سه‌شنبه 2 بهمن 1397 - 21:7
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

فرزانه نيكوبرش راد

 

اتحاد ملي و انسجام اسلامي از ديدگاه منافع و امنيت ملي

 

امسال را مقام معظم رهبري به نام «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» نام گذاري کردند. بدون ترديد اين نامگذاري با يک بينش و نگاه جامع و تحليلي همه جانبه شرايط و عوامل محيطي در عرصه داخلي و خارجي انجام گرفته است.

«اتحاد ملي» با توجه به بعد داخلي نظام و «انسجام اسلامي» با نگاه به وحدت ميان جوامع اسلامي، ساز و کارهايي است که مي تواند در شرايط حساس جهان امروز که دشمنان شديداً با تفرقه و تضادهاي داخلي بين مسلمانان و به خصوص ايران اسلامي را سرلوحه فعاليت هاي خصمانه خود قرار داده اند، مورد توجه قرا گيرد.

معظم‌له در سخنان خود فرمودند: «اتحاد ملي يعني يکپارچگي ملت ايران، انسجام اسلامي يعني ملت هاي مسلمان با هم همراه باشند. ملت ايران رابطه خود را با ملت هاي اسلامي محکم تر کند. ما اگر بخواهيم اتحاد ملي و انسجام اسلامي تحقق پيدا کند بايد بر اصولي که بين ما مشترک است، نبايد خودمان را سرگرم فروعي بکنيم که مورد اختلاف است.» و البته اين امر را مي توان از زواياي مختلف مورد بررسي قرار داد.

در اين مقاله تنها به بعد وحدت ملي از ديدگاه منافع ملي و امنيت و تأثير وحدت ملي در ساز و کارهاي داخلي مورد توجه قرار گرفته است که اميد است بتوان در راه تشريح و تثبيت و اهميت «اتحاد ملي» و تقويت همبستگي‌ها با همگرايي و دوري از واگرايي‌ها در جهت تثبيت و تحکيم و تداوم نظام جمهوري اسلامي و جهان اسلام گام برداشت.

سيري درگذر واژه‌ها

واژه هاي منافع ملي، امنيت ملي، قدرت و وحدت کلماتي هستند که در عرصه سياست بار معنايي  مهم و خاص خود را دارند. اما به راستي مفهوم اصلي اين واژه ها چيست؟ چه ابعادي را در بر مي‌گيرد؟ گستره معنايي آن در عرصه سياست داخلي و خارجي تا کجاست؟ تعيين کنندگان سياست ملي  چه کساني هستند؟ مردم در اين ميان چه نقشي دارند؟ رابطه منافع ملي با ثبات و اقتدار يک نظام و وحدت ملي چيست و چه نقشي مي تواند در گذر از بحرانها داشته باشد؟ جهت تحقق منافع ملي و وحدت ملي چه اصول و ارزش‌هايي را بايد در نظر گرفت تا در مناسبات بين المللي با شناخت درست از منافع ملي کشور بتوان دفاع کرد؟

منافع ملي

«منافع ملي» مفهومي است مرکب از «منافع» که جمع منفعت و به معناي سود است و «ملي» که منسوب به ملت است. يعني منفعت هايي که در يک محدوده جغرافيايي «سرزميني» مربوط به ملت (مردم) مي شود و مي تواند ابعاد وسيعي را در برگيرد. براي منافع ملي تاکنون تعاريف گوناگوني از سوي کارشناسان سياسي و بين المللي ارائه شده است که هر يک از تعاريف با در نظر گرفتن شيوه نگرش و محتوي و ارزش هاي در نظرگرفته شده به ابعاد مختلفي از منافع ملي اشاره شده است ؛ از ميان تعاريف موجود، در يک تعريف عام مي توان گفت منافع ملي به معني «هدف‌هاي عام و ماندگاري است که يک ملت براي دستيابيبه آنها تلاش مي‌کند.»1

اين اهداف مي تواند شامل راه‌هاي برنامه ريزي شده براي دستيابي به انرژي، منابع و مواد خام،  فناوري جديد، توسعه و رفاه اقتصادي، منطقه نفوذ و دفاع از مرزهاي يک کشور و دفاع از اتباع خود در خارج از مرزها را نيز در خود جاي دهد. با اين تعريف مشخص مي شود که ارتباط نزديکي ميان سياست خارجي و سياست داخلي يک کشور وجود دارد که به طور مستقيم با ارزش ها،  باورها و اعتقادات و فرهنگ ملي و ديني يک کشور ارتباط دارد. در کشور ما با حاکميت گستره فرهنگ ديني و آموزه هاي آن در سطح جامعه مي توان گفت که ميان منافع ديني و ملي پيوندي نزديک وجود دارد که از هم قابل تفکيک نيست.

 در حقيقت بهم پيوستگي دين و مليت، فرهنگ ملي ما را به وجود آورده است که سياست، اقتصاد و امور اجتماعي را خط و جهت مي دهد و از همين رو است که امام خميني (ره) با توجه به  فرهنگ ديني جامعه فرمودند: «يک ملت احتياج به فرهنگ دارد، ملت با فرهنگش زندگاني سياسي مي تواند بکند.»2 در جامعه اي که فرهنگ، ارزش ها و باورهاي اجتماعي را شکل مي دهد، مسئولان بايد روند سياسي و اقتصادي جامعه خود را با آن هماهنگ کنند و در چارچوب رسيدن به اهداف و منافع ملي از اين فرهنگ عظيم ملي بهره ببرند تا به موفقيت دست يابند.

 از اين رو تصميم گيرندگان و تعيين کنندگان منافع ملي کشور (که عموماً رؤساي دستگاه هاي اجرايي و قانون گذاري و مديران کلان در سطح جامعه هستند) با توجه به آموزه هاي ديني بايد تصميمات سياسي و اقتصادي و اجتماعي را در سطح داخلي و خارجي اتخاذ کنند تا استقلال سياسي را در بعد داخلي و عرصه نظام بين الملل محفوظ و مصون از تعرض نگاه دارند و به ثبات و اقتدار نظام بيفزايند.

 در اين راستا هر قدر منافع ملي براي کشورها روشن و شفاف باشد و در چارچوب اصول و ارزش هاي ملي شکل گرفته باشد و جلب رضايت مردم و حمايت هاي آنها را به دنبال داشته باشد، باعث مي شود  که عزت و اقتدار و قدرت نظام در معاملات و معادلات سياسي و اقتصادي در داخل و خارج از کشور  بيشتر شود و نظام موجود را براي دستيابي و رسيدن به اهداف توسعه و محقق ساختن مطالعات ملي موفق تر سازد.

در تعريف منافع ملي ابعاد و عناصر گوناگوني در نظر گرفته مي شود که مي توان گفت  «تعريف منافع ملي بر سه اصل استوار است : يکي امنيت ملي، ديگري رفاه ملي و سومي عرق يا شخصيت ملي. اين تعريف در همه جاي دنيا پذيرفته شده است. ملاحظه مي کنيد که فقط پارامترهاي مادي در تعريف منافع  ملي به کار نرفته است. عرق ملي هم جز منافع ملي است و منظور از آن ايدئولوژي يا افکار و انديشه هايي است که باعث انسجام يک ملت مي شود و به آنها هويت و شخصيت ملي مي بخشد. باز هم در همه کشورهاي دنيا اين طور است که به هيچ وجه حاضر نيستند بر سر اين موضوع سوم معامله بکنند.»3

زيرا اين امر ارتباط مستقيمي با ايدئولوژي و ارزش هاي يک ملت دارد که هويت ملت ها را مي سازد و به آنها اقتدار و قدرت مي دهد تا بتوانند در عرصه نظام بين الملل با حفظ هويت و شخصيت ملي خود حضور يابند. از اين روي است که ملاحظه مي شود منافع ملي با امور اجتماعي در جوامع ارتباطي مستقيم دارد که داراي انواعي است که مهم ترين انواع آن شامل «وحدت ملي»، «امنيت ملي» و «قدرت ملي» استکه در اينجا وحدت ملي و امنيت ملي به صورت بسيار مختصر به هر يک از انواع آن اشاره مي شود.

وحدت

در بحث جوامع انساني يکي از بحران هاي شش گانه که پيشرفت و توسعه آنها منوط به گذر و عبور از اين بحران ها مي باشد، بحران يکپارچگي است. کشوري که دچار بحران يکپارچگي باشد هيچ گاه  نخواهد توانست راه رشد، تعالي و سعادت و کمال خود را طي کند ؛ چرا که قوميت هاي مختلف درون جامعه هر کدام خود را تافته اي جدا بافته از کل احساس نموده و به يک هويت جامعي که کل کشور و قلمروهاي سرزميني آن را در بر مي گيرد، باور ندارند. بنابراين چنين جامعه اي دايماً درگير مسايل داخلي خود خواهد بود و انرژي و سرمايه هاي مادي و معنوي آن در مسير رشد، شکوفايي و بالندگي هزينه  نخواهد شد، چنان که علي (ع) در نهج البلاغه با اشاره به تفرقه و آثار و پيامدهاي منفي آن مي فرمايند :  «اي مردم کوفه، بدن هاي شما در کنار هم، اما افکار و خواسته هاي شما پراکنده است ؛ سخنان ادعايي  شما، سنگ هاي سخت را مي شکند، ولي رفتار زشت شما دشمنان را اميدوار مي سازد. در خانه هاي تان که نشسته ايد، ادعاها و شعارهاي تند سر مي دهيد، اما در روز نبرد، مي گوييد اي جنگ از ما دور شو  و فرار مي کنيد.»4

از اين روي وحدت و حفظ آن در اين ميان از جمله راهکارهاي اساسي و قابل تأمل است. در حقيقت يکي از راهکارهاي برون رفت از بحران يکپارچگي تأکيد و تمرکز بر اصول مشترک بين اقوام و گروه ها و طوايف  مختلف درون جامعه است.

وجوه مشترک بين اقوام، هميشه در جوامع انساني و حتي در عالم موجودات و مخلوقات نظام هستي، منشأ وحدت، اتحاد و يکپارچگي خواهد بود. از اين روي تقويت نکات مشترک و تأکيد بر يکپارچگي و حفظ اتحاد از رموز اصلي پايداري جوامع انساني است، در ميان مباني و اصول مشترکي که مي تواند موجب وحدت و تقويت همگرايي و يکپارچگي ملي تلقي شود مي توان به موارد ذيل اشاره کرد :

«دين و مذهب واحد، سرزمين مشترک، زبان مشترک، اصول مشترک انساني، نيازهاي انساني و  ملي، وجود دشمن مشترک، فرهنگ و آداب و سنن مشترک، نژاد واحد، هويت ملي....» که پيوست اين اشتراکات، زمينه تحقق وحدت ملي را محقق مي سازد.

وحدت ملي

«وحدت ملي» با منافع عمومي و مصالح يک کشور گره خورده است و هويت منسجمي را ايجاد  مي کند که نظام موجود را در دستيابيبه اهداف و عبور از بحران ها و رسيدن به توسعه ياري مي دهد و داراي اهميت بسياري است. در يک تعريف کلي مي توان گفت «وحدت ملي عبارت است از چگونگي واکنش مردم در باب دفاع از منافع عمومي و مصالح کشور.5» که به هر ميزان رابطه حکومت با مردم منطقي و در چارچوب قانون با بعد مشروعيت و مقبوليت شکل گرفته باشد و اعتماد و اطمينان مردم نسبت به نظام حاکم در جهت تحقق بخشيدن به مصالح و منافع ملي وجود داشته باشد، «وحدت ملي» در کشور نيز افزايش مي يابد و اتحاد و يکپارچگي و وحدت کلمه آحاد کشور را موجب مي شود که نظام را در تحقق بخشيدن به منافع عمومي و دفاع از مصالح ملي موفق تر مي سازد.

در حقيقت وحدت ملي به احساس همبستگي ملي، اعتماد مردم به حکومت، افزايش اطمينان مردم به نظام و دستگاه هاي اجرايي، متکي است که بخش مهمي از فرهنگ سياسي جامعه را شکل و جهت مي دهد. در اين راستا به هر ميزان آموزه هاي ملي و فرهنگي با اعتقادات و ارزش هاي اجتماعي در روند جامعه پذيري سياسي مردم هماهنگ باشد و آموزش ها به طور مستقيم و غيرمستقيم به عنوان يک فرهنگ در سطح جامعه (ملي) نهادينه شده باشد ضريب افزايش همبستگي ملي را به دنبال دارد که موجبات تقويت  روحيه ملي را فراهم مي سازد که مي تواند کشور را در مواقع بحراني و چالش هاي موجود نظام بين الملل مقاوم سازد.

 اگر وحدت ملي در جامعه اي دچار خدشه شود و عوامل وحدت آفرين ملي وجود نداشته باشد،  مي تواندثبات سياسي و اقتدار نظام را ضربه پذير سازد و فعاليت هاي قومي و گروهي، مداخلات داخلي و خارجي را به عنوان عوامل تهديدکننده يک نظام به دنبال خود داشته باشد که اين امر مي تواند در جامعه تشتت و پراکندگي به وجود آورد که هر قوم و گروهي به جاي توجه به مصالح و منافع ملي و ثبات کشور تنها به فکر منافع قومي، سياسي و نژادي خود خواهند بود که جامعه را با بحران هاي داخلي و آشوب و شورش مواجه مي سازد که اين امر مي تواند زمينه و بسترساز نفوذ بيگانه در داخل کشور و در نهايت وابستگي را به دنبال خواهد داشت که مي تواند شيرازه موجوديت يک نظام را از هم بپاشد.

امنيت ملي

 بين منافع ملي و «امنيت ملي» رابطه مستقيمي وجود دارد. اگر چه امنيت ملي يکي ديگر از انواع منافع ملي به شمار مي آيد که بيشتر مفاهيم تهديدات نظامي و محافظت از کشور را به ذهن متبادر مي سازد (که بيراهه نيست) «در مباحث مديريت استراتژيک مبحثي وجود دارد به نام «بازسازي اهداف ملي» که متعاقب آن «بحث منافع ملي» ديده مي شود و اين اساس هر حکومت و دولتي به حساب مي آيد که قلمرو آن را مشخص کرده و بسياري از فعل و انفعالاتش را توجيه مي کند و متعاقب اين «منافع ملي» مبحث  «اهداف امنيت ملي» را داريم که در قلمرو نظامي، امنيتي، اقتصادي، ارزشي شکل مي گيرد. مثلاً آمريکا حضورش را در نقاط مختلف دنيا در قلمرو ارزش اهداف امنيت ملي با شعار «ايجاد دموکراسي» توجيه مي کند.»6

بر اين اساس اگر بخواهيم «امنيت ملي» را در يک تعريف عام بيان کنيم مي توان گفت امنيت ملي عبارت است از : «توانايي کشور در دفع تهديدهاي خارجي، عليه حيات سياسي يا منافع ملي خود»7 که بيشتر بر جنبه نظامي و حالت تدافعي آن تأکيد شده است. به عبارت ديگر مفهوم امنيت ملي  بدين معناست که به يک کشور امکان مي دهد تا با دستيابيبه شرايطي ويژه، تهديدهاي بالقوه يا بالفعل داخلي و خارجي را با امکانات خود دفع کند و از نفوذ سياسي و اقتصادي بيگانه کشور خود را در امان نگاهدارد.

در اين ميان هر کشوري که از ثبات سياسي، توسعه اقتصادي و رفاه عمومي برخوردار باشد  در مقابل تهديدات بالقوه با تکيه به وحدت ملي، بهتر مي تواند مقاومت و ايستادگي کند. هم چنان که  امام خميني (ره) بارها با عنوان وحدت کلمه ياد کردند و فرمودند که وحدت کلمه مانع تحقق توطئه هاي دشمن عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي مي شود و اين خاصيتي بود که انقلاب اسلامي در ذات خود آن را به وجود آورد و بدان تحقق بخشيد تا با وحدت مردم و مسئولان حرکت به سوي اهداف و منافع ملي و مصالح عمومي جامعه صورت گيرد. امام (ره) فرمودند : «اين خاصيتي که در اين انقلاب هست که اسلامي است و ملي، اين خاصيت سبب شده است که همه شما آقايان [مسئولان نظام] را وادار به کار [براي مردم و خدمت به آنها] کند.»8

زيربناي آرامش و سازندگي

 اتحاد و وحدت ملي زيربناي امنيت است. در حقيقت زيربناي آرامش و سازندگي و توليد در جامعه است و نقش مهمي در ايجاد رفاه اجتماعي و تأمين اطمينان خاطر مردم براي فعاليت هاي روزمره و  برنامه ريزي براي آينده دارد که به فرموده مقام معظم رهبري : «امنيت به نظر من، در درجه اول حقوق مردم است، احساس خود مردم هم همين است، يعني اگر محيط ناامن باشد هيچ خواسته و خوشي براي مردم باقي نمي ماند. لذا شما ديده‌ايد که گاهي در بعضي از ادوار تاريخ، مردم تن به قلدري يک قلدر با همه  رنج ها و سختي‌هايش داده‌اند، براي اين که امنيت را در اختيار آنها بگذارد. پس امنيت، اين قدر مهم  است. امنيت يک مقوله اي است هم کاملاً واقعي و ملموس و هم بسيار گسترده.»9

 امنيت در بعد مرزي و شهروندي قابل بيان است که هر يک در جايگاه خود حائز اهميت است. در بعد منافع ملي، امنيت ملي حافظ ثبات و اقتدار نظام است که هر قدر کشوري از توانايي ها و امکانات لازم براي دفاع برخوردار باشد و آماده باشد بهتر مي تواند در حفظ اصول و ارزش ها و منافع ملت خويش در عرصه نظام بين الملل گام بردارد. چنان که اسلام نيز در اصول و محتواي خويش به اين نکته اشاره کرده است و در قرآن در سوره انفال آمده است : «و اعدوالهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدوالله....» براي مبارزه با کفار، آذوقه و تسليحات و ادوات جنگي فراهم آوريد و امکانات لازم را براي رويارويي داشته باشيد.

 زيرا آمادگي دفاعي و «مقوله بسيار مهم امنيت [است که]، پيش نياز اساسي هرگونه پيشرفت علمي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي است و سپاه و ارتش، بسيج و نيروي انتظامي به تناسب وظايف خود در تأمين اين نياز فوق العاده مهم ملت و کشور، نقشي بي نظير بر عهده دارند.10» در دوران جنگ تحميلي و تهاجم استکبار جهاني به انقلاب و ارزش هاي آن شاهد بوديم که تنها در دفع متجاوز  و حفظ امنيت مرزي کشور، وحدت ملي توانست طمع خام انديشان استکباري و يارانش را دفع سازد.

جنگ تحميلي، وجود شرايط مخاطره آميزه در عرصه نظام بين الملل عليه انقلاب اسلامي، تبليغات و جنگ رواني عليه انقلاب و ارزش ها و اصول آن طراحي و اعمال حمايت هاي همه جانبه از عراق  عليه ايران، اجراي طرح هاي داماتو، ايران گيت، محاصره هاي اقتصادي و تحريم ايران از همان ابتداي پيروزي انقلاب آغاز شد که به علت معارضه عميقي که ميان منافع ملي ايران با استکبار جهاني به وجود آمد امنيت ملي مورد هجوم قرار گرفت و جنگ نابرابري آغاز شد که تاکنون در گذر زمان به شيوه هاي گوناگوني ادامه دارد.

در اين ميان مهم ترين چالش منافع ملي ايران با غرب، تهاجم فرهنگي است که آمريکا و غرب عليه انقلاب از سال ها پيش آغاز کرده اند: «امروز دشمن از همه روش ها دارد استفاده مي‌کند، امروز هزاران سايت فعاليت مي کنند و هدف عمده آنها اين است که تفکرات اسلامي و به خصوص تفکرات شيعي را مورد تهاجم قرار بدهند. تهاجم [همه‌جانبه] هم تهاجم استدلالي نيست، از روش هاي تخريبي  و از روش هاي روانشناسانه و غيره استفاده مي کنند.»11

انتخابات در سال اتحاد ملي

 حفظ وحدت و دوري از تفرقه از اصول اساسي است که موجب «اتحاد ملي» مي شود و بالعکس عدم توجه به عوامل وحدت، تفرقه و تضاد را به همراه مي آورد که به جاي ايجاد همگرايي، واگرايي  را به دنبال مي آورد که در اين ميان مي توان به تلاش هاي مذبوحانه دشمن در ايجاد اختلاف ميان قوميت ها و طوايف خاص، ايجاد نااميدي در ميان مردم، تضعيف خودباوري و اعتماد به نفس مردم، ترجيح  منافع شخصي و جناحي بر منافع ملي، بي اعتماد کردن مردم نسبت به مسئولين و دولت مردان  نظام جمهوري اسلامي، ترويج تحجر و مقدس‌مابي به نام دين و دين باوري، ايجاد منيت ها و بدبيني در ميان مردم و مسئولين، اشاره کرد که هر يک از اين عوامل آفت هاي بزرگي هستند که اتحاد ملي را تهديد و واگرايي ها و سرخوردگي ها را تهديد مي کند. چنان که پيامبر گرامي اسلامي فرمودند : الجماعه رحمه و الفرقه عذاب : وحدت مايه رحمت و تفرقه موجب عذاب است.»12

و از آنجا که يکي از موضوع هاي  مهم سياسي در ايران  و بخصوص در امسال ، برگزاري انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي است، دشمن با توجه به حساسيت جايگاه مجلس، با تهديدها و تحريک ها مي تواند زمينه هاي نفوذ و تخريب و تهديد عليه نظام را افزايش دهد. بنابراين نيروهاي مؤمن و معتقد به ايران اسلامي اگر زمينه ها و روزنه هاي نفوذ را نشناسند و راه هاي تخريب فرهنگي دشمن را ندانند، قطعاً نظام ضربه خواهد خورد. به خصوص در طول انقلاب شاهد بوديم که هنگام حضور مردم در صحنه هاي حماسي، دشمن از تمام توان خود در بعد داخلي و خارجي استفاده مي کند تا ضربه نهايي را بر پيکر انقلاب وارد سازد و به ظن خويش براندازي نظام را نظاره گر باشد.

 چنان که رهبري در يکي از بيانات خود در مورد انتخابات فرمودند : «مسائل کشور ما دو نوع است؛ مسائل عام و هميشگي و مسائل موسمي ؛ دشمن براي ضربه زدن به کشور و نظام اسلامي، هم از وسايل عام و هميشگي و هم از وسايل موسمي استفاده مي کنند. دشمن در هر فصلي ملاحظه مي کند که چه کار بايد کرد، مثلاً نزديک فصل انتخابات چه کار بايد کرد. البته دشمن که مي گوييم هميشه دستگاه جاسوسي آمريکا نيست، گاهي سرنخ در دست آنهاست، اما بازيگران کساني هستند که گاهي خودشان هم نمي فهمند بازي خورده اند و دارند به اشاره دست چه کسي حرکت مي کنند.»13

به خصوص با موسم انتخابات اين حملات شدت مي گيرند. در نزديک انتخابات «مسأله آفريدن  التهاب سياسي است، مردم را از لحاظ سياسي دچار التهاب کردن، نگران کردن، سرگرم مسائل کوچک کردن، به جان همديگر انداختن جناح ها، مسائل کوچک را بزرگ کردن، اين جزو برنامه‌هاست، مي‌خواهند کاري کنند که فضاي کشور، فضاي تب آلود بشود.»14

 از اين رو گروه‌ها و احزاب و کانديداهاي انتخابات مجلس شوراي اسلامي بايد با نگرش جدي به اهداف نظام و طرح مسائل و برنامه‌هايي که در راستاي منافع ملي و مصالح عمومي جامعه باشد، وارد صحنه انتخابات شوند و بدانند که استکبار و عوامل داخلي از توطئه عليه امنيت ملي و منافع ملي انقلاب دست برنداشته اند و با شيطنت و طرح مسائل حاشيه اي و انحرافي و سياه جلوه دادن فضاي انتخابات سعي در آتش افروزي دارند. که بايد مورد توجه کانديداها و مردم قرار گيرد.

نتيجه

با توجه به موقعيت حساس جمهوري اسلامي و تلاش دشمنان در اقدام هاي براندازانه در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي ضروري است مردم با حضور مقتدرانه خود و کانديداهاي انتخابات مجلس شوراي اسلامي با آگاهي و هدف گذاري منافع ملي و برنامه ريزي با توجه به فرهنگ ديني جامعه، طرح ها و برنامه هاي خود را ارائه کنند تا بتوانند در صحنه نظام بين الملل در جهت تحقق مطالبات و خواسته هاي مردمي، با حفظ وحدت و انسجام ملي در جهت منافع و مصالح ملي گام بردارند و بستر پيشرفت و توسعه همه جانبه را براي مردم و نظام اسلامي هموار سازند.

 

  پي‌نوشت‌ها:

1- جليل روشندل، امنيت ملي و نظام بين المللي، تهران : سمت، 1374، ص 33

2- امام خميني(ره)، صحيفه نور، ج 4، تهران : وزارت ارشاد اسلامي، 1364، ص 124

3-  روزنامه کيهان، 10/4/82

4-  نهج البلاغه، خطبه 29

5- جليل روشندل، همان، ص 38

6- امام خميني(ره)، صحيفه نور، ج 12، ص 17

7- غلامرضا علي بابايي، فرهنگ سياسي، ج 1،چ دوم، تهران، ويس، 1369، ص 340

8-  روزنامه کيهان، 7/4/82

9- بيانات مقام معظم رهبري در 26/11/79

10-  سوره انفال، آيه 60

11-  بيانات مقام معظم رهبري در 16/2/84

12- متقي الهندي،کنزالعمال، ح 20242

13- همان پيشين

14-  بيانات مقام معظم رهبري در 26/11/79

 

سه‌شنبه 21 اسفند 1386 - 16:2


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری