جمعه 24 آبان 1398 - 13:7
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

داود ميرزايي مقدم
مدیر کل دفتر مطالعات و رصد فرهنگی

 

انقلاب اسلامي و لزوم صيانت از سرمايه‌ اجتماعي

 

                

مقدمه

بي‌گمان همه مي‌دانند انقلاب در لغت به معني «زير و رو شدن» است. در قرآن مجيد هم اين کلمه هر جا بکار برده شده به همين مفهوم است و ماده‌ كلمه‌ انقلاب: تقليب، منقلب، ينقلب و امثال اينها در قرآن آمده است. از جمله: و ما محمد رسول قدخلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم علي اعقابکم و من ينقلب علي عقيبه فلن يضرا... شيئا ... (آيه 144- سوره آل عمران). اين آيه در جنگ احد در آن هنگام که شايعه شد رسول خدا (ص)کشته شده است و بدنبال آن عده زيادي از مسلمانان فرار کردند نازل شد. آيه خطاب به مؤمنان مي‌فرمايد محمد (ص) پيامبري بيش نيست که قبل از او هم پيامبران ديگري بودند؛ يعني هر پيامبري که آمده است مردن دارد، کشته شدن دارد، محمد براي شما از جانب خدا پيامي آورده است؛ خداي او زنده است اگر فرضاً بميرد يا کشته شود، آيا شما بايد به عقب برگرديد؟ در اينجا حرکت اسلامي به تعبير قرآن حرکت رو به جلو است و بازگشت اين گروه از دين به معني برگشت به عقب است. انقلاب در تعبير قرآن يعني حركت رو به جلو. فلاسفه، انقلاب را هنگامي مي‌دانند که ذات و ماهيت يک شئي لزوما عوض شده باشد. انقلاب در عربي به معناي «ثوره» و در اصطلاح انگليسي به معناي «revolution» است.  انقلاب در معناي جامعه‌شناسي  همان «دگر شدن» است. حتي نبايد گفته شود «دگرگون شده»، زيرا دگرگون شدن يعني گونه و کيفيت، طور ديگر شود. بايد گفت «دگر شدن» يعني تبديل شدن به موجودي ديگر. انقلاب به معناي نوعي «شدن» است و در زاويه‌هاي لغوي، فلسفي و فقهي امري است از نوع فعل لازم.

به اين اعتبار، انقلاب اسلامي با مباني ارزشمند معمار بزرگ و فقيد آن - حضرت امام خميني (قدس سره) - با شرايط پيچيده‌ سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و مذهبي زمان خود، سامان گرفت و در نيمكره‌ي شرقي كره‌ي زمين جريان‌ساز شد. جرياني كه از همان ابتداي شكل‌گيري، توجه زرمداران و زورمداران عالم را به خود جلب كرد و هر يك با توجه به نگرش‌هاي استعمارگونه و استثمارطلبانه‌ي خود سياست‌هاي پيدا و پنهاني را براي شكست يا انحراف آن پيش‌رو گرفتند.

اكنون كه اين سطور رقم مي‌خورد 29 سال از اين واقعه‌ي شگفت مي‌گذرد. دير زماني كه برخي از خوانندگان اين نوشته هنوز به دنيا نيامده بودند و يا آن‌را به سختي به ياد مي‌آورند و نويسنده‌ي اين سطور در آن زمان كودكي 6 ساله بوده اما اكنون هم‌دل و هم‌داستان با آن است.

بيان مسأله

با گذشت 29 سال از پيروزي انقلاب اسلامي در كشور ايران و با توجه به فراز و نشيب‌هاي مختلف ايران اسلامي، اين نوشتار در پي پاسخ به اين سوال‌هاي اساسي است كه انقلاب اسلامي ايران تا چه حد از سرمايه‌ي اجتماعي سود برده و در ادامه‌ي مسير خود تا چه حد نسبت به تقويت اين عامل مهم اهتمام ورزيده، نسبت به توسعه‌ي آن همت گمارده و آن را صيانت نموده است؟ آيا در خلال سال‌هاي اخير، اين سرمايه‌ي خطير رو به كاهش داشته است؟

اين‌ها سوالات مهمي است كه مرور تاريخچه‌ي شكل‌گيري و تداوم انقلاب اسلامي به آن‌ها پاسخ مي‌دهد.

 

سرمايه‌ اجتماعي (social capital) چيست؟

 سرمايه‌ي اجتماعي از مفاهيم نويني است كه امروزه در بررسي‌هاي اقتصادي و اجتماعي جوامع مدرن مطرح گرديده است . طرح اين مفهوم در بسياري از مباحث اقتصادي ، نشان‌دهنده‌ي اهميت نقش ساختارها و روابط اجتماعي بر متغيرهاي اقتصادي است . سرمايه‌ي اجتماعي درعمل مبتني بر عوامل فرهنگي و اجتماعي بوده و شناسايي آن به عنوان يك نوع سرمايه چه در سطح مديريت كلان توسعه كشورها و چه در سطح مديريت سازمان‌ها مي‌تواند شناخت جديدي را از سيستم‌هاي اقتصادي - اجتماعي ايجاد كرده و مديران را در هدايت بهتر سيستم‌ها ياري كند.

از سرمايه‌ي اجتماعي تعاريف مختلفي ارائه گرديده است . يكي از تعاريف مطرح اين است:

«سرمايه اجتماعي مجموعه هنجارهاي موجود در سيستم‌هاي اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي آن جامعه گرديده و موجب پايين آمدن سطح هزينه‌هاي تبادلات و ارتباطات مي‌گردد». (فوكوياما 1999).

براساس اين تعريف، مفاهيمي نظير جامعه مدني و نهادهاي اجتماعي نيز داراي ارتباط مفهومي نزديكي‌باسرمايه‌ي‌اجتماعي‌مي‌شوند.         بانك جهاني نيز سرمايه‌ي اجتماعي را پديده‌اي حاصل از تأثير نهادهاي اجتماعي ، روابط انساني و هنجارها بر روي كميت و كيفيت تعاملات اجتماعي مي‌داند. تجارب اين سازمان نشان داده است كه اين پديده، تأثير قابل توجهي بر اقتصاد و توسعه‌ي كشورهاي مختلف دارد.

سرمايه‌ي اجتماعي برخلاف ساير سرمايه‌ها به صورت فيزيكي وجود ندارد بلكه حاصل تعاملات و هنجارهاي گروهي و اجتماعي بوده و ازطرف ديگر افزايش آن مي‌تواند موجب پايين آمدن جدي سطح هزينه‌هاي اداره جامعه و نيز هزينه‌هاي عملياتي سازمان‌ها گردد.

سرمايه‌ي اجتماعي را مي‌توان حاصل پديده‌هاي ذيل در يك سيستم اجتماعي دانست (فلورا 1999): اعتماد متقابل ; تعامل اجتماعي متقابل ; گروه‌هاي اجتماعي ; احساس هويت جمعي و گروهي ; احساس وجود تصويري مشترك از آينده ; كار گروهي .

يكي از مفاهيم مفيد در تبيين مفهوم سرمايه‌ي اجتماعي ، «شبكه‌ي اعتماد» (network of trust) است. شبكه‌ي اعتماد عبارت از گروهي است كه بر اساس اعتماد متقابل به يكديگر، از اطلاعات ، هنجارها و ارزش‌هاي يكساني در تبادلات فيمابين خود استفاده مي‌كنند. از اين‌رو، اعتماد فيمابين نقش زيادي در تسهيل فرايندها و كاهش هزينه‌هاي مربوط به اينگونه تبادلات دارد. شبكه‌ي اعتماد مي‌تواند بين افراد يك گروه و يا بين گروه‌ها و سازمان‌هاي مختلف به وجود آيد.

مفهوم مفيد ديگر در اين بحث «شعاع اعتماد» (radius of trust) است . تمامي گروه‌هاي اجتماعي داراي ميزان خاصي از شعاع اعتمادند كه به مفهوم ميزان گستردگي دايره‌ي همكاري و اعتماد متقابل اعضاي يك گروه است . در يك نتيجه‌گيري مي‌توان گفت كه هرچه يك گروه اجتماعي داراي شعاع اعتماد بالاتري باشد، سرمايه‌ي اجتماعي بيشتري نيز خواهد داشت . چنانچه يك گروه اجتماعي، برون‌گرايي مثبتي نسبت به اعضاي گروه‌هاي ديگر نيز داشته باشد، شعاع اعتماد اين گروه از حد داخلي آن نيز فراتر مي‌رود.

مفهوم ذكر شده را مي توان در قالب شكل زير  مشاهده كرد.

هرچه سرمايه‌ي اجتماعي يك سيستم اجتماعي بالاتر باشد، موجب پايين آمدن هزينه‌هاي مربوط به تعاملات رسمي مي‌گردد. اين امر نشان دهنده اين واقعيت است كه هماهنگي بين اعضاي سيستم‌هاي اجتماعي براساس هنجارهاي غيررسمي در حال تبديل به يك بحث مهم در جوامع پيشرفته است و به تدريج در حال پيداكردن جايگاه‌هاي مهم‌تر در الگوهاي اقتصادي نوين است.  امروزه اين واقعيت پذيرفته شده است كه در يك جامعه‌ي مدني ، اگر كنترل و نظارت بر بسياري از سيستم‌هاي خدماتي پيچيده، براساس استانداردها و هنجارهاي اجتماعي و حرفه‌اي موجود در گروه‌ها و صنف‌هاي مربوطه اعمال شود، مي‌تواند هزينه‌هاي نظارت بر عمليات را در مقايسه با روش‌هاي بوروكراتيك بسيار پايين آورد. امروزه تخصصي شدن حرفه‌هاي مختلف به گونه‌اي است كه مديران با استفاده از شيوه‌هاي نظارت رسمي و بوروكراتيك، قادر به سرپرستي كاركنان متخصص خود نيستند و ايجاد و تقويت هنجارهاي حرفه‌اي اثربخش در محيط‌هاي تخصصي، داراي بهره‌وري بسيار بالاتري است (پروساك 2000).

شكل زير نشان‌دهنده رابطه‌ي معكوس سرمايه‌ي اجتماعي و هزينه‌هاي مديريتي مانند هزينه‌هاي كنترل و نظارت رسمي ، ساختار بوروكراتيك ، حل تعارضات ، هزينه‌هاي رايزني و موارد مشابه است .

از ديدگاه اقتصادي مي توان سرمايه‌ي اجتماعي را به عنوان يكي از انواع سرمايه‌هاي هر سازمان يا اجتماع در نظر گرفت . شكل زير بيانگر ارتباط انواع سرمايه‌ها در يك سازمان است .

در مجموع مي‌توان گفت سرمايه‌ي اجتماعي عبارت است از تأثير اقتصادي حاصل از تسهيلاتي كه شبكه‌هاي اعتماد و مولفه‌هاي فرهنگي در يك سيستم اجتماعي به وجود مي‌آورند. شبكه‌هاي اعتماد علاوه بر كاهش هزينه‌هاي مديريتي ، موجب مي‌شوند زمان و سرمايه‌ي بيشتري اختصاص به فعاليت‌هاي اصلي پيدا كرده و علاوه بر آن موجب انتقال دانش اعضاي گروه‌ها به يكديگر شده و جريان مناسبي را از يادگيري و دانش در بين آنها فراهم مي‌سازد و اين امر نيز مي‌تواند در كاهش هزينه‌هاي مديريتي و توسعه‌ي اجتماعي و سازماني بسيار موثر باشد.

نقش سرمايه‌ي اجتماعي در پيروزي انقلاب اسلامي ايران:

آن‌چنان‌كه در تعريف سرمايه‌ي اجتماعي گفته آمد سرمايه‌ي اجتماعي را مي‌توان حاصل پديده‌هاي اعتماد متقابل ; تعامل اجتماعي متقابل ; گروه‌هاي اجتماعي ; احساس هويت جمعي و گروهي ; احساس وجود تصويري مشترك از آينده ; كار گروهي در يك سيستم اجتماعي دانست.

مرور حضور يك‌پارچه‌ي مردم ايثارگر كشور عزيزمان نشان مي‌دهد در اوج شكل‌گيري انقلاب اسلامي، همه‌ي مردم ما در تمام نقاط ميهن پهناورمان در سايه‌ي رهبري هوشمند و عالمانه‌ي حضرت امام خميني(ره) و با نقش فعال روحانيت مبارز و آگاه، با اعتماد  و تعامل اجتماعي متقابل، دست در دست يكديگر و با فراموش كردن تمام اختلافات ريز و درشت در تمام جنبه‌هاي حيات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و مذهبي، يك‌دل و يك‌صدا بوده و به تعبير شيرين و غير قابل ترديدي «امت واحده» بودند.

هنوز خاطره‌ي خوش اتحاد بي‌شائبه‌ي آن روزها از يادمان نرفته كه چگونه جملگي يك شعار را زمزمه مي‌كرديم و يك هدف مشترك داشتيم و آن سرنگوني رژيم پادشاهي دست‌نشانده و پيروزي انقلاب اسلامي بود. به اعتراف تمام مفسرين انقلاب‌هاي بزرگ دنيا همين وحدت كلمه و احساس هويت جمعي و گروهي در كنار عوامل مهم ديگر، انقلاب اسلامي سال 1357 را رقم زد. پس اين نظام مقدس در پيش‌زمينه‌ي خود از سرمايه‌ي اجتماعي، بهره‌هاي فراوان برده است.

اهتمام انقلاب اسلامي در مسير پس از پيروزي به سرمايه‌ي اجتماعي:

از همان لحظات اوليه‌ي پيروزي انقلاب اسلامي، قدرت‌هاي استعماري در پي انحراف اين حركت اصيل و الهي بودند. حركتي كه بر پايه‌ي فطرت اصيل و آزادي‌خواه ملت ايران استوار بوده و هست. كشور ما در 2 سال قبل از شروع جنگ تحميلي فرزندان طراح، برنامه‌ريز و برومندي را هم‌چون استاد شهيد مطهري، شهداي محراب، شهيد حجت‌الإسلام دكتر بهشتي، شهيد رجايي، شهيد باهنر، شهيدان والامقام حزب جمهوري اسلامي و ... از دست داد كه اگر بودند و انقلاب اسلامي را همراهي مي‌كردند امروز كشور ما به گونه‌ي متمايزتري در عرصه‌هاي داخلي و بين‌المللي مي‌درخشيد و اين عزيزان نقش شگفت‌انگيزي در اتحاد مردم جامعه و تشكيل و تقويت سرمايه‌ي اجتماعي داشتند.

دشمنان نظام جمهوري اسلامي وقتي از ترور شخصيت‌هاي برنامه‌ريز كشور و خيال خام شكست انقلاب اسلامي ناكام ماندند به سراغ نوكر بي‌خرد خود در كشور همسايه رفتند و 8 سال جنگ تحميلي را عليه اين كشور عزيز صورت دادند. مردم فهيم ما با همان وحدت كلمه و با پاس‌داشت انگيزه‌هاي اوليه‌ي شكل‌گيري و پيروزي انقلاب اسلامي، به اعتراف تحليل‌گران امروز دنيا در مقابل تمام قدرت‌هاي زورگو و زياده‌خواه ايستادند و از جنگ تحميلي، سرافراز و پيروز بيرون آمدند.

انقلاب اسلامي در اين مقطع حساس و سرنوشت‌ساز نيز بهره‌هاي فراواني از سرمايه‌ي اجتماعي برد. به تعبيري كشور عزيزمان 10 سال دفاع مقدس را پشت سر گذاشت. اين در شرايطي است كه نسل سوم انقلاب اسلامي اطلاعات بسيار كمي از 2 سال دفاع مقدس 1357 و 1358 دارند و با انديشه‌هاي سرمايه‌هاي گرانقدر از دست رفته‌ي انقلاب اسلامي كمتر آشنا هستند. نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كه هر گوشه‌اش مالامال از فداكاري فرزندان برومند و بي‌ادعاي خويش است در طي اين مسير با پشتوانه‌ي سرمايه‌ي اجتماعي حمايت مردمي، گام به پيش نهاده است. 

تجربه‌ي 29 ساله‌ي انقلاب اسلامي ايران نشان مي‌دهد نظام جمهوري اسلامي مرهون يكي از مهم‌ترين عوامل تداوم و پايداري خود يعني حمايت‌هاي مردمي و به تعبير نگارنده‌ي اين سطور؛ انباشت و توسعه‌ي «سرمايه‌ي اجتماعي» است.

روند خطرناك رو به كاهش سرمايه‌ي اجتماعي برون‌گروهي

 ازجمله عناصر مهم سرمايه‌ي اجتماعي اعتماد و مشارکت است. اعتماد مردم به يکديگر، اعتماد مردم به حکومت و نهادهاي اصلي جامعه، اعتماد نهادهاي مذکور به يکديگر و اعتماد حکومت و اين نهادها به مردم ، وجوه مختلف اعتماد اجتماعي را شکل مي‌دهند. ازسوي ديگر درست‌كاري، صداقت، وفاي به عهد، انصاف و عدالت، ارزش‌هاي اعتمادآفرين هستند. آزادي فعاليت مدني و بسته نبودن راه و تشكيل نهادهاي مستقل از قدرت و حجيم نبودن دولت نيز مقوم و محرك مشاركت عمومي است." (عبدي،1385: اينترنت) سرمايه‌ي‌اجتماعي2وجه‌يا2نوع‌دارد:

1. سرمايه‌ي‌اجتماعي‌درون‌گروهي(مثل‌خانواده)

2.سرمايه‌ي‌اجتماعي‌برون‌گروهي برخي از جامعه شناسان (علاقه بند) معتقدند ايران نيازمند سرمايه‌ي اجتماعي برون گروهي است تا روابط بين افراد تقويت شود. به عقيده‌ي آن‌ها سرمايه‌ي اجتماعي درايران در قالب هيأت‌هاي خودجوش مذهبي خود را نمايان مي‌سازد. تشکيل هيأت‌هاي عزاداري و کمک به زلزله‌زدگان و آسيب‌ديدگان وغيره از جمله اين موارد است. درشرايطي غيراز مواقع اضطراري و يا خاص، سرمايه‌ي اجتماعي در جامعه کم‌رنگ شده و در بسياري از موارد ديده نمي‌شود. در ايران شکل مدني سرمايه‌ي اجتماعي به صورتي کم‌رنگ به چشم مي‌خورد (برگرفته از علاقه بند، 1384: اينترنت).

 "ايرانيان به کالاهاي عمومي ازقبيل دموکراسي، امنيت اجتماعي و عدالت نياز دارند و بايد در توسعه‌ي اين امور همکاري کنند. به هر اندازه هم که قانون‌هاي مناسب و دقيقي براي اين‌گونه کالاهاي عمومي وجود داشته باشد، تا اجتماع نخواهد و همکاري لازم را انجام ندهد حفظ اينگونه کالاهاي عمومي غيرممکن است. در ايران مفهوم همکاري گروهي و سرمايه‌ي اجتماعي، در روابط اجتماعي شناخته شده نيست و مردم به يکديگراعتماد ندارند."(همان، اينترنت). گواه اين مطلب افزايش قابل توجه تعهدهاي محضري در انواع مختلف و در معاملات مالي و پولي گوناگون است. به گونه‌اي كه اگر در هنگام مدرك و سند معتبر و محكمي از طرف مقابل گرفته نشود، دل‌مشغولي فراواني براي طرف ديگر معامله بوجود آورده و احتمال خسران در معامله افزايش مي‌يابد. نگاهي به آمار پرونده‌هاي متعدد دادگاه‌هاي مختلف نيز گواه محكم‌تري بر اين ادعاست.

 ميزان اعتماد افراد در درون خانواده‌ها و آشنايان بيشتر از ميزان اعتماد آن‌ها به نهادها و ارگان‌هاي دولتي است. علاوه بر آن ميزان مشارکت غيررسمي افراد در کارها، مثل شرکت در انجمن‌هاي خيريه و هيأت‌هاي مذهبي و ديد و بازديدها بيشتر از ميزان مشاركت رسمي افراد در کارهايي مثل شرکت در انتخابات مختلف، برعهده‌گرفتن‌مسئوليت‌رسمي‌و...است.

آمارها نشان مي‌دهند مردم به اعضاي خانواده و دوستان و اقوام خود بيشتر از دولت و نهادها اعتماد دارند. طبق آماري که درطرح ارزش‌ها و نگرش‌هاي ايرانيان در سال 1380 توسط دفتر طرح‌هاي ملي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به دست آمده 4/88 درصد مردم به اعضاي خانواده خود بسيار زياد اعتماد داشتند. اين رقم در مورد اقوام 49 درصد و در مورد دوستان نيز 49 درصد بوده است. در مقابل مردم يکديگر را تا اندازه 3/4درصد قابل اعتماد ارزيابي کرده‌اند.                                                                         علاوه برآن نتايج تحقيق " سنجش اعتماد اجتماعي " با 2 معرف اعتماد به مردم و اعتماد به مسئولين، نشان مي‌دهد که از نظر پاسخ‌گويان، اعتماد مردم نسبت به هم در مقياس پنج قسمتي، به ترتيب از سطح خيلي‌کم تا خيلي‌زياد عبارت است از 8/67% ، 4/18% ، 8/9% ، 9/0%  ، 2/3% و هم‌چنين اعتماد مردم نسبت به مسئولين به همين ترتيب عبارت است از 2/44% ، 3/21% ، 2/24% ،   1/6% ، 1/4%  . (رفيع پور،1373) اين آمارخود نشانگر ميزان بالاي عدم اعتماد مردم حتي نسبت به يکديگر و شهروندان است که مي‌تواند بازنمايي از پايين آمدن اعتماد مردم به دستگاه‌ها و ارگان‌هاي رسمي کشور باشد. اين نوع بي‌اعتمادي‌ها نسبت به يکديگر در روابط خانوادگي نيز مشاهده مي‌شود که مي‌تواند سرچشمه‌ي بسياري از مشکلات و حتي طلاق‌ها باشد. بر طبق آمار به دست آمده ميزان طلاق از سال 71 تا 80 روندي صعودي داشته است. (برگرفته ازعلاقه بند، 1384: اينترنت(".

به استناد آمارهاي ارائه شده ميان ميزان مشارکت غيررسمي افراد نسبت به مشارکت رسمي آن‌ها تفاوت‌هايي وجود دارد. ميانگين تعداد موارد رفت و آمد با اقوام نسبت به رفت و آمد با همکاران بيشتر است. تعداد موارد رفت و آمد افراد با اقوام 8/3% ، همسايه‌ها 9/3%، دوستان 4/2% و با همکاران 6/1% مرتبه در ماه است."( رجب زاده، 1382 ).

رواج قانون‌شکني، بالا رفتن ميزان تعهدات محضري و کنترل افراد، نرده‌کشي بين چهار راه‌ها، حضور پليس در اکثر ميادين و خيابان‌ها، پايين آمدن ميزان مشارکت رسمي سياسي و اجتماعي شهروندان اعم ازحضور در انتخابات مجلس و شوراها تا رعايت حقوق شهروندي و بسياري از موارد ديگر از جمله موارد نزول اعتماد و مشارکت در جامعه است.                                             

 درنتيجه مي‌توان چنين نتيجه‌گيري کرد که ميزان سرمايه‌ي درون‌گروهي در ايران بيشتر از ميزان سرمايه‌ي برون‌گروهي ( اعتماد به دولت و مسئولين ) است. ميزان همدلي و همکاري برون‌گروهي مردم که در دفاع مقدس و زلزله‌ي بم نشان داده شد بسيار موقتي بود و جامعه‌ي ما بيشتر شاهد يک نوع همکاري و تعاون خود جوش به صورت هيأت‌هاي غيررسمي بود. چنانچه در سرماي‌ بي‌سابقه‌ي استان‌هاي شمالي كشور و قطعي گاز، خبرهاي تكان‌دهنده‌اي از بي‌مهري مردم نسبت به‌هم و رواج پديده‌ي سودجويي شخصي از موقعيت ديده شد.

 اين نوع کنش‌ها بايد بوسيله‌ي جامعه‌شناسان بررسي شود و توسط مديران اجرايي تقويت گردد. سوالي که دراينجا مطرح مي‌شود و لازم است به آن پاسخ شايسته‌اي داده شود اين است که : چراسرمايه‌ي‌اجتماعي‌برون‌گروهي‌،روندي‌روبه‌کاهش‌دارد؟                                       

با توجه به مطالبي که درگذشته و قسمت‌هاي فوق آمد مي‌توان از روند رو به کاهش اين نوع سرمايه، سخن گفت. ولي پاسخ به چرايي آن مستلزم مطالعات بيشتر و استفاده از تئوري‌هاي مناسب و ارائه فرضيه و رسيدن به مراحل اثبات يا رد آن است كه فرصت مستقلي را مي‌طلبد. (براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به: سميه افشار، مقاله‌ي بررسي روند رو به كاهش سرمايه‌ي اجتماعي).

شرايط حساس كنوني كشور و لزوم تقويت سرمايه‌ي اجتماعي

اكنون كشور عزيزمان در حالي به جشن‌هاي بزر‌گ‌داشت دهه‌ي فجر نزديك مي‌شود كه با گذر از آن به برهه‌ي حساس ديگري با عنوان انتخابات مجلس هشتم و با فاصله‌ي 1 سال بعد از آن به انتخابات رياست جمهوري وارد مي‌شود. شرايطي كه هم به لحاظ قدرت كشور عزيزمان در منطقه، حساس است و هم اوضاع داخلي آن لزوم اتحاد ملي و انسجام اسلامي را مي‌طلبد. رهبر معظم انقلاب اسلامي (روحي فداه) با درايت عميقي سال 1386 را با همين عنوان خطاب فرمودند. ايشان كه به خوبي نسبت به اوضاع اجتماعي ايران اسلامي استحضار دارند همگان را به «وحدت كلمه» كه رمز پيروزي انقلاب اسلامي است دعوت كرده‌اند. بدون شك معظم‌له گزارش‌هاي آسيب‌شناسان اجتماعي را مطالعه فرموده و مشاوران اجتماعي ايشان از كاهش سرمايه‌ي اجتماعي برون‌گروهي خبر داده‌اند. آنچه اين روزها نقل هر مجلس عمومي يا خصوصي، عوام يا خواص است، انتخابات مجلس، جناح‌هاي فعال اصلاح‌طلب و اصول‌گرا و پديده‌ي خطرناك بي‌تفاوتي سياسي است. در اين شرايط حساس، همگان وظيفه داريم نداي رهبر عزيزمان را لبيك گفته و اختلافات حزبي و گروهي را وانهاده و به اعتلاي كشور عزيزمان و وحدت كلمه و انسجام اسلامي بيانديشيم. نيك بدانيم كه دولت‌هاي استعمارپيشه و زورمدار غربي سر سوزني به فكر مردم ما نيستند و تنها به مصالح و افزايش قدرت و ثروت خود مي‌انديشند. تجربه‌ي افغانستان، عراق و ديگر كشورهاي منطقه درس عبرتي است كه به ما هشدار مي‌دهد از بي‌تفاوتي سياسي حذر نموده و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و دولت خدمت‌گزارمان را حمايت نماييم. هرچند كه هر كدام از ما ناكامي‌ها و دل‌خوري‌هاي بجا و يا نابجايي را ممكن است داشته باشيم اما بايد در شرايط كنوني فقط به استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي، ايراني مقتدر و قدرتمند در تمامي عرصه‌ها، وحدت كلمه و تقويت سرمايه‌ي اجتماعي بيانديشيم. ملت ما نشان داده‌اند استقلال و تماميت ارضي كشورشان را با هيچ چيز عوض نمي‌كنند و اين‌بار نيز با گرامي‌داشت پرشكوه و با انگيزه‌ي دهه‌ي مبارك فجر و حضور موثر و فعال در انتخابات مجلس هشتم شركت مي‌‌كنند.

 

منابع وماخذ

الف) فهرست منابع فارسي

1. آبرکرامي، نيکلاس-هيل، استفن، فرهنگ جامعه شناسي، ترجمه حسن پويان، چاپخش، 1367

2. آقا بخشي،علي،فرهنگ علوم سياست،چاپار، چاپ اول،تهران، 1379

3. اکبري، امين، نقش سرمايه اجتماعي در مشارکت- بررسي تأثير سرمايه اجتماعي بر مشارکت سياسي و اجتماعي، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه علوم اجتماعي تهران، 1383

4. پاتنام، رابرت، دموکراسي وسنتهاي مدني، محمد تقي دلفروز،1380

5. رجب زاده، احمد، رفتارهاي فرهنگي ايرانيان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، دفتر طرح‌هاي ملي،1382

6. رحيق اغصان، علي، دانش نامه علم سياست، فرهنگ صبا، چاپ اول، تهران، 1384

7. رفيع پور،فرامرز، اعتماد و آنومي - آنومي يا آشفتگي اجتماعي، پژوهشي در زمينه پتانسيل آنومي در شهر تهران،1373

8. ساروخاني، باقر، درآمدي بر دائره المعارف علوم اجتماعي،کيهان، تهران،1370

9. سيدبابك علوي : دانشجوي دكتراي مطالعات آموزشي دانشگاه نيوسات ولز مقاله‌ي سرمايه اجتماعي و توسعه‌ي اقتصادي

10.  شايان مهر،عليرضا، دائره المعارف تطبيقي علوم اجتماعي، کتاب اول، کيهان، تهران،1377

11. شايان مهر،عليرضا، دائره المعارف تطبيقي علوم اجتماعي، کتاب سوم،کيهان،تهران،1380

12.غفاري، غلامرضا، تبيين عوامل اجتماعي و فرهنگي موثر بر مشارکت اجتماعي و اقتصادي سازمان‌يافته به عنوان مکانيسمي براي توسعه روستايي در ايران، پايان نامه دکترا، دانشکده علوم اجتماعي تهران، 1380

13. فوکوياما، فرانسيس، پايان نظم-سرمايه اجتماعي و حفظ آن، ترجمه غلامعباس توسلي، انتشارات جامعه ايرانيان، تهران، 1379

14. فيروزآبادي، سيد احمد، بررسي سرمايه اجتماعي و عوامل موثر بر شکل‌گيري آن در شهر تهران، پايان‌نامه دکترا، دانشکده علوم اجتماعي تهران، 1384

15. کلمن، جيمز، بنيادهاي نظريه اجتماعي، ترجمه منوچهر صبوري، نشرني، تهران، 1377

16.گيدنز، آنتوني، تجدد و تشخص، ترجمه ناصر موفقيان، نشرني ، چاپ اول، تهران،1378

17. محسني تبريزي، عليرضا، بيگانگي مانعي براي مشارکت و توسعه ملي، نامه پژوهش، شماره 1 ، 1375

18. عبدي، عباس، دروغ آتشي بر جان سرمايه اجتماعي، روزنامه شرق، 4/6/1385  http://www.aftab.ir/

19. علاقه بند، مهدي، درآمدي بر سرمايه اجتماعي، مجله علوم اجتماعي فصل نو،1384 http://www.fasleno.com/                                             

20. فيليپس، جيمز، اسطوره سرمايه اجتماعي در توسعه جامعه، ترجمه اميرنصرت روحاني، فصلنامه اقتصادي - سياسي آفتاب، 1385     http://www.aftab.ir/  

21.ويکي پديا، دانشنامه فارسي، http://www.wikipedia.org/

ب) فهرست منابع لاتين

francis fukuyama, "social capital and cicil - society",conference on second generation reform, 1999. the -worldbank group, social capital for development, whatis social capital  - cornelia butler flora, "building social capital", northcentral regional center for rural development, iowa stateuniversity, cflora@iastate,edu, 1999 http://www.ncrcrd.iastate.edu/

 francis fukuyama, "economic globalization and - culture", themerrill lynch forum, 1997. http://www.ml.com/woml/forum/global.htm

 anirudh krishna and - elizabeth shrader, "social capitalassessment tool", conference on social capital and povertyreduction, the world bank, washington, d.c.,  1999

 

- search the website of the world bank: www.worldbank.org  the social capital community benchmark survey, nationalresults, 2001

 larry prusak, - knowledge management: social capital andtrust, talking in washington dc in october 2000 http://www.creatingthe21stcentury.org/larry12-social-capital-trust.html

francis - fukuyama, "does it take a village?", tommorow's ideafor today leaders, september 26, 1996 http://www.mastersforum.com/archives/fukuyama/fukuyama.htm

tom - lengyel, "the measurement of social capital incommunity-building efforts", the roundtable, vol. 2,no.6,(july-august 1999), p.14 http://www.alliancel.org/measuring-social-capital.asp

robert - putnam, "social capital measurement andconsequences", isuma, volume 2no 1.spring/printemps 2001.issn1492-0611 http://www.isuma.net/v02n01/putnam/putnam.htm

 

 

 

چهارشنبه 10 بهمن 1386 - 14:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری