سه‌شنبه 4 تير 1398 - 13:4
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

علي اقليدي‌نژاد

 

آسيب‏شناسي در مديريت كلان تبليغ ديني

 

اشاره:

نظام‏هاي گوناگون در زمينه‏هاي متفاوت همواره مورد هجوم آفت‏ها و آسيب‏ها قرار مي‏گيرند. در جهان واقعيت‏ها، هر پديده‏اي مي‏تواند آفت‏هاي ويژه خود را داشته باشد و همين آفت‏هاست كه نظام‏هاي ناكارامد را فرسوده كرده، در پايان متلاشي مي‏نمايد. نظام مديريت تبليغ ديني، كه در گستره فرهنگ و دين، رسالت پاسداري و پويش فرهنگ و دين را بر عهده دارد، از اين خطر مصون نيست. سهل‏انگاري و تسامح و تساهل - هر چند در ادعا - در مقابل آفت‏ها مي‏تواند طومار سازمان تبليغ دين را در مدتي كوتاه يا زماني دراز در هم پيچد و از آن پوسته‏اي تهي از مغز بسازد. اين مهم زماني جدي‏تر به نظر مي‏رسد كه اين نظام تبليغي دشمناني كارآزموده، با پشتكار و با انگيزه براندازي در پيش‏رو داشته باشد. بر اين مبنا، از توجه به آفت‏ها و شناسايي آن‏ها و سپس درمان و در صورت آرماني، پيشگيري از آن‏ها گريز و گزيري نيست. از ميان اين آسيب‏هاي خرد و كلان، برخي پايه‏هاي بنيادين را هدف قرار مي‏دهند و برخي ديگر در دراز‌مدت يا زماني كوتاه مي‏توانند پيكره مديريت را دچار تلاشي و انهدام نمايند. در گفتار ذيل اين آسيب‏ها بررسي مي‏شوند:

1- فقدان ايمان و هدف، و هراس از شرايط

مديريت در تبليغ دين، بايد ارشاد جامعه را تكليفي مقدس بداند، آن را رسالتي الهي بشمارد، مشقات راه را با جان و دل پذيرا گردد، از كمبود امكانات نهراسد و با تمامي توان در اداي مسئوليت ‏خطير خويش بكوشد.

انبيا و رسولان الهي عليهم‌السلام در اين ميان، الگو و اسوه‏اي بي‏بديل به دست مي‏دهند. چنانكه رسول اكرم صلي‌الله عليه و آله آنچنان مجذوب و شيفته هدف مقدس خويش بودند كه پيشنهاد سروري و مال و جمال را به مشركان بازگردانيدند يا حضرت ابراهيم عليه السلام رنج غربت و اسكان خانواده خويش را در بياباني بر جان مي‏خرد و يا حضرت نوح عليه السلام كه صدها سال در طي مسير تبليغي خويش لحظه‏اي سستي به خود راه نداد و يا حضرت خضر عليه السلام كه سختي‏ها و بي‏مهري‏ها را بر خود هموار مي‏سازد تا به وظيفه خود جامه عمل بپوشاند: «استطعما اهلها فابوا ان يضيفوهما فوجدا فيها جداراً يريد ان ينقض فأقامه‏» (كهف: 77) ؛ (موسي و خضر عليهما السلام) وارد قريه‏اي شدند، (در حالي كه گرسنه بودند) از مردم درخواست غذا كردند، ولي آن‏ها از مهمان كردنشان خودداري نمودند. (با اين حال) در آن‏جا چون ديواري يافتند كه در حال خراب‏شدن بود، (خضر) به تعمير ديوار پرداخت.(1)

بي‏ترديد، آن‏گاه كه بحث از اسلاميت‏ يا ديني بودن تبليغ به ميان مي‏آيد، ايمان به هدف و نهراسيدن از سختي‏ها يكي از شاخص‏هاي آن به شمار مي‏رود. حضرت امام‏(ره) با توجه به همين نكته، پايه‏هاي اسلاميت را در باورهاي قلبي جست‏وجو مي‏كردند و مي‏فرمودند: «آقايان روحانيون و خصوص اهل منبر، خطبا اين‏ها سخنگوي اسلام هستند. اگر حكومتي سخنگو مي‏خواهد، سخنگوي اسلام آقايان خطبا هستند. وقتي مي‏توانند آقايان خطبا سخنگوي يك اسلامي باشند كه اسلامي كه همه چيز در آن هست، اين‌ها اگر خودشان را اسلامي كنند و مطالبي كه گفته مي‏شود، اسلامي باشد و از قلب پاكيزه اسلامي بيرون بيايد، اين سخنگو صلاحيت ‏سخن‏گويي براي اسلام را دارد.»(2)

سپس به تفاوت بين دو نگرش اسلام و غرب اشاره نموده، مي‏گويند: «سخنگوي دولت‏هاي ديگر هيچ كاري به اين ندارند كه اين حرفي كه تو مي‏زني باور داري، از روي قلب است، به قلب هيچ كاري ندارند. اين‏ها فقط كار دارند كه اين خوب صحبت ‏بكند و مطالب دولت را خوب ادا بكند. حالا به حسب قلبش معتقد باشد يا نباشد، به آن‏ها كار ندارد، از سخن‏گويي او هم چيزي كسر نمي‏شود. اما اسلام اين‏طور نيست‏.»(3)

بنابراين، باور قلبي و ايمان به هدف يكي از شاخصه‏هاي اساسي نه تنها مديريت تبليغ ديني، بلكه اجزاي انساني آن به شمار مي‏رود و بدون آن نمي‏توان به سرانجام مطلوب در عرصه تبليغ مقدس اميدوار بود.

به عبارت ديگر، ايمان به هدف سبب مي‏گردد تا از شرايط ناموافق نهراسيم و با شور و شوقي عاشقانه در مسير سنت زيبا و تاريخي تبليغ دين گام بنهيم و مشقت‏ها را هيچ انگاريم و جاده آماده و مركبي رهوار از امكانات را براي سير و سفر تبليغ طلب نكنيم و به اشكال‏تراشي بي‏مورد در وراي برنامه‏ريزي كاربردي و سنجيده نپردازيم.

رهبر معظم، كه سابقه تبليغي درخشاني در پرونده خود دارند، با نگاهي به گذشته خود، براي يادآوري و تذكر به نسل امروز پويندگان تبليغ ديني مي‏فرمايند: «سابق‏ها منبر مي‏رفتيم. چه طور مي‏رفتيم؟ بي‏دعوت و با تنگنا منبر مي‏رفتيم. ما در مشهد مسجدي داشتيم كه خدا به دل يك كاسب انداخته بود مغازه‏اي را مسجد كرده بود... مسجد ما دكان سوم بود. همان دكان كوچك محور و مركزي براي تبليغ مذهب و براي همه حرف‏هاي نو و جاذبه‏هاي نو در مشهد شده بود. مي‏شود از اين كارها كرد. ما كه همانيم و فرقي نكرده‏ايم. يك مقدار به معنويات، به درون خود، به آن استعدادهاي دروني و به آن چيزهايي كه در ما هست و متوقع از ما هست، تكيه كنيم. اين سرچشمه‏ها را از درون خودمان بجوشانيم‏.»(4)

هراس از شرايط و نبود ايمان به هدف و باور قلبي به راه و مسير مقدس تبليغ ديني يكي از آفت‏هاي مشكل‌زا بر سر راه مديريت ‏سازمان تبليغ است و در اين كارزار فرهنگي - ديني، مديري بايسته و شايسته است كه با نيروي ايمان سرشار و با تكيه بر باورهاي قلبي خود به جنگ شرايط ناسازگار مي‏رود تا بتواند با استفاده بهينه از امكانات و منابع، پيروز و سربلند از اين ميدان بيرون آيد.

2- سستي در رسالت گران‏بار تبليغي و عدم باور واقعيت‏ها

حفظ دستاوردها يكي از رسالت‏هاي مهم در مديريت تبليغ ديني است. آنچه از مديران تبليغ انتظار مي‏رود در وهله اول، پاسداري از داشته‏هاي گران‏بهاي فرهنگ خودي و سپس فتح سنگرهاي فرهنگ غيرخودي است. سستي و باورهاي واژگونه از جايگاه و واقعيت مي‏تواند به قيمت از بين رفتن تمامي سرمايه‏ها و دستاوردهاي ارزشي و فرهنگي جامعه تمام شود و اين پاسداشت جز بر عهده نهاد تبليغ و در رأس آن، مديريت تبليغي نيست. در فرهنگ دين، نگهباني از سرمايه‏هاي گران‏سنگ ارزشي و تلاش در راه انتشار آن، نه تنها يك تكليف الهي، بلكه سپاس عملي از نعمت‏هاي خداوند به شمار مي‏رود و روشن است كه پشت كردن به آن زياني بزرگ را در اين سرا و آن سرا به دنبال خواهد داشت.

حضرت امام‏(ره) در خطابي همگاني در جمع روحانيان در اين باره چنين مي‏گويند: «اسلام چيزي است كه از خدا آمده است و بايد حفظ شود و اگر - خداي نخواسته - اين پيروزي، كه دنبال اين انقلاب به دست‏شما آمده است، به واسطه سستي ما، به واسطه ضعف تبليغ ما، به واسطه ضعف حضور ملت ما به شكست - خداي نخواسته - برسد، بدانيد كه اسلام تا قرن‏ها ديگر نمي‏تواند سر بلند كند. تكليف بزرگي است و همه بايد اين تكليف بزرگ را بپذيريم...شما آقايان روحانيون و همه روحانيوني كه در كشور هستند، همه مكلفند به اين‏كه اين نعمت‏خدا را، اين عطيه الهي را حفظ كنند و شكر اين نعمت را برآورند و شكر به اين است كه تبليغ كنند.»(5)

ناتواني تبليغي از يك سو و مساله تهاجم فرهنگي دشمن از سوي ديگر، كيان فرهنگ اسلامي را در مخاطره‏اي سخت و جدي قرار داده است. بقاي با عزت و سرافرازي يا زيستن در حاشيه فرهنگ‏هاي تهوع‏آور و منسوخ، در اين نبرد فرهنگي تعيين مي‏گردد. اعتلا و سربلندي مسلمانان يا خواري و زبوني آنان در اين هماورد رقم خواهد خورد. امروز جنگ گلوله‏ها و سرنيزه‏ها جاي خود را به پيكار امواج ارتباطات داده است و جنگ صليبي با شكلي نو، در عرصه‏هاي فرهنگي خود مي‏نماياند و كينه‏هاي درون خفته زخم‌خوردگان صليبي پس از قرن‏ها در اين وادي همچون زخمي چركين سر باز مي‏كند و بوي تعفن مي‏پراكند.اما اندوه بار آن است كه ناتواني بر پيكره تبليغ و مديريت آن سايه افكنده و عرصه را در اين تهاجم بر دشمن بازگذاشته است! «عدم باور جدي به مساله تهاجم فرهنگي در سطح مديران عالي نظام، روشن نبودن استراتژي در آن مساله و عدم انسجام و همسويي بين دستگاه‏هاي ذي‏ربط و نبود و عدم تخصيص امكانات مناسب در خصوص تهاجم‏»(6) از جمله مشكلات و آلامي است كه جبهه تبليغي خودي را در داخل به ضعف كشانيده است.

مقام معظم رهبري در دو دهه اخير، همواره از اين نبرد سخن به ميان آورده و مخاطرات آن را گوشزد كرده‏اند و در هشداري مهم فرمودند: «اگر در مقابل تهاجم فرهنگي و اعتقادي استكبار جهاني مقاومت نكنيم، شكست قطعي است‏».(7)

با اين وجود، ابعاد فاجعه براي برخي چندان معلوم نشده و چه بسا با ترديدها و وسوسه‏هايي روبه‏رو شده‏اند و از مبادله فرهنگي سخن به ميان آورده و بر ضرورت گفت‏وشنود و تعامل تأكيد كرده‏اند و در اين هياهو، مهاجم به فراموشي سپرده شده است. رهبر معظم انقلاب در هشداري به مديريت تبليغ و فرهنگ جامعه مي‏فرمايند: «ما و همه دست‏اندركاران فرهنگ در كشور بايد باور كنيم كه امروز آماج تهاجمات فرهنگي دشمنان هستيم.‏»(8)

بي‏گمان، سستي و عدم باور واقعيت‏ها يكي از آفت‏هاي كشنده و در مواردي مسري در حوزه مديريت تبليغات ديني است. اسوه مديران، اميرمؤمنان عليه‌السلام، در گفتار نوراني خود به كميل بن زياد نخعي او را به دليل سستي و كوتاهي در انجام وظيفه توبيخ نموده، مي‏فرمايند:

«سستي انسان در انجام آنچه بر عهده او گذارده شده و اصرار بر انجام آنچه در حدود وظايف او نيست، نشاني روشن از ناتواني و ضعف و انديشه و رأيي باطل و بي‏ارزش است. تو بر اهل قرقيسيا تاختي و اين به بهاي بي‏دفاع رها ساختن مرزهايي تمام شد كه حفاظت از آن‏ها بر عهده تو بود. اين كار نشاني از يك فكر نادرست و بيهوده بود. تو در حقيقت، پل پيروزي دشمنان خود شدي تا بر دوستانت‏بتازند، نه بازواني توانا داري و نه هيبت و ابهتي كه در دل دشمن ترس ايجاد كند، نه از مرزها مي‏تواني حفاظت نمايي و نه دشمني را در هم مي‏شكني، نه اهل شهر و ديارت را حمايت مي‏كني و از آنان پاسداري مي‏نمايي و نه امير و پيشوايت را از دخالت در آن بي‏نياز و آسوده مي‏سازي‏.»(9)

اين نامه گواهي آشكار بر آفت اساسي مديريت - يعني سستي و عدم توجه به واقعيت‏ها - است. در هر حال، بايد توجه داشت كه سهل‏انديشي و سست پيكري در اندام مديريت تبليغ ديني مي‏تواند همچون سيلي، ريشه‏هاي هويت جامعه را از بين ببرد و آن را در سيلاب امواج و نگرش‏هاي ضد ارزشي غرب بيگانه غرق سازد. تسامح و تساهل نسبت‏به واقعيت و دل سپردن به توهمات توخالي و شانه خالي نمودن از رسالت ‏بنيادي و اصلي و مشغول شدن به فروعات ناكارا، دروغين و شعارگونه آبي است ارزان به آسياب دشمن فريبكار.

بنابراين، بايد با باور جدي، پيش‏بيني و راهكارهاي راهبردي و روشن به اين مهم پرداخت و از نعره‏هاي شيطاني دشمن نهراسيد.

3- نبود آشنايي با فرهنگ اجتماعي

فرهنگ درون‏مايه اصيل هر جامعه‏اي است. بي‏شك، هويت هر جامعه‏اي بستگي به فرهنگ آن دارد. از ديدگاه جامعه‏شناسان، افراد يك اجتماع از فرهنگ ويژه خود پيروي مي‏كنند. از اين‏رو، هيچ انسان بزرگسال و طبيعي بي‏فرهنگ نيست. در واقع، فرهنگ را مي‏توان مجموع رفتارهاي اكتسابي و ويژگي‏هاي اعتقادي و ارزشي اعضاي يك جامعه دانست. فرهنگ در يك تقسيم دروني، به سه بخش اساسي تقسيم مي‏شود:

يكم. ارزش‏ها: احساسات عميق و ريشه‏داري هستند كه اعضاي جامعه در آن شريك بوده، كردار و رفتار آنان را تعيين مي‏نمايد و ميزان قضاوتي است‏ براي ارزش‏يابي اعمال.

دوم.آداب و رسوم: شامل شيوه‏هاي رفتاري عادي مي‏شود كه در جامعه رواج دارد. غذا خوردن در سه وعده، نوع پوشش و آداب فردي مانند ديد و بازديدها از همين نمونه‏اند و در اين چارچوب قرار مي‏گيرند.

سوم.عرف: عبارت از رسومي است كه در نظام حقوقي و آموزشي و آموزه‏هاي ديني متبلور مي‏شود. قوانين بخشي از عرف است كه به صورت مقررات درآمده و جنبه رسمي پيدا كرده است.(10)

با توجه به آنچه آمد، مديريت تبليغات ديني و فرهنگي بايد ضمن آگاهي از چگونگي و نوع چينش اركان فرهنگ، بر آن‏ها اشراف كامل داشته باشد و هويت جامعه خويش را همچون هستي تمام عيار آن بداند. معمار انقلاب جايگاه فرهنگ و اهميت آن را اين چنين ترسيم مي‏نمايند: «بي‏شك، بالاترين و والاترين عنصري كه در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه هويت و موجوديت آن جامعه را تشكيل مي‏دهد.»(11)

با توجه به گراني و سنگيني بار تبليغ كه مانند پاسداري از فرهنگ خودي، بايد از آن محافظت نمود، رسالت مهم مديريت تبليغ بيش‏تر رخ مي‏نمايد، چرا كه تنها مديريتي كارا، اثربخش و نوانديش و آزادانديش توان آن را دارد كه فرهنگ و ديانت را از گذرگاه سخت عصر ارتباطات و انفجار آن بگذراند و در همين حال، به آن گزندي نرسد و نرساند. او بايد فرهنگ زمانه را به نيكي بشناسد و ظرايف آن را دريابد تا بتواند امواج سهمگين و خطرآفرين دشمن را - كه تمامي اركان فرهنگ خودي را آماج تهاجمات ويرانگر خود قرار داده است - به سواحل آنان بازگرداند يا دست‌كم با آماده‏سازي و برنامه‏ريزي، بستري مناسب براي مواجهه با آن پديد آورد. بر همين اساس است كه رهبري تيزبين، ژرف‏انديش و هوشمند انقلاب، در مورد ويژگي كار فرهنگي، لزوم هوشياري را خاطرنشان مي‏سازند و مي‏گويند: «كار فرهنگي اولين خصوصيتي كه دارد اين است كه بايد هوشمندانه باشد.»(12)

معلوم است كه كار هوشمندانه محتاج به مديريتي هوشيار و آن نيز وابسته و نيازمند فرهنگ‏شناسي و هويت‏شناسي جامعه مي‏باشد و اين مهم ميسر نيست، مگر در پرتو توجه به آرمان‏ها و ارزش‏ها و ديگر اركان فرهنگي جامعه كه سخت ريشه در فرهنگ ناب ديني دارد.

تنها رعايت اين سلسله زنجيروار است كه مي‏تواند ضامن جاودانگي، پويايي و سلامت فرهنگ ديني در جامعه باشد و در مقابل، عدم مراقبت و رعايت ننمودن هر يك از حلقه‏هاي گذشته به بحراني دردناك - يعني گسست فرهنگي و ايجاد فواصل و يا بيش‏تر نمودن آن‏ها در بين نهادها و گروه‏هاي اجتماعي - منجر خواهد شد.

هدايت و راهبري مردم در شاهراه سعادت جز با مردم‏شناسي و هويت‏شناسي آنان و در جمع، ويژگي‏هايي همچون پرهيزگاري، درستكاري و پايداري در ساختار نظام مديريتي تبليغ ديني ممكن نخواهد بود. امام(‏ره) با اشاره به موارد گذشته، اين چنين مي‏فرمايند: «نداشتن سوابق مشكوك و شناختن درست هويت جامعه ايراني و آرمان‏هاي اساسي آن‏ها در ابعاد مادي و معنوي، تقوا و صداقت و درستي در عمل، قدرت رهبري و اداره امور و استقامت در مبارزه براي عقيده، شرايط اساسي براي هدايت مردم است‏.»(13)

كوتاه سخن آن‏كه عدم شناخت ماهيت فرهنگي جامعه و نبود درك از پيوند آن با فرهنگ ناب اسلامي موجب ضعف بنيادين در اركان مديريت تبليغ ديني خواهد شد و پيامدهاي آن جز ضد تبليغات حاصلي ديگر در بر نخواهد داشت.

4- عدم پاسخگويي و همراهي با مردم

از ديگر مشكلات بزرگي كه مي‏تواند پيوسته مديريت كلان و به ويژه مديريت تبليغ را دچار انحراف نمايد، عدم پاسخ‏گويي مناسب به عموم است.اين احساس سبب مي‏شود جزميت‏ها در درون سازمان تبليغ ريشه دوانيده، هراس‏هاي موجود از پاسخگو بودن را به حداقل برساند و در مراحل بعدي، مسير خود را از توده مردم جداساخته، به صلاحديدهاي سازمان تحت فرمان خود توجه نمايد و با تزوير، به مردم فريبي دست زند و دستگاه عظيم تبليغ را در راه تخدير يا تحمير به كار گيرد، به ويژه آن‏كه دين را به عنوان ابزاري در سركوب مخالفان خويش به تباهي بكشاند.

بر اين اساس، وجود مديريتي پاسخگو در راس پيكره تبليغ ديني ضروري مي‏نمايد تا در صورت كج‏روي، انتقادها را بپذيرد و با استدلال شفاف، از كاركرد درست‏خويش به دفاع بنشيند.

اين مدير پاسخگوست كه در راه تصحيح فراز و نشيب‏ها و آماده‏سازي مسير تبليغ ديني، به همراهي با مردم دل مي‏سپرد و راه حقيقت را فداي كوره راه باورهاي خويش نمي‏سازد. او چون پاسخگوست، بايد همراه مردم باشد و چون مدير است، با نگره‏اي ديني و با استفاده از ابزارها و شيوه‏هاي مؤثر، سعي در جهت‏دهي آنان مي‏نمايد. او در تلاش است تا گسستگي‏ها را با تدبير فرهنگي ترميم نمايد و چالش‏ها را به پرشگاه تعالي تبديل نمايد. مولاي پرهيزگاران با تكيه بر انديشه پاسخگويي به مردم، خطاب به مالك‏اشتر مي‏فرمايند: «بايد خود به قسمتي از كارها بپردازي، از آن جمله پاسخ‏گويي به كارگزاران است، البته در صورتي كه منشيان و ديوان دارانت قادر به جواب‏گويي نباشند و ديگر آن‏كه در مقابل نيازهاي مردم، كه كارمندان تو از پاسخ به آن ناتوان هستند، به سرعت اقدام نموده، پاسخ دهي‏». (14)

ايشان در فرازي ديگر، بي‏اطلاعي از امور را ثمره دوري گزيدن از مردم مي‏شمارند:

«هيچ‏گاه خود را در زماني طولاني از مردم پنهان مكن؛ چرا كه دور بودن زمام‏داران از چشم رعايا، خود موجب نوعي محدوديت و بي‏اطلاعي نسبت‏به امور مملكت است و اين چهره پنهان داشتن زمام‏داران آگاهي آنان را از مسائلي كه نمي‏دانستند از بين مي‏برد. در نتيجه، بزرگ در نزد آنان كوچك و كوچك در نزد آنان بزرگ و كار نيك زشت و كار زشت زيبا جلوه داده مي‏شود و حق با باطل آميخته مي‏گردد.» (15)

از اين‏رو، مديريت پسنديده در تبليغ ديني، بايد پاسخگو به نيازها و پرسش‏ها؛ همراه و همگام و پيشرو و جهت‏دهنده مسير فرهنگي توده‏ها باشد.

5- همكاري و همپايي با صاحبان ثروت و قدرت

همراهي و دل در گرو ثروت و قدرت ديگران داشتن از ديگر آسيب‏هاي بزرگ است كه استقلال تبليغات ديني را تهديد مي‏نمايد. جدا افتادن از مردمان و همراهي با قدرتمندان و صاحبان ثروت روند تبليغ ديني را از رسيدن به اهداف آرماني خويش، همچون جامعه عدالت محور، به پرتگاه‏ها و چالش‏هاي مصالح و منافع دچار خواهد ساخت و بدگماني‏ها و اتهامات دامان مقدس تبليغ ديني را آلوده خواهد ساخت؛ همان‏گونه كه تبليغات مسيحي به دام آن افتاده است. «يكي از افريقايي‏ها گفته است روزي كه اروپايي‏ها به كشورهاي ما آمدند ما زمين داشتيم و آن‏ها انجيل به دست داشتند، ولي پس از گذشت 40، 50 سال ديديم انجيل در دست ما مانده است و زمين‏ها در دست آنان است‏». (16)

اما جداي از ديني بودن تبليغات، امروزه يكي از آفت‏هاي گراني كه ركن چهارم دموكراسي و به صورت كلي، بدنه نظام تبليغي غرب را به لرزه انداخته، وابستگي آنان به آگهي‏هاي تجاري و زرمداران است. رسانه‏ها نه تنها با مردم همدردي نمي‏كنند، بلكه با واژگونه جلوه دادن حقايق، دروغ‏هاي خود را همچون صداقتي ناب در كام تشنه آنان مي‏ريزند.

اصولا در «دهكده جهاني‏» ترسيم شده به وسيله مك لوهان، سر نخ آنچه ارتباطات محسوب مي‏شود، به دست‏سرمايه‏داران قدرتمند است كه با تزوير و دورويي سعي در پنهان نمودن چهره خود دارندو اين خود موجب مي‏شود سيلاب تبليغاتي غرب همسو با غرض‏ورزي‏ها و منفعت‏طلبي‏هاي سودپرستان جهت‏يابد.

رهبر معظم انقلاب در همين‏باره به مالكيت رسانه‏هاي گروهي در غرب اشاره مي‏كنند و مي‏فرمايند: «به طور كلي، در غرب، مالكيت رسانه‏ها متعلق به سرمايه‏دارها و كمپاني‏هاست.عمدتاً حتي رسانه‏هايي كه ظاهرا در اختيار دولت هستند، در معنا، به وسيله سرمايه‏دارهاي بزرگ است كه هدايت مي‏شوند و خط داده مي‏شوند.» (17)

اما در اسلام، آن‏چه از نخستين روز طلوع آن موجب افتخار بوده است و بر تارك آن مي‏درخشد دوري از صاحبان زور و ثروت است و نه تنها دوري، بلكه مقابله با آن‏ها در جهت ايجاد عدل. پيام‏آور وحياني اسلام، كه خود رسالت گران‏بار تبليغ دين مقدس را بر دوش مي‏كشيد، از آغازين رويدادها تا انجام، تمامي تلاش خود را مبذول داشت تا از دره هوي و هوس و منفعت‏پرستي و سياست‏بازي زراندوزان قدرت انديش به دور باشد، رسالت‏خود را خالي از هرگونه جانب‏داري و مصالح، به صورت ناب و سره در اختيار تشنگان مكتب الهي قرار دهد.رويداد ورود به مدينه و سپردن تعيين جايگاه اسكان به شتر خويش از ظرايف حركت تبليغي ايشان به شمار مي‏رود.شاگرد ايشان و جانشين اول او نيز گام در راه آن حضرت نهاده و در نامه بيست و پنجم نهج‏البلاغه، در خطابي به مسؤول جمع‏آوري زكات سفارش مي‏نمايند:

«فاذا قدمت علي الحي فانزل بمائهم من غير ان تخالط ابياتهم‏»؛ (18) هنگامي كه بر قبيله‏اي وارد شدي، در منازل آن‏ها مسكن نگزين و بر سر سفره كسي ننشين و بر لب آب چشمه يا قنات آن‏ها، كه عمومي است، فرود آي.

به راستي، رمز پويندگي، پايندگي و بالندگي تبليغات ديني دوري از وابستگي به قدرت‏هاست و اين مهم جز با ايجاد صفاتي همانند قناعت، شجاعت و بردباري در مجموعه سازمان و به ويژه در مديريت ممكن نيست.بنابر همين باور است كه امام(ره) مي‏فرمايد: «اين ظلم فاحشي است كه كسي بگويد دست روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدي با سرمايه‏داران در يك كاسه است و خداوند كساني را كه اين‏گونه تبليغ كرده و يا چنين فكر مي‏كنند، نمي‏بخشد...به هر حال، خصوصيات بزرگي چون قناعت و شجاعت و صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگي به قدرت‏ها و مهم‏تر از همه، احساس مسؤوليت در برابر توده‏ها، روحانيت را زنده و پايدار و محبوب ساخته است.‏» (19)

در اين ميان، مي‏توان از جمله ويژگي‏هاي مثبت مديريت تبليغ در ساختار حوزوي را دوري از پول‏داران و متنفذان دانست و اين يك سنت تاريخي در حوزه ديني در درون جامعه شيعي به حساب مي‏آيد.حضرت آيت ‏الله خامنه‏اي در همين زمينه مي‏گويند: «برادران عزيز، از خصوصيات روحانيت‏ شيعه اين بوده كه هميشه با مردم بوده است. هر روحاني‏اي كه از مردم جدا شد از روحانيت‏ ساقط گرديد. ما در گذشته، رئيس العلما، عالمباشي و علماي متنفذ پولدار با عناوين گوناگون - كه وابسته به دستگاه‏ها بودند و از مردم دور بودند - داشتيم. اين‏ها عنوان داشتند، اما پيش غير مردم، پيش حكام...» (20)

بنابراين، جداسازي مسير تبليغ ديني از جهت‏گيري‏هاي زورمدارانه و زرپرستانه و تلاش در پاسداري از استقلال آن از ضروريات، و يكي‏سازي راه‏هاي تبليغ ديني با زر و قدرت عريان، از آفت‏هاي اين راه مقدس به شمار مي‏رود.

6- نفوذ غيرخودي‏ها و نااهلان

جريان‏هاي سالم در جهان امروز همواره از سوي مخالفان و جريان‏هاي ناسالم تهديد شده‏اند.با پيروزي انقلاب غرورآفرين اسلامي و توجه به تبليغات ديني، هجوم گسترده‏اي از سوي ابرقدرت‏هاي تبليغي دنيا بر ضد آن صورت گرفت. عرصه فرهنگ و تبليغ نيز از اين هجوم بي‏نصيب نماند. روشن است ‏يكي از نقاط اميدواري دشمنان قبضه و يا دست كم مهار كردن بخشي از مديريت تبليغي در جامعه اسلامي است و در مراحل بعد، تأثيرگذاري و نفوذ دادن سربازان فرهنگي خويش در ميدانگاه ابزار حساس تبليغي همچون مطبوعات است. ارزيابي و گزينش شاخص‏مند، آگاهي از حساسيت ابزارهاي فرهنگي و احساس مسؤوليت همراه با به تساهل نسپردن امور فرهنگي از جمله ابزار كارامد در مبارزه با اين پديده خطرناك است.

معمار انقلاب در گفتاري حكيمانه، به اين موضوع اشاره مي‏نمايند: «اشخاصي كه اداره مي‏كنند يك جايي را بايد از اول ارزيابي‏شود كه اين اشخاص چه كاره بودند، سوابقشان چيست و تحصيلاتشان در كجا بوده، چه رويه‏اي در تحصيلات داشته‏اند و بعد از انقلاب، چه وضعيتي داشته‏اند، قبلا چه وضعيتي داشته‏اند. افكارشان قبلا چه بوده، اگر كسي افكارش منحرف بوده و حالا بيايد ادعا بكند كه من برگشته‏ام، بايد قبول كنيم، اما نبايد او را مجله‏نويس كنيم اين دو با هم فرق دارد.ما قبول مي‏كنيم كه در جامعه ‏مسلمين‏ مثل ساير مسلمين ‏با او عمل كنيم، اما نبايد راديو و تلويزيون را به دست او بدهيم؛ نبايد خوش‏باور باشيم‏.» (21)

ورود بي‏رويه افراد ناباب با گذشته‏اي ناسالم به حوزه مديريت فرهنگي - تبليغي دين مي‏تواند ضربه‏اي غيرقابل جبران به پيكره ارزشي جامعه وارد سازد.آنان همچون مستاني كه سر در گرو ديگران دارند، با شمشير بي‏رحم و برنده تبليغات بر اندام جامعه مي‏كوبند و با ادعاي آزادي بيان و قلم، عرصه را ملك طلق خود پنداشته، هر چند خود را سينه چاك چند صدايي معرفي مي‏كنند، ولي كوچك‏ترين حركت قلم يا زبان را با كوهي از اتهام و رگباري از واژگان فريبنده و دهان بند خفه مي‏كنند.

سكاندار انقلاب با تشبيهي جالب، اين‏گونه بيان مي‏كنند: «مطبوعات مثل شمشير برنده‏اي هستندكه اگر دست انسان‌هاي ناباب بيفتد، زيان‏ها خواهند داشت و اگر دست انسان‏هاي متعهد و مسؤول و آگاه و هوشمند بيفتد، بهترين و سازنده‏ترين نقش را ايفا خواهند داشت.‏» (22)

به راستي ابزارهاي تبليغي همچون تيغي دو لبه مي‏توانند در مسير خوبي‏ها يا ناپاكي‏ها به كار برده شوند و روشن است‏سلامت فرهنگي جامعه در سايه پاسداري از اين ابزارها و جلوگيري از نفوذ غيرخودي‏ها به دست‏خواهد آمد.گويي چنين بايد گفت كه سلامت اجتماع به سلامتي مديران به كارگيرنده ابزار تبليغي وابسته است. رهبري معظم انقلاب در اين باره مي‏فرمايند: «سلامت مطبوعات سلامت اين ملت است و همچنين بد عمل كردن و كج عمل كردن آن، كج عمل كردن اين ملت مي‏باشد.» (23)

از اين‏رو، بهانه‏هايي همچون استفاده از تخصص، ايجاد جامعه چندصدايي، اصل برائت و مانند آن نه تنها مجوزي براي راه دادن به اين‏گونه افراد به حساب نمي‏آيد، بلكه بستري براي هجوم داخلي نيز فراهم مي‏آورد.كوتاه سخن آن‏كه حضور اين‏گونه افراد نه تنها مشكلي را هموار نخواهد ساخت، بلكه حتي زمينه‏اي براي مشكلات بعدي خواهد شد.

اميرمؤمنان عليه السلام درباره انسان‏هاي بيمار و بي‏اعتقاد چنين مي‏فرمايند:

«فان المتكاره مغيبه خير من شهوده و قعوده اغني من نهوضه‏» ؛ (24)

سست عنصران ناراضي نبودشان بهتر از حضورشان و بيكاري‏شان مفيدتر است از اقدامشان.

بنابراين، بر مديريت تبليغ و اركان مديريت كلان جامعه ديني است كه از نفوذ غيرخودي در عرصه تبليغ جلوگيري نمايند و عوارض بعدي را با هوشياري قبلي به سامان رسانند.

سخن پاياني آن‏كه با توجه به مفهوم مديريت ديني و بايسته‏‌هاي برنامه‏ريزي و آسيب‏هاي جدي هر كدام، مي‏توان گام در راه رهبري عظيم آن برداشت.آشكار است كه پي بردن به جنبه‏‌هاي مديريت و رهبري در عرصه تبليغ ديني مجالي بيش از اين مي‏طلبد؛ چه بسا تلاش‏هاي مجدانه و كوشش‏هاي پيگير خالصانه لازم است تا همه جوانب به محك نظريه و عمل درآيند. و اين تنها دريچه‏اي بود تا از دورنمايي كوتاه و محدود از مديريت و برنامه‏‌ريزي به دست آيد.

پي‏نوشت‏ها:

1- با استفاده از ترجمه قرآن و تبليغ، محسن قرائتي، ص 90

2و3- امام‏ خميني‏، ‏صحيفه نور، ج‏8، ص 65

4- در ديدار با مسؤولان سازمان تبليغات اسلامي، 6/2/72

5- صحيفه نور، ج 17، ص 61

6- مجله بصائر، ش.11 و 12، ص 6، مصاحبه با حجت‏الاسلام سعيدي، قائم مقام سابق سازمان تبليغات اسلامي

7و8- حوزه و روحانيت، ص 98/ص 99

9- نهج‏البلاغه، شرح فيض الاسلام، نامه 61

10- تقسيم‏بندي و تعاريف با كمي تصرف به نقل از: بروس كوئن، مباني جامعه‏شناسي، ص 59- 61

11- صحيفه نور، ج 15، ص 160

12- سخنراني در ديدار با اعضاي دفتر تبليغات، مورخ، 9/7/75

13- صحيفه نور، ج 3، ص 100

14- نهج‏البلاغه، شرح فيض الاسلام، نامه 53، ص 1022

15- همان، نامه 53، ص 1024

16- علي‏باقي‏نصرآبادي، فروغ‏انديشه‏ها، ص‏37

17- احمد رزاقي، تبليغات ديني ابزارها و شيوه‏ها، ص 65

18- نهج‏البلاغه، شرح فيض‏الاسلام، ص 879

19- روزنامه اطلاعات، 6/12/67

20- در ديدار با علما و روحانيان شهرستان يزد، 8/9/66

21- صحيفه نور، ج 13، ص 249

22- تبليغات ديني، ص 60/روزنامه كيهان، مورخه 18/10/63

23- تبليغات ديني، ص 60/روزنامه كيهان، مورخه 21/5/61

24- محمدحسن‏نبوي، مديريت اسلامي، ص 225

 

چهارشنبه 12 دی 1386 - 17:28


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر