يكشنبه 26 آبان 1398 - 10:22
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

محمدحسن مقدم‌نيا شاهرودي
مسئول روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان سمنان

 

زيبايي‏هاي معنوي در سيره فاطمي(س)

 

    با حذف « زيبايي‏هاي معنوي » زيبــايي خشک و بــي‏روح مي‏گردد ، به عبـارت ديگر :  بحث از ارزشهاي معنــوي از موضــوع زيبـايي جـدا نيست ، گرچـه برخـي کوشيـده‏اند خاستـگاه زيبايي را در امور محسوس  و دنيوي ، و ارزشهاي معنوي را در امور اخروي محصور نمايند .

     از آگوستين قدّيس چنيـن نقـل شده است که : « وقتـي خداونـد را دوسـت مي‏دارم ، آنچه دوست دارم چيست ؟ نه جسمـي است ، نه تنـي ، نه زيبـايي گذران ، نه درخشش روشنايـي ، نه آوازهاي دلکش ، نه گلها و گيـاهان خوشبو ، ... دوست داشتنِ آن چيزها نيست ، با اين همه وقتي خدايم را دوست دارم گويي همه اين مظاهر را نيز دوست داشته‏ام  »

     آري ، در تعاليم تـوحيـدي نه تنها زيبايــي محسوس نکوهش نگشته ، بلکه به شباهت‏هاي اين تجلـي‏هـاي مادي با طبــع زيبـاپــرور معنــوي استنـاد شده است . اما آنچه مهم است اين که هنر اسلامي از همان آغاز تمايـــل داشت که از قواعد فيزيکي محسوسات فاصله بگيرد و فراتر گام نهد ، نقوش اسليمي اگر چه با گل و گياه تزيين شده اما هرگز منعکس کننده واقعيت طبيعي نبوده بلکه از آنها انتزاع گشته‏اند.

     خاستـگاه زيبــايي را نبايـد در امـور مادي محصـور دانست بلکه اصـل آن را بايد در امــور معنـــوي جستجو کرد هر چند زمينه درک اين نوع زيبايي‏ها به پالايش درون نيازمند است. به قول عطار:

با جمالش چونکه نتوان عشق باخت

از کمال لطف خود آئينه ساخت

هست آن آئينه ، دل ، در دل‏ نگر

تا ببيني رويش اي صاحب نظر

     خاستگاه زيبايي را نبايد در امور مادي محصور دانست بلکه اصل آن را بايد در امور معنوي جستجــو کرد هر چند زمينه درک اين نوع زيبايي‏ها به پالايش درون نيازمند است.

      استاد محمدتقي جعفري مي‏نويسد : « در امر زيبـايــي ، اعـم از محسـوس يا معقـول ، «لذت» عنصـر بسيـار مهـم درون‌ذاتــي است و هــر انسـان منصفـي مي‏پذيرد که اگر از دريافت زيبايي‏هاي محسوس براي انسان لـذتـي محسوس ايجاد شود ، به همــان انـدازه و چـه بسـا بيشتر دريافت زيبايي‏هاي معقول ، لذت معقول به همــراه دارد . گاهي حيــرت انسان در برابر زيبايي روح يک انسان رشديافته تا آنجا بالا مي‏رود که محــال است در زيبــايـي‏هاي محســــوس به آن حد برسد . همان گونه که چشم يک انسان لايق از تماشاي آسمان لاجورديــن سيــر نخواهـد شد ، زيبايي وجدان يک انسان پاک و مصفا شما را بيش از آن مبهوت و مستغـرق در زيبــايي خــود خواهد کرد.»1

اکنون در اين اين مقال برآنيم تا برخي از ويژگيهاي حضرت زهــــرا عليها‏السلام را به عنوان تجلــي زيبايي‏هاي معنوي برشماريم ، با استناد به‏ منابع‏ معتبر ، بصورتي‏گذرا و فهرست‏وار:

 زهراي اطهر عليها‏السلام انساني چند بُعدي بود و در تمام جنبه‏هاي انساني در اوج کمال.

  کمال انساني

    زهراي اطهر عليها‏السلام انساني چند بُعدي بود و در تمام جنبه‏هاي انساني در اوج کمال ، هنگام عبادت آنچنان در معنويت غرق مي‏شد که با گذشت ساعتها ، گذر زمان را حس نمي‏کرد چرا که «زمان» از مختصات ماده و ماديات است و او در عالم ديگري سيــر مي‏کرد ، اما گـاه در حمــايت از رهبـــري و ولايت ، تو گويي جز سياست کار ديگري ندارد و تا پاي جان مي‏ايستاد و جوانمـردانــه افشاگري مي‏کرد . وي پيرامون موضوعات مختلف جملاتي زيبا و ژرف از خويش به يادگــار نهاده ، عرفان ، خانواده (کار در منزل ، همراهي با همسر ، ساده زيستي) ، حقوق (حق زن ، همسايه ، کارگر ، مهمان و...) ، جامعـــه ، اقتصاد ، سياست (دفاع از سياستهاي نبوي و علوي، طرح قضيه فدک و اعتراض شديد به غصــب آن از طرف حکومت، برخورد قهرآميز با غاصبان خلافت اميرمؤمنان عليه‏السلام ، نکوهش مخالفان اميرالمؤمنين عليه‏السلام و نقل احاديثي همچون حديث غدير، منزلت و...) ، اخلاق و فقه و... بخشي از محورهايي است که مورد توجه حضرت قرار داشته است.

عشق به عبادت

     حسن بصـري مي‏گويد:  «در اين امت ، عابدتـر از فاطمـه عليها‏السلام نيامده است ، آنقدر نماز و عبادت را ادامه مي‏داد که پاهايش ورم مي‏کرد.»2

     درخشش چنيــن عبادتــي آسمانيـان را مبهوت مي‏کرد ، امام صــــادق عليه‏السلام بعدها در مورد مادر چنين فرمود :   « وقتي در محـراب عبـادت نمــاز مي‏ايستـاد بـراي آسمانيــان مي‏درخشيـــد ، همانـگونــــــــه که نور ستاره‏ها براي زمينيان. (و به همين علت وي «زهرا» لقب گرفت)» 3

     شب عروسي نيز ، زهرا نگران آخرت است ، علي عليها‏السلام مي‏پرسد : چرا چنين مضطرب و نگراني ؟

     ـ دستم تهي است ، نگران ورود به آخرتم . ترا سوگند که امشب به عبادت خدا بپردازيم.

      «خداونـــد به فرشتگان مباهات کرده ، مي‏فرمايد : بنگريد ، فاطمه‏ام چگونه در پيشـگاه من ايستاده ، ارکان بدنش از خوف به لرزه در آمده و با تمام وجود دلداده‏ام گشته است)

     در روايتـــي ديگــر مي‏خوانيم: «خداوند به فرشتگان مباهات کرده ، مي‏فرمايد : بنگريد ، فاطمه‏ام چگونه در پيشــگاه من ايستــاده ، ارکــان بدنــش از خـوف به لـرزه در آمده و با تمام وجود دلداده‏ام گشته است ، گواه باشيد که من رهروانش را از آتش دوزخ ايمن ساختم.) 4

      انس با قرآن

     حضرت فاطمه عليها‏السلام و اصولاً عتــرت پاک پيـامبـر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بر اساس حديث مُتواتر «ثقلين» ، پيوندي عميــق ، استــوار و جاودانه با قرآن دارند ، سرشت زهرا عليها‏السلام دوران کودکي و حتي پيش از آن ، با تعاليم وحي عجين گشته بود . وي در واپسين روزهاي عمر در سخنان کوبنده خويش در مسجد پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم از پشت پرده و شفاف ضمن حمايت از ولايت و بيداري اذهان مخاطبين به بيش از صد آيه اشاره نموده است :         (به صورتهاي مختلف مانند: استدلال به آيات ، اقتبــاس از آيات ـ چه با تغيير و چه بدون تغيير در آيه ـ و بالاخره جملاتي که ناظر به آيات مي‏باشند)

     روح بــزرگ و با عظمت زهـراي اطهر عليها‏السلام ، پس از ارتحــال جانسوز پــدر ، سبب شد تا جبرئيل فرود آيــد و مسائـل و حــوادث آينـده را به اطلاع وي بــرساند ، اميــرمؤمنــان عليها‏السلام نيــز آنها را ثبت کرد و بدين سان «صحيفه فاطمه عليها‏السلام» شکل گرفت.

      روح بلند و متعالي

     روح بـــزرگ و با عظمت زهـراي اطهـر عليها‏السلام ، پس از ارتحال جانسوز پــدر، سبب شد تا جبرئيل فرود آيد و مسائل و حوادث آينــده را به اطلاع وي برساند ، اميرمؤمنان عليها‏السلام نيــز آنها را ثبت کرد و بدين سان «صحيفه فاطمه عليها‏السلام» شکـل گرفت که از امامي به امام بعدي به ارث مي‏رسيد و هم اينک در دست پاک و با کفـايت يوسف زهرا ، امام زمان عجل اللّه‏ تعالي فرجه الشريف مي‏باشـد . امــام خمينــي قدس‏سره مي‏فرمود : «سابقه نداشته است که جبرئيل جز با طبقه اول از انبياي عظام اين چنين آمد و شدهاي مکرر با کسي داشته باشد.»5

و اين چنين است که پيروان راستين زهرا عليها‏السلام زناني مي‏گردند که از تنگناي مسائل جزئي و مادي خويشتن را رها مي‏سازند و با پرواز در آسمان معرفت هويتي ديگر مي‏يابند.

     عفاف و حجاب

    زن ، مظهر جمال است و زکاتِ جمال عفاف است؛ بر اساس دستـــور خداوند  رعايت حجاب بر زنان واجب است.6 اما آيا اين بدان معناست که زن در حصار باشد و زنداني؟

     خيـر، حضرت فاطمــــه عليها‏السلام که حتي از انساني نابينا خود را مي‏پوشانيد و رو مي‏گرفت، در عين حال بيشترين تأثير را در محيط سياسي عصر خويش مي‏گذاشت.

     شعار «آزادي زن» که مدتهاست در جوامع غـــربي و حتي اسلامي رواج يافته بيشتر بدين منظور است که زن از مصونيتـــي که شرع برايش فراهم آورده، خارج شود ، تا استعمار به اغراض پليدش دست يابد .

     عفـاف و حجاب پرچـم استقلال و دژ مصونيت زنان متعبد و انديشمند روزگار ماست و استعمار نيز از همين مي‏ترسد.

     آري! عفــاف و حجـــاب پرچم استقلال و دژ مصونيت زنان متعبد و انديشمند روزگار ماست و استعمار نيز از همين مي‏ترسد.

      امام خمينـــي مي‏فـرمود: «اسلام با آزادي زن نه تنها موافق است، بلکه خود پايه‏گذار آزادي زن در تمام ابعاد وجودي زن است.»7  در جاي ديگر مي‏فرمايد: «زنان آزاد هستند در بسياري از امور شرکت کنند . آزادي به معناي واقعي ، نه آنطور که شاه مي‏خواست .»8

    حمايت از رهبري

    هدف اصلي دشمن در هر برهه‏اي از تاريخ نابود کردن رهبري اسلام بوده است ، زيرا اين ستون را سبب سرپايي اسلام مي‏دانسته.

    گمراهان که توان از ميان برداشتن پيامبر خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را در خويش نمي‏ديدند تصميم گرفتند پس از ارتحال آن حضرت، جانشينان واقعي او را از صحنه سياست و حکومت کنار بزنند.

حضرت زهرا عليها‏السلام که از هشياري خاص سياسي برخوردار بود و به نقشه دشمن واقف با روشهاي گوناگون از رهبري واقعي اسلام يعني حضرت اميرالمؤمنين علي عليها‏السلام حمايت کرد و جــان خويــش را در اين راه فدا کرد.

      وي در مسجـد پيامبـــر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم در حضور خليفه وقت و مهاجر و انصار از پس پرده ، حقايـق را بــي پرده باز گفت و از مؤمنان درخواست ياري نمود اما جوابي باز نيامد:

بر فراز منبرت گرديد حقم پايمال

هر چه ناليدم لبي هم در جوابم وا نشد

      او در بستر بيمــاري نيز از بيـــدارگــري برکنــار نماند، در برابر زنان مهاجر و انصار که به عيادتش آمده بودند از کساني که علي عليها‏السلام را رهــا کرده بودند ناليـد و رنجنـامه خويـش را برايشان برخواند . او حتي با وصيتنامه سياسي الهي خويش علي را حمايت کرد و نفاق و منافقان را رسوا ساخت. زهرا در راه حمايت از مولايش بارها کتک خورد و بالاخره در همين راه شربت شهادت نوشيد.

کشته گشتم بارها از خانه تا مسجد ولي

شادمانم که سرمويي کم از مولا نشد

هيچ بانويي به راه شوهر خود جان نداد

کودکي چون محسن من کشته بابا نشد

      روزي «ابن لبيد» حضرت زهــرا عليها‏السلام را ديـــد که بر مزار شهداي احد به سوگ نشسته و اشک مي‏ريزد. پرسيد: آيا رسول خدا ، پيش از وفات ، درباره امام علي عليه‏السلام مطلبي گفته است؟

     حضرت فرمود: شگفتا ، آيا حادثه عظيم غدير خم را از ياد برده‏ايد؟

     ابن لبيد گفت:  نه ، چنين رويدادي بود ، ولي مرا باخبر سازيد.

     حضــرت فرمــــود : خدا را گواه مي‏گيرم ، از رسول خدا شنيدم که مي‏فرمود : علي بهترين کسي است که او را جانشيــن خود قرار مي‏دهـم ، علــي امام و خليفـــه بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسين و نُه نفر از فرزندان حسين،پيشواياني پاک و اماماني نيک شمرده مي‏شوند . اگر از آنان فرمان بريد شما را هدايت مي‏کنند و اگر مخالفت کنيد تا روزقيامت جدايي و اختلاف بر شما چيره مي‏شود.

     کتابهــاي اهل سنت آکنـده است از رواياتـي که دختـر رسـول خـدا در آنـها از ولايت علي و فضايل او پرده برداشته و حقايق را بر همگان روشن ساخته است .

     آري ، کتابهــــاي اهل سنت آکنده است از رواياتي که دختر رسول خدا در آنها از ولايت علي و فضايل او پرده برداشته و حقايق را بر همگان روشن ساخته است.9

     زهد و ساده زيستي

    آنگاه که روح ، رو به سوي کمالات داشته باشد و قرب الهي را هدف خويش بداند ، ماديات را جــز وسيله تلقي نمي‏کند. زاهد ، سراي تاريک را حقيرتر از آن مي‏داند که بدان دل بندد . وقتي پيامبـر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم  به ياري وحي از وضعيت دوزخ آگـاهي يافت ، در اندوه فراوان فرو رفت . سلمان نزد فاطمه عليها‏السلام شتافت تا از او بخواهد به ديدن پيــامبــر رفته و وي را از اندوه بيرون آورد . مي‏گويد هنگامي که به منزل حضرت زهرا عليها‏السلام رسيدم منظره‏اي شگفت ديدم . فاطمه با لباسي پشمين که دوازده جاي آن با ليف خرما وصله شده بود ! چون وضع پيامبر را براي فاطمه تشريح کردم فاطمه از جا برخاست ، همان عبـاي وصله‏دار را بر خود پيچيد.

با خود گفتم : دريغا ، دختران کسري و قيصر ابريشم و حرير مي‏پوشند و دختر محمد عباي پشمين با دوازده وصله از ليف خرما ! فاطمه بر پدر وارد شد و پس از سلام گفت : پدر جان ، سلمان از لباس من در تعجب فرو رفته ، در حالي که به خدايي که تو را به حق برانگيخت سوگند که پنج سال است که من و علي جز پوست گوسفندي که روزهـا علوفـه‏دان شتــر و شبها بستـر ما مي‏باشد و بالشي که پوستِ آکنده از ليف خرماست ، از لوازم و اثاث زندگي ، هيچ نداريم.

      پــــدر ، مقــام و عظمـت روحي دخـت خويش را برايم بر گفت و فرمود : اي سلمان ! دخترم در گروه پيشگامانِ به سوي خداست ( يا سلمان! ان ابنتي لفي الخيل السوابق) .10

     منظـور از اين داستـان آن نيست که زن مسلمـان در عصـر حاضـــر چـادر وصـله‏دار بر سر کند ، زيرا هر زمان مقتضيـات خاص خود را دارد . آنچه مهم است دل نبستن به مظاهــر دنياست . حضرت سليمان سلطنتي عجيب داشت و جـن و انـس در خدمتـش بودند ولي هيچ کدام از اينــها نتوانستند دل وي را مسخّر خويش سازند.

انتخاب همسر

    بي‏ترديد دختران و پسران مسلمان در گزينش همسر معيارهايي براي خود دارند، ولي به نظر شما معيارهاي حضرت زهرا عليها‏السلام چه مي‏توانست باشد؟

     زهرا در حالي ازدواج با علي را پذيرفت که وي از نظر مالي در تنگدستي به سر مي‏برد ولي تقوا و ايمان ، حکمت و دانش ، شجاعت و ايثار و هزاران فضيلت ديگر در او موج مي‏زد .

     زهرا در حالي با علي پيمان زناشويي بست که قبل از او ثروتمنداني همچون عبدالرحمـان عوف و عثمـان بن عفّان به خواستگاريش شتافته بودند . عبدالرحمان گفته بود : من صد شتر گران قيمت و ده هزار دينار طلا مهريه مي‏دهم . اين سخـن رسـول خدا را خشمگيــن ساخت و به او فرمود : مي‏خواهي با پولهايت مرا فريب دهي؟!11

    هدايت‏گري، اما نه با زبان

    در روايات خوانـده‏ايم: با کسانــي رفت و آمـد کنيد که چهره آنها شما را به ياد خدا بيندازد ، در زمان خودمان بودنـد و هستنـد کسانـي که معصـوم نيستنـد ولي چنان خدا را در تمام زواياي زندگي حاضر و ناظر ديده‏اند که جلوه خدايي و رنگ و بوي الهي يافته‏اند مانند چهـره امـام خمينـي که انسان را به عوالم ديگري پيـوند مي‏داد ، حتي اکنون پس از گذشت سالها از ارتحال جانسوزش ، محل زندگي وي حتـي نامسلمانان را تحت تأثير قرار مي‏دهد.

    زهراي اطهر عليها‏السلام چنان نوراني بود که نه تنها گفتار و رفتارش ديگران را به سمت خدا سوق مي‏داد بلکه حتي چادرش نيز موجب اسلام آوردن کافران مي‏شد.

    امام علي عليها‏السلام گاه آنچنان در تنگدستي واقع مي‏شد که مجبور مي‏گشت از ثروتمنــدان يهـــودي قرض نمايد . يکبار که از يک فرد يهودي تقاضاي قرض نمود او در مقابل چيـــزي طلب کرد تا به عنوان گرو پيش خويش نگه دارد ، امام نيز چادر همسرش حضرت زهرا عليها‏السلام را به او داد . شب هنگام ، وقتـــي که همسر مرد يهودي نور چادر را ديد شگفت‏زده شوهرش را خبر کرد . و هر دو ، حيــرت‏زده بستــگان خويش را به منزل آوردند تا حادثه را با چشــم خويش بنگرند ، آنها نيـز پس از مشاهده اين کرامت زهرايي ، همگـي که حدود هشتاد نفر بودند ، اسلام آوردند .12

    ايثار و گذشت

    پس از اقامه نماز جماعت ، پيامبر خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم از حال پيـرمـردي که لباسهاي کهنه به تن داشت جويا شد . او گفت : گرسنــه‏ام ، غذايم ده ؛ برهنه‏ام ، مرا بپوشان ؛ فقيرم ، به من کمک مالي کن . پيامبر رحمت به بلال فرمود : او را به منزل فاطمه عليها‏السلام راهنمايي کن .

     پيرمرد همان خواسته‏ها را از فاطمه عليها‏السلام طلب کرد ، فاطمـه که ماننـد شوهر و پدرش سه روز مي‏شد که غذا نخـورده بود ، پـوست گوسفندي را که حسن و حسين روي آن مي‏خوابيدند ، به وي داد . پيرمرد گفت: چگونه درد گرسنگي خويش را با آن درمان کنم ؟ فاطمه گردنبندش را در آورد و تقديم به وي کرد و فرمود: اميد آنکه خداوند بجاي آن چيزي بهتر از آن به تو دهد .

     پيرمرد به مسجد آمد و ماجرا را براي پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بيان کرد . اشک شوق در چشمان رسول خدا حلقه زد . عمار برخاست و با اجـازه رسـول خدا آن را خريـد . پيـرمرد گفت : در بـرابـر آن نـان و گوشتي مي‏خواهم تا گرسنگي‏ام برطرف شود ، ردايي يماني که مرا بپوشاند و پولي که با آن به خانواده‏ام برسم . عمار بيشتر از آنچه خواسته بود به وي داد . آنگاه پيامبر خدا رو به پيـرمرد کرد و فرمود : آيا سير شدي و پوشانيده گشتي ؟

     گفت: آري . پدر و مادرم به فداي تو . رسول خدا فرمود : اينک براي فاطمه به خاطر احسانش دعا کن .

      آنگاه پيامبر خدا رو به اصحاب کرد و براي آنها از فضائل و کمالات فاطمه عليها‏السلام سخن گفت .

     عمار برخاست و گردنبند حضرت زهرا را با مشک خوشبو ساخت و در پارچه‏اي يماني پيچيد و به غلامش داد و گفت : اي رسول خدا اين غلام و گردنبند هديه‏اي است از من به شما .

     پيامبر پذيرفت و به غلام فرمود : نزد فاطمه برو و گردنبند را به او ده ، تو نيز از آنِ او هستي .

     غلام به محضر فاطمه شرفياب شد . حضرت زهرا گردنبند را گرفت و غلام را نيز در راه خدا آزاد کرد13                                                                                                                                                           آري آن گردنبند با برگت گرسنه‏اي را سير کرد ، برهنه‏اي را پوشانيد ، فقيري را بي‏نياز نمود و بنده‏اي را آزاد ساخت و بالاخره نزد صاحبش برگشت .

    داستان ايثار زهرا و علي عليهما‏السلام و دو فرزند معصومشان (حسن وحسين عليهما‏السلام) که‏در سه‏شب ‏متوالي ‏افطاري خويش را به مسکين و يتيم و اسير بخشيدند و در شأن آنان سوره «هل اَتي» نازل شد. و يا ماجـــراي پيراهن شب عروسي که حضرت زهرا آن را به زني مستمند بخشيد و ... همه اينها گوشه‏اي از ايثارگرهاي آن بانوي با عظمت است .

     امام حسن عليه‏السلام فرمود : مادرم در يک شب جمعــه در محراب عبادتش ، عبادت مي‏کرد ، شنيدم که براي مردان و زنان مؤمــن دعا مي‏کند و آنها را يکي يکي نام مي‏برد ولي براي خود هيچ چيز از خدا نمي‏خواهد.

 گفتم: مــادرم چرا بـــراي خــودت دعا نمي‏کني ؟ فرمود : فرزندم ! اول همسايه ، سپس اهل خانه.  الجارّ ثم الدار.14

تجليل از شهدا

     زهراي داغدار ،  بر سر مزار شهداي احد به ويژه عموي پدرش ، حضرت حمزه مي‏آمد و گوهر اشک خويش را تقديم مي‏کرد و با بزرگداشت نام و ياد شهدا به همگان اعلام مي‏کرد که با عافيت طلبي ، سرپيچي از انجام دادن تکاليف و دور نگه داشتن خويش از آتش حادثه نمي‏توان اسلام را حفظ کرد . بايد چون اين شهيدان به معرکه پا نهاد و با خدا معامله کرد . زهراي صبور و تنها مي‏خواست با اشک خويش غربت اسلام را فرياد کند و بگويد : اي گروه غفلت زده ، بيدار شويد که ارزشهاي شما را تباه و فرهنگ خويش را حاکم ساختند . مي‏خواست بگويد : نگذاريد اسلام به دست ‏نااهلان و نامحرمان ‏افتد.

 

پي‌نوشت‌‌ها:

1          زيبايي و هنر از ديدگاه اسلام، استاد محمدتقي جعفري    ص174

2          بحارالانوار          ج43         ص84

3          علل الشرائع         ج1        ص215

4          امالي صدوق                    ص100

5          صحيفه نور          ج19      ص279

6          مانند: سوره نور                 آيه  60و 61

7          صحيفه نور          ج4        ص192

8          صحيفه نور          ج4        ص232

9          الغدير                ج1، ص197وج2، ص318

10        بحارالانوار           ج43      ص87

11        العوالم                ج11      ص292

12        بحارالانوار           ج43      ص30

13        بحارالانوار           ج43      ص56

14        بحارالانوار           ج43      ص11

 

 

 

يكشنبه 12 خرداد 1387 - 11:47


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر