شنبه 4 مرداد 1393 - 3:37
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

حجت الاسلام داود كميجاني

 

انجيل‌هاي کتاب مقدس(عهد جديد)

 

نام «اِنجِيل» واژه‌اي «يُوناني» است كه معني آن «بِشارت»، «مُژده» و «نويد» مي‌باشد. وجه تسميه اين كُتب به انجيل، بشارتي است كه در آنها، به ظهور «مُنجي» (مسيح) موعود يهوديان داده شده است. بشارتي كه به انسان‌هاي مؤمن در بند آن زمان، قيام مسيح (منجي) آسماني را كه سال‌ها ظهور نجات بخشش را چشم انتظار بودند، داده است. در اين خصوص قاموس كتاب مقدس مي‌گويد: از آنجا كه اين كتب حاوي بهترين مژده‌هايي است كه مي توان از آنها به انسان خبر داد (مانند ظهور، تبليغ، حيات و فِدا شدن و زندگي مجدد يافتن عيسي مسيح، اقامه حكومت حقِّه آسماني و ....) آن را انجيل ناميده‌اند (قاموس كتاب مقدس،ص111).

انجيل هاي چهارگانه از بخش‌هاي مهم عهد جديد هستند كه حاوي هويت نهضت ديني عيسوي و ريشه هاي اصيل اعتقادي مسيحي مي باشد. اين بخش از عهد جديد، گزارشي از روند زندگي، دوران تبليغ، مواعظ و معجزات عيسي (ع) است كه توسط چهار تن از پيروان نخستين او نگاشته شده است. كاتبان انجيل‌هاي چهارگانه به ترتيب تاريخ نگارش آنها عبارت است از:

1- «مِرقُس» (پسر مريم اُورشليِمي)؛

2- «مُتّي» حُواري؛

3- «لُوقاي» پزشك؛

4- «يوحُنا»ي حُواري.

 گزارش‌هاي انجيلي اين چهار تن كه به نام خودشان در متن رسمي عهد جديد درج شده است، داراي اعتبار بالايي هستند. آنان همگي در قرن اول و مقارن با دوران ظهور عيسي ناصري (ع) مي‌زيسته‌اند و چنانكه از طرز گزارش كردن آنها مشهود است، مي توان نتيجه گرفت كه در اكثر مواقع، خود شاهد يا لااقل نزديك وقايعه گزارش شده بوده اند، با اين وجود گزارش هاي آنها با هم داراي اختلافات مشخصي است و اين اختلاف بين سه انجيل اول با انجيل «يوحنّا» بيشتر است (جهان مذهبي،ص675).

در اين گزارش، ما انجيل را بر اساس تاريخ نگارش و قدمت و تأخرشان، ترتيب داده ايم تا وجه تأثير و تأثر آنان بر يكديگر را تاحدي مد نظر داشته باشيم.

1-  انجيل مرقس

· « عيسي گفت: چطور مي توانم، سلطنت خدا را براي شما تعريف كنم؟ با چه مثلي آن را برايتان شرح دهم؟ (آن) مانند دانه خردلي است كه گرچه يكي از كوچكترين دانه ها ست ، ولي وقتي كاشته شد(رشد كرده) از همه گياهان بزرگتر مي شود و شاخه هاي بلند مي آورد ، به طوري كه پرندگان مي توانند زير سايه آن آشيانه كنند » . (مرقس،4 :30و31و32)

«كُولمُان مِرقُس» يكي از مؤمنين نخستين مسيحي و از كاتبان معروف انجيل بود. هر چند وي جزء 12 شاگرد خاص عيسي مسيح يعني «حَوارِيُون» (لوقا،6 :12) (1) نبوده است. اما بر اساس شواهد تاريخي و نقلي، او از شاگردان «بِرناباي» و «پِطرُس» حواري بوده و انجيل خود را تحت تأثير و توجه آنان تصنيف نموده است(بوكاي،ص93-91).

او به روايت قاموس كتاب مقدس، جواني از اهالي اورشليم و پسر زني بنام «مَريم» بوده است كه حواريون اكثراً در خانه او در شهر اورشليم گرد هم مي آمدند. در اين اثنا او با پطرس آشنا شده و با او رابطه مؤدتي مي يابد چنانكه او را استاد خود و پطرس مرقس را فرزند خطاب مي كرده است. در اين مراوده ، مِرقس از پِطرُس حواري به تفصيل تعليماتي در خصوص اعتقادات مسيحي فرا مي گيرد كه او را به يك مؤمن واقعي مسيحي تبديل مي كند. چنانكه طبق روايات متواتر موجود، او يكي از مبلغان كوشاي مسيحي و پايه گذار «كليساي اِسكندريه» در «مِصر» بوده است.  احتمالا" مرقس انجيل خود را در سرزمين «روم» نـوشت و آن را  بـعـد از وفـات پطرس و «پُولس» منتشر ساخته است(قاموس،ص791). هر چند او در نويسندگي تا حدي ناشي بوده و در ديدكلي ضعيف ترينِ انجيل نويسان است (بوكاي، ص93)، اما علماي مسيحي او را نخستين تاريخ نويس اصلي انجيلي مي دانند و براي مكتوبات آن مقام مرجعيت خاصي قائل هستند. آنان زمان نگارش انجيل مرقس را حدود سال 70 ميلادي تخمين زده اند،  لذا  انجيل او احتمالاً پيش از انجيل متي و لوقا نوشته شده است. با اين فرض و با بررسي محتويي انجيل‌هاي «متي» و «لُوقا» مي توان نتيجه گرفت كه انجيل و دست نوشته هاي مرقس مورد توجه و مطالعه متي و لوقا  بوده است  و آنها در نگارش گزارش‌هاي انجيلي خود از آن مكرراً استفاده نموده اند(رابرت وير،ص677-674). انجيل مرقس از عباراتي ساده و صريح برخوردار بوده و حوادث و وقايع گزارش شده در آن (گاه مفصلاً و گاه مختصراً) دقيق و روشن بيان شده است و اشارات و  بيانات زيادي از احساسات بشري عيسي(ع) را در خود دارد (جان ناس،ص624). با بررسي در متن انجيل مرقس، در مي يابيم كه او گزارش انجيلي خود را درسه محور بيان كرده است :

- تاريخي، روايي: مرقس سعي مي كند تا شمايي از دوران زندگي عيسي (ع) را با ديدي روايي بيان كند تا روند رشد نهضت مسيحي او را متصور سازد. سير گزارش‌ها و مطالب مندرج در آن، از ماجراي تعميد يافتن عيسي ناصري به دست «يحيي» پيامبر(ص) و مبعوث شدن وي به پيامبري آغاز مي گردد(مرقس،1: 13-1) و با ذكر چگونگي حركتهاي تبليغي عيسي مسيح و همچنين تعاليم و شرح موعظه هاي متعدد وي ادامه  مي يابد(مانند بابهاي 2و5و6). روايت او تا نقل گرفتار شدن عيسي و مصلوب شدن(مرقس،14و15) و سپس زنده شدن مجددش (مرقس،16) ادامه مي يابد و در خاتمه با بيان عروجش به آسمان پايان مي پذيرد. در اين بين مرقس تعدادي (حدود15مورد) از معجزات عيسي، از قبيل شفاي بيماران لاعلاج(باب2) و ديوانگان(باب5) و زنده ساختن مردگان(باب5: 34-33) را شرح مي دهد، تا تثبيتي بر حقانيت قيام و پيام او باشد.

- بيان تعاليم: مرقس در باب هايي از انجيل خود ضمن نقل سخنان عيسي مسيح و بيان تعاليم او ، مناظرات مذهبي چند از عيسي نقل مي نمايد كه بين وي و كاهِنهاي  يهودي «فِريِسِي» صورت گرفته است (مانند،12:12 به بعد). اين مناظرات و مباحث مطرح شده در آن به عنوان اولين احتجاج هاي كلامي مسيحي، از اهميت خاصي برخوردار است؛ چنانكه همين مباحث بعدها شالوده كلام و حتي فلسفه مسيحي گرديده و بارها به آنها استناد شده است، لذا اين بخش‌ها از نظر متفكران مسيحي جالب توجه بوده و حائظ اهميت است (كچويي،مواعظ مسيح در انجيل).

- پيوند مسيحيت با يهوديت: از شرح و تفسيري كه در خصوص رُسوم يهودي در انجيل او آمده است، و همچنين از سبك و سياق گزارش‌هاي انجيلي مرقس كه حاوي اشارات و  بيانات زيادي از احساسات بشري عيسي(ع) مي باشد، معلوم مي شود كه مرقس انجيل خود را مخصوص كساني نگاشته (يهوديان)، كه مسيح را بيشتر يك رسول الهي مي دانستند تا فرزند خداوند. زيرا با وجود اينكه مرقس عيسي(ع) موجودي مافوق بشري نشان داده و او «فرزند انسان» معرفي مي نمايد، اما ذكري از اصل تجسم الهي در پيكر عيسي و از اصل ازليت او (وجود قبل از خلقت) به ميان نمي آورد (جان ناس،تاريخ جامع اديان،ص624). اين امر به ويژه در عدم تطابق با ديدگاه جهان بيني مسيحي و اصل الوهيت و تثليث، نكته اي قابل تأمل بوده و حائز اهميت است .

  انجيل مرقس بر خلاف قدمت آن، از لحاظ ترتيب تدويني در  عهد جديد  پس از انجيل متي آمده و دومين انجيل آن است. متن آن به 16 باب تقسيم شده است كه اكثراً عنوان حادثه خاصي را برخود دارند .مانند باب 1 كه عنوان «ظهور نجات دهنده» را دارد، و يا مثلا" باب 11 كه با عنوان «مسيح وارد اورشليم مي شود» ذكر شده است. البته هر بابي خود نيز به بندهاي شماره گذاري شده اي تقسيم شده است تا امكان آدرس‌دهي دقيقتري از عبارات وجود داشته باشد .

2- انجيل متي

· (عيسي مسيح  گفت) .... خوشبخت اند كساني كه فروتن اند، چون از بركات سلطنت خداوندي برخوردار مي شوند .

خوشبخت‌اند كساني كه متواضع‌اند، چون ايشان مالك تمام جهان مي شوند.

خوشبخت‌اند آنهايي كه مهربان و با گذشتند، چون از ديگران هم گذشت خواهند ديد ... (متي، 5 : 3و5 و7)

«متّي» يكي از حواريون و شاگردان بنام عيسي مسيح (ع) است كه نامش در انجيل‌هاي ديگر نيز آمده است(لوقا،6:12). بر اساس نقل قاموس كتاب مقدس، او يكي از ماموران اخذ ماليات يا به اصطلاح «باج بگيران» دولت دست نشانده «امپراطوري رُوم» در سرزمين قوم يهود بوده است، اما در ديداري كه در همان اوايل قيام تبليغي عيسي، بين او و عيسي اتفاق افتاد، مجذوب كلام وي مي‌شود و به او ايمان مي آورد. او سپس دعوت عيسي (ع) را پذيرفت و از كار و شغل خويش توبه كرد (2) و به گروه ياران خاصه (حواريون) مسيح ملحق و همچون مُريِدي مخلص، همراه دائمي او شد.

از آن پس متي شاهد و ناظر رويداهايي مي گردد كه نهضت تبليغي عيسي پديد آورد. و با تجربه اي كه از نگارش و ضبط اطلاعات داشت (پس از عيسي (ع) گزارشي از چگونگي حيات، اعمال، كلام و معجزات وي را در دست نوشته هايي نگاشته، تا پيام و نور هدايت عيسوي همچنان باقي بماند . از شباهت‌هاي موجود بين عبارات انجيل متي و انجيل مرقس بر مي آيد كه او در نگارش انجيل خود احتمالاً از نوشته هاي مُرقس نيز استفاده زيادي نموده است. برخي متي را اولين گزارش كننده مسيح مي دانند و نگارش انجيل او را در سال37 يا بين 50 تا 60 ميلادي قلمداد نموده اند. اما صاحبنظران و محققان مسيحي، تاريخ نگارش انجيل او را پس از انجيل مُرقس و در حدود سال 85 ميلادي مي دانند(رابرت وير،جهان مذهبي،ص675). به هر حال «انجيل متي» اولين كتاب عهد جديد است و از لحاظ تدويني قبل از انجيل مِرقس مي باشد. گزارش انجيلي متي نسبتاً مفصل است، چنانكه متن آن تقريباً دو برابر انجيل مرقس مي باشد. اين انجيل به 28 باب شماره گذاري شده تقسيم گشته است كه اكثراً داراي عناوين خاصي هستند. اين عناوين عمدتاً از حوادث و وقايع خاصي بر گرفته شده كه در سرگذشت عيسي (ع) مسيح اتفاق افتاده است (انجيل متي و اعمال رسولان، بِرتِش وفُورل). اين حكايات داراي ترتيب زماني بوده و سيري تاريخي دارند. انجيل متي نسبت به انجيل مرقس داراي ويژگي‌هايي است :

اولاً : سير تاريخي كه متي در بيان روايي خود حكايت مي كند به مراتب وسيع تر از انجيل مرقس است.گزارش انجيلي او از معرفي «اَجدَاد» و اعقاب عيسي ناصري (ع) آغاز مي گردد و با ذكر ماجراي تولد و حوادث پس از آن (باب1)، گزارش نسبتاً مفصلي از وقايع دوران تبليغ و ارشاد عيسي (حدود دو سال) را در بين  قوم يهود بيان مي نمايد. ماجراهايي كه او نقل مي كند (مانند باب 15) اغلب به گونه اي شفاف و با ذكر جزئيات بيان شده است كه امكان ترسيم واقعه را به راحتي براي خواننده ميسر مي سازد (متي و اعمال رسولان، بِرتِش وفُورل) از ويژگي‌هاي انجيل متي نقل كاملي است كه از «موعظه سر كوه» عيسي (باب5) نموده، اين موعظه از معروف ترين خطابه هاي تاريخي عيسي است كه در ديگر انجيل‌هاي چهارگانه بدين گونه وجود ندارد(كچويي،مواعظ مسيح در انجيل).

ثانياً: متي با ذكر بيش از 18 مورد از معجزات حضرت مسيح (ع) بر حقانيت او تاكيد مي كند و او را فرزند واقعي خداوند، و پيام آوري آسماني توصيف مي كند كه مردم گمراه را به حق دعوت مي كند. وي در انجيل خود سعي دارد تا با معرفي او به عنوان موعود يهوديان عبراني يعني «پسر انسان»،(جان ناس،ص624) و با نقل كِرامت‌هاي عيسي و بيان تعاليم او مسيح و ترسيم جهان بيني خاص وي، سيماي واقعي از جامعه حقِّه الهي و به اصطلاح خود عيسي، «سلطنت خداوند» را معرفي نمايد(باب25).

ثالثاً : بر اساس شواهد تاريخي و تحليلي، رآي غالب اين است كه انجيل متي به زبان «عبري»، كه زبان بومي و رسمي يهودي بود، نوشته نشده است، بلكه متن اصلي آن از ابتدا به زبان «يُوناني» نگاشته شده است(الياده،ج2،ص194).در صورتي كه حضرت عيسي و يارانش و اغلب مردمي كه مخاطب آنها بودند. عبري زبان و غالباً يهودي بودند.(قاموس كتاب مقدس،ص782). به نظر مي رسد، متي كه به اقتضاي شغلش، خواندن و نوشتن  يوناني را آموخته بود، احتمالاً گزارش خود را از آن جهت به زبان «يُوناني»، كه زبان رايج دولتي آن زمان محسوب مي شد، نگاشته، تا بتواند مخاطباني هم، در بين غير عبري زبانان و غير يهوديان بيابد. البته آيند نشان داد كه اين امر در سرعت ترويج مسيحيت در سرزمين‌هاي يوناني زبان مانند روم و اروپاي جنوبي و حتي آسياي صغير ، بسيار هم مؤثر بود.

3 - انجيل لُوقا

«لُوقا»، نويسنده «انجيل لُوقا» و كتاب «خدمات رسُولان مسيح» در عهد جديد است. او نيز مانند «مِرقُس» از حواريون نبوده است بلكه، پزشك و طبيبي سنتي بوده كه مُصاحبت و مُجالست زيادي با «پولس قِديس» داشته است. او اغلب با پُولس همسفر مي شد و در تبليغ و رساندن پيام مسيح به اطراف و اَكنافِ «يهوديه» و «روم» همراه او بود. او توانايي خوبي نسبت به تاريخ نگاري داشت. از اين رو در انجيل وي، گزارش سرگذشت عيسي مسيح، با رعايت دقيق ترتيب زماني رويدادها بيان شده است (هاکس،ص772).

بنا به روايات مشهور علماي مسيحي زمان نگارش انجيل لوقا حدود سال 90 تا 95 ميلادي بوده است و با يكساني هايي كه در عبارات و مطالب انجيل او و دو انجيل پيشين؛ يعني انجيل‌هاي مُرقس و متّي ديده مي شود، مي توان در يافت كه وي در نگارش  انجيل خود از انجيل‌هاي مذكور بسيار استفاده نموده است (وير،ص675). متن انجيل لوقا نيز نسبتا" مفصل است و حتي حجم آن كمي بيشتر از انجيل متي مي باشد. اين انجيل به 24 باب تقسيم شده است كه برخي بابها نيز، با عنواني خاص از حوادث  مربوط به دوران حيات عيسي (ع)، به بخش‌هايي تفكيك مي شوند. در نهايت، عبارات‌هاي و جملات بابها نيز شماره گذاري شده، بابها به بندهاي كوچك تقسيم گرديده است. غير از وجه نگرش خاص انجيل يوحنا به هويت الوهيّتي مسيح (كه به آن اشاره خواهد شد)  انجيل لوقا از چند جهت متفاوت و قابل توجه است:

1- بنا بر آن چه خود او در ابتداي انجيلش نگاشته است، وي اين گزارش را براي تقديم كردن به «تِئُوفُلُس» كه طبق نظر قاموس كتاب مقدس يك از اشراف «يوناني» يا «رُومي» بوده، نوشته است (باب1: 4-1). لذا انجيل خود را بايد به زبان يوناني نگاشته باشد تا قابل استفاده تئوفلس مي گرديد.

2- بنا به اقرار ضمني خود او، كه در ابتداي انجيلش نموده است. لُوقا خود شاهد و ناظر حوادثي كه روايت مي كند نبوده، بلكه از دست نوشته هاي ديگران در اين خصوص بهره برده است(باب1: 4-1). لـذا نوعي نگرش گـزينشي و تحقيقي در سبـك نـگارش او مشـهود است كه در انـاجيـل قـبلي ديده نمي شود .

3- انجيل لوقا برخلاف دو انجيل قبلي و حتي «انجيل يُوحَنّا» (كه بحث آن خواهد آمد) نقل خود را از مژده تولد «يحيي» پيامبر (تعميد دهنده) آغاز مي كند و در ادامه سعي در نشان دادن ارتباط معنوي خاصي بين يحيي و عيسي مي نمايد. او سرگذشت آن دو را تواماً نقل مي كند و به وجه ارتباط فاميلي و اعتقادي آنها  مكرراً اشاره مي نمايد(باب1و2).

4- متن انجيل لُوقا داراي جملاتي كامل تر و قوام يافته تر از دو انجيل پيشين است. سطح ادبي آن قوي‌تر و يك دست‌تر است و عبارات آن از نظم بيشتري برخوردار هستند(بوكاي،ص99). اين امر مي تواند هم به دليل توانايي بيشتر لُوقا در نگارش باشد و هم به جهت دقتي بوده كه او در نگارش متني كه براي يك اشراف‌زاده رومي نگاشته شده، به كار برده است.

5-  انجيل يُوحنَّا

· زماني كه هنوز هيچ چيز نبود، «كلمه» وجود داشت و با خدا بود. او هميشه زنده بوده است و خود او خداست. هر چه هست، بوسيله او آفريده شده است. زندگي جاويد در اوست و اين زندگي به تمام مردم نور مي‌دهد. (يوحنا،1: 4-1)

«يُوحنّا» فرزند «زُبدي» و از اهالي شهر «صِيدا»، در استان «جليِل»، از سرزمين «يهوديه» بود. او مانند پدر و برادرش به ماهيگيري اشتغال داشت، و از آن راه امرار مُعاش مي‌كرد (لوقا،5 :10). اما در همان اوايل قيام عيسي مسيح با ملاقاتي كه با او داشت، مجذوب تعاليم وي شده و به او ايمان آورد. پس دعوتش را به جان خريده و زندگي معمولي خود را رها كرد و جزء همراهان دائمي او گرديد(متي،4:21و22). بدين‌گونه يوحنا، يكي از شاگردان نزديك و از حواريون مشهور عيسي مسيح شد. نام او در انجيل‌هاي ديگر نيز بارها آمده است(مرقس،3:16و17)، و در طول تاريخ مذهبي مسيحيت مكرراً از او ياد مي شود .

 او نويسنده انجيل معروف يوحنا و آخرين كتاب عهد جديد يعني «مُكاشِفات يُوحنّا» است.(3) احتمالاً او قبل از عيسي شاگرد «يَحيي تعميد دهند»(پيامبر) بوده است و يحيي وي را به مسيح ارشـاد نـموده است. او از همه حواريون جوانتر بود و پس از عيسي (ع) زنـدگي نسبتاً طولاني ( 94 سال ) داشت .(قاموس كتاب مقدس،ص 966)

طبق روايات، وي فردي شجاع و در عين حال بردبار بود و در تمام صحنه‌ها قيام عيسوي، حتي دستگيري و (به اعتقاد مسيحيان ) مصلوب شدن عيسي (ع) با وي همراه بوده است، در صورتي كه در آن هنگام ديگر شاگردانش همه گريخته بودند. از اين رو گزارش انجيلي او  از لحاظ محتوايي و روايي نسبتاً كامل و دقيق‌تر مي‌باشد. چنانكه حوادثي در آن ذكر شده كه در ديگر اناجيل يا ذكر نشده و يا ناقص بيان شده است. با اين وجود حجم آن از دو انجيل متي و لوقا كمتر است. انجيل يوحنا به 21 باب تفكيك شده كه مانند ديگر اناجيل موضوع بندي گرديده است، عبارات هاي و جملات باب‌ها نيز شماره گذاري شده، كه آنها را به بندهاي كوچك تقسيم نموده است (ترجمه عهد جديد، انجمن 1365). يوحنا انجيل خود را احتمالاً در اواخر عمر، نگاشته است. چنانكه مورخان مسيحي زمان نگارش آن را در سال‌هاي110تا 130 ميلادي مي‌دانند. (جان ناس،ص626)(4)

بررسي و مقايسه اناجيل

در بررسي اجمالي انجيل‌هاي چهارگانه در مي‌يابيم كه سه انجيل «مِرقُس»، «مَتّي»، «لُوقا» از لحاظ سبك و سياق با هم شباهتهاي بسياري دارند، چنانكه محققين مسيحي آنها را به نام انجيل «ملَخَّص يا مجمل» مي خوانند و اين منظور را با عبارت synoptic که واژه «يُوناني» به معني «همراه ديدن» و «مشاهده اي» است، بيان مي نمايند. بنا بر اجماع علماي صاحب نظر مسيحي، متي به غير از منابع مستقل خود، از مكتوب مرقس استفاده نموده‌اند و لوقا نيز علاوه بر آن منابع مستقل خود، از مكتوب متي و مرقس بهره گرفته است (رابرت وير،جهان مذهبي،ص976).

زيرا  محتواي آنها با هم شبيه و بسياري از مطالب و حتي گاه عبارات آنها با هم مشترك است. چنانكه حدود 95 درصد از محتويات انجيل مرقس ، تقريباً كلمه به كلمه در انجيل متي به چشم مي خورد و نيز تقريباً 60 درصد از متن انجيل مرقس كلمه به كلمه در انجيل لُوقا وجود دارد. لذا مي توان انجيل مُرقس را به عنوان مأخذ و منع اصلي دو انجيل ديگر دانست (رابرت وير،جهان مذهبي،ص975). در اين انجيل‌ها سبك بيان، بيشتر تاريخي و نقلي است و كمتر رنگ و بوي كلامي و فلسفي دارد، و غير از برخي تعاليم كلي كه از مواعظ عيسي بدست داده مي شود، مطالب آنها بيشتر روند روايي دارند.

اما بيان «انجيل يُوحنّا» نه تنها از لحاظ ترتيب زماني وقايع و شرح جزئيات محلي با سه انجيل ديگر متفاوت است، بلكه تمركز بيان آن بيشتر در تفسير اهميت مذهبي شخص حضرت عيسي (ع) مي باشد. يوحنّا در عبارات  خود به نكات فلسفي يوناني همچون «لُوگُوس» و «كلمه خدا» (كه منظور عيسي است) اشاره نموده است، كه قبل از آن، در انجيل ديگر اشاره اي به آن نشده بود. لذا محققان مسيحي انجيل يوحنا را كه در اواخر قرن اول ميلادي نگاشته شده است، منعكس‌كننده اصول نظري رو به رشد مي دانند كه از توسعه در اجتماع فكري و اعتقادي مسيحيان اوليه پديد آمده بود . (جان ناس،ص625)

در انجيل يوحنا، از طبيعت الوهي عيسي بيشتر و واضحتر از ساير اناجيل بحث شده و احتمالاً او سعي كرده تا انجيلي بنويسد كه بر طبق آن، مسئله الوهيت را همان‌طور كه معاصر او «پُولس قِديس» وضع كرده بود، بيان كرده باشد. اما در عين حال سعي نموده تا مسيح را با شخصيت عيسي ناصري تاريخي كه در ديگر اناجيل معرفي شده است منطبق سازد تا منشأ كلامش معيّن باشد.  او هر چند عيسي مسيح را يك فرد بشري در اين جهان توصيف مي كند اما در عين حال وي را به عنوان «قُوه خَالقِه» كلمه، در مقام اُلوهيت و ازلي معرفي مي كند كه قبل از حيات وجود داشته است. (جهان مذهبي،ص678)

البته هرچند موضوع اناجيل چهارگانه عهد جديد يكي است و همگي به روايت سرگذشت زندگي عيسي ناصري و تعاليم مسيحي او پرداخته اند، ليكن در سراسر اين اسناد تاريخي، يك تقسيم بندي نامريي نيز جريان دارد. تفكيكي بين آنچه خود عيسي هست و مي گويد و آنچه راجع به او و كارهايش نقل مي شود. تعيين و درك اين دو موضوع در بين دانشمندان مسيحي (مانند ساموئِل رايماروس،1767-1727، اِرنِست رِنَان، د.ف. اِشتِراُوس و آلبِرت شُوايِتزِر،1965-1875) چندان اتفاق نظر ندارند، بدين معنا كه در تفكيك چيستي شخصيت تاريخي عيسي (ع) و آنچه جامعه مسيحي قرون اوليه ميلادي، در مورد او مي پنداشتند، اتفاق نظر چنداني وجود ندارد و مي توان اذعان كرد كه چگونگي شرح زندگي عيسي تا حد زيادي تحت تأثير اعتقادات و افكار شخصي بوده است (ليلا هوشنگي،كتاب شناختي مسيحيت2). اختلافات موجود در اين انجيل‌ها نيز، غير از اختلاف زماني، تا حدي از اين مسئله نشأت مي گيرد. البته در زمينه اختلافات متون انجيل‌ها، برخي محققان مسيحي بررسي هاي گسترده اي انجام داده اند كه به برخي از آنها اشاره مي‌شود.

-  در انجيل يوحنا چهار باب (14الي17) به شرح ماجراي «شام آخري» كه عيسي (ع) با شاگردانش (حواريون) تناول كردند، مي پردازد و در اين بين نيز مكالمات واپسين عيسي با حواريون را  مفصلاً بيان مي دارد. سخناني كه در ساختارهاي اعتقادي مسيحيت بسيار مهم مي نمايد. اما در ديگر اناجيل ( انجيلهاي سه گانه) هيچ اشاره‌اي به اين مكالمات نمي گردد.

-   يا در خصوص «صُعود» عيسي در انجيل‌هاي يوحنا و متي ذكري نشده است و تنها مِرقُس و لُوقا (كه از حواريون نيز نبوده اند) در گزارش‌هاي انجيلي خود به اين امر اشاره نموده اند :

· عيسي از ايشان جدا گشته و به سوي آسمان بالا برده شد.(لوقا،24 :5)

-  سه انجيل نخست دوران رسالت عيسي (ع) و يك سال مي دانند، اما انجيل يوحنا مدت رسالت ايشان را قريب دوسال گفته است.

-   علاوه بر اين، اخبار شام آخر در اناجيل مختلف است. مثلاً سه انجيل متّي، مرقُس و لُوقا «شام آخر» را مصادف با «عيد فَصَح» يهوديان مي دانند، اما يوحنّا در انجيل خود زمان اين واقع را پيش از آن گفته است.

-   حجم توضيحاتي كه در خصوص مصائب مسيح در اناجيل آمده نيز با هم فرق مي كند. اين بخش در انجيل يوحنا 2 برابر اناجيل مرقس و لوقا است و اين دو انجيل نيز 5/1 برابر انجيل متي به شرح اين ماجراها پرداخته اند (بوكاي، مقايسه تورات، انجيل، قرآن با علم،ص103-101).

 امثال اين تفاوت­ها و يا اختلافات در متن هاي اناجيل چهارگانه خود دليلي بر عدم مشاهده عيني اغلب نويسندگان آنها است و اين با باورهاي مسيحيان تا حدي مغاير است، اما به هر حال، اناجيل چهارگانه همگي در راستاي بيان چيستي نهضت مسيحي عيسي ناصري (ع)، نگاشته شده و نقش مهمي نيز در ترسيم سيماي اين واقعه تاريخي، مذهبي داشته اند .

پي‌نويس‌ها

1- شاگردان خاص عيسي مسيح كه به حواريون ( قلب پاكان ) معروف هستند، طبق نقل اناجيل عهد جديد12 نفر بوده اندكه نام آنها در همه  انجيل ها به دقت آمده است.  اسامي آنها عبارتند از :  شمعون (پطرس)، اندرياس (برادر شمعون)، يعقوب (برادر عيسي) يوحنا، فليپ، برتولما، متي، توما، يعقوب (پسر حلفي) ، شمعون (فدائي)، يهودا (پسر يعقوب) يهودا اسخريوطي (كه بعدها به عيسي خيانت كرد).

2-  در زمان تولد عيسي سرزمين­هاي يهودي نشين (فلسطين، لبنان و قسمتي از اردن كنوني) در زير سلطه امپراتوري روم بود. مردم مجبور بودند تا به رومي ها باج و خراج بدهند. كثيف ترين شغل از نظر بني اسرائيل، شغل مأموران يهودي اخذ كننده باج و خراج براي دولت روم بود .

3- البته به دليل فاصله زماني نسبتاً زياد بين ظهور عيسي (ع) و زمان نگارش انجيل يوحنا ، چنانكه در قاموس كتاب مقدس صفحه 966 نيز به آن اشاره شده است، برخي از محققان نگارش آن را به شخص ديگري به نام شيخ يوحناي  نسب مي دهند . اما اين نظر مورد تاييد كليسا نيست.

4-  البته در قاموس كتاب مقدس سال‌هاي 98-96 ميلادي ذكر شده است،ص 967.

کتاب شناسي مآخذ

1-  اِليادِه، ميِرچا، دايره‌المعارف اديان، شعبه لندن، كمپاني مُك مِليان ،ج2.

2-  وير، رابرت (ويراستار كلي)،جهان مذهبي( اديان در جوامع امروز)، ترجمه عبدالرحيم گواهي، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي، سال 1374ش.

3-  بوكاي، موريس، مقايسه‌اي ميان تورات، انجيل، قرآن و علم، ترجمه ذبيح الله دبير، تهران، نشر فرهنگ اسلامي،سال 1374ش

4-  (كشيش) خاچيكي،ساروترجمه عهد عتيق(the living bible)،تهران، انتشارات آفتاب عدالت، سال 1375ش

هاكس،جيمز، قاموس كتاب مقدس، بيروت،1928م و تهران،انتشارات اساطير1377

5-  جان.بي.ناس، تاريخ جامع اديان،ترجمه علي اصغر حكمت،تهران، انتشارات علمي و فرهنگي،سال 1373ش

6-  هوشمندي، ليلا، مقاله راهنماي كتاب شناختي مسيحيت و تاريخ آن (2)، تهران، مجله كتاب ماه دين، شماره 69 و 68، خرداد و تير 1372ش، ص93-89

7-  ترجمه كتاب مقدس(عهد جديد)، تهران، انجمن كتاب مقدس ايران،سال1365 ش

8-  كچويي، عاطفه، مواعظ حضرت مسيح در انجيل ،اصفهان، كانون پژوهش، اصفهان سال 1379ش

9-  انجيل متي و اعمال رسولان (كتاب مقدس عهد جديد) برتش وفورل، بيبل سوسائيتي، 1910 و1932 برابر با 1277-1310

 

يكشنبه 9 دی 1386 - 13:16


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری