دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 - 12:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

تصوير شورانگيز روزمر‌گي و ملال

 

 

نقد فيلم «به همين سادگي» ساخته سيدرضا ميركريمي

«خيلي دور، خيلي نزديك» انتظارها را از سيدرضا ميركريمي بالا برد، در حالي كه اين فيلم روايتي كلاسيك داشت. ميركريمي در فيلم «به همين سادگي» روايتي را انتخاب كرده كه افت‌ و خيز دراماتيك چنداني ندارد. زندگي طاهره زن خانه‌دار در فيلم بسيار بي‌افت و خيز و تكراري به نظر مي‌رسد. ميركريمي در «به همين سادگي» بر همين جنبه روزمره و تكراري زندگي يك زن‌خانه‌دار تأكيد مي‌كند. بنابراين مي‌توان گفت كه فيلم، شخصيت‌محور است تا داستان‌محور؛ همه حوادث فيلم هم طوري طراحي شده‌اند تا ملال زندگي شخصيت اصلي (طاهره) برجسته شود. در اين ميان جزئيات زندگي روزمره براي القاي ملال آن در فيلم خوب به كار رفته است. مثلاً مي‌توانيم به جزئيات كار در خانه، نماهايي از برنامه‌هاي روزمره تلويزيون و رسيدگي به امور روزانه فرزندان اشاره كنيم كه همه به‌تفصيل به نمايش درمي‌آيند.

در ميان اين رنج روزمرگي، زن دچار بحران روحي شده و مي‌خواهد تصميم مهمي مبني بر ترك خانه و خانواده بگيرد. در صحنه‌هايي متعدد بدون آنكه به طور مستقيم اشاره شود به‌خوبي بر اين مفهوم تأكيد مي‌شود. مثلاً مي‌توانيم به صحنه‌هايي كه طاهره مي‌خواهد تلفني استخاره بگيرد و موفق نمي‌شود اشاره كنيم، يا نماهايي كه او با حالتي متفكر و غمگين در آينه به خود خيره مي‌شود.

طاهره گويي در ميان جمع صميمي همسايگان هم غريب و تنها است و جمع همسايگان هم نمي‌تواند او را از تكرار زندگي رهايي بخشد. آنچه غم طاهره را از اين روزمرگي افزون مي‌كند كار زياد شوهرش در اداره است كه باعث مي‌شود عملاً در ميان خانواده حضور نداشته باشد. مي‌توانيم به صحنه‌اي اشاره كنيم كه طاهره شام درست مي‌كند و تا ديروقت منتظر شوهرش مي‌ماند و وقتي شوهر بازمي‌گردد مي‌گويد كه خودش شام خورده است. همچنين مي‌توانيم به صحنه‌اي اشاره كنيم كه وقتي شوهر دير مي‌كند طاهره روي مبلي نشسته و چراغ اتاق را مرتب خاموش و روشن مي‌كند. اين تصوير هنرمندانه‌اي است از تكرار و روزمرگي زندگي كه طاهره را رنج مي‌دهد. در اين صحنه با تمهيد ساده‌اي چون خاموش و روشن كردن چراغ در سكوتي پرمعنا افسردگي طاهره از زندگي روزمره القا مي‌شود.

در انتها به نظر مي‌آيد طاهره چمدانش را آماده كرده و مي‌خواهد خانواده‌اش را ترك كند. ولي وقتي او براي همسايه‌اش استخاره مي‌گيرد و خوب مي‌آيد و وقتي نگراني همسرش را در خواب مي‌بيند كه مي‌پرسد «او كجاست؟» گويي دلش نمي‌آيد كه اين زندگي هر چند تكراري و ملال‌آور را ترك كند. البته هنر ميركريمي در آن است كه همه اين حوادث و تصميم‌ها را بسيار پنهان و غيرمستقيم بيان مي‌كند و تماشاگر فقط بايد حدس بزند. اين شيوه را در «خيلي دور، خيلي نزديك» هم داشتيم كه در آنجا هم ميركريمي مفاهيم معنوي خود را بسيار پنهان و غيرمستقيم بيان مي‌كرد. اين شيوه انتقال مفاهيم باعث مي‌شود كه ذهن تماشاگر مشاركت مؤثرتري در درك اثر داشته باشد، چرا كه هيچ چيز به طور مستقيم و قطعي بيان نمي‌شود.

ميركريمي در «به همين سادگي» به نحوي هنرمندانه دست به آسيب‌شناسي خانوادگي و اجتماعي مي‌زند و اينكه زن‌هاي خانه‌دار ما گويي هيچ وقت ديده نمي‌شوند و همواره اسير تكرار و ملال زندگي روزمره هستند. ميركريمي تلخي و ملال زندگي يك زن خانه‌دار را بدون دادن شعارهاي فمينيستي و مظلوم‌نمايي‌هاي مرسوم به تماشاگر منتقل مي‌كند كه اين نوع تصوير هنرمندانه از مشكلات زنان نه تنها كار كوچكي نيست، بلكه جاي قدرداني و ستايش هم دارد.

«به همين سادگي» فيلمنامه سهل و ممتنعي دارد كه اگر با دقت و وسواس ميركريمي به تصوير در نمي‌آمد شايد بدل به فيلمنامه‌اي هدر رفته مي‌شد. بنابراين اجراي سينمايي ميركريمي در شكل‌گيري «به همين سادگي» نقش تعيين كننده‌اي دارد. نمونه‌اي از تمهيدات سينمايي مؤثري كه ميركريمي در فيلمش به كارگرفته، استفاده از دوربين روي دست است. بيشتر صحنه‌هاي فيلم با شيوه دوربين روي دست فيلمبرداري شده است. استفاده ميركريمي از دوربين روي دست علاوه بر آنكه حس واقعي به صحنه‌هاي فيلم مي‌دهد بسيار هم متناسب با ترديد و دو دلي و بحران روحي طاهره هست. از سويي ديگر دوربين روي دست كمك مي‌كند كه بعضي صحنه‌ها كه طولاني هستند و تداوم حسي‌شان نبايد قطع شود، بدون قطع به تصوير دربيابند؛ بدين ترتيب حضور دوربين اصولاً حس نمي‌شود و همه صحنه‌ها در واقعي‌ترين شكل خود به تصوير درمي‌آيند.

ميركريمي كارگردان شجاعي است كه هرگز خود را به موفقيت‌هاي «زير نور ماه» و «خيلي دور، خيلي نزديك» محدود نكرده و فيلمي بسيار متفاوت با حال و هوايي متضاد با فيلم‌هاي قبلي‌اش ساخته است و هرگز اين ترس را به خود راه نداده كه ممكن است اين تجربه متفاوت و دشوار به شكست بينجامد.

«به همين سادگي» فيلم كوچك و جمع‌وجور و در عين حال عميقي است. شايد اصولاً مقايسه آن با پروژه بزرگي چون «خيلي دور، خيلي نزديك» اشتباه باشد، ولي ميركريمي نشان داد همانطور كه مي‌تواند هنرمندي‌اش را در پروژه‌هاي بزرگ به اثبات برساند، در پروژه‌هاي كوچك و به ظاهر ساده و در اصل سهل و ممتنع هم توانايي‌هاي فراواني دارد.

 

سه‌شنبه 20 فروردين 1387 - 9:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری