پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 5:37
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

علي بهرامي

 

انديشه و احساس هنرمند به مردم منتقل مي‌شود

 

گفت‌وگو با محدثي خراساني، سردبير مجله شعر حوزه هنري و نويسنده كتاب «شوق كعبه»

اشاره:

سفر حج سفري آرماني است؛ سفري پر از رمز و راز؛ سرشار از ناز و نياز؛ سفري كه تجلي عشق و عرفان است؛ كه يكي هست و هيچ نيست جز او، وحده لا اله الا هو. كتاب «شوق كعبه» به تازگي از سوي انتشارات سوره مهر به قلم محدثي خراساني به چاپ رسيده است. اين كتاب مجموعه‌اي است از يادداشت‌هاي نويسنده كه به گفته خود او از ابتدا تصميم بر چاپ آن‌ها به صورت كتاب نداشت. در زمينه كتاب «شوق كعبه» و سفر روحاني حج گفت‌وگويي با محدثي خراساني سردبير مجله شعر حوزه هنري و نويسنده كتاب انجام داده‌ايم كه ذيلاً مي‌خوانيد.

 

«شوق كعبه» چگونه نوشته شد؟

پيش از سفر به حج مطالعاتي پيرامون اين آيين داشتم و كم و بيش كتاب‌هايي را در اين زمينه مطالعه كرده بودم. وقتي سال 83 به حج مشرف شدم، لحظه‌اي كه در آن فضا قرار گرفتم احساس كردم آدم ديگري هستم. جداً احساسم اين بود كه گويي از اين جهان جدا شده‌ام و در جهان ديگري هستم. اين حس زماني شدت گرفت كه مُحرِم شدم. در آن لحظه واقعاً به دل تاريخ رفته بودم.

پيش از اين درباره مناسك حج چه فكر و برداشتي داشتيد؟

چيستي و فلسفه وجودي سفر حج ذهن مرا بسيار مشغول كرده بود. هميشه در ذهنم اين سؤال را داشتم كه چرا مناسك اين‌گونه اجرا مي‌شود؟ و چراهاي مختلف فلسفي ديگري نيز داشتم.

آيا براي نوشتن كتاب «شوق كعبه» برنامه‌اي از پيش داشتيد؟

خير. من به عنوان يك شاعر و كسي كه با شعر درگير هستم ناخودآگاه يك نگاه زيبايي‌شناسانه و فلسفي درباره اين سفر پيدا كردم. هر لحظه و هر كجاي سفر كه بودم با همان نگاه زيبايي‌شناسانه و فلسفي كه گفتم يادداشت برمي‌داشتم و مطالبي را مي‌نوشتم كه كاملاً حسي بود. سفر كه تمام شد يادداشت‌ها را ويرايش كردم و پس از مدتي تصميم گرفتم آنها را به چاپ برسانم. نكته اين است كه كسي به من سفارش نداد و از پيش تصميمي نداشتم. اما حس و حال و خود آن فضا زمينه نوشتن را به وجود آورد و الهام‌بخش شد.

فكر مي‌كنيد سفر حج چه تأثيري بر انسان دارد؟

سفر حج انسان را در تمام ابعاد وجودي خويش دگرگون مي‌كند. يك خانه‌تكاني معنوي به‌تمام‌معني است. البته همه اين‌ها وقتي اتفاق مي‌افتد كه حاجي قابل باشد و بتواند همه معرفت‌ها را دريافت كند. در اين سفر فرستنده‌ها فرستاده مي‌شود، به شرطي كه گيرنده وجود داشته باشد.

انسان بايد در اين سفر خود را به حدي از پاكي رسانده باشد كه به آن درجه بالاي معنوي برسد و آن زلزله روحي در وجودش ايجاد شود؛ به همين دليل در كتاب «شوق كعبه» يادداشت آخر كتاب را «حج، سفر بي‌بازگشت» ناميدم. زيرا اگر انسان با پاكي روح به آنجا قدم بگذارد، پس از اين سفر ديگر آن آدم سابق نيست.

شما گفتيد كه سال 83 مشرف شديد، پس چرا چاپ «شوق كعبه» اينقدر طول كشيد؟

من خيلي دير تصميم گرفتم؛ زيرا اصلاً مبناي من نوشتن كتاب نبود. اما يكبار جايي بودم كه بحثي درباره اين يادداشت‌ها پيش آمد و ناگهان جرقه‌اي در ذهن من زده شد. يادداشت‌‌ها را ظرف يك هفته ويرايش كردم و آن را به انتشارات سوره مهر سپردم. آقاي حمزه‌زاده نيز آن را بدون اينكه در سير فرسايشي چاپ كتاب بيفتد به چاپ رساند.

آيا شباهتي بين كتاب‌هاي «خسي در قيامت»، «آري اينچنين بود برادر» و «پرستو در قاف» با كتاب «شوق كعبه» وجود دارد؟

خير. به هيچ‌وجه. اين كتاب‌ها را خوانده‌ام و كتاب‌هاي ارزشمندي درباره سفر حج هستند ولي من زمان نوشتن يادداشت‌ها فقط و فقط با حس خودم مي‌نوشتم و تأثيرپذيري و شباهتي در ميان نيست.

يادداشت‌هاي كتاب «شوق كعبه» را مي‌توانيم شعرگونه بناميم؟

مجموعه يادداشت‌هاي «شوق كعبه» با توجه به ديد و ذوق شاعرانه نوشته شده است، اما اين يادداشت‌ها نثرهايي مبتني بر مستندات تحقيقي و پژوهشي هستند. اين تقيد را داشتم كه مباحث و مسائل مستند باشد. تعبيرها در اين كتاب شاعرانه هستند. مثلاً اينكه در شرع آمده كه مُحرِم نبايد به آينه نگاه كند، در تعبير شاعرانه من به اين معني است كه محرم ديگر خود را نبيند و فقط او را مشاهده كند.

همچنين اينكه محرم نبايد بوي خوشي را استشمام كند به تعبير شاعرانه اين مي‌شود كه حاجي بايد بوي محبوب و آستان حضرت دوست را بشنود و نبايد بوي ديگري در مشامش باشد. به همين ترتيب، درباره همه مناسك حج همين نگاه‌ها را داشته‌ام.

آيا در اين كتاب به مخاطب خاصي فكر مي‌كرديد؟

مخاطب من در اين كتاب انسان است. در مراسم و مناسك حج، انسان با چند ميليون نفر همگام و همراه مي‌شود و اين اوج وحدت است. اين يادداشت‌ها احساس من در لحظه لحظه مراسم و مناسك حج است. بنابراين مخاطب خاصي را در نظر نداشتم و فقط روي سخنم با انسان بود.

در سخنانتان گفتيد كه در سفر حج به دل تاريخ رفتيد. اين تاريخ را شرح دهيد.

منظورم اين بود كه با صدر اسلام پيوند خوردم؛ آن روزهايي كه پيامبر اعظم(ص) مبعوث شدند، سال‌هاي پا گرفتن اسلام در شبه جزيره عربستان، شكوه پيروزي اسلام و مشقت‌هاي ياران پيامبر. انسان تا در آن سرزمين نرود و آن فضاي جغرافيايي را از نزديك درك نكند چيزي به دست نمي‌آورد. خانه خدا مكان شگفت‌انگيز و تأثيرگذاري است. اين سفر با فضاي ميليوني انسان‌ها يك ره‌آوردي دارد كه با هيچ ترفندي غير از حضور مستقيم در آن مكان به دست نمي‌آيد. تا انسان نرود و نبيند ممكن است متوجه اهميت تأثيرگذاري آن نباشد.

سخن آخر؟

آرزو مي‌كنم كه توفيق رفتن به سفر حج براي همه مردم فراهم شود، خصوصاً آن‌هايي كه نگاه هنري و فرهنگي دارند. آنجا كه بودم خيلي دعا مي‌‌كردم كه همه اهل فرهنگ و هنر بتوانند مشرف شوند. زيرا بركات اين سفر براي مردم عادي منحصر به خودشان است؛ اما بركات سفر حج براي يك هنرمند و اهل فرهنگ، هم براي خودش است و هم براي ديگر مردم جامعه. زيرا كه فكر و احساس و انديشه هنرمند به مردم منتقل مي‌شود و يك هنرمند مي‌تواند خيلي‌ها را به راه بياورد. اميدوارم دستگاه‌هاي فرهنگي و هنري كشور به فكر باشند كه اين زمينه را براي همه اهالي فرهنگ و هنر فراهم كنند.

 

شنبه 28 ارديبهشت 1387 - 10:7


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری