پنجشنبه 6 تير 1398 - 5:16
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

وقتي كه فيلم‌نامه ضعيف است

 

 

نقد فيلم «مصائب دوشيزه» (مسعود اطيابي)

«مصائب دوشيزه» مسئله مهمي را در پرورش درام به ما يادآوري مي‌كند. آن نكته مهم آن است كه نگاه‌هاي دراماتيك حتي‌المقدور بر حوادث تصادفي متكي نباشد و اگر هم عنصر تصادف در حوادث مهم داستان نقش دارد بايد توجيه دراماتيك داشته و محتمل الوقوع باشد. ارسطو در كتاب «فن شعر» در مورد عنصر تصادف در درام مي‌نويسد: «يك  غيرممكن محتمل الوقوع هميشه بر يك نامتقاعد كننده ترجيح دارد» ولي متأسفانه‌ در «مصائب دوشيزه» حوادث مهم داستان بر تصادف‌هايي نامتقاعدكننده متكي هستند.

اينكه تحول ژانت، دختر ارمني (با بازي بهنوش طباطبايي) اصولاً متكي بر يك حادثه تصادف باشد ما را به اين نتيجه مي‌رساند كه اگر تصادفي در كار نبود لاجرم تحولي هم وجود نداشت پس اين تحول كاملاً ناگهاني و تصادفي است. روندي كه دختر در تحول خود طي مي‌كند هم بسيار تصادفي به نظر مي‌رسد اينكه او با پسر مسلماني برخورد كند كه تصادفاً در كليسا نقاشي مي‌كند و تصادفاً از يك جانباز مسيحي مراقبت مي‌كند سلسله اين بي‌منطقي‌ها را كامل مي‌كند.

نكته مهم ديگري كه مسعود اطيابي در «مصائب دوشيزه» رعايت نكرده آن است كه برخي از گره‌هاي داستان به نحوي سردستي باز مي‌شوند، طوري كه تماشاگر احساس مي‌كند گول خورده است. اينكه موتور سواري كه دختر را تعقيب مي‌كند همان پسر مسلمان باشد يا كسي كه مدام به دختر تلفن مي‌كند به جاي پليس شخصي باشد كه كيف او را پيدا كرده، واقعاً جاي سؤال دارد چرا كه اين گره‌افكني‌ها و گره‌گشايي‌ها به هيچ‌وجه از لحاظ دراماتيك در فيلم نه تنها مفيد نيست بلكه زايد هم به نظر مي‌آيد. «مصائب دوشيزه» در برخي از صحنه‌ها از نظر درام‌پردازي بي‌منطقي‌هايي دارد كه هرگز حل نمي‌شود معلوم نيست كه ژانت چرا در رستوران به اين راحتي شناسنامه را دم دست نامزدش مي‌گذارد يا معلوم نيست كه در كليسا چرا پسر مسلمان (مهدي پاكدل) ناگهان غيب مي‌شود و ژانت را با جانبازي كه دچار حمله شده تنها مي‌گذارد.

صحنه‌هاي معنوي فيلم هم سازي جداگانه مي‌زنند و به جاي اينكه معنوي باشند به صحنه‌هايي ضد معنوي بدل شده‌اند. جانبازي را در اثر ازدحام عزاداران حسيني نمي‌توانند به موقع به بيمارستان برسانند و او مي‌ميرد. اينجا عامل اصلي مرگ جانباز ازدحام عزادارن محسوب مي‌شود ولي همين عزاداران با عزاداري خويش معجزه مي‌كنند و جانباز زنده مي‌شود البته اين ديگر نامش معجزه نيست بلكه جبران مافات است، به همين دليل اين سكانس بدل به نوعي نقص غرض شده است.

«مصائب دوشيزه» بيشترين ضربه را از درام‌پردازي ضعيف و نه چندان قابل قبولش خورده است. اطيابي بايد بيش و پيش از هر چيز دنبال يك فيلمنامه خوب باشد تا بعد بتواند در زمينه كارگرداني ذوق آزمايي كند.

 

سه‌شنبه 14 اسفند 1386 - 13:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری