دوشنبه 1 آبان 1396 - 0:44
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

مريم مطهري راد

 

پايين بودن سطح مطالعه در كشور مشكل هزار و يكم مسئولان است

 

 

گفت‌وگو با مصطفي رحماندوست، شاعر و مدير نشر شكوفه

اشاره:

سال‌هاست كه كشورهاي پيشرفته ادبيات كودكان را به عنوان ابزاري براي سرمايه‌گذاري بر روي نيروي انساني خود با طرح‌ها و برنامه‌هاي بلند مدت و كوتاه مدت به كار گرفته‌اند و ادبيات كودكان را به عنوان پديده‌اي بي‌جانشين و تأثيرگذار در تحول شخصيتي كودكان و نوجوانان دريافته‌اند و در گسترش اين پديده سرمايه‌گذاري‌هايي كلان انجام داده‌اند. اما در كشورهاي در حال توسعه اين نكته‌بيني ديده نمي‌شود، در ايران نيز اگر چه ادبيات كودك و نوجوان بنيادي قوي دارد ولي در سطوح بالاتر آن سرمايه‌گذاري لازم انجام نمي‌شود. مصطفي رحماندوست شاعر برجسته كودكان و نوجوانان ايراني كه سال‌ها در اين سيستم كار كرده معتقد است امروز كه توسعه ادبيات كودك در ايران كساد است بايد قصه‌گويي و ادب‌پروري در خانواده‌ها قوي‌تر شو.د وي در حال حاضر مدير نشر شكوفه انتشارات زيرمجموعه اميركبير است كه عهده‌دار نشر كتاب‌هاي كودكان و نوجوانان مي‌باشد. گفت‌وگوي ما با وي در خصوص ادبيات، به ويژه در بخش كودكان كه پايه تفكر، انديشه و خلاقيت نيروي انساني است را بخوانيد:

 

چرا در ايران در زمينه ادبيات به طور كلي و به طور اخص ادبيات كودك ضعيف كار شده است؟

من اين قضيه را قبول ندارم كه ضعيف كار شده است.

پس چرا ما ديگر مانند بزرگاني كه در قله ادبيات ايران درخشيدند نداريم؟

واقعيت اين است كه اين بزرگان بعد از گذشت قرن‌ها از زندگي‌شان مشخص شد كه چه نقشي را در ادبيات ايفا كردند. امروز نمي‌شود گفت چه كسي بزرگ است و چه كسي كوچك. شايد جلال آل احمد در زمان خودش فكر نمي كرد نامش ماندگار شود همين‌طور در دوره فردوسي و حافظ صدها شاعر ديگر بوده‌اند اما اسم اين بزرگواران درخشيد. امروز هم همين‌طور است بايد صبر كرد و ديد كه چه كسي مي‌درخشد و آيندگان چه كسي را انتخاب مي‌كنند. همين‌طور بايد تأكيد كنم كه هر زمان اسلوب خودش را دارد. ادبيات امروز مورد پسند امروز است، مقتضيات امروز اين ادبيات را مي‌پسندد.

نقش تربيتي ادبيات كودك در جامعه چيست؟

تنها ادبيات كودكان نيست كه تربيت كودكان را عهده‌دار است، بلكه خانواده، راديو و تلويزيون، جامعه و مدرسه هم حضور پر رنگي در اين تربيت دارند، اما  مهم‌ترين عامل تأثيرگذار، خانواده است. من معتقدم اگر اين ادبيات قبل از دبستان به گوش بچه‌ها برسد نقش آن پر رنگ‌تر مي‌شود. تجربه ثابت كرده كودكاني كه از بدو تولد با قصه و داستان و ادبيات آشنا مي‌شوند و بر ايشان در اين زمينه صحبت مي‌شود اهل مطالعه خواهند شد و در بزرگسالي خود به دنبال اين داستان‌ها و كتاب‌ها مي‌روند.

علت پايين بودن سطح مطالعه در كشور چيست؟

در كشورهاي ديگر براي بالا بردن سطح مطالعه برنامه‌هاي كلان ملي 7 ساله تا 10 ساله مي‌ريزند و رسانه‌ها و خانواده‌ها را به كار مي‌گيرند تا سطح مطالعه بالا برود البته هدف آن‌ها توليد فكر، علم و تكنولوژي است. در كشور ما هم بايد يك برنامه كلان ملي و چند ساله ريخته شود تا بتوانيم همه دستگاه‌هاي ذي‌ربط را به كار گيريم، اما تا زماني كه اين برنامه‌ريزي وجود ندارد بايد بچه‌ها را به شعر و داستان شنيدن و خواندن از بدو تولد عادت داد.

تا به حال برنامه‌اي براي اين مسأله‌اي كه بسيار با اهميت به نظر مي‌رسد ريخته شده است؟

مملكت ما آن‌قدر مسائل حاد اقتصادي و سياسي دارد كه مشكل مطالعه با وجود اينكه به فرداي تاريخي كشور ما ربط مستقيم دارد مشكل هزار و يكم مسؤولان است و هر كس سعي دارد امروزش را برنامه‌ريزي كند. اگر بخواهيم كشوري مصرف كننده نباشيم بايد بچه‌ را به مطالعه عادت دهيم و همان‌طور كه گفتم خانواده در اين زمينه اهميت زيادي دارد.

چه كمبودهايي در عرصه ادبيات كودك داريم؟ در واقع بيشترين كمبودها را در كدام حوزه مي‌‌بينيد؟

اگر سطح مطالعه بالا بيايد هيچ مشكلي نخواهيم داشت، چون در اين صورت تيراژ بالا مي‌آيد و رقابت بين ناشران و نويسندگان به وجود مي‌آيد و اقتصاد نشر براي همه دست‌اندركاران كتاب سود‌آور خواهد بود اما با اين شرايط، ناشران و نويسندگان به دنبال كتاب‌هاي عوام‌پسند، بازاري و كمك آموزشي مي‌روند، نويسندگان هم اگر كتاب قابل توجهي داشته باشند و روي آن سرمايه‌گذاري كنند ناشري پيدا نمي‌كنند تا آنها را چاپ كنند، زيرا از نظر اقتصادي زمان زيادي مي‌برد تا سرمايه مصرف شده باز گردد.

آيا آنچه براي مصرف كودكان توليد مي‌شود از انواع عروسك‌ها، اسباب‌بازي‌ها و امكانات صوتي و تصويري و انواع كتاب‌ها، تناسبي با قشر مصرف‌كننده‌اش دارد يا خير؟

در اينجا دو بخش وجود دارد. بخشي همان‌طور كه گفتم كتاب‌هاي عوامانه و بازاري است كه توليد آن پاسخ كاذبي به نياز خانواده‌ها مي‌دهد. بيشتر توليد اين قبيل كالا‌ها براي پديد‌آورندگانش سودآور است. بخش ديگر هم بخش فرهنگي است كه اگر گسترش پيدا كند مي‌تواند پاسخگوي نياز واقعي خانواده‌ها شود.

چطور اين بخش فرهنگي بايد گسترش پيدا كند؟

اينجا متأسفانه قضيه مرغ و تخم‌مرغ مطرح است. همان‌طور كه گفتم در نهايت مي‌رسيم به سرمايه ملي. بالا بردن سطح جامعه در هر زمينه‌اي نياز به برنامه‌ريزي و سرمايه‌گذاري ملي دارد.

آيا شخص شما به عنوان مدير يك بخش مهم فرهنگي كاري در اين زمينه انجام داده‌ايد؟

من همه جا حرفم را مي‌زنم ولي آن‌هايي كه بايد بشنوند مشكلات زيادي دارند و وقت رسيدگي به اين مسائل را ندارند.

آيا كودكان در حال حاضر از منظر دستگاه‌هاي فرهنگي و محصولاتي كه براي كودكان توليد مي‌شود درست تربيت مي‌شوند؟

تربيت مقوله گسترده‌اي است كه به امور زيادي بستگي دارد. از چهار هزار عنوان كتابي كه براي كودكان چاپ مي‌شود بيش از 2500 عنوان مربوط به كتاب‌هاي كمك درسي است. يعني خانواده‌ها در اقدامي نفس‌گير مي‌خواهند فرزندشان را از مرز كنكور بگذرانند و با اين اقدام فاجعه‌بار فرصت بازي، شادي و كودك بودن را به فرزندانشان نمي‌دهند، آن 1500 عنوان كتاب باقي مانده هم براي خانواده‌هايي است كه اهل كتاب و فرهنگ هستند كه برايشان كافي است.

نظرتان در مورد نمايشگاه كتاب سالانه چيست؟

نمايشگاه قرص مسكني براي درد عمده‌تري است؛ تعداد ناشران از مرز هشت هزار هم گذشته اما كتاب فروشان به نصف اين هم نمي‌رسند، در حالي كه ما بايد هشت هزار كتاب فروش داشته باشيم.

ضمناً يك ناشر بايد 10 توزيع كننده داشته باشد، اما اين سطح مطالعه باعث مي‌شود كه تعداد كافي كتاب‌فروشي به وجود نيايد بنابراين نمايشگاه قرص مسكني مي‌شود براي همه كساني كه كتاب در دسترسشان نيست. از طرفي در ايران نمايشگاه فقط بخشي از مشكل توزيع كتاب را حل مي‌كند و در واقع كار اصلي نمايشگاه در ايران انجام نمي‌شود.

آيا ضعف ما در توليد انواع ملزومات فرهنگي براي كودكان باعث نمي‌شود محصولات فرهنگي غرب بتوانند هويت فرهنگي كودكان را بگيرند. مثل فيلم‌هايي كه توليد غرب هستند؟

بله همين‌طور است، ما نبايد خودمان را با غربي‌ها مقايسه كنيم چون از نظر سخت‌افزار توليد از يك طرف و نرم‌افزار توليد از طرف ديگر فاصله زيادي با غرب داريم.

تاجران ما وقتي وارد غرب مي‌شوند با محصولات موفق و ناموفق مواجه مي‌شوند بنابراين محصولاتي را انتخاب مي‌كنند كه در غرب موفق عمل كرده‌اند و رقابت محصولات ما با آن‌ها سخت است. اين به حمايت دولت ما برمي‌گردد كه چطور از محصولات داخلي دفاع كند.

در كشور هند كتاب‌ها روي برگه‌هاي كاهي چاپ مي‌شود و اسباب‌بازي‌ها با كيفيت بسيار پايين توليد مي‌شود؛ اما برنامه‌ ملي اين است كه به چيزي جز توليد داخلي فكر نكنند. آنقدر به محصولات خارجي ماليات مي‌بندند كه قدرت خريد آن محصولات در داخل كشورشان پايين مي‌آيد و به اين صورت اين جريان كنترل مي‌شود. از طرفي عرق ملي آن چنان در اين كشور وجود دارد كه خود مردم براي خريد محصولات خارجي اقدام  نمي‌كنند.

آيا از كودكاني كه با كالاهاي غربي تربيت مي‌شوند مي‌توانيم توقع داشته باشيم در سنين بالا به سمت محصولات غربي نروند و آن‌طور كه در فرهنگ ما مرسوم است رفتار كنند؟

 طبيعتاً اين توقع بي‌جا است؛ به همين دليل است كه من هميشه مي‌گويم به جاي اينكه پليس بچه‌ها را به خاطر پوشش و بعضي اعمالشان دستگير كند بايد به سراغ ما بزرگترها بيايد كه در تربيت‌شان  كم‌كاري كرديم.

 

 

دوشنبه 26 فروردين 1387 - 10:13


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری