چهارشنبه 29 آبان 1398 - 18:31
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

كاظم بازافكن
كارشناس ارشد فلسفه‌ غرب

 

وحدت نه يک مصلحت که يک معرفت است

 

راهکارهاي عملي وحدت

1)اولويت بندي نيازهاي اساسي جامعه

    يک جامعه نياز هاي فکري ـ اعتقادي  فراوان دارد که وظيفه پاسخ گويي به آن ها را عالمان ديني و روشنفكران متعهد آن جامعه بر عهده دارند. اين نياز ها برخي ثابت و برخي متغيرند، يعني در هر دوره اي يک سلسله ضرورت ها بيش از سايرين خود نمايي مي کنند که بايد بادقت ويژه و حس مسئوليت پذيري بالا آن ها را شناخت و در صدد رفع آن ها بر آمد.

   مرحوم  آيت الله بروجردي از آغاز مرجعيت خود به مسئله وحدت ميان فرق مختلف اسلامي توجه خاصي داشته و معتقد بودند سامان دادن به اين موضوع از وظايف ديني هر عالم شيعه و سني است. ايشان خطاب به عالمان شيعه مي گويد : «مسئله خلافت، امروز مورد نياز مسلمانان نيست که با هم دعوا کنيم. هر که بود امروز چه نتيجه اي به حال مسلمانان دارد؟ آنچه امروز به حال مسلمان مفيد است اين است که بدانند احکام را بايد از چه مأخذي اخذ بکنند».1

    به عبارت ديگر در يک تقسيم بندي، برخي از اين نيازها فقهي، برخي تاريخي، برخي فلسفي -کلامي، برخي سياسي و برخي حقوقي اند که بايد به فراخور حال و نياز مخاطب به آنها پاسخ داد.بنابراين محدود ساختن همه توان فکري جامعه به يک قسم از اين نيازها به معناي معطل گذاشتن ديگر نيازها‌ست و اين مي تواند براي جامعه مسلمانان بسيار خطر آفرين باشد. اجتماع به منزله يک انسان است که همه اميال و خواسته هاي آن بايد به درستي و بموقع برآورده شوند. بي توجهي به برخي و توجه بيش از حد به برخي ديگر مي‌تواند ميزان آسيب پذيري آن فرد و يا اجتماع  را بالا ببرد.

  2)گفت‌وگو

      يکي از مهمترين راهکارها جهت همگرايي مسلمانان، گفتمان علمي ميان آنها است. بدين معنا که نظريه پردازان و عالمان ديني فرق مختلف با طرح مباحث علمي و آشنايي با ديدگاه ها و مباني يکديگر مي توانند گام‌هاي مفيد و موثري جهت نزديکي هر چه بيش تر به هم بردارند.

   عدم آشنايي کامل فرق از اصول و مباني اعتقادي يکديگر موجب شده است که مسلمانان برداشت هاي نا درستي از هم داشته ونسبت به يکديگر بد بين باشند و در مواردي حکم تکفير و يا تفسيق يكديگررا صادر کنند و  زمينه هاي برخورد فيزيکي مسلمانان را فراهم آورند. به تحقيق مي توان گفت بيشتر تعصبات قومي و مذهبي ريشه در عدم شناخت از مباني فرق دارد. قرآن کريم به مسلمانان دستور اکيد مي دهد که با «جدال احسن» و گفت‌وگوي مسالمت آميز با اهل کتاب گفت‌وگو کنند و روابط خود را بر اساس اصول مشترک قرار دهند:

«ولا تجادلوا اهل الکتاب الا بالتي هي احسن الا الذين ظلموا منهم و قولوا آمنا بالذي انزل الينا و انزل اليکم و الهنا و الهکم واحد و نحن له مسلمون».2

و با اهل کتاب جز به شيوه اي که نيکو تر است مجادله نکنيد مگر کساني از آنها که مرتکب ستم شده اند و بگوييد : به آنچه بر ما و (به آنچه) بر شما نازل شده ايمان آورده ايم و خداي شما يکي است و ما همه فرمان برداريم.

 عدم آشنايي مذاهب و فرق از عقايد يکديگر سبب مي شود دشمنان داخلي و خارجي وآن ها که از تفرقه ميان فرق اسلامي سود مي برند موارد اختلاف برانگيز را پر رنگ تر کرده و مواردي را که موجب اتحاد بين مسلمانان مي شود ناديده گيرند.

3)محبت و خيرخواهي نسبت به يکديگر

   امام علي(ع) نسبت به همه مردم از موضع محبت و دوستي رفتار مي کرد. در نهج البلاغه امام (ع) خطاب به عثمان مي فرمايد:« آنچنان براي تو خير خواهي کردم که مورد اتهام قرارگرفتم».3

   هم چنين در تاريخ آمده است که خليفه دوم يکبار در جنگ با ايران و بار ديگر در جنگ با روم قصد رفتن به معرکه جنگ را داشت که امام علي(ع)  او را از تصميمش باز داشت و فرمود: «تو قطب هستي و اگر بروي اوضاع جامعه دگرگون مي شود، تو بايد بماني.»4

   اگر مسلمانان نسبت به يکديگر محبت داشته باشند و در غم و شادي هم تشريک مساعي کنند، مي توانند گام بلندي در راستاي وحدت جهاني بردارند.

4)عدم توهين و جسارت به اعتقادات يکديگر

   از مسئوليت هاي علماي شيعه و سني جهت وحدت ميان مسلمانان آن است که صراحتاً بر حرمت هر گونه اهانت يا تجاوز به جان، مال، ناموس و يا تکفير هر يک از فرق اسلامي تاکيد ورزيده و اين گونه اقدامات را به منزله هتك حرمت به ساحت تمام مسلمانان به شمار آورند.

    قرآن کريم در حرمت توهين به اعتقادات يکديگر و نهي از آن مي فرمايد:

«و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدواً بغير علم کذالک زينا لکل امه عملهم».5

    [هرگز به بت پرستاني که غير خدا را مي خوانند اهانت نکنيد زيرا آنان نيز به خداي شما از روي جهل اهانت مي كنند. اين چنين ما براي هر امتي عملشان را زينت داده ايم.]

   در جنگ صفين حجر بن عدي و عمربن حمق خزاعي بيرون آمدند و به اظهار تنفر و لعنت بر شاميان پرداختند. امام علي (ع) به ايشان پيام فرستاد: «از آن چه در باره شما گزارش مي دهند دست بکشيد و زود نزد من آييد. چون آن دو آمدند گفتند:يا علي! مگر حق با ما نيست؟ فرمود:چرا.  گفتند: مگر آنها باطل نيستند؟ فرمود: چرا. گفتند: پس از چه رو ما را از دشنام گويي به آنان بازمي‌داري ؟ امام علي(ع)فرمود:

«کرهت لکم ان تکونوا لعانين شتامين».6

[روا ندانستم بر شما که نفرين‌گر و دشنام‌گو باشيد].

     در حديث ديگري آمده است که شخصي به امام صادق(ع) عرض کرد:ما در مسجد فردي را ديديم که آشکارا به دشمنان شما دشنام مي داد وآن ها را لعنت مي کرد. امام(ع) فرمود: خدا آن دشنام گو را لعنت کند، زيرا او ما را در معرض فحش و دشنام مخالفين مان قرار مي دهد.

     ضرب المثل معروفي مي گويد: «کسي که در خانه شيشه اي نشسته است،هرگز به خانه ديگران سنگ پراني نمي کند»، يعني وقتي شما کاري را در جامعه پيش مي گيريد در واقع به نوعي آن را تبليغ مي کنيد و اجازه مي دهيد که ديگران هم بتوانند آن کاررا انجام بدهند.پس اگر انجام آن عمل را از سوي ديگران مي پسندي، به آن مبادرت کن، در غير اين صورت عملي غير اخلاقي مرتکب شده اي. امام علي(ع) خطاب به فرزندش امام حسن(ع) مي‌فرمايد:

   «يا بني اجعل نفسک ميزانا في ما بينک و بين غيرک. فاحبب لغيرک ما تحب لنفسک و اکره له ماتکره لها».7

        [اي پسرم، خود را مقياس قضاوت بين خود و ديگران قرار ده. آنچه را براي خود دوست مي داري براي ديگران نيز دوست بدار و آنچه را براي خود دوست نمي داري براي ديگران نيز دوست مدار.]

من شنيدم ز پير دانشمند

 تو هم از من به ياد دار اين پند

آنچه بر نفس خويش مپسندي

نيز بر نفس ديگري مپسند8

   اسلام هرگز از پيروان خود نخواسته است که با کوچک کردن، توهين كردن و تحقير ديگران به بزرگي وعظمت برسند. وظيفه ي مسلمانان است که ويژگي هاي مثبت اعتقادات خود را به جاي توهين  به مقدسات ساير اديان ومذاهب ذکر کنند. چنان که وقتي پيامبر اکرم(ص) مبعوث شدند  به جاي توهين به مقدسات ديگران فرمودند:«قولوا لا اله الا الله تفلحوا». زيرا با توهين و ناسزا گويي نمي توان کسي را از راهي باز داشت و يا به كاري دعوت نمود، بلکه اين کار بر عکس، تعصب آميخته با خشونت آن شخص را به بار مي آورد.

    هم چنين در روايتي امام صادق (ع) از پيامبر اكرم (ص) نقل مي کند که فرمود: «و لا تسبوا اهل الشرک.» مشرکان را فحش و ناسزا نگوييد.

5)دورانديشي

    مسلمانان در طول تاريخ همواره در چنبره در‌گيري‌هاي فرقه اي و اختلافات داخلي محصور بوده وا فق ديد خود را از مذهب،فرقه،قبيله يا حد اکثر کشور خويش فراتر نبرده و افق دور تر را نديده اند تا بتوانند از مواهب اتحاد وهمدلي خود بهره گيرند وخود را با نيروي عظيم و توانايي بالايي که دارند تقويت کنند. لذا شيعه ها همواره جدي‌ترين دشمن خود را اهل سنت و اهل سنت نيز بزرگترين دشمن خود را شيعه‌ها دانسته و هميشه در صدد ضربه زدن و توهين و جسارت به مقدسات يکديگر بوده اند، غافل از آن که دشمنان ديني آنها همچون يهود وصهيونيسم از اين فرصت ايجاد شده نهايت بهره را برده و با تضعيف هر دو مذهب هر روز سلطه خويش را بر جهان اسلام و مسلمانان بيشتر و بيشتر کرده‌اند.

     اگر روزي ملتهاي مسلمان دنيا با هم متحد شوند و به دور از اختلافات دست اتحاد و برادري به يکديگر دهند،مي توانند هر سدي را از جلوي راه خود بردارند و در برابر قدرتهاي کوچک و بزرگ از منافع مشترک ملل مسلمان دفاع کنند و حق سلطه گري بر خود را به هيچ کشوري ندهند.

6)توزيع عادلانه ارزش‌ها

  امام علي (ع) در فرمانش به مالک اشتر درباره رعايت حال مردم مصر مي‌فرمايد:« مهر‌باني بر خلق  ودوستي ورزيدن با آنان را براي دل خود پوششي گردان و همچون جانور شکاري مباش که خوردنشان را غنيمت شماري زيرا خلق دو دسته‌اند: دسته‌اي که برادر ديني تواند و دسته اي ديگر که در آفرينش با تو يکسانند9.

  در يک جامعه سالم (ديني)همه انسان‌ها اعم از شيعه و سني از حقوق شهروندي يکسان برخوردارند و منابع ثروتي و قدرتي بايد عادلانه ميان آنها توزيع شود تا هر کسي بتواند به آنچه لايق و شايسته آن است نايل گردد.

  حقوق شهروندي بيش از هر چيز راجع به حقوقي است که هر فرد به عنوان تابع يک دولت از آن بر خوردار است.مصاديق حقوق شهروندي بسيار زياد است و از حقوق برخورداري از مسکن، آموزش و بهداشت مناسب شروع شده و تا حقوقي از قبيل حق دادرسي عادلانه ادامه مي يابد.

   وقتي در يک جامعه شيعي يا سني گروه اقليت مي بيند که از حقوقي برابر و عادلانه با اکثريت برخوردار است و حاکميت،سياست عدالت محور خود را بطور يکسان براي همه انسان‌ها گسترده است،اين امر پيوند قلبي گروه ها ي اقليت و اکثريت را مستحکمتر کرده و آنها را بيش از پيش به يکديگر نزديک مي سازد. چنانکه امام علي(ع) در نامه اش به مالک اشتر او را ملزم به رعايت حقوق کامل انسان‌ها(با صرف نظر از اعتقاداتشان)کرده بود.

7)دوري از خرافات و دلبستگي‌هاي بي‌پايه

   يکي از عوامل ايجاد وحدت،پيرايش خرافات و دلبستگي‌هاي بي پايه و اساس از ساحت  مقدس مذهب است. خرافه‌زدايي نقش بسيار مهمي در سلامت مذهب و بالا بردن ظرفيت تعامل آن دارد. تعصب بر روي مظاهر غلط که جزو دين نيستند و از اوهام، خواب و آداب و رسوم محلي سرچشمه گرفته اند با جريحه‌دار کردن چهره دين و دينداران،راه را بر هرگونه اتحادي مي‌بندد.

  يکي از اين راه‌ها اعلام برائت شيعه از غلات و برائت اهل سنت از نواصب و دشمنان اهل بيت است که توهين به ائمه شيعه را  جزو عبادت مي‌دانند. در شيعه برخي از گروه‌هاي غلات مانند: کامليه، غرابيه، منصوريه، خطابيه و ذميه در خصوص ائمه شيعه بويژه امام علي(ع) دچار غلو  و افراط شده و  برخي مانند غرابيه او را تا مرز پيامبري (به‌جاي پيامبر اکرم) و خدايي بالا برده‌اند و برائت شيعه و سني از اين گروه هاي افراطي مي تواند در زدودن گرد خرافات و نسبت‌هاي ناروا به ساحت دين و در نتيجه نزديکي پيروان اين دو مذهب  به هم موثر باشد.

8)صدور فتاواي همگرايي

  بي ترديد صدور فتاواي مراجع شيعه و سني نقش بنياديني در جهت وحدت اسلامي دارند.همانگونه که تا بحال نقش مهمي در ايجاد اختلاف ميان مسلمان‌ها داشته اند. اگر مراجع شيعه و سني فتاواي وحدت بخشي مانند جواز شرکت مسلمانان در مراسم عبادي يکديگر، بي اشکال بودن عمل به فقه هم(در برخي موارد) صادر کننده، زمينه مساعدي  جهت همسويي مسلمانان فراهم مي شود.

   در زمان جمال عبدالناصر، شيخ محمود شلتوت (مفتي و رئيس دانشگاه الازهر مصر) يکي از کساني است که در فتواي معروف خود فقه شيعه و مذهب جعفري را  به عنوان يک مذهب رسمي و فقهي تائيد کرد وگام موثري در جهت نزديکي اهل سنت  به شيعه برداشت.متن فتواي شيخ محمود شلتوت چنين است:

1)اسلام بر هيچ يک از پيروان خود واجب نکرده که (در احکام عملي) از مذهب معيني پيروي کنند.ما مي گوييم هر مسلماني حق دارد در ابتدا از هر مذهبي که طبق مدارک صحيح نقل شده واحکام آن را در کتب مخصوص تدوين کرده اند،پيروي کند. همچنانکه کساني که از يکي از مذاهب (هر مذهبي که باشد) پيروي کردند، مي توانند به مذهب ديگري عدول کنند و هيچ گونه مانعي در اين قسمت نيست.

2)مذهب جعفري مشهور به مذهب شيعه اماميه اثني عشري از جمله مذاهبي است که مانند مذاهب اهل سنت شرعاً مي توان از آن تقليد کرد.

   بنابر اين شايسته است که تمام مسلمانان اين حقيقت را در يابند و از تعصب ورزيدن به مذاهب خاص خود داري کنند. چه اينکه دين خدا و آيين او تابع مذهب خاص و منحصر به مذهب معيني نيست. همه(پيشوايان مذاهب) مجتهدند و نزد خداوند متعال مقبولند و براي افرادي که اهل نظر و اجتهاد نيستند جايز است از آن ها تقليد کرده و به آنچه که در فقه خود مقرر داشته‌اند عمل نمايند و در اين باب فرقي بين عبادات و معاملات نيست.

تدوين آثار مشترک و برگزاري همايش‌هاي علمي

   تدوين آثار مشترک در قالب کتاب،مجله، روزنامه ونيز برگزاري جلسات و نشست هاي علمي و تبادل آرا ميان علماي مذاهب شيعه وسني، يکي ديگر از راهكارهاست. در اين آثار لازم است به عوامل وحدت‌بخش و يا اختلاف‌برانگيز پرداخته شود و راه‌هاي تقويت‌كننده و يا تضعيف‌كننده وحدت بطور مبنايي بررسي گردند.

    تدوين فقه مقارن و عقايد تطبيقي نيز مي‌توانند از محورهاي مهم آثار علمي مشترک باشند. چنانکه کتاب‌هايي مانند «الفصول المهمه» تأليف علامه شرف‌الدين و نيز انتشار مجله‌اي نظير «رساله التقريب» نقش بنياديني در زمينه‌سازي وحدت ميان شيعه و سني داشته اند. از سوي ديگر با تدوين فيلم‌ها، سريال‌ها، نمايشنامه‌هاي تلويزيوني، راديويي،سينمايي و تئاتر مي توان در جهت ايجاد وحدت  زمينه سازي کرد و اين قبيل آثار را جهت بهره گيري و آشنايي هر چه بيشتر مسلمانان، به زبانهاي زنده دنيا ترجمه نمود.

10)توجه به نقاط مشترک و  دشمن  مشترک

  يکي از عوامل بسيار مهمي که در جهان معاصر مي تواند موجب وحدت بين دو گروه شيعه و سني شود،توجه به نقاط مشترک يکديگر است.به يقين مسائل مورد اتفاق ميان اين دو مذهب بسيار فراوان تر از موارد اختلافي است، اما متأسفانه غالبا مسايل مورد اختلاف مورد توجه قرار گرفته و اعتقادات مشترک به‌كلي ناديده انگاشته شده اند.

توحيد،نبوت،معاد (اصول دين)و از سوي ديگر نماز، روزه، خمس، زکات، حج، جهاد، امربه معروف و نهي از منکر (فروع دين) قبله، قرآن و بسياري موارد ديگر از جمله چيزهايي هستند که مي توانند به عنوان عوامل مشترک ميان مسلمانان مطرح باشند که متأسفانه همه آنها به بوته فراموشي سپرده شده اند.

   اختلاف آن هم در خصوص موضوعي که به تعبير مرحوم آيت الله بروجردي زمان اهميت آن سپري گشته و ديگر موضوع روز مسلمانان  نيست، نبايد باعث ناديده گرفتن  اين همه مشترکات شود، زيرا اگر ما فقط يک موضوع مشترک هم مي داشتيم مي توانستيم بر سر آن اتفاق نظر کنيم، حال آن که ما عوامل مشترک فراوان داريم.

آن حکيمي گفت ديدم هم تکي

در بيابان زاغ را با لک لکي

در عجب ماندم بجستم حالشان

تا چه قدر مشترک يابم نشان

چون شدم نزديك و من حيران و دنگ

خود بديدم هر دوان بودند لنگ! 10

وقتي زاغ و لک لک (در اين شعر) که هيچ وجه مشترکي باهم ندارند بر سر تنها صفت لنگ بودن باهم وحدت مي کنند و اين نشان مي دهد که حتي يک عامل هم مي تواند باعث ايجاد اتحاد ميان موجودات شود، پس چرا ما مسلمان ها با وجود اين همه وجوه مشترک  با هم وحدت نکنيم؟

  البته استعمار‌گران هم در اين ميان بي کار نبوده و در ايجاد اختلاف کم و بيش نقش داشته اند. آنان با شعار  تفرقه بينداز و حکومت کن  سعي کرده اند ميان امت اسلام ايجاد شکاف کرده و از آب گل آلود ماهي بگيرند. بررسي هاي تاريخي نشان از وجود دست هاي مرموز استعمار در تفرقه افکني ميان ملل شيعه و سني دارد. آنها به انحاي مختلف کوشيده‌اند اين اختلافات را دامن زنند و آن را به عنوان حربه اي جهت نيل به مقاصد استعماري خود هميشه زنده نگه دارند.   

11) آشنايي با معارف اسلامي

  يکي از راهکارهاي وحدت، آشنايي مسلمانان با آموزه هاي ديني است. در آيات متعددي مسلمانان به همگرايي دعوت شده اند.11 در برخي از آيات همه مسلمانان برادران ديني هم خوانده شده و مرزهاي ملي و جغرافيايي ناديده گرفته شده اند :

 انما المومنون اخوه فاصلحوا بين اخويکم.12

[مومنان با يكديگر برادرند، پس بين برادران خود صلح دهيد.]

و نيز مي‌فرمايد:

و اعتصموا بحبل الله جميعاً و لا‌تفرقوا.13

[به ريسمان الهي چنگ بزنيد و متفرق نشويد.]

يکي از عوامل مهم اختلاف، فاصله‌گيري مسلمانان شيعه و سني از آموزه هاي ديني است.

پر واضح است به هر مقدار که آنان با توصيه‌هاي قرآن و روايات در خصوص وحدت و بهانه ندادن به دست دشمنان اسلام آشنا باشند، وجود اختلافات کوچک و جزيي هرگز نمي‌تواند از آنان براي هم دشمن بزرگ بسازد و امت يکپارچه را متفرق کند. شخصيت هايي مانند امام خميني (ره) و علامه شرف الدين(ره) بر اين باور بودند که جهت ايجاد وحدت اسلامي، آشنايي کامل مسلمانان با معارف ناب اسلامي لازم است. نکته قابل توجه آن است که يکي از موارد قانون اساسي جامعه التقريب بين مذاهب اسلاميه که در قاهره تشکيل شده آن بود که مسلمانان با معارف اسلامي بيش از بيش آشنايي يابند تا اختلافات ميان امت اسلام کاهش يابد.

12) اتخاذ تصميمات و سياست هاي مشترک

  يکي ديگر از راهكارهاي وحدت،  اتخاذ سياست‌ها و تصميمات مشترک توسط سران کشورهاي اسلامي به ويژه در حوزه‌هاي اقتصاد، سياست، ورزش، تبادل استاد، دانشجو، جهانگرد و... است. اينگونه ارتباطات گام مفيدي در جهت تحکيم دوستي ميان کشورها و ملت‌هاست. همچنين مي توان در صحنه‌هاي سياسي و بين المللي در برابر خواست کشورهاي سلطه‌گر و زياده‌خوا‌هي که چشم طمع به منافع کشورهاي اسلامي دارند به حمايت از يکديگر برخاست. اين امر هم اعتماد به نفس کشورهاي اسلامي را در ايستادگي مقابل قدرت‌هاي بزرگ بالا مي برد، هم جرأت و جسارت را از آن قدرت ها در تعرض به کشورهاي اسلامي سلب مي‌کند و هم فکر ايجاد اختلافات مذهبي (شيعه و سني) را از ذهن آنان دور مي سازد.

  يک ساختار سياسي فراگير و در بردارنده مصالح تمامي مسلمانان مي تواند مسايل و گرفتاري هاي آنان و از جمله مشکلات بر سر راه وحدت  شيعه و سني را تا حد قابل توجهي از ميان بردارد. تشکيل دبيرخانه دايمي با عضويت شخصيت هاي موجه شيعه و سني از سراسر جهان براي پيگيري، شناخت و بررسي چالش هاي وحدت و انسجام اسلامي و نيز ارايه راه حل براي آنها ضرورتي  انکار ناپذير است.

13) مصلحت

   اگرچه مايل نيستم از مصلحت چندان سخن بگويم ولي ناچارم به آن اشاره كوتا‌هي کنم، زيرا گاهي شرايط زماني ومکاني اقتضا مي‌کند كه انسان علي رغم ميل باطني‌اش تصميمات ويژه  بگيرد و از حق و حقوق خود بگذرد. گاهي سکوت کند و گاهي فرياد ؛ گاهي قيام کند و گاهي قعود و اين‌ها همه بسته به شرايطي است که به انسان تحميل مي شود و او به ناچار بدان ها تن مي دهد.

   يکي از آن مصالح آن است که مسلمانان به بهانه هاي مختلف دور هم جمع شوند و هر چيزي را که باعث خدشه دار شدن وحدت ميان آنها مي شود، کنار بگذارند. اگر بيش از يک ميليارد مسلمان جهان  با هم متحد شوند، سطح کارآمدي و اهميت آنان در نگاه بين‌الملل تا حد بسيار زيادي  افزايش يافته و ديد تحقير آميز کشورهاي قدرتمند به ملل مسلمان تبديل به احترام مي شود.

   مصلحت آن طور که برخي پنداشته‌اند به از بين رفتن هيچ اصل اعتقادي نمي انجامد به دليل اينکه توجه به اصل مصلحت خود يکي از اصول و قواعد اجراي احکام ديني و تطبيق آن در زمان ها و مکان هاي مختلف است. بعضي در مواجهه با مسئله وحدت شيعه و سني دچار سوء برداشت شده و گمان کرده اند براي وحدت لازم است هر يک از آن ها از اعتقادات خود دست برداشته و به ديگري بپيوندد. اين نوع برداشت دقيقاً همان چيزي است که دشمنان شيعه و سني آن را القا مي‌کنند. در حالي‌که مفهوم صحيح وحدت آن است که هر يک از طرفين با پذيرش واقعيت موجود يکديگر را باور کرده و به اعتقادات هم احترام بگذارند. مسئله اين است که اصحاب عقايد مختلف بايستي به وسوسه‌هاي دشمنان گوش نکنند، به جان هم نيفتند، بر سر و روي يکديگر نزنند و با سلاح احساسات همديگر را طرد نکنند.

   «مسئله اين نيست که شيعه يا سني عقايد يکديگر را قبول کنند. نه، هر کسي عقيده خودش را دارد،هر کسي تابع استدلال است و به هر عقيده‌اي رسيد درست است. مسئله اين است که مسلمانان بايد به وسوسه هاي دشمن گوش نکنند،به جان هم نيفتند، با هم دشمني نکنند و نسبت به هم کارشکني ننمايند.»14

   اگر ملل مسلمان برخي از تعصبات، احساسات کور و کج‌فهمي‌ها‌ي بي‌حاصل را کنار بگذارند و اندکي آينده‌نگر باشند و افراطيون و غلات را از خود برانند، به وحدت حقيقي دست يافته و به بزرگترين قدرت در عرصه جهاني تبديل خواهند شد.

 

پي‌نوشت‌ها:

1- مجله حوزه، شماره هاي 46، 43، ص 15، عبدالرحيم اباذري، آيت اله بروجردي، آيت اخلاص، تهران 1383، ص 65.

2- عنکبوت / 46.

3- نهج البلاغه، خطبه 240.

4- نهج البلاغه، خطبه 146.

5- انعام / 108.

6- شرح نهج البلاغه، ابن ابي حديد، ج12، ص 121 و 122.

7- تحف العقول، ابن شعبه الحراني، ص 74، سفينه البحار، ج 1، ص 41.

8- سعدي.

9- مجله رساله الاسلام، سال يازدهم، شماره سوم، محرم 1379، ص 228.

10- مثنوي.

11- آل عمران / 103.

12- حجرات / 10.

13- آل عمران / 13.

14- بيانات رهبر معظم انقلاب، 6 اسفند 1385.

 

 

چهارشنبه 1 اسفند 1386 - 13:16


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری