دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 - 12:52
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

كارنامه‌اي جمع‌ و جور و آبرومند

 

نگاهي به كارنامه فيلمسازي مسعود جعفري جوزاني به مناسبت بزرگداشت او در جشنواره فجر

مسعود جعفري جوزاني در سال 1327 به دنيا آمد. او پس از تحصيلات متوسطه به آمريكا رفت و از دانشگاه ايالتي سانفرانسيسكو در رشته كارگرداني فوق‌ليسانس گرفت. آن‌گاه چند فيلم كوتاه، از جمله «پرواز را فراموش نكن» (1352)، «در قفس» (1353) و «آغاز» (1354) را در آمريكا كارگراني كرد.

مسعود جعفري جوزاني در سال 1357 به ايران بازگشت و در سال 1358 فيلم كوتاه «به سوي آزادي» را براي سيماي جمهوري اسلامي ايران ساخت. سپس او دو فيلم كوتاه انيميشن ساخت. «جاده‌هاي سرد» (1364) نخستين فيلم سينمايي جوزاني بود كه در زمان خود بسيار مورد توجه قرار گرفت. «جاده‌هاي سرد» وقتي روي پرده آمد از يك طرف با فروش غيرمنتظره‌اش همه را غافلگير كرد و از سويي ديگر با سادگي دلنشيني كه داشت، مورد توجه اكثريت واقع شد. مسعود جعفري جوزاني موفق شده بود كه سادگي فطري و غريب شخصيت‌هاي روستاي پرت افتاده‌اش را به حال و هواي فيلم نيز منتقل كند. فيلم در زمان ساختش يكي از چند فيلم ايراني بود كه ركورددار حضور در جشنواره‌ها و هفته‌هاي فيلم‌ ايران در ممالك مختلف شد. نخستين جشنواره‌اي كه فيلم در آن شركت كرد، بخش پانوراماي جشنواره برلين در سال 1978 بود  و بعدها در جشنواره مونرال در همان سال و دو جشنواره هنگ كنگ و هاوايي در سال 1988 و جشنواره تايپه (تايوان) در سال 1989 شركت كرد. همچنين فيلم در هفته فيلم ايران در شهرهاي داكا (بنگلادش)، اسلام‌آباد و لاهور در پاكستان و دمشق در سوريه و جشنواره سينمايي ايران كه از 19 مهرماه 1368 در سينما اتوپيايي پاريس برگزار شد، نيز به نمايش درآمد.

فيلم «جاده‌هاي سرد» از روي فيلم‌نامه‌اي نوشته سيامك تقي‌پور بر اساس داستان «اگه بابا بميره» نوشته رضا رهگذر ساخته شده است.

آنچه «جاده‌هاي سرد» را براي تماشاگران ايراني و خارجي جذاب كرده بود موضوع جالب آن درباره جدال آدم‌هايي با هويت و طبيعتي ستيزه‌جو بود كه اين موضوع جذاب در كنار سادگي فيلم قدرتش افزون‌تر و جذاب‌تر مي‌شود. مسعود جعفري جوزاني با پرداخت شاعرانه فيلم به زيبايي روح زندگي را در جاي جاي مكان‌هايش مي‌دمد. «جاده‌هاي سرد» از لحاظ فضاسازي، پرورش شخصيت‌ها، از نخستين فيلم‌هاي خوب پس از انقلاب محسوب مي‌شود.

«شيرسنگي» (1366) فيلم بعدي جوزاني بود كه نوعي وسترن ايراني با مايه فروپاشي نظام ايلي ايران بود. فيلم رو در رويي مرداني را تصوير مي‌كند كه روزگاري در يك سنگر و به سوي يك دشمن تير انداخته‌اند و رابطه‌شان با هم يك پيوند عميق تاريخي است.

نگاه فرهنگي و فولكلوريك مسعود جعفري جوزاني در فيلم «شيرسنگي» به ايل بختياري ارزشمند و هنرمندانه است. حس غربت جاري در فيلم (غم علي‌يار با بازي زيباي علي نصيريان، سوز دل پيرمردي كه عمري دل به ساختن شيرسنگي خوش داشته) بسيار تأثيرگذار است و اين مضامين مؤثر همگي در ساختاري ساده و دلنشين به تماشاگر عرضه مي‌شود.

به غير از شخصيت علي‌يار (با بازي نصيريان) كه به جذاب بودن آن اشاره‌ شد از نظر پرداخت شخصيت، كاراكترهاي نامدار (با بازي عزت‌الله انتظامي) و اسفنديار (با بازي حميد جبلي) هم داراي پرورش مناسبي هستند. نامدار نقش نوعي مياندار در بين ديگر شخصيت‌ها را دارد و در خلأ بين دو قطب متخاصم داستان سرگردان است. او نماينده ايلاتي خود باخته و هويت از دست داده است.

ضعف شخصيتي نامدار را پسرش اسفنديار جبران مي‌كند كه با كشتن عامل اصلي فتنه، عشق و غرور ايلاتي را به نمايش مي‌گذارد. شخصيت‌پردازي اسفنديار غافلگير كننده است، چرا كه اسفنديار ريز نقش و عاشق‌پيشه در پايان سر از خون و حماسه درمي‌آورد. او پس از كشتن عامل‌فتنه بار ديگر تفنگش را زمين مي‌گذارد، چون دشمن اصلي را به هلاكت رسانيده و براي خود دشمن ديگري نمي‌يابد.

مسعود جعفري جوزاني در برخورد با تعارض سنت و تجدد نگاه بي‌طرفانه و عادلانه‌اي دارد. او در ساخت و پرداخت فيلم نيز دقت زيادي به كار بسته بود. كيفيت تكنيكي «شيرسنگي» حرفه‌اي‌تر از «جاده‌هاي سرد» بود. مسعود جعفري جوزاني براي فيلم «شيرسنگي» جايزه بهترين فيلم‌نامه‌ را از پنجمين جشنواره‌ فيلم فجر (1365) به دست آورد.

جوزاني در فيلم «در مسير تندباد» (1368) باز هم موضوع مشابه «شير سنگي» را دستمايه كار قرار دارد. «در مسير تندباد» با پرداختن به تاريخ اجتماعي ايران در نيم‌قرن پيش و روابط و مناسبات ايلي و عشايري مانور سينمايي جوزاني براي بخش خصوصي بود. «در مسير تندباد» فيلم پر حادثه و پر خرجي است كه تا حدودي تماشاگران را سرگرم مي‌كند.

فيلم داراي صحنه‌هاي عظيمي پر از سياهي لشكر و دكور است. اما جوزاني مي‌توانست بهتر از اين امكانات بهره‌بگيرد. مسئله‌اي كه مانع مي‌شود «در مسيرتندباد» از فيلمي متوسط به فيلمي‌ خوب ارتقا پيدا كند عدم انسجام فيلم‌نامه آن است.

فيلم آنقدر پر شخصيت است كه در انتها تماشاگر در ميان حدود بيت شخصيت اصلي فيلم سرگردان مي‌شود و آخر سر تماشاگر رشته داستان از دستش در مي‌رود. با اين وجود هر چند «در مسير تند باد» به پاي فيلم خوب «شيرسنگي» نمي‌رسد ولي جوزاني نشان مي‌دهد كه از پس يك پروژه پرخرج و صحنه‌هاي عظيم آن تا حدود زيادي برمي‌آيد.

فيلم «در مسير تند باد» در هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر (1367) جايزه بهترين فيلم را دريافت كرد.

«يك مرد، يك خرس» (1372) و «دل و دشنه» (1374) فيلم‌هاي بعدي مسعود جعفر جوزاني براي او موفقيت‌آميز نبودند چرا كه اين فيلم‌ها هم از جانب داوران جشنواره و منتقدان و كارشناسان سينمايي با بي‌اعتنايي مواجه شدند و هم در گيشه شكست خوردند.

مسعود جعفري جوزاني با ساختن «بلوغ» (1379) تا حدود زيادي اعتبار گذشته‌اش را باز مي‌يابد. جوزاني در فيلم «بلوغ» در رويكردش به موضوع و مضمون بلوغ و جواني به سوي يك ملودرام رايج، ارزان و كليشه‌اي جوان پسندانه به رسم رايج روز نرفت.

«بلوغ» اثري است دردمندنه درباره جوانان كه آن را در قالب داستاني جذاب روايت مي‌كند و از سياه‌نمايي در مشكلات جوانان دوري مي‌گزيند. «بلوغ» نشان از تلاش و وقت گذاشتن جوزاني روي فيلم دارد.

مسعود جعفري جوزاني از فيلم‌سازان خوب سينماي ايران است كه كارنامه مختصر و جمع و جور و در عين حال آبرومندي دارد. تجليل از وي در اين دوره از جشنواره تجليلي است از يك كارگردان خوب كه تن به سينماي نحيف و مبتذل نداده است. هر چند به نظر مي‌رسد كه جوزاني هنوز بهترين فيلمش را نساخته؛ فيلمي كه مي‌تواند نشان دهنده توانايي‌هاي واقعي و گسترده و بالقوه او باشد.

 

 

چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 10:55


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری