يكشنبه 5 خرداد 1398 - 5:37
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

سميه امرالله

 

پرتوي از انوار آفتاب خراسان عالم آل محمد (ص)

 

فضائل و مكارم اخلاقي امام رضا (ع)

انس با قرآن: ابراهيم بن عباس رابطه حضرت علي‌بن موسي‌ (ع) با قرآن را چنين توصيف مي‌كند: در تمام سخنان حضرت رضا(ع) و پاسخ‌هاي او به سؤالات افراد استنادهاي گرامي برگرفته شده از قرآن بود و هر سه روز يك ختم قرآن مي‌كرد و مي‌فرمود: اگر بخواهم در كمتر از سه روز هم مي‌توانم ختم كنم. وليكن به هنگام تلاوت آن به هيچ آيه‌اي بر نمي‌خورم مگر آنكه در آن مي‌انديشم كه چه وقت و در چه موردي نازل شده است، از اين رو، هر سه روز يك بار ختم قرآن مي‌كنم.

رجابن ضحاك نيز در اين باره مي‌گويد: علي‌بن موسي (ع) شب به هنگام قرار گرفتن در بستر، بسيار قرآن تلاوت مي‌كرد و چون به آيه‌اي بر مي‌خورد كه درباره بهشت يا دوزخ بود، مي‌گريست و از خداوند بهشت را درخواست مي‌كرد و از آتش جهنم به او پناه مي‌برد.

علت اين تأمل حضرت نسبت به قرآن آن بود كه ايشان قرآن را ريسمان محكم الهي و هدايتگر انسان و «صراط مستقيم» و بهشت مي‌دانستند.

زهد و ساده زيستي: زهد و ساده زيستي صفت تمام انسان‌هاي كمالجو است و ما در دعاي ندبه مي‌خوانيم: «بعد از آنكه زهد در مقامات و درجات و زيب و زيور اين دنياي پست را بر آنان (اولياي خود) شرط كردي،‌ آنان نيز بر اين شرط پايبند شدند» امام رضا با تمام امكاناتي كه داشتند به اين اصل پايبند بودند. چنانچه سرسخت‌ترين دشمن ايشان يعني مأمون هم به اين صفت حضرت اعتراف كردند و وجود اين صفت را در آن حضرت يكي از نشانه‌هاي شايستگي او براي منصب خلافت دانسته و خطاب به حضرت مي‌گويد: «اي فرزند رسول خدا(ص)، من، دانش، فضيلت، زهد،‌ تقوا، مقام بندگي شما را خوب مي‌شناسم؛  بر اين اساس شما را براي منصب خلافت شايسته‌تر از خود مي‌دانم.

امام هم در پاسخ مأمون فرمودند: به بندگي خدا افتخار مي‌كنم و به وسيله زهد در دنيا آرزومند رهايي از شر دنيا هستم و در پرتو ورع و پارسايي ا زمحرمات اميد دستيابي به غنيمت‌هاي الهي را دارم، و با فروتني در دنيا اميد رفعت و بلند مقامي نزد خدا عزوجل را دارم. ابو عباد مقام زهد و ساده زيستي حضرت را اين چنين توصيف مي‌كند: حضرت رضا(ع) در تابستان بر روي حصيري مي‌نشستند و در زمستان بر روي گليم و لباس‌هاي زبر و خشن به تن مي‌كرد ولي هنگامي‌ كه در برابر مردم ظاهر مي‌شد خود را براي آنان مي‌آراست (و از لباس‌هاي عادي كه مردم مي‌پوشيدند استفاده مي‌كرد.).

 موضعگيري امام در برابر بستگان فاسد

امام رضا (عليه‌السلام) زماني كه در يكي از بستگان خود خلاف و انحرافي در مسائل اعتقادي و سياسي مي‌ديد، تذكر مي‌دادند، انتقاد مي‌كردند و موضع مي‌گرفتند. به خاطر همين بستگان حضرت هيچ‌وقت نمي‌توانستند از موقعيت‌ خويشاوندي خود سوء استفاده كنند، زيرا امام اين اجازه را به آنها نمي‌داد و حتي بعضي را طرد و يا افشا مي‌كردند تا امر بر مردم مشتبه نشود و مردم خلاف‌هاي ايشان را به حساب امام رضا(ع) نگذارند.

براي نمونه به يكي از اين برخوردها اشاره مي‌كنم:

زيدبن موسي- برادر امام رضا (عليه‌السلام)- در مدينه خروج كرد و دست به كشتار مردم و آتش زدن خانه‌هاي بني‌عباس زد. از اين جهت به «زيدالنار» (زيد آتش‌افروز) معروف بود. مأمون كساني را در پي او فرستاد. او را گرفتند و نزد مأمون آوردند. مأمون گفت: او را پيش امام رضا (عليه‌السلام) ببريد. چون او را نزد امام بردند امام رو به او كردند و فرمودند: اي زيد! آيا سخن سفلگان كوفه مغرورت كرده است كه گفته‌اند: فاطمه (عليه‌السلام) چون عفاف ورزيد، خداوند ذريه او را بر آتش حرام كرد؟ اين سخن (بر فرض صحت) درباره حسن و حسين(عليه‌السلام) است. اگر خيال مي‌كني كه گناه كني وارد بهشت مي‌شوي و موسي‌بن جعفر (عليه‌السلام) هم كه اطاعت خدا را كرده وارد بهشت مي‌شود، پس با اين حساب تو نزد خدا گرامي‌تر از موسي‌بن جعفر هستي؟

به خدا سوگند، هيچ كس به پاداش نمي‌رسد مگر در پرتو اطاعت او. اگر مي‌پنداري كه تو با معصيت خدا به پاداش مي‌رسي، گمان بدي كرده‌اي! زيد گفت: من برادر تو و پسر پدرت هستم. حضرت فرمود: تو تا وقتي برادر مني كه در اطاعت خداي متعال باشي. نوح به خدا عرض كرد: پسرم از خانواده من است و وعده تو راست مي‌باشد و تو از همه حكم كنندگان برتري. خداوند فرمود:

اي نوح! او از خاندان تو نيست؛ او عمل غير صالحي است. خداوند او را به خاطر معصيتش از خاندان نوح اخراج كرد.1

خلق و خوي محمدي حضرت رضا(عليه‌السلام)

ابراهيم‌بن عباس در اين باره مي‌گويد:

هرگز نديدم كه حضرت رضا (عليه‌السلام) با سخنش به احدي جفا كند.

هرگز كلام كسي را قطع نمي‌كرد تا از سخن فارغ شود.

هرگز در حضور ديگران پايش را دراز نمي‌كرد.

هرگز غلامان و خدمتكاران را فحش و ناسزا نمي‌گفت.

هرگز در حضور كسي آب دهانش را روي زمين نمي‌انداخت، قهقهه سر نمي‌داد و خنده‌اش تبسم بود.

در خلوت و تنهايي، سفره‌اش را مي‌گسترد و همه غلامان، حتي دربان و كارپرداز خانه را هم بر سر سفره مي‌نشاند.2

چه كسي مؤمن واقعي است

دلهاث، خادم امام رضا (عليه‌السلام) مي‌گويد: از حضرت رضا (عليه‌السلام) شنيدم كه فرمودند: مؤمن، مؤمن واقعي نخواهد بود مگر آنكه داراي سه خصلت باشد، سنتي از پروردگارش و سنتي از پيامبرش و سنتي از امام و ولي‌اش داشته باشد،‌ سنت پروردگارش عبارت است از راز داري، خداوند مي‌فرمايد: «داناي غيب اوست و هيچ كس را بر غيبتش آگاه نمي‌سازد. مگر رسولاني كه آنان را برگزيده است». سنت پيامبرش مدارا كردن با مردم است. خداوند پيامبر من را به مدارا كردن با مردم دستور داده و فرموده‌است: «با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذير و به نيكي‌ها دعوت نما و سنت ولي‌اش صبر و پايداري به هنگام گرفتاري و خسارت‌هاست.» 3

 علم امام رضا

1-    علم به لغات گوناگون: ابوصلت هروي مي‌گويد: حضرت رضا(ع) با مردم به زبان‌هاي آنان سخن مي‌گفت. سوگند به خدا، او فصيح‌ترين و داناترين مردم به هر زبان و لغتي بود. روزي به آن حضرت گفتم: اي فرزند رسول خدا! من از معرفت و آگاهي تو نسبت به اين لغات با همه اختلافشان در شگفتم، حضرت فرمود: اي اباصلت! من حجت خدا بر مردمانم. خدا حجتي بر مردم قرار نمي‌دهد كه زبان‌هاي آنان را نداند؛ آيا اين سخن اميرمؤمنان (ع) به گوش تو نرسيده كه به ما«فصل الخطاب» عطا شده‌است؟ آيا «فصل الخطاب» جز با شناخت لغات و زبان‌هاست.

و در روايت آمده كه غلامان و خدمتكاران امام رضا(ع) را مليت‌هاي مختلفي تشكيل مي‌داد و حضرت با همه آنها با زبان خود آنان سخن مي‌گفت.

2-    آگاهي از غيب: علم غيب دو گونه است:‌1- علم به حقايق تحقق يافته در گذشته يا حال كه شخص هيچ راه و وسيله‌اي براي كشف حقيقت و دستيابي به آن در اختيار ندارد و علم به امور حقايقي كه در آينده تحقق پيدا خواهند كرد. امام رضا (ع) به اذن خداوند به هر دو بخش از غيب آگاه بود. در اينجا به نمونه‌اي اشاره مي‌كنيم:

سعيد بن سعد گويد: حضرت رضا(ع) به مردي نظر كرد و فرمود: اي بنده خدا، هر وصيتي داري بكن و آماده امري باش كه گريزي از آن نيست. وي، سه روز پس از اين سخن امام (ع) درگذشت.

3-    آگاهي از راز دل افراد: راوي، احمدبن احمد مي‌گويد: نامه‌اي به محضر امام رضا (ع) نوشتم و با خود گفتم: آنگاه كه بر او وارد شدم از اين آيات مي‌پرسم (سپس چند آيه را ياد مي‌كند). امام رضا (ع) نامه مرا پاسخ گفت و در آخر پاسخ آياتي را نيز كه من در دل گذرانده بودم نوشته بودند...

سليمان جعفري روايت مي‌كند: در محضر امام رضا (ع) بودم و خانه پر از جمعيتي بود كه از آن حضرت درباره مسائل مختلف مي‌پرسيدند و او به همه آنها پاسخ مي‌داد. من در دلم گذراندم كه شايسته است اين امامان در زمره پيامبران قرار گيرند.‌ امام (ع) مردم را رها كرد و متوجه من شدند و فرمودند: اي سليمان! امامان (ع) بردباران و دانشمنداني هستندكه فرد جاهل آنان را پيامبر مي‌داند، در حالي كه پيامبر نيستند.4

اهميت نماز از ديدگاه امام رضا (ع):

 امام رضا (ع) در مورد علت وجوب نماز مي‌فرمايد: اگر كسي بپرسد چرا نماز واجب شده‌است: در جواب گفته‌ مي‌شود: در نماز اقرار به مالكيت خداوند است، و اين صلاح و مصلحت عموم است، زيرا در آن رها كردن معبودان ديگر و پا زدن به همه آنها و ايستادن در پيشگاه خداوند جبار است با كمال كوچكي و اظهار ذلت نيازمندي خضوع و خشوع و اعتراف به بندگي و طلب بخشش از گناهان گذشته و پيشاني گذاشتن بر روي خاك هر روز و هر شب تا اينكه انسان هميشه به ياد خدا باشد و او را فراموش نكند،‌ و در پيشگاه خدا،‌ خاشع و ترسان و ذليل و طالب و مايل، افزوني دين و دنياي خود باشد،‌ به علاوه انزجار از گناه و تباهي كه در آن است. اين عمل در شبانه روز تكرار مي‌شود تا انسان خدا و خالق خود را فراموش نكند و به سركشي و طغيان دچار نشود و اينكه عبادت او را از ارتكاب گناه باز مي‌دارد.5

اخلاق و رفتار امام رضا(ع)

ابراهيم بن‌عباس مي‌گويد: هيچ گاه نديدم كه امام رضا (ع) در سخن بر كسي جفا ورزد و نيز نديدم كه سخن كسي را پيش از تمام شدن قطع كند، هرگز نيازمندي را كه مي‌توانست نيازش را برآورده سازد رد نمي‌كرد. وقتي سفره غذا پهن مي‌شد همه افراد خانه حتي دربان و مهتر را بر سر سفره مي‌نشاند و آنان همراه با امام غذا مي‌خوردند، شب‌ها كم مي‌خوابيدند و بيشتر بيدار بودند.

آمده است كه شبي امام(ع) ميهمان داشتند. در ميان صحبت چراغ خراب شد،‌ ميهمان امام دست پيش آورد تا چراغ را درست كند، امام نگذاشت و خود اين كار را انجام داد و فرمود: ما گروهي هستيم كه ميهمانان خود را به كار نمي‌گيريم.6

سكوت و حفظ اسرار: ابو نصربزنطي مي‌گويد: حضرت رضا (ع) فرمود از علامات فقه حلم و بردباري و علم و دانش و سكوت و دم فرو بستن و حفظ اسرار است. سكوت يكي از درهاي حكمت بوده و ايجاد محبت مي‌كند و به همه نيكي‌ها رهنما است.

صله ارحام: محمد بن عبيدالله گويد كه امام رضا (ع) فرمودند: اگر مردي از عمرش سه سال مانده باشد و او صله رحم انجام دهد خداوند عمر سه ساله او را به سي‌ سال تبديل مي‌كند و مشيت خود را به كار مي‌بندد.

حضرت از قول پدرانش كه آنها هم از قول امام نقل مي‌كنند كه: هر كس دوست دارد مرگش به تأخير بيفتد و روزي‌اش زياد گردد بايد صله رحم را بجا آورد.

حسن ظن: محمدبن اسماعيل بن بزيع مي‌گويد: حضرت رضا(ع) فرمودند: به خداوند حسن ظن داشته باشيد، زيرا خداوند مي‌فرمايد: من در نزد گمان بنده مؤمن خود هستم، اگر گمان او خير باشد پاداش او هم خير خواهدبود و اگر او شر باشد پاداش او هم شر خواهد بود.

احاديثي از حضرت امام رضا(ع)

1-    من اخلاق الانبياء التنظف. (نظافت از اخلاق پيامبران است)

2-    الايمان اداء الفرائض و اجتناب المحارم. (ايمان انجام دادن فرايض و دوري كردن از محرمات و زشتي‌ است)

3-    الصمت باب من  ابواب الحكمه. (سكوت بابي از ابواب حكمت است)

4-    التردد  الي الناس نصف العقل. (معاشرت با خلق نيمي از خرد است)

5-    ليس بخيل راحه و لا يحسود لذه. (راحتي در بخل نيست و حسادت لذتي ندارد)

6-    ليس منا من لم يا ن جاره بوائقه. (از ما نيست كسي كه همسايه از او ايمن نباشد)7

پي‌نوشت‌ها:

1-    رفيعي/ علي/ تاريخ زندگاني ائمه معصومين (ع) زندگاني امام رضا/ تهران/ موسسه تحقيقاتي،‌ انتشاراتي فيض كاشاني،‌134، چاپ اول، اسفند/ ص 46، 33، 31

2-    همان، ص51

3-    همان، ص55

4-    همان ص 74 تا 73-75

5-    اكبري/ غلامرضا/ اهميت نماز/ تهران/ موسس فرهنگي انتشاراتي الشمس/ 1375/ ص 24-23

6-    هيئت تحريريه موسسه در راه حق/ پيشواي هشتم/ قم/ موسسه در راه حق/ تابستان 1369/ص12-13، عطاردي/ عزيزالله/ اخبار و آثار حضرت امام رضا (ع)/ تهران/ نشر كتابخانه صدر/ زمستان 1368، چاپ دوم/ صص 437-438-439-447

7-    مدير شانه‌چي كاظم/چهل حديث حضرت رضا(ع) به انضمام شرح حال و گزارش سياسي و فرهنگي دوران امام (ع) /  مشهد/ موسسه انتشارات آستان قدس رضوي/ تيرماه 1365.

                

 

 

چهارشنبه 15 اسفند 1386 - 14:11


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری