دوشنبه 25 شهريور 1398 - 17:33
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

عليرضا مزروعي

 

مسئله موعود، فلسفه‌اي رو به آينده

 

بشارت‌ها و اشارت‌ها که درباره موعود و ظهور منجي و عدل‌گستر جهاني‌، در منابع اديان آسماني و ديگر آثار حکماي قديم‌، رسيده است پيوسته به‌دنبال تبيين افق انتظار به‌عنوان فلسفه‌اي رو به آينده جهت تحقق آرمان‌هاي انساني و الهي بوده است.

«اصولاً فتوريسم، يعني اعتقاد به دوره آخر‌الزمان‌. انتظار ظهور منجي‌، عقيده‌اي است که در کيش‌هاي آسماني يهوديت (‌جودايسم‌)‌، زردشتي (زواستريانيسم)، مسيحيت ( در سه مذهب عمده آن کاتوليک، پروتستان و ارتدوکس ) و مدعيان نبوت عموماً و دين مقدس اسلام خصوصاً‌، به مثابه يک اصل مسلم قبول شده است و درباره آن در مباحث تئوريک مذاهب آسماني‌، رشته تئولوژي بيبليکال‌، کاملاً شرح و بسط داده شده است.‌» 1

در برخي از آيات قرآن کريم تصريح شده است که بشارت در کتب انبياي گذشته نيز آمده است. از جمله در آيه شريفه مي‌فرمايند‌:

«و لقد کتبنا في‌الزبور من بعد الذکر ان الارض يرثها عبادي الصالحون» 2 

ما به حقيقت در کتاب زبور ( داود ) اين بشارت عظيم را ثبت نموده‌ايم که در آينده‌، وراثت و حکومت تمامي عالم انساني ويژه بندگان برگزيده و درستکار خواهد بود.

در آيه فوق چنانکه مبرهن است‌، ‌بشارت از آينده‌اي مي‌دهد که نظام سلطه استکبار جهاني و هرگونه شر و فسادي به‌کلي از جامعه بشريت رخت بر بسته و تار و پود جهل‌، ظلم‌، فساد و تبعيض از هم گسسته و محو گشته است و وراثت زمين به دست انسان‌هاي شايسته و صالح انتقال خواهد يافت.

مضمون آيه فوق در مزمور (37) زبور داود مکرراً ذکر شده و اين بشارت عظيم را به الحان گوناگون بيان کرده و پس از تسلي و دلداري به حضرت داود آمده است که از شريران رنجيده مشو، زيرا همچون علف زود بريده مي‌شوند. بر خداوند توكل نماي و از او متلذذ باش، به او آرام گير و در انتظارش به سر بر و.... 3

و نيز در بشارت سي و سوم آمده است: «زيرا که شريران منقطع مي‌شوند‌، اما متوکلان به خداوند وارث زمين خواهند شد و حال اندك است که شرير نيست مي‌شود که هر چند مکان شر را جست‌وجو نمايي نا‌پيدا خواهد بود، اما متواضعان وارث زمين شده از کثرت سلامتي متلذذ خواهند شد.

...خداوند تبسم است، چونکه مي‌بيند که روزي او مي‌آيد شريران شمشير را کشيدند و کمان را چله کردند تا آنکه مظلوم و مسکين را بيندازند و کمان هاي ايشان شکسته خواهد شد.

به خداوند پناه برده راهش را نگاهدار که تو را به وراثت زمين بلند خواهد کرد و در وقت منقطع شدن شريران اين را خواهي ديد، اما عاصيان عاقبت مستأصل و عاقبت شريران منقطع خواهند شد.» 4

 و در کتاب زند که کتاب مذهبي زردشتيان است نيز اشاره به انقراض ظلم و ستم و وراثت صلحا گرديده است: «لشكر اهريمنان با ايزدان دايم در روي خاکدان محاربه و کشمکش دارند  و غالباً پيروزي با اهريمنان باشد، اما نه به‌‌طوري‌که بتوانند ايزدان را محو و منقرض سازند‌، چه در هنگام تنگي از جانب اورمزد که خداي آسمان است به ايزدان که فرزندان اويند ياري مي‌رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مي‌کشد، آنگاه فيروزي بزرگ از طرف ايزدان مي‌شود و اهريمنان را منقرض مي‌سازند‌، تمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند  و بعد از پيروزي ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان عالم کيهان به‌سعادت اصلي خود رسيده، بني آدم بر تخت نيکبختي خواهد نشست.» 5

موعود در آيين‌ها

در آيين‌هاي هندوان و کتاب‌هاي آنان نيز  سخن از نجات دهنده و موعود آمده است‌، از جمله در کتاب «مهابهاراتا» و کتاب «پورانه‌ها‌» در اين باره گفته‌اند‌:

«همه اديان معتقدند که در پايان هر دوره‌اي از تاريخ‌، بشر از لحاظ معنوي و اخلاقي رو به انحطاط مي‌رود‌، چون طبعاً و فطرتاً  در حال هبوط و دوري از مبدأ است  و مانند احجار به سوي پايين حرکت مي‌کند، نمي‌تواند به خودي خود به اين سير نزولي و انحطاط معنوي و اخلاقي خاتمه دهد. پس ناچار روزي يک شخصيت معنوي بلند پايه، که از مبدأ وحي و الهام سرچشمه مي‌گيرد، ظهور خواهد کرد و جهان را از تاريکي جهل و غفلت و ظلم و ستم نجات خواهد داد. در اين مورد، در تعاليم هر ديني، به صورت رمز، به حقايقي اشاره شده است که با معتقدات آيين‌هاي ديگر توافق و هماهنگي کامل دارد ... مثلاً در کيش هندو، در کتاب پورانا، شرح مفصلي، درباره دوران آخر عصر کالي، يعني: آخرين دوره قبل از ظهور دهمين آوا تاراي ويشنو درج گرديده است.» 6

در آيين يهوديان که خود را پيروان حضرت موساي کليم(ع) مي‌دانند نيز منتظر موعودند. در آثار ديني يهود و اسفار تورات و ديگر کتاب‌هاي انبياي آنان، همواره به موعود اشاره شده است. جهت مطالعه و بررسي مي‌توانيد به کتاب «بشارات عهدين» مراجعه نماييد.

در آيين مسيحيت و کتاب‌هاي مقدس اين آيين مانند انجيل متي، انجيل لوقا، انجيل مرقس، انجيل برنابا و مکاشفات يوحنا نيز بشارت‌ها و اشارت‌ها درباره موعود آخر‌الزمان رسيده است.

جهت مطالعه و بررسي مي‌توانيد به کتاب «‌بشارات عهدين‌»‌ مراجعه نماييد.

اعتقاد به مسئله موعود در فرهنگي اسلامي

با مراجعه به منابع روايي و تاريخي اسلامي، روشن مي‌گردد که مسئله «موعود» يکي از مهمترين مسائل سده‌هاي نخست هجري بوده است.

اين نوشته‌ها که به اصول مدونه شهرت يافته‌اند، اساس کتاب‌هاي قرن چهارم و پنجم درباره غيبت مهدي موعود(عج) را تشکيل مي‌دهند و عناوين اين کتاب‌ها نيز مانند اصول مدونه، «کتاب الغيبه» است.

مسئله موعود و اعتقاد به دوره آخرالزمان، انتظار ظهور منجي هنگامي که به حوزه‌هاي فکري و عقيدتي اسلام مي‌رسد، جلوه و تبلور خاصي پيدا مي‌کند.

در حوزه انديشه اسلامي مسئله موعود و ظهور مصلح جهاني با ويژگي‌ها و مشخصه‌هاي معيني معرفي شده است، زيرا که پيامبر گرامي اسلام، خاتم پيامبران و دين مبين اسلام آخرين دين الهي است  و آن وجود شريف و عدل‌گستر جهاني، از اسلام است، از اين رو يکي از مهم‌‌ترين و عميق‌ترين مطالب در حوزه فکري عقيدتي اسلامي مساله موعود و بيان خصوصيات و ماهيت و فلسفه ظهور آن حضرت است.

در اسلام مسئله موعود و اعتقاد به دوره آخر زمان صرفاً به اشارات پيشينيان اکتفا نشده است، بلکه در اسلام خصوصيات مهدي (ع) تبيين شده است‌:

پدر، مادر سلسله نسب تا پيامبر (ص)، اوصاف و شمايل،  نشانه‌‌هاي آن حضرت، علايم تشريفي و تکريمي قائميت، کيفيت تشکيل حکومت الهي، عدالت اجتماعي در عصر آن حضرت و تعالي و تکامل انسان، وظايف و تکاليف منتظران در ايام غيبت و ظهور همه و همه در مآخذ اسلامي، اعم از سني و شيعه آمده است.

دعبل خزاعي، در قصيده تائيه معروف گفته است: امامي از آل محمد(ص) به يقين، خروج خواهد کرد، او به تأييد اسم اعظم الاهي و برکات نصر آسماني به پا مي‌خيزد او حق و باطل را از هم جدا مي‌کند، و همه را بر شادخواري‌ها و کين‌توزي‌ها، کيفر مي‌دهد.

دعبل مي‌گويد: چون اين ابيات را نزد امام رضا(ع) خواندم، آن امام به‌شدت گريست. آنگاه فرمود: «اي دعبل! روح القدس به زبان تو سخن گفته است. آيا مي‌داني اين امام چه کسي خواهد بود؟» گفتم: نه ( شخص او را نمي‌شناسم)، ليکن شنيده‌ام که امامي از شما آل محمد(ص) خروج مي‌کند و زمين را از عدل و داد مي‌آکند. امام رضا(ع) فرمود: «پس از من، فرزندم محمد امام است. پس از محمد فرزندش علي امام است.پس از علي (هادي) فرزندش حسن امام است و پس از حسن ( عسگري)  فرزندش حجت قائم خواهد بود. اوست که در زمان غيبت چشم به راه اويند و در زمان ظهور همه مطيع او گردند. او زمين را پر از قسط و عدل مي‌کند، پس از آنکه پر از جور و ستم شده باشد....‌» 7

«موعود اهل بيت با موعود اهل سنت وجوه اشتراك و وجوه افتراق دارند. بر اساس روايات مورد وفاق شيعه و اهل سنت به عناصر مشترک بسياري درباره موعود اسلام دست يافت، از قبيل لقب او مهدي (راه‌يافته) است؛ نامش هم‌نام پيامبر محمد بن عبدالله است؛ از خاندان پيامبر و از فرزندان فاطمه(س) دخت پيامبر (ص) است؛ در آخر زمان حتي اگر از عمر جهان يک روز بيش نمانده باشد، خداوند آن روز را طولاني خواهد کرد تا او قيام کند و به خلافت برسد؛ مردم در پرتو ولايتش به نعمتي بي سابقه دست خواهند يافت و مال را بي حساب و فراوان خواهند بخشيد.» 8

هنگامي که کتاب‌ها و منابع و مآخذ اهل تسنن به دقت مورد مطالعه قرار گيرد ملاحظه مي‌شود که پيرامون مسئله موعود احاديث نبوي مستفيضه بلکه متواتره وارد شده است. تحقيقاً مي‌توان ادعا کرد که يکي از مسائل بسيار حائز اهميت که مي‌تواند در انسجام جوامع اسلامي مؤثر باشد طرح مسئله موعود آخرالزمان است. احاديث پيرامون مهدي(عج) را عده‌اي از صحابه و همسران پيامبر گرامي اسلام با اندک اختلافي در اجمال و تفصيل از پيغمبر گرامي اسلام(ص) نقل کرده‌اند.

نيابت خاصه و عامه در دوران غيبت امام عصر (عج)

نيابت خاصه ( در دوران غيبت صغري ) يعني امام، اشخاص خاصي را نايب خود قرار داده و به طور حقيقي و با مشخصات معرفي نمايد و هر کدام را به وسيله نايب پيش از او به مردم بشناساند.

نايبان خاص را «نواب خاص» و «نواب اربعه»‌ نيز مي‌گويند: نواب اربعه (چنانکه از همين تعبير پيداست) چهارتن بوده‌اند، ‌همه از علما و زهاد و بزرگان شيعه كه عبارتند از:

نايب اول: ابو عمرو عثمان بن سعيد العمري الاسدي براي سه امام نيابت کرده، حضرت امام علي النقي(ع) و حضرت امام حسن عسگري(ع) و حضرت حجت(عج) نيابت او براي حضرت حجت(عج) از سال 260 تا سال 280 بود.

نايب دوم: پسر او محمدبن عثمان العمري بعد از وفات پدرش به نيابت حضرت انتخاب شد. از سال 280 تا سال 305 و او نيز از حضرت عسگري (ع) نيابت کرده.

نايب سوم: ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي پس از وفات محمدبن عثمان به نيابت منصوب شد؛ از سال 305  تا  326.

نايب چهارم: ابوالحسن علي بن محمد سمري از سال 326 بعد از وفات حسين بن روح (عج) به نيابت تعيين شد تا سال  329 که در نيمه شعبان وفات کرد.

نيابت عامه

در نيابت عامه (در دوران غيبت کبري) امام، معيارها و ضوابط و مشخصات حقوقي ولايت و نيابت را تبيين نموده تا در هر عصر، فرد شاخص که برخوردار از جامعيت در ابعاد فهم ديني (اجتهاد)، عدالت و رهبري جامعه مسلمين است، به‌عنوان نايب امام شناخته شود و به نيابت از امام، ولي امر مسلمين باشد.

امام عصر(عج) در پاسخ به نامه يکي از ياران خود، درباره وظيفه شيعيان در رويدادها و حوادثي که پيش مي‌آيد، مي‌فرمايند: «واما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه شيعتنا فانهم حجتي عليکم و انا حجت الله» 9

اما حادثه‌ها و اموري که بر شما رخ مي‌دهد در آنها مراجعه کنيد به روايات احاديث ما، زيرا که ايشان حجت من هستند بر شما و من حجت خدايم.

منظور از حوادثي که به وقوع مي‌پيوندد و مردم بايد در آن حوادث به عالمان ديني مراجعه کنند، صرفاً بيان احکام و مسائل شرعي و جزئي نيست؛ بلکه امور اجتماعي و سياسي و رهبري جامعه مسلمين است؛ زيرا امام مردم را در اصل حوادث به عالمان ديني ارجاع داده، نه در حکم حوادث.

حضرت امام خميني (قدس سره) «حوادث واقعه» را چنين توضيح مي‌‌دهند. «منظور از حوادث واقعه، که در اين روايت آمده مسائل و احکام شرعيه نيست. نويسنده [نامه] نمي‌خواهد بپرسد درباره مسائل تازه‌اي که براي ما رخ مي‌دهد، چه کنيم. چون اين موضوع جزء واضحات مذهب شيعه بوده است و روايات متواتر دارد که در مسائل بايد به فقها رجوع کنند. در زمان ائمه‌(ع) هم به فقها رجوع مي‌کردند و از آنان مي‌پرسيدند. کسي که در زمان حضرت صاحب (عج) باشد و با نواب اربعه روابط داشته باشد و به حضرت نامه بنويسد و جواب دريافت کند، به اين موضوع توجه دارد که در فراگرفتن مسائل به چه اشخاصي بايد رجوع کند. منظور از حوادث واقعه، پيشامدهاي اجتماعي و گرفتاري‌هايي بوده که براي مردم و مسلمين روي مي‌داده است و به طور کلي  سربسته سوال کرده: اکنون که دست ما به شما نمي‌رسد، در پيشامدهاي اجتماعي بايد چه کنيم و وظيفه چيست؟» 10

در دوره غيبت کبري و نيابت عامه، در هر عصري عالم بزرگي که واجد همه شرايط لازم فقاهت و رهبري باشد در رأس جامعه قرار مي‌گيرد و رهبري از آن او است و رجوع مردم به اوست، او صاحب «ولايت شرعيه» است به نيابت از امام.

منابع و مآخذ:

1- محمدرضا حکيمي، خورشيد مغرب، دفتر نشر فرهنگ اسلامي

2- سوره انبيا، آيه105

3- محمد صادقي، بشارات عهدين، دارالکتب الاسلاميه

4- همان

5- همان

6- معارف اسلامي در جهان معاصر

7- علامه اميني، الغدير، ج 2

8- علي کوراني، معجم احاديث الامام المهدي

9- شيخ صدوق، کمال الدين و اتمام النعمه، ج 2

10- امام خميني، ولايت فقيه

 

شنبه 24 آذر 1386 - 17:6


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری