به كوبا بازجويي شده است. ولي او چطور توانسته با وجود سيستم امنيتي قدرتمند اطراف زندان گوانتانامو تا نزديكي آن برود و حتي فيلمبرداري هم بكند؟ اين اجازه چگونه به او داده شده است؟ اين سؤالي است كه هرگز پاسخي به آن داده نمي‌شود.

برخي از صحنه‌هاي فيلم كاملاً في‌البداهه شكار شده‌اند و در عوض برخي ديگر از صحنه‌هاي فيلم به نظر جلوي دوربين بازسازي شده‌اند يعني به طور مطلق مستند نيستند اين صحنه‌ها از قبل طراحي و سپس كارگرداني شده‌اند كه اين به نوبه خود نقطه ضعفي براي فيلم محسوب نمي شود چون اين هم يكي از شيوه هاي ساخت مستند است و برخي از چنين صحنه هايي بسيار در فيلم تأثيرگذار هستند مثل صحنه‌ گفتگوي مايكل مور با يك عده از شهروندان انگليسي و تعجب او از خدمات درماني انگيسي‌ها كه صحنه خوب و بانمكي است. ولي برخي از صحنه‌هايي كه جلوه دوربين كارگرداني شده مثل ديدار آمريكايي‌ها با آتش نشان‌هاي كوبايي و در آغوش كشيدن آن‌ها كمي بيش از حد احساساتي و شعاري به نظر مي‌رسد.

در مجموع مايكل مور در سيستم فيلم‌سازي آمريكا فيلمساز متعهدي به شمار مي‌آيد كه جسورانه عقايدش را در فيلم‌هايش بيان مي‌كند. فيلم‌هاي موفق پيشين او يعني «يولينگ براي كلمباين» و «فار نهايت 11/9 » نشان از نگاه انتقادي او به دولت و ساختار سياسي، اقتصادي و اجتماعي آمريكا دارد. مور در فيلم «سيسكو» موفق مي‌شود نظام بيمه خدمات درماني آمريكا را زير سؤال ببرد؛ تنها كشور غربي كه از بيمه خدمات درماني همگاني برخوردار نيست و نظام بهداشتي و درماني آن در رده‌بندي سازمان بهداشت جهان در رتبه نازل 37 جهان قرار دارد.

 

شنبه 8 تير 1387 - 13:0


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری