دوشنبه 22 مهر 1398 - 19:20
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

حجت الاسلام حجت ارشاد حسيني

 

اسوه ايثار

 

 

  حضرت زينب  (س) در سال پنجم يا ششم هجري قمري در مدينه متولد شد و جهان را به قدوم خويش مزين فرمود. پدر بزرگوار آن حضرت علي بن ابيطالب  (ع) و مادر گرامي آن بزرگوار حضرت فاطمه (س) مي باشد.

در روايات و کتاب هاي تاريخي، نام اصلي حضرت، زينب است که درلغت معاني گوناگوني دارد از جمله درخت نيکو منظر و خوشبوي[1] ولي از همه معاني کاملتر و زيباتر (زين ابيها) به معناي زينت پدر است. (در مقابل نام مادرش که امّ ابيها بود).[2]

نقل شده است که: حضرت اميرالمومنين(ع)، براي نامگذاري حضرت زينب (ع)، منتظر حضرت رسول اکرم (ص) ماند که از سفر باز گردد .پس از آنکه قنداقه نوزاد را به پيامبر اکرم (ص)دادند، جبرئيل نازل شد و عرض کرد نامش را زينب بگذاريد . روايت شده که پيامبر خدا (ص) او را بوسيد وصورت به صورتش گذاشت و اشک از چشم مبارکش جاري شد . ازسبب گريه پرسيدند . فرمود: جبرئيل به من خبر داده است که اين دختر، شريک حسين من است در مصيبت ها و بلاها وشدت ها. آن گاه سفارش اکيد کرد و فرمود حاضرين به غائبين برسانند و رعايت کنند حال اين دختررا که نمونه و نماينده خديجه کبري (ع) است.[3]

از القاب حضرت زينب (ع) -که در روايات آمده- عقيله يا عقيله بني هاشم به معناي زن ارجمند و يکتا در خاندان خود است. برخي ديگر از القاب آن حضرت، عبارت است از: صديقه صغري، وليه الله، ناموس کبري، محبوبه المصطفي، قرّه عين المرتضي، زاهده، فاضله، عاقله، کامله، عابده، محدثه، شريکه الحسين، نائبه الزهرا.[4]

کنيه ايشان امّ الحسن و امّ کلثوم مي باشد.

حضرت زينب در ميان پاکان آيه تطهير - پيامبر اکرم (ص)، امير­مومنان (ع)، حضرت زهرا (س)، امام حسن (ع) و امام حسين (ع)-  پرورش يافت و هر روز وجودش با نفس هاي مسيحايي رسول خدا جاني تازه گرفت.

دختر بزرگوار فاطمه (س)، با اينکه پنج يا شش سال بيشتر از عمر خود ، مادر عزيزش را درک نکرد، ولي در همين سنين اندک چنان تربيت شده بود که از فاطمه (س) حديث و روايت نقل کرده و چند تن از تاريخ نويسان و محدثان سند خطبه فدک را به همين بانوي بزرگوار، يعني حضرت زينب رسانده و از او نقل کرده اند.[5]

از ديگر رواياتي که دلالت بر کمال و رشد دختر امير المومنين (ع) در سن کودکي مي کند، حديث ديگري است که از شيخ جعفر نقدي در کتاب زينب کبري نقل شده است که مي گويد: زينب کودکي چند ساله بود که حضرت علي (ع) مي خواست اعداد را به او آموزش دهد ولي زينب در کنار يادگيري اعداد مي خواست درسهاي معرفتي و توحيدي را يادآوري کند. امير مومنان (ع) او را روي زانوي خود نشانيد و فرمود: دخترم؛ بگو يک، زينب گفت: يک. آن حضرت فرمود: بگو دو، زينب ساکت شد. علي (ع) فرمود: دخترم؛ سخن بگو. زينب با لحني کودکانه جواب داد: زباني که به گفتن يک گردش کرده ( و يکتايي خدا را بيان کرده) چگونه دو بگويد؟ در اين هنگام امير مومنان، دخترش را به سينه چسبانيد و او را بوسيد. [6]

علاقه زينب به امام حسين (ع) از همان اوان کودکي جلوه و بروز کرده بود. ايشان چنان با امام حسين (ع) انس و الفت داشت که جز در دامان وي ساکت نمي شد و لحظه اي تاب و تحمل دوري وي را نداشت. بر اثر همين علاقه شديد، هنگام ازدواج، با همسرش شرط کرد که هر روز حسين را ببيند و در تمام مسافرت هاي برادرش همراه او باشد.  متقابلا ، امام حسين (ع) نيز براي حضرت زينب (س) احترام شاياني قائل بود و خواهرش را بسيار گرامي مي داشت. روزي امام حسين قرآن مي خواند، حضرت زينب نزد او آمد در اين هنگام امام حسين به جهت احترام به زينب قرائت قرآن را قطع کرد و به احترام وي از جاي برخاست. [7]

در ميان ياران امير المومنين افراد زيادي بودند که آرزوي همسري دختر علي (ع) را داشتند که با مخالفت آن حضرت روبرو شدند ولي  از ميان آنها، عبدالله بن جعفربن ابيطالب (برادرزاده امير المومنين (ع) ) براي اين منظور قدم پيش نهاد و کسي را براي خواستگاري به خانه آن حضرت فرستاد و علي (ع) تقاضاي او را قبول فرمود و مهريه حضرت زينب (ع) را مهريه مادرش فاطمه (س) قرار داد.

حضرت زينب (س) در سال 17 هجري با پسر عموي خود عبدالله ازدواج کرد. مادر عبدالله اسماء و پدرش جعفر طيار، سرپرست مسلمانان اعزامي به حبشه بود. عبدالله در حبشه به دنيا آمد و پدرش جعفر طيار در جنگ موته به شهادت رسيد. عبدالله پس از شهادت پدر مورد محبت بيشتر پيامبر (ص) قرار گرفت تا آنجا که آن حضرت عبدالله را مانند حسنين بالاي منبر مي برد و کنار خويش مي نشاند. [8]

ثمره ازدواج حضرت زينب (س) با عبدالله، سه پسر به نام هاي محمد، عون، جعفر و يک دختر به نام امّ کلثوم بود.

اين بانوي بزرگوار در عبادت، فداکاري و جهاد در راه دين و فصاحت و بلاغت بيان، همچون مادر بزرگوار خود فاطمه (س) بي نظير بود.

بهترين جلوه گاه براي شناخت شخصيت وجودي زينب (س) همان سفر تاريخي کربلا است. مسئوليت حضرت زينب در واقعه کربلا بسيار خطير و چشمگير بود. ايشان افزون بر مسافرت تاريخي و تحمل مرارت ها و مصيبت هايي که در طول تاريخ بشريت کم نظير يا بي نظير است، طاغوت ها و ستمگران زمان را با سخنان نافذ و خطبه هاي آتشين رسوا ساخت.

در واقعه عاشورا مصائب زيادي بر حضرت وارد شد. شهادت برادر، برادرزادگان، فرزندان و ديگر ياران امام حسين (ع) و پس از آن اسارت زنان و کودکان.

زينب داغدار از مصيبت برادر و ديگر عزيزان،  تنها پناه اسيران به جا مانده از کاروان حسين (ع)، در سفر کربلا به کوفه و پس از آن شام بود.

او، تنها در ادامه رسالت برادر، به افشاي ظلم و جنايات دستگاه ديکتاتوري بني اميه پرداخت. خطبه حضرت زينب (س) در کوفه خطاب به مردماني که از مشاهده کاروان اسيران مي گريستند در حاليکه خود آنها مسبب آن همه مصيبت بودند؛ آنها را مردماني چاپلوس و دشمناني سخن چين خواند و به سرزنش و مذمت آنها در قتل  حسين و يارانش پرداخت.

ابن زياد-که سرمست از جنايات و پيروزي خود بود- مي خواست پيروزي خود را به رخ دختر بزرگوار علي (ع) بکشد و با مکالمه با زينب (س) استفاده تبليغاتي به نفع حکومت يزيد بنمايد، از زينب (س) سوال کرد رفتار خدا را با برادر و خاندانت چگونه ديدي؟ بانوي قهرمان با بياني که حکايت از کمال ايمان و تسليم او در پيشگاه با عظمت حق تعالي مي کرد با لحني افتخار آميز و تکان دهنده و کوبنده در جواب فرمود: من جز نيکي نديدم. اينان مردماني بودند که خداوند کشته شدن را براي آنها مقدر فرموده بود و آنان نيز به آرامگاه خود شتافتند، ولي بدان به زودي خداي ميان تو و ايشان جمع خواهد کرد و تو را مورد بازخواست و احتجاج قرار خواهد داد. پس نگران باش که در آن روز، پيروزمند چه کسي خواهد بود؟ اي پسر مرجانه، مادر به عزايت بنشيند.

دختر شير دل علي (ع) با اين چند جمله کوتاه هم از حريم خداي تعالي دفاع کرد و هم از نهضت مقدس برادر و خاندان بزرگوارش و ضمنا ابن زيادرا از کيفر سختي که در انتظارش بود بيم داد و در پايان صولت قدرت او را با کمال شجاعت در هم شکست  و راه را براي اعتراض ديگران گشود.

در مجلس يزيد در شام، زينب بار ديگر با سخنان شجاعانه خويش، دودمان بني اميه را براي هميشه در تاريخ رسوا کرد و صولت و قدرت توخالي و پوشالي خونخوار و ستمگر تاريخ اسلام را در هم شکست و درس شجاعت و مبارزه با ستم را به همه زنان آزاده و بلکه مردان روزگار داد. [9]

حضرت زينب (س)، پس از عمري دفاع از طريق حقّه ولايت و امامت،  در 15 رجب سال 63 هجري قمري در ضمن سفري که به همراه همسر گراميشان عبدالله بن جعفر به شام رفته بودند، رحلت کردند و بدن مطهر آن بانوي بزرگوار در همان جا دفن گرديد.

قريه اي که مزار مطهر حضرت زينب (س) در آن جا قرار دارد در گذشته راويه و اکنون به زينبيه مشهور است. در حال حاضر اين قريه به شهر متصل و در هفت کيلومتري شرق دمشق قديم، به طرف فرودگاه واقع است، که زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام)  مي باشد.

  

 پي نوشت:

1- ابن منظور، لسان العرب، نشر ادب، حوزه قم چ1، 1363،ج1،ص453.

2- خصائص الزينبيه، ص57.

3-  زندگاني زينب کبري، ص 12 .

4- خصائص الزينبيه، ص67.

5- مقاتل الطالبين، ترجمه رسولي محلاتي، ص89.

6- رياحين الشريعه، جلد 3، ص54. نظير اين حديث در باره حضرت ابوالفضل (ع) نيز روايت شده است.

7-  زينب کبري من المهد الي اللحد، ص71.

8- پيام آور عاشورا، ص37.

9- نگاهي کوتاه به زندگاني زينب کبري، سيد هاشم رسولي محلاتي.

 

شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 13:55


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری