دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 - 13:8
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

معناگرايي در فضاي يك آسايشگاه

 

 

نقد فيلم پابرهنه در بهشت ساخته بهرام توكلي

فيلم «پابرهنه در بهشت» بيشتر نيروي خود را از مضمون جذابش مي‌گيرد. داستان يك روحاني كه به آسايشگاه بيماران مبتلا به ايدز مي‌رود تا به آن‌ها روحيه بدهد موضوع جالب و جذابي است. اما در مقابل، پرداخت فيلمنامه و اجراي سينمايي آن به قدرت موضوعش نيست.

عامل جذابيت فيلم در راستاي موضوع جذابش در شخصيت يك روحاني‌ به نام يحيي (هومن سيدي) متبلور شده است. يحيي شخصيت آرام و مثبتي دارد، هرگز خود را برتر و بي‌گناه‌تر از بيماران آسايشگاه نمي‌داند و با آن‌ها همدم و همدل مي‌شود. اتفاقاً صحنه‌هاي ديدني فيلم در ارتباط با همين برخوردهاي يحيي شكل مي‌گيرد. به ياد بياوريم ارتباط صميمانه و دوستانه او را با بيمار پرحرفي به نام شاهو (افشين هاشمي) كه بعد يحيي زن او را راضي مي‌كند تا به ملاقاتش بيايد و دم آخري به او آرامش و اميد بدهد. صحنه‌ ملاقات شاهو و زنش بسيار ديدني است. تصاويري از دست شاهو كه به دست زنش نزديك مي‌شود و شيريني را كنار دست او مي‌گذارد آميزه‌اي است از ترديد و مهر و غم كه اين احساسات به‌خوبي با زبان تصوير منتقل مي‌شوند.

اما گاه سكوت و آرامش بيش از حد يحيي تعبير به انفعال مي‌شود. مثلاً او در مقابل دكتر آسايشگاه كه مرتباً به بيماران حمله مي‌كند هيچ واكنش‌ دفاعي قابل توجهي نشان نمي‌دهد، يا در مقابل اقدام بي‌پرواي سرباز شهرستاني كه مي‌خواهد با دختري مبتلا به ايدز ازدواج هيچ راهنمايي يا اظهار نظري نمي‌كند. بنابراين با وجود جذاب بودن شخصيت يحيي معلوم نمي‌شود او يك روحاني عمل‌گراست يا اصولاً فردي منفعل محسوب مي‌شود.

نكته مهم ديگر آن است كه يحيي بيشتر شبيه روحانيون مسيحي است تا روحانيون مملكت خودمان. يعني اگر جاي يحيي را با يك كشيش عوض كنيم هيچ تفاوتي نمي‌كند. در صورتي كه يك روحاني مسلمان كه متعلق به اين آب و خاك است بايد مشخصات و فرديت خاص خودش را داشته باشد. اين مشكل وقتي پررنگ‌تر مي‌شود كه برخي از جملات متفكران مسيحي را از زبان يحيي مي‌شنويم؛ مثل جمله «چيزي روي زمين نيست كه نتوان در آن نشانه‌اي از مصيبت آدمي و فيض خدايي يافت». اين جمله قطعه 526 از انديشه‌هاي پاسكال درباره مسيحيت است كه آن را عيناً در پايان فيلم «خاطرات يك كشيش روستا» (روبر برسون) از زبان كشيش در هنگام مرگ مي‌شنويم. واقعاً حيف است كه ما به جاي تعاليم خودمان، از زبان يك روحاني، انديشه‌هاي پاسكال را نقل كنيم.

به هر حال با وجود برخي از ضعف‌هاي شخصيت‌پردازانه يحيي، او كاراكتر دلنشيني دارد و شايد براي جذاب بودن شخصيت او همان ارتباط ديدني او با شاهو و گريه انتهايي او زير برف اكتفا كند.

دكتري كه مسئول آسايشگاه است هم يكي از شخصيت‌هاي اصلي فيلم «پابرهنه در بهشت» محسوب مي‌شود. شخصيت‌پردازي دكتر قابل توجه است؛ او از يك طرف بيماران آسايشگاه را گناهكاراني مي‌خواند كه بايد بار گناهانشان را سبك كنند تا شايد روزنه‌اي از رحمت خداوند بر آن‌ها گشوده شود، و از سويي ديگر در انتهاي فيلم معلوم مي‌شود كه خود دكتر دو سال است كه بيمار شده و اصولاً ديگر اعتقادي به خدا ندارد. شايد اين نكته تناقض در شخصيت‌پردازي به نظر بيايد، ولي حمله دكتر به بيماران عقده‌گشايي فردي به نظر مي‌رسد كه از طريق آن‌ها به بيماري مبتلا شده است.

فيلمنامه «پابرهنه در بهشت» پيش از آنكه فيلمنامه‌اي داستان‌پرداز باشد فيلمنامه‌اي متكي بر شخصيت‌ها و فضاسازي است.

در طول فيلم هيچ نوسان چشمگيري در فيلمنامه رخ نمي‌دهد و همه چيز كم‌افت‌‌و‌خيز پيش مي‌رود همه چيز بيشتر به شخصيت‌هاي متكي است تا حوادث؛ به خصوص شخصيت يحيي و نيز شخصيت بيماران بستري در آسايشگاه در مركز توجه درام قرار دارند كه همان‌طور كه ذكر شد لحظات جذاب فيلم هم حاصل تعامل اين دو است.

فضاسازي قدرتمندانه فيلم هم از نقاط قوت آن است. فضاي تيره و تار آسايشگاه همراه با فيلمبرداري ديدني حميد خضوعي‌ابيانه كه لحظاتي را با دوربين روي دست تصويربرداري كرده و گاه از نماهاي مورب و نماهايي با دوربين ويدئويي و به شيوه سياه و سفيد استفاده مي‌كند، فضاي فيلم را بسيار ملتهب و مخوف كرده است.

از آنجا كه فيلمنامه اوج و فرود چنداني ندارد توكلي با ساختار متفاوتي كه به فيلم خود داده سعي كرده از خسته كننده شدن فيلم جلوگيري كند. برخي تمهيدات مثل نماهاي مورب يا صحنه‌هاي متفاوت اسلوموشن (حركت آهسته) بسيار موفق هستند، ولي برخي از تمهيدات مثل تصاوير سياه و سفيد دوربين ويدئويي آنقدر در طول فيلم تكرار مي‌شوند كه تماشاگر را دلزده مي‌كنند.

شايد فضاي سياه و مخوف آسايشگاه به عقيده عده‌اي نااميد كننده به نظر بيايد، اما توكلي در «پابرهنه در بهشت» نشان مي‌دهد كه در چنين آسايشگاه مخوفي هم خداوند بدبخت‌ترين بندگانش را حتي در بدترين شرايط فراموش نمي‌كند. صحنه‌اي كه خداوند درخواست شاهو را برآورده مي‌كند و پيكر او را در زير بارش برف منتقل مي‌كنند، نشان از همين مسئله دارد و از صحنه‌هاي تأثيرگذار فيلم است.

در مجموع «پابرهنه در بهشت» فيلم خوبي است، ولي خالي از ضعف نيست. مشكل اساسي فيلم به فيلمنامه آن بازمي‌گردد كه طبق گفته كارگردان بيشتر آن از قبل آماده نبوده و حاصل تمرين‌هاي بازيگران است. همين مسئله باعث مغشوش شدن و گاه غيرمنطقي شدن برخي از بخش‌هاي فيلمنامه شده است. در صورتي كه اگر كارگردان با فيلمنامه‌اي آماده و به دقت بررسي و مشاوره شده سر صحنه فيلم مي‌آمد شايد ضعف‌هاي كنوني به چشم نمي‌خوردند.

 

يكشنبه 15 ارديبهشت 1387 - 10:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری