دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 - 12:58
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

آخرالزمان كفر و بي‌ايماني

 

نقد فيلم «فرزندان انسان» ساخته آلفونسو كوارون (به مناسبت نمايش در سينماهاي تهران)

خواهم شدن به كوي مغان آستين‌فشان

زين فتنه‌ها كه دامن آخر زمان گرفت (حافظ)

فيلم «فرزندان انسان» درباره جهان در سال 2027 است. در چنين زماني نسل انسان به انقراض رسيده است. انسان‌ها به دلايلي نامشخص نازا شده‌اند و 18 سال است كه هيچ كودكي به دنيا نيامده است. جوان‌ترين انسان روي زمين به تازگي در هجده سالگي مرده است. همه دنيا را موج خشونت و تروريسم فراگرفته است. «تئودور فرون» كارمند سابق كه حالا يكي از كساني است كه در راه حاكم شدن صلح و آرامش فعاليت‌ مي‌كند با زن جواني به نام «كي» مواجه مي‌شود كه به طرز معجزه‌آسايي باردار شده است. «تئودور» همراه «كي» با عبور از سراسر كشور مي‌خواهد «كي» و فرزندش را به مكاني امن كه پناهگاه انسان‌هاست، برساند و... .

با مرور داستان «فرزندان انسان» آن را متعلق به آينده‌اي نزديك مي‌يابيم. شايد به همين دليل است كه اين فيلم برخلاف فيلم‌هاي علمي- تخيلي مرسوم داراي فضاها و جلوه‌هاي ويژه عجيب و غريب نيست. فيلم به شدت واقعي و امروزي به نظر مي‌رسد و در آن از ابزار و وسايل پيچيده و تخيلي و فضاهاي فانتزي‌گونه و غريب، چيزي يافت نمي‌شود.

در عوض فضاي فيلم بيش از آنكه تخيلي باشد تيره و دلمرده و آخرالزماني است. اين كم بودن جلوه‌هاي تخيلي فيلم از طرفي به بودجه كم فيلم نسبت به بودجه‌هاي سرسام‌آور ساير فيلم‌هاي علمي- تخيلي بازمي‌گردد و از سويي ديگر به سبب استراتژي كارگردان است كه اصولاً نخواسته فضايي عجيب و دور از دسترس خلق كند؛ بلكه قصدش خلق تصويري واقع‌گرايانه از جهان آينده بوده است.

«فرزندان انسان» به جهت خلق فضايي آخرالزماني فيلم «بليد رانر» (ريدلي اسكات) را به ياد مي‌آورد، با اين تفاوت كه در «بليد رانر» با حجم بالايي از جلوه‌هاي ويژه و داستاني پيچيده روبرو هستيم، ولي «فرزندان انسان» در مسيري معكوس حركت مي‌كند. در فيلم «بليد رانر» شخصيت منفي داستان در انتهاي فيلم رفتاري غيرمنتظره را از خود بروز مي‌دهد. ولي در «فرزندان انسان» دنيا را آن قدر مصيبت فراگرفته كه در ميان فقر و جنگ و تروريسم اميد هيچ‌گونه عملكرد متفاوتي از آدم‌هاي خشن و فلاكت‌زده نمي‌رود.

فيلم «فرزندان انسان» از رماني به همين نام از پي.دي. جيمز ساخته شده است. در رمان اصلي وقايع در آينده‌اي دورتر مي‌گذرد، ولي آلفونسو كوارون (كارگردان) مخصوصاً وقايع داستان را به زمان حال نزديك‌تر كرده تا به آن جلوه‌اي معاصرتر بدهد.

«فرزندان انسان» همان‌قدر كه معاصر است به همان ميزان هم آينده‌نگرانه به نظر مي‌رسد. جلوه‌هاي معاصر كاملاً مشهود است، ولي جنبه آينده‌نگرانه فيلم به اين مسئله باز مي‌گردد كه اگر در دنياي معاصر به جنگ و خشونت و تروريسم و اختلاف طبقاتي و فاصله بسيار زياد ميان كشورهاي فقير و ثروتمند توجه نشود، شايد چنين آينده سياه و ملتهبي را در آينده‌اي نه چندان دور شاهد باشيم. در حقيقت اين تيره‌روزي‌هايي كه در فيلم مي‌بينيم همان تيره‌روزي‌هاي بشر امروز است، منتهي در ابعاد عمومي‌تر و گسترده‌تر و در ضمن مهلك‌تر.

در اين ميان تظاهرات عده‌اي از مردم در فيلم تفكربرانگيز است كه روي پلاكاردهايشان نوشته شده است: «گناهان ما باعث شده، رحمت خدا از ما سلب شود.» اين صحنه نشان مي‌دهد كه در فضايي پر از خشونت و تيره‌روزي چقدر جاي معنويت خالي است.

آلفونسو كوارون را بيشتر با كارگرداني فيلم «هري‌پاتر و زنداني آزكابان» به ياد مي‌آوريم. او با كارگرداني فيلم «و مادرت هم» به ركورد پرفروش‌ترين فيلم اسپانيايي‌زبان در آمريكا دست‌ يافت. «فرزندان انسان» در جشنواره ونيز با استقبال گرمي مواجه شد و در هفته اول نمايش در صدر جدول فروش سينماهاي انگليس قرار گرفت.

فيلمبرداري «امانوئل لوبزكي» نقش مهمي در جذابيت فيلم دارد. او با استفاده از نماهاي طولاني و دوربين روي دست نوعي حال و هواي مستند را به فضاي پرتنش فيلم بخشيده است. نمايي طولاني كه مرد و زن، نوزاد را از ساختمان بيرون مي‌آورند و دو گروه معارض دست از جنگيدن برمي‌دارند و خيره به بچه نگاه مي‌كنند از صحنه‌هاي زيباي فيلم است. گويي انسان‌ها در بحبوحه جنگ و در جهاني‌ تيره و نااميد به دنبال روزنه‌اي از اميد مي‌گردند.

لوكيشن فيلم كه در انگلستان قرار دارد به كمك تصوير كردن فيلمنامه و القاي فضاي مورد نظر كارگردان آمده است. هواي هميشه ابري و مه‌گرفته با باد و بوران‌هاي انگلستان به خوبي فضاي آخرالزماني داستان را بازمي‌تاباند.

جلوه‌هاي ويژه مختصر فيلم هم در فصل‌هاي واقع‌گرايانه فيلم براي واقعي‌تر شدن صحنه‌ها به كار رفته است؛ مثل صحنه به دنيا آمدن نوزاد كه هر چند با كمي دقت مي‌توان به ديجيتالي بودن نوزاد پي برد، ولي جلوه‌هاي ويژه موفقي دارد.

فيلم «فرزندان انسان» درباره مفهوم اميد است، آن هم در زماني كه همه‌‌جا را نااميدي فرا گرفته است و كودك فيلم هم نشانه اين اميد است. كودكان اصولاً نمايد اميد و آينده هستند و وقتي در انتهاي فيلم كشتي‌اي كه رويش كلمه «آينده» حك شده، در دريا به نجات مادر و كودك مي‌آيد، تماشاگر در دل آرزو مي‌كند كه همين كودك ناجي جهان آينده باشد.

 

شنبه 28 ارديبهشت 1387 - 15:8


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری