يكشنبه 4 تير 1396 - 21:48
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

عليرضا قرائي

 

اتحاد و انسجام يک اصل قاطع است براي همه سال‌ها

 

گفت‌‌و‌گو با سيدحسين بهشتي‌نژاد، مدير كل تبليغات اسلامي اصفهان

مجتبي حاجي‌جمالي، كارشناس پژوهش اداره‌كل اصفهان

اشاره:

حجت‌الاسلام سيد حسين بهشتي‌نژاد، در سال 1332 هجري شمسي در خانواده‌اي روحاني از سلسله سادات حسيني در شهر اصفهان ديده به جهان گشود‌.  پس از دوران تحصيل مقدماتي حوزه در دروس سطح عالي و خارج فقه و اصول حضرات آيات عظام مرحوم فاضل لنکراني‌، مرحوم شيخ جواد تبريزي‌، مرحوم شيخ حسن صافي اصفهاني و آيت‌الله شيخ حسين مظاهري‌ شرکت کرد و از محضر آنها کسب فيض نمود. حجت‌الاسلام سيد حسين بهشتي‌نژاد علاوه بر مديريت اداره‌کل تبليغات اسلامي استان‌، يکي از وعاظ و خطباي تواناي شهر اصفهان است که ذيلاً مصاحبه وي  پيرامون سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي‌، زوايا‌، علل نامگذاري و دلايل اصيل ديني اين امر حياتي  از ديدگاه آيات و روايات بيان شده است.

چه ضرورت‌هايي باعث نامگذاري امسال به نام سال «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» از سوي مقام معظم رهبري شد؟

مسأله اتحاد ملي و انسجام اسلامي و اين تيتر زيبايي که از جانب رهبر معظم و حکيم انقلاب براي سال‌جاري انتخاب شد معنايش اين نيست که جريان مربوط به يک سال خاص است. در سال‌هاي قبل هم چنين نامگذاري‌هايي انجام مي‌گرفت، مثلاً سال گذشته به نام مبارک پيامبر اعظم(ص) نامگذاري شد. کما اينکه خود رهبر معظم هم درمورد پيامبر بزرگوار همين معنا را مطرح کردند که همه سال‌ها متعلق به پيامبر(ص) هست، لکن براي اينکه چشم‌انداز سال براي جامعه مشخص و مسير حرکت آنها تبيين شود اين فلش‌ها و اين تابلوها و اين نامگذاري‌ها انجام مي‌گيرد تا جامعه و اين کاروان عظيم ارزشي که راه افتاده همچنان با آن اصول و ارزش‌هاي متعالي راهش را ادامه دهد.

 اينکه هر سال به يک نامي هست قطعاً در اين ايستگاه‌هاي حرکت و مسيرهايي که پيش مي‌آيد به لحاظ صف‌آرايي‌هاي دشمنان اسلام و تاکتيک‌ها و روش‌هاي ويرانگري که آنها در هر زمان براي خودشان انتخاب مي‌کنند جامعه اسلامي بايد با هوشياري و آگاهي کامل بتواند اين ترفندها را شناسايي بکند و پيشاپيش راه‌هاي دفع و رفع آن را بياموزد و پيش‌بيني کند. بديهي است که همه از رهبري نهضت -که قلب تپنده نهضت ‌الهي و نظام اسلامي و عقل هوشيار ملت و مرکز توجه همه افکار است- انتظار دارند از حنجره، بيان، بنان، قلم و تدبير او بتوانند راه حرکت را انتخاب بکنند و بياموزند. ضرورت‌هايي که ايجاب کرده امسال از سوي رهبر معظم انقلاب به نام سال «اتحاد ملي وانسجام اسلامي» نامگذاري شود، چند چيز است. خود اتحاد ملي و انسجام اسلامي يک اصل قاطع است براي همه زمان‌ها و همه سال‌ها، وليکن حرکت موذيانه و ويرانگر دشمن که در سال‌هاي اخير تلاش کرده به بهانه‌هاي مختلف اقوام ايران را که داراي گويش‌ها و نژادهاي مختلف هستند و داراي شرايط منطقه‌اي و مرزي خاص خود هستند اينها را تحريک بکند و هر روز با يک داعي‌هاي به خيال خام خود اين گروه‌ها را با يک مطالبات عليه نظام اسلامي بسيج کند. اين نامگذاري از سوي رهبري براي توجه دادن همه قشرهاي کشور است که زير پرچم اسلام هستند تا همه کشور را مال خودشان بدانند. اين مملکت کهن و با پيشينه نوراني مربوط به خودشان هست. اين وحدت جغرافيايي و ديني و وحدت آرماني سبب مي‌شود که اينها با هم باشند در عين  تفاوت‌هاي منطقه‌اي كه دارند اما همه وابسته به يک مکتب، آيين، آرمان و همه کاروان يک نهضت و يک انقلاب هستند.

در بحث انسجام اسلامي هم مقصود اين است که تمام کشورهاي اسلامي به حکم آيات قرآن و به حکم روايات اسلامي اينها بايد اعتصام به حبل‌الله بکنند، به ريسمان الهي چنگ بزنند و با قرآن و مکتب نوراني اسلام بتوانند در برابر دشمنان يکپارچه قسم‌خورده عليه اسلام متحد و منسجم شوند؛ بنابراين شعار از متن قرآن، از متن دين، از يک واقعيت طبيعي کشور که هم مربوط به گذشته و هم مربوط امسال و هم مربوط به آينده است نشات گرفته، ولي اينکه امسال نامگذاري شده به خاطر دو جهت است؛ يکي اينکه هر سال بايد يک مشعل فروزاني به عنوان نماد حرکت انتخاب شود، دوم حرکت‌هاي موذيانه‌اي که دشمن به خصوص در سال‌هاي اخير به عنوان يک ابزار باسابقه و نه پوسيده مي‌خواهد استفاده کند و به بهانه قوميت‌ها و اختلافات فرقه‌اي بتواند نيروهاي خودي را به جان هم بيندازد و به جاي اينکه اينها در برابر دشمن با هم يک صف باشند و همه نيرويشان را عليه دشمن بسيج کنند خداي ناکرده به خاطر جهالت و ناداني صرف تخريب يکديگر بکنند. اين جهاتي است که براي راز نامگذاري امسال به نام «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» به ذهن مي‌رسد. اهميت اين نامگذاري تا چه حد استراتژيک يا مقطعي است؟ البته ما شکي نداريم که اسلام تاکتيك‌هاي موقت را دارد؛ در موقعيت‌هاي مختلف شيوه‌هاي موقتي که بتواند موقتاً دشمن را زمينگير کند و جامعه اسلامي را يک گام به جلو ببرد اما در مورد وحدت اينطور نيست، چون وحدت يک اصل ابدي و هميشگي قاطعي است که مي‌توان گفت آرمان همه انبياست.

چون قرآن فرموده «کان الناس امه واحده فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الکتاب بالحق ليحکم بين الناس في اختلفوا فيه.» هميشه اختلاف ويرانگر بوده و وحدت باعث طراوت دل‌ها و انسجام ملت‌ها بوده است. ما هرگز به ديد يک تاکتيک به آن نگاه نمي‌کنيم ولو حرکت دشمن تاکتيکي است، اما موضع ما يک موضع استراتژيک و هميشگي و يک اصل لايتغيري است که از ديرزمان بر اين حرکت زيباي اسلامي گذشته است که با وحدت، ملت اسلام مي‌تواند آرمان‌هاي خودش را با اين عنوان که ملتي واحده باشد انجام دهد و هر گونه اختلافي که باعث شکستن اين قدرت و اقتدار باشد ضد ارزش است.

وقتي که ما مي‌بينيم وحدت در همه جا کارساز و اختلاف در همه جا آتش‌سوزان است نمي‌توانيم به آن به ديد تاکتيک و موقت نگاه کنيم، بلکه به آن به‌عنوان يک جريان اصيل و استراتژيک کلي که خط اصيل اسلامي را ترسيم مي‌کند نگاه مي‌کنيم.

محورها و معيارهاي وحدت اسلامي را از ديدگاه قرآن بيان نماييد.

قرآن يک ديدگاه بسيار روشن، زيبا و جامعي دارد که دو ادعاي ايجابي و سلبي است. در مورد ادعاي سلبي‌اش معتقد است که به رغم اينکه کفار گاهي کنار هم قرار مي‌گيرند اينها وحدت واقعي ندارند. ممکن است اينها به صورت صوري، تاکتيکي و موقت بر حسب منافع مادي کنار هم قرار بگيرند و ليکن با کمترين حادثه‌اي به جان هم بيفتند.

چون ملاک و شاخص و الگويي براي وحدت ندارند و در وجودشان غرايز طغيانگري وجود دارد که آن غرايز نمي‌گذارد که اينها به منافع يکديگر فکر بکنند و حاضر باشند گذشت و ايثار بکنند و اگر گاهي کنار ميز مذاکره مي‌نشينند به تعبير امام راحل(ره) که سابقاً شوروي بود، ايشان مي‌فرمودند آمريکا و شوروي مثل دو تا گرگ مراقب يکديگر هستند که مستعمرات هر کدام بيشتر نشود و اگر با هم کنار مي‌آمدند براي حفظ سهم پنجاه درصدي شان بود. بنابراين آنها ملاک وحدت ندارند. اگر متحد هم بشوند دل‌هايشان از هم جداست. ولي اسلام عزيز با شاخص‌ها و ملاک‌هاي الهي آمده دل‌ها را به هم مرتبط کرده است، يعني وحدت روحي و وحدت عاطفي که اساس هر گونه وحدت ظاهري است.

اين تعبير بلند قرآن که در سوره آل‌عمران هست که «واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا» اين پيام را دارد که به ريسمان خداوند چنگ بزنيد و متفرق نشويد. بعد نقطه مقابلش مي‌فرمايد «واذکروا نعمه الله عليکم اذکنتم اعدا»، يعني آن روزي که با هم دشمن بوديد و جنگ‌هاي خونين صدساله داشتيد و لب پرتگاه سقوط بوديد که خداوند به برکت اسلام و نبي اکرم شما را نجات داد. پس نقطه مقابل وحدت، آن تفرقه و عداوت روحي است. اما نقطه مقابل آن عداوت روحي، اخوت اسلامي است. لذا مي‌فرمايد «فاصبحتم بنعمته اخوانا» شما را به برکت اسلام، به برکت الطاف خدا، به دست نبي اکرم شما برادر شديد. همان‌ها که مثل اوس و خزرج جنگ‌هاي صدساله داشتند چنان با هم برادر شدند که جلوه‌هاي زيبا و کم‌نظير را از برادري و محبت که در تاريخ بي‌سابقه است به نمايش گذاشتند.

تاريخ اسلام بسيار از اين صحنه‌ها را حتي در صحنه‌هاي جنگ و در آخرين لحظات زندگي مجسم و منعکس کرده است. بنابراين ما بايد ببينيم ملاک‌هاي آن وحدت قرآني چيست؟ من در جمع‌بندي چند مطلب را عرض مي‌کنم، اولاً خود قرآن عامل وحدت است، ثانياً و مقدم بر آن نام پروردگار و اصل توحيد همان‌طوري که اعتقاد به وحدانيت خدا هست باعث وحدت کلمه مي‌شود. وقتي انسان يکپارچه دور از هر گونه شرکي زير تابلوي عبوديت خدا و بندگي يکسره حق قرار گرفت سبب مي‌شود که آن وحدت کلمه هم ايجاد شود. پس اول اعتقاد به پروردگار و حبل‌الله که ظاهر آيه هم همان توحيد است. وقتي ما به روايات مراجعه مي‌کنيم مي‌بينيم اين حبل‌الله که توحيد است چون بايد از صاحبان آدرس اين توحيد را گرفت مي‌بينيم که گاهي مکتب نوراني اهل بيت(ع) منشأ وحدت است. لذا ما معتقد هستيم که غدير و حادثه غدير بالاترين عامل وحدت جامعه اسلامي است.

اگر ما شرايط را طبيعي ببينيم -که طبيعي هم هست- همان حرکت و گامي که علامه اميني برداشت و با شعار وحدت و اينکه غدير منشأ وحدت است يعني ما به برادران اهل سنت مي‌گوييم که همين غديري که شما در نوشته‌هاي اصلي‌تان و کتب معتبرتان و منابع اصيل‌تان سرشار از اين حادثه و بيانگر اين تاريخ نوراني غدير است. بياييد با هم زير اين پرچم باشيم؛ زير پرچم غديرمتحد شويم و منابع‌مان هم که کاملاً روشن و گواه بر اين مطلب است؛ لذا علامه اميني کتاب 11 جلدي غدير را به عنوان عامل وحدت نوشت لذا هرگز اين امرعامل اختلاف نيست. خود وجود مقدس نبي اکرم(ص) در مرحله دوم بعد از اعتقاد به خدا مهمترين عامل وحدت است که همه فرق اسلامي به اين بزرگوار معتقدند و بعد از پيامبر(ص) اعتقاد به ائمه معصومين که جلوگاه اين اعتقاد همان حادثه غدير است. اينها عوامل وحدتي است که از قرآن و منابع ديني استخراج مي‌کنيم.

 از ديدگاه شما چه آسيب‌هايي وحدت اسلامي را تهديد مي‌کند؟

 ما معتقد هستيم عواملي که اين وحدت را به هم مي‌زند گاهي جهالت‌ها و ناآگاهي‌ها هست؛ يعني وقتي انسان ملاک‌هاي ديني را ندانست گاهي سر از يکسري حرکت‌هاي تعصب‌آميز جاهلي در مي‌آورد. البته تعصب و پافشاري روي ارزش‌هاي ديني خودش يک ارزش است.

وقتي ما در خطبه سوم نهج البلاغه، خطبه قاصعه، مي‌بينيم اميرالمومنين به سختي با تعصب‌هاي جاهلانه مبارزه مي‌کنند و از آن مذمت مي‌کنند ولي دراثناي خطبه مي‌فرمايد:ان کان لابد لکم من العصبيه فتعصبوا لمکارم الاخلاق اگر شما ناگريز از تعصب هستيد در برابر ارزش‌هاي اخلاقي و آرمان‌هاي ديني پافشاري کنيد يعني با صلابت بايستيد که خراشي به آن وارد نشود. ولي تعصب‌هاي جاهلي که مبناي عقيدتي و فکري و استدلالي ندارد، منشأ اختلافات فرقه اي و قومي مي‌شود. دوم اينکه ما معتقد هستيم بين فرقه‌هاي اسلامي اختلاف مذهبي وجود دارد کما اينکه اختلاف ديدگاه کارشناسان هميشه بوده و هست. آن راه حلي که اولياي الهي و اسلام عزيز براي ما قرار داده است اين نيست که از راه پرخاش، دشمني و ناسزاگويي به جان هم بيفتيم، بلکه آن چيزي که مساله را سامان مي‌دهد و دل‌ها و افکار را به هم نزديک مي‌کند اين است که هر گروهي از موضع منطقي و فکري خودش دفاع جانانه استدلالي بکند.

در اين عرصه عظيم در اين قرون اخير يکي از چهره‌هايي که منادي وحدت بود خود امام(ره) بودند. امام همه امت اسلام را دائماً و مکرراً دعوت به وحدت اسلامي مي‌کردند اما در عين حال امام افتخاراتشان را نسبت به مکتب اهل بيت در وصيتنامه‌شان ذکر کردند. بدون اينکه تعرضي به ديگران داشته باشند و افتخارشان را به قرآن، پيامبر(ص)، به صحيفه فاطميه، به فقه پربار امام صادق(ع)، به شخصيت بابرکت امام باقر(ع)، به صحيفه سجاديه و به تمام اين انوار مقدس و مشعل‌هاي هدايت و چراغ‌هاي فروزان تاريخ بشريت يک به يک مي‌شمارند که نسل‌هاي بعدي بدانند اين مکتب افتخاراتش اين است، رهبران اين مکتب به اين مسائل مي‌باليدند، بدون اينکه جسارتي به عقايد ديگران بکنند با استدلال و برهان ديگران را دعوت به بحث علمي‌ مي‌کردند. لذا در عين حال که از نظر مباني فکري اختلاف فرقه‌اي وجود دارد و کسي هم نمي‌تواند منکر آن باشد و در عين حال که بايد انسان به آن باورهاي ديني و پايبندي‌هاي‌خود که مبناي علمي و اسلامي‌دارد با صلابت و قدرت دفاع بکند ولي براي اينکه ديگران را دعوت به اين ارزش‌ها بکند بايد آنها را هم با احترام دعوت به اسلام بکند.

خلاصه اينکه اولاً راه حل را فقط از راه دليل و برهان و استدلال پي جوي بکند. ثانياً اينکه به رغم وجود اختلافات مبنايي در فرق اسلامي، اسلام مي‌گويد آنها را در جاي خودش با بحث حلش کنيد و سعي نماييد به يکديگر نزديک شويد، ولي همين الان هم که اختلافات ديدگاه وجود دارد شما مسلمانيد، همه شما کعبه، پيامبر(ص)، قرآن را قبول داريد.

بياييد در برابر آن دشمناني که ذره‌اي به بقاي شما فکر نمي‌کنند و دائما آرزوي زوال شما را دارند و طبق بيان قرآن (ودوا ما عنتم) رنج شما را مي‌خواهند( قد بدت البغضاء من افواههم) دشمني از زبان‌هايشان آشکار است(و ما تخفي صدورهم اکبر) آنچه که در سينه‌هاي کفار از دشمني مخفي شده به مراتب بالاتر از آن هست که به زبان آشکار مي‌کنند.

در برابر اين دشمن پليدي که جز به نابودي ملت اسلام فکر نمي‌کند و تا امت اسلام تابع آيين شان نشود راضي نمي‌شوند، در برابر اينها قد علم کنيد و همه دست به دست هم بدهيد. اين مبناي اسلام، پيام اسلام است، يعني احترام به عقايد يکديگر از يکسو، از يک طرف عدم پرخاش، ازسوي ديگر اينکه هر کسي از مباني اش با استدلال دفاع جانانه نمايد و اگر در نقطه مقابل انحرافي مي‌بيند به حکم آيه قرآن «ادع الي سبيل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتي هي احسن» بتواند آن اختلافات فرعي و اصلي را حل نمايد. چگونه است که آموزه‌هاي قرآن درباره وحدت در برهه‌هايي از تاريخ ناديده گرفته شده و ما هنوز هم شاهد نزاع در بخش‌هايي از جهان اسلام هستيم؟ البته من معتقد هستم تا زماني که روابط دنياي خارج با اسلام نزديک نبود و اين مرزها نزديک نشده بود، امت اسلام اختلافات‌شان در حدي که يکديگر را ضايع بکنند و ضربات سنگين بزنند کمتر بود. مشکل بيشتر از آن تاريخي شروع شد که استعمارگران خارجي وارد عرصه مبارزه شدند، مرزها به هم نزديک شد، منافع نامشروع اجانب در تهديد دنياي اسلام قرار گرفت، و اينها نقطه ضعف را اين ديدند که از ضعف و جهل و ناآگاهي قشرهايي استفاده بکنند و با اختلافات فرقه‌اي که امکان حلش با دليل و برهان کاملا وجود دارد اينها در برابر هم صف آرايي بکنند و آن دشمن مشترک بيايد کنار سفره آماده و منافع نامشروع خودش تاراج بکند و به يغما ببرد، تا حدي که به نتيجه رسيدند اين تز و شعارشان که اختلاف بيانداز و سيادت کن را پياده کنند. لذا نمي‌شود گفت در طول تاريخ اين اختلافات خيلي آسيب رسان بوده است.

ما معتقديم از آن زماني که پاي استعمارگران به دنياي اسلام باز شد سرآغاز و سرفصل گسترش اين دشمني ها شد وليکن در زمان گذشته در زمان خود ائمه با رهبري عالمانه خيلي از اعضاي امت اسلامي که پيرو ائمه بودند و سايه به سايه ايشان حرکت مي‌کردند گاهي با شيوه تقيه، گاهي با بحث‌هاي علمي، گاهي با مدارا کردن و محبت، گاهي با رعايت حقوق يکديگر حل مي‌شد و کنار يکديگر زندگي مي‌کردند و مشکل حادي نداشتند ولي همان زمان هم حکومت‌هاي اموي، مرواني و عباسي گاهي از رهگذر اين اختلافات قومي و مذهبي براي اينکه خودشان حکومت کنند جانب يک طرف را مي‌گرفتند و مردم را با آن اختلافات به جان هم مي‌انداختند اما آن هايي که زير پرچم اهل بيت بودند به جهت آنکه آن بزرگواران رعايت اين مسائل را مي‌کردند کمترين حادثه در ميانشان پديد مي‌آمد. اينقدر که قلم نويسندگان دلسوز و چهره‌هاي ممتاز از عالمان برجسته اسلامي‌ توانسته راهگشا باشد و رفع بعضي از مسائل را بکند هرگز اهانت‌ها و اختلاف‌ها نمي‌تواند مشکلي را حلش بکند بنابراين اين پيشگويي و پيش بيني رهبر معظم به عنوان يک خميرمايه و دست مايه براي تمام مراکز علمي، آموزشي، پژوهشي و انسان‌هايي که به اعتلاي اسلام فکر مي‌کنند، انسان‌هايي که نمي‌خواهند استعماگران بر هيچ کشوري مسلط شوند اين سپر وحدت و اين معيار وحدت عالي ترين عاملي است که مي‌تواند دشمن را زمين‌گير کند و دشمن را ناکام و مأيوس بکند و امت اسلام را هر چه بيشتر عزتمند و توانمند کند و براي مقابله با دشمن خارجي و حل مشکلات داخلي خودشان آماده نمايد.

لذا ما الان مي‌بينيم در اين جنگ‌هاي خونيني که در عراق و افغانستان رخ مي‌دهد مصلحان جامعه دستي ندارند، انسان‌هاي متدين، انسان‌هايي که پيغمبرشناس، قرآن شناس و تابع اين مکتب هستند اينها هرگز اين حرکت‌هاي موذيانه‌اي که توسط خارجي‌ها و عمال داخلي و گول خوردگان داخلي شان انجام مي‌گرفت هيچکدام تاييد نمي‌کنند چون اين خلاف قرآن و خلاف منطق دين است که برادرهاي اسلامي‌ به جان هم بيفتند و يکديگر راضايع کنند.  

با توجه به اهميت مسأله وحدت اسلامي، چه ميزان اين مسأله توسط عالمان و متفکران اسلامي تبيين شده و در اين زمينه کتاب به رشته تحرير در آمده است؟

من معتقدم که عالمان روشن‌بين و متفکر به‌ويژه در اين قرون اخير ترفند دشمن را شناختند و توانستند خيلي معتدل و دور از هر گونه افراط و تفريطي در معناي وحدت خط اصلي را ترسيم کنند. يکي از قهرمانان اين صحنه را بعد از علامه اميني، شهيد بزرگوار علامه مطهري(ره) مي‌دانيم که خوشبختانه اين سوژه وحدت در نوشته‌هاي ايشان فراوان وجود دارد و من همه عزيزان را به آثار علامه مطهري(ره) ارجاع مي‌دهم که معناي وحدت و راه‌هاي تحقق آن را بيابند و هر گونه اختلاف فرقه‌اي را که آسيب رسان است از طريق اين آثار شناسايي کنند. بديهي است که بر فراز تفکر شهيد مطهري، سخنان و نوشته‌هاي امام فرزانه که استاد ايشان بودند قطعاً مشعل فروزاني است. همچنين رهنمودها و سخنان رهبر معظم انقلاب بسيار کارگشاست که افراد مي‌توانند به سخنراني‌ها و آثار ايشان رجوع کنند و مرور نمايند و مرز دقيق وحدت اسلامي را به حکم قرآن و منابع ديني بازيابند و بازشناساند.

 اداره‌كل تبليغات اسلامي استان اصفهان، چه برنامه‌هايي براي تحقق اتحاد ملي و انسجام اسلامي داشته است؟

سازمان تبليغات اسلامي که افتخار مي‌کند زير نظر رهبر معظم انقلاب است و با هدايت ايشان انجام وظيفه مي‌کند و ميوه شيرين تدبير امام راحل(ره) است بديهي است که هر ساله به دنبال نامگذاري که داشته‌اند گام‌هاي خوبي را برداشته است.

در سال گذشته که به نام پيامبر بزرگوار بود بيش از 30 حرکت ارزشي را با نام پيامبر بزرگوار انجام داد که البته اداي دين به ساحت مقدس پيامبر(ص) هرگز نيست. امسال هم پا به پاي اين نامگذاري گام‌هايي را برداشته است، از جمله سخنراني‌ها، توجيه گويندگان، برنامه‌هاي اعزام به‌ويژه در برنامه گفتمان ديني و همچنين حرکت‌هاي مکتوبي که داشته است به‌ويژه توانست در ايام سالگرد شهيد مطهري نوشته‌اي را از مجموعه آثار ايشان با همين عنوان «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» تنظيم بکند و اين نوشته راهگشا بوده است و مورد تقدير فرهيختگان و کساني قرار گرفته است که دغدغه اين مسائل را داشته‌اند.

اميدواريم در باقيمانده سال هم بتوانيم قدم‌هايي را برداريم که همين برنامه تفکر ديني هم که در دست اقدام است يکي از جلوه‌هاي زيبايي است که با اين مشعل فروزان که رهبر معظم روشن کردند حرکت مي‌کند و تلاش مي‌شود موضوعاتي که مطرح مي‌شود تحت عنوان «جوان ايراني، هويت اسلامي» بتواند گامي در مسير وحدت اسلامي بردارد.

 

دوشنبه 3 دی 1386 - 16:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری