سه‌شنبه 2 بهمن 1397 - 3:11
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

سيدابوالقاسم هاشمي

 

وجوه تبليغي عناصر كالبدي در فرهنگ اسلامي- ايراني

 

اشاره:

در اين مقاله ضمن توجه به فرهنگ‌خودي (اسلامي- ايراني) و با تأكيد بر الگوهاي رفتاري شهروندان به وجوه مختلف تبليغاتي پنهان و آشكار موجود و مطلوب عناصر كالبدي در شهرها، به هويت مكاني فعاليت‌هاي شهري و ويژگي‌هاي عناصر كالبدي و ساختاري پرداخته مي‌شود و با ذكر مثال‌هايي نسبت به آثار تبليغي اينگونه مظاهر شهري در اذهان و ديدگان ناظرين و شهروندان اظهار نظر مي‌شود. هدف اصلي اين مقاله آشنايي بيشتر شهروندان به مباحث شهرسازي، شهروندي، تأثير ساختار شهري و فضاهاي شهري، به‌عنوان ظرف و حامل پيام و تبليغات خاص مي‌باشد و اگر شهروندان در اين امر حساسيت و مشاركت بيشتري داشته باشند در تقويت و ساماندهي فرهنگ پيشرو و خودي و اصلاح الگوهاي رفتاري مردم موثر خواهند بود.

تبليغ و معماري

در عصري كه تبليغات نقش حساس، تعيين‌كننده و تغييردهندگي را حتي تا ثانيه‌ها به‌عهده دارد، چشم و ديدن مهم‌ترين عنصر براي درك و دريافت اطلاعات است. به فرموده حضرت علي عليه‌السلام: «المومن اذا نظر اعتبر...»؛ مومن هرگاه نگاه كند، درس و پند گيرد...

به تعبير آيت‌الله جوادي آملي در كتاب اسرار عبادات، نظر(نگاه) زمينه رويت(ديدن) است نه عين آن. ممكن است شخصي به هلال ماه و سمت آن نگاه كند، ولي آن را نبيند، اما شخصي ديگر ببيند.

لوكورپوزيه، معمار معروف مدرنيسم، پنج مرحله دست‌يابي به ايده را شامل نگاه‌كردن، مشاهده‌كردن، ديدن و تشخيص، تصوركردن و نهايتاً ابداع (ايده نو و جديد) معرفي مي‌كند.

به تعبير جبران‌خليل‌جبران، درك زيبايي يك كوهسار در فراسوي دره‌ها و پوشيده از مه توسط چشم، غيرقابل درك توسط گوش، بيني و دست مي‌باشد.

در اين عصر تبليغاتي، پايدارترين عناصر تبليغي و موثرترين عوامل تبليغات در جوامع، عناصر كالبدي موجود در فضاهاي شهري مي‌باشند كه هر روز در معرض نگاه شهروندان قرار مي‌گيرند و غالباً در راستاي آموزش پنهان و غيرمستقيم شهروندان ايفاي نقش مي‌كنند.

بررسي وضع موجود عناصر كالبدي در شهرها و نحوه تبليغات

هر نوع نوشته شكل يا تصويري كه در جهت اطلاع‌رساني مردم يا جلب توجه آنها به‌كار رود، تبليغات ناميده مي‌شود. اعم از احجام و بدنه‌ها، تابلوها، تبليغات نوري و غير نوري، دائم يا موقت و...

احجام و بدنه‌هاي موجود در هر فضاي شهري، بيانگر و معرف فرهنگ شهروندان هستند. به نوعي تبليغ و معرفي سطح فكر، ميزان پايبندي و تعهد به اصول و حقوق شهروندي و تبيين‌كننده ميزان فهم و شعور اجتماعي آنان به حساب مي‌آيد. بدنه‌ها و  عناصر كالبدي در عين آرامش و سكوت ظاهري(بي جان بودن اجسام و مصالح ساختماني) وقتي در معرض ديد ناظرين قرار مي‌گيرند، انگار كه حرف مي‌زنند و شخصيت خود و صاحبان و ساكنين خويش را معرفي مي‌كنند. بيانگر نظم يا بي‌نظمي، سادگي يا پيچيدگي، اشرافيت يا فقر، هماهنگ با محيط يا در تضاد با آن، فخرفروشي يا تواضع، احترام و يا ... هستند. هركدام كه باشد، به نوعي تبليغ مي‌شود. اثر اين نوع تبليغ به تعبيري آموزش پنهان ناميده مي‌شود. بسياري از صاحب نظران علوم تربيتي و روانشناسي معتقدند كه اين نوع تبليغ و تأثيرپذيري غيرمستقيم، به مراتب موثرتر از آموزش‌هاي رسمي است. امروزه اثر اين نوع تبليغات پنهان را در فيلم‌هاي سينمايي و سريال‌هاي تلويزيوني در زندگي شهروندان ملاحظه مي‌كنيم، مانند ميل به مصرف‌گرايي، پرخاشگري، تغيير الگوهاي رفتاري بچه‌ها نسبت به پدر و مادر و بزرگ‌ترها، دفاع از حق شخصي، مشاركت بيشتر در زندگي اجتماعي، علاقه به تغيير و ميل به تنوع‌طلبي، آشپزخانه باز و... در چنين شرايطي، حاكمان، برنامه‌ريزان وابسته به نظام سرمايه‌داري، تصميم‌سازان و تصميم‌گيرندگان امور اجتماعي از همين ابزار استفاده مي‌كنند و جامعه شهروندي را به سمت ارزش‌هاي پست مادي و خودمحوري (منفي) سوق مي‌دهند و نيز دلسوزان بشريت مي‌توانند با هدايت مردم و با استفاده از ابزار صحيح تبليغي، شهروندان را به سوي ارزش‌هاي عالي و متعالي(مثبت) رهنمون سازند، به گونه‌اي كه پس از مدتي، آگاهانه و ناخودآگاه الگوهاي رفتاري مردم تغيير كرده و هدف برنامه‌ريزان برآورده مي‌شود.

اگر روند توسعه شهرهاي ايران را در طي بيش از ربع قرن گذشته و از بدو شكل‌گيري انقلاب اسلامي در متن جامعه ايراني مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار دهيم، متوجه مي‌شويم كه جز موارد استثنايي در اكثر مناطق شهري شاهد توسعه بي‌رويه و شكل‌گيري فضاهاي جديد شهري بر اساس واگذاري‌هاي بدون مطالعه(ساخت ساختمان‌هاي يك طبقه و تخريب و نوسازي اكثر آنها در اين چند سال و تبديل به ساختمان‌هاي چهار و پنج طبقه) قيمت ارزان زمين(مهاجرت روستائيان به شهرها و ساخت و سازهاي بدون نقشه شهرسازي) و يا شروع همزمان ساخت بيش از سي شهر جديد با نقشه شهرسازي (ولي بدون توجه به نياز واقعي و نديدن واقعيت‌ها و بدون توجه به زيرساخت‌ها) بوده‌ايم. توسعه‌هاي شهرهاي موجود در تداوم طرح‌هاي جامع شهري موجود(غالباً قبل از انقلاب) و بدون هويت اسلامي و يا با هويت اسلامي و يا با هويت بسيار ضعيف عناصر  كالبدي مذهبي در كل شهر شكل‌دهي شده‌اند. حتي در بسياري از موارد، طرح‌هاي توسعه مصلاي شهر كه مي‌توانست معرف معماري اسلامي و تبليغي بر هنر دوران جمهوري اسلامي باشد به صورت كاملاً‌ غيرتخصصي و در سطح معماري ساختمان‌هاي معمولي البته حجيم‌تر، وسيع‌تر و حداكثر با طرح تقليدي از گنبد مشابه مسجد الاقصي و يا مساجد موجود و با اجراي چندين طاق‌نما و قوس اجرا شده‌اند و مي‌دانيم كه اين كارها و آثار در شأن و منزلت نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران نبوده و نيست و به درآينده نيازمند به تغييرات اساسي و بعضاً بازسازي و يا نوسازي آنها خواهيم بود. به صلاح است كه مسئولين محلي از قبيل ائمه جمعه، استانداران و فرمانداران، شهرداران و حتي شهروندان مشاركت‌جو و موثر اين آمادگي را داشته باشند تا شاهد ارايه طرح‌هاي بهسازي مصلي‌ها و تغييرات اساسي در سيماي كالبدي اين مكان‌ها بوده و از آنها استقبال كنيم.

امروزه شاهد تابلوهاي تبليغاتي متعدد بزرگ و كوچك داراي پيام‌هاي ضدونقيض بي‌ربط با مقاصد شهروندان در عبور و مرور و فضاهاي شهري هستيم، به‌گونه‌اي كه اكثراً مزاحم رفتار عادي شهروندان و بعضاً‌ موجب گمراهي و سردرگمي آنها مي‌شوند. وجود چندين تابلوي بزرگ و كوچك در جهت‌هاي مختلف و بالا و پايين يك ساختمان براي معرفي يك شركت يا حتي يك پزشك باعث دلزدگي و خستگي مردم مي‌شود. شهروندان غالباً از اين اغتشاش بصري به ستوه آمده و خواهان پاك‌سازي و حذف زوايد از در و پيكر ساختمان‌ها و شهر مي‌باشند. اينگونه تبليغات از نظر آگاهان و جامعه‌شناسان به ضد تبليغ تبديل شده‌ است. در حالي كه مردم يك شهر نيازمند به اطلاعات و تبليغات هستند تا راهنمايي شوند، به‌عنوان مثال حركت با ماشين در بزرگراه‌هاي شهري مستلزم اطلاع‌رساني از وضعيت ترافيك، ورودي‌ها و خروجي‌ها و راهنمايي براي تعيين مسيرهاي اصلي مي‌باشد، شاهد تابلوهاي تبليغاتي تكراري و بيلبوردهايي هستيم كه قبلاً (حدود 50 سال قبل) در اروپا استفاده مي‌شد و به دليل مزاحمت‌هاي بصري و حواس‌پرتي رانندگان حذف گرديده و ممنوع شدند. اما اينك در همه جاي شهرهاي ما مستقر شده و حتي به حريم پياده‌رو و راه‌هاي سواره نيز تجاوز كرده‌اند، يعني محتواي تبليغ (نوشته‌ها و تصاوير اغراق‌آميز، دروغ و نفي كليه رقبا مي‌باشند)، ابزار تبليغ (تابلو در موقعيت مكاني صحيح قرار نگرفته است) و روش تبليغ(اطلاع‌رساني در شرايطي كه راننده نيازمند به تمركز در سرعت بالاي رانندگي در بزرگراه مي‌باشد غلط است) همه و همه اشتباه و خطا است. در حاليكه براي تبليغات در فضاهاي شهري بايد به مكان و موقعيت تابلو، اندازه و ابعاد، جهت استقرار، تعداد، شكل، رنگ، نور، زمينه و پس زمينه تابلو، محتواي پيام، ضرورت پيام‌رساني، زمان پيام‌رساني، ارتباط و هماهنگي با محيط بدنه و شكل فضاي شهري و ساختمان‌ها و انطباق پيام با موقعيت شهري و درجه‌بندي خيابان‌ها و كيفيت نگهداري تابلو، زمان تغيير و تعويض پيام و ... توجه شود تا تبليغ صحيح موثر و منطقي صورت پذيرد.

در معماري و شهرسازي معاصر بانك‌ها و مغازه‌هاي با ارزش در سر نبش خيابان‌ها(دونبش) ساخته مي‌شوند. اين امر نوعي اثر تبليغي مكاني تلقي مي‌شود و در نتيجه ارزش افزوده كاربري را بالا مي‌برد. در حاليكه مكان‌يابي مساجد و مراكز فرهنگي در طرح‌هاي جامع يا ساختاري- راهبردي از اهميت لازم برخوردار نمي‌شوند. بخصوص در توسعه‌هاي جديد و در حاشيه شهرها امكان توجه بيشتري به اين موضوع وجود دارد، چرا كه با محدوديت كمتري مواجه هستيم و براي آينده مي‌توانيم برنامه‌ريزي مناسب و مطلوبي ارايه دهيم. ممكن است حاشيه شهر امروز به‌عنوان يكي از مراكز اصلي شهر بيست سال آينده مطرح شود. جالب است كه بدانيم روزي كه كلنگ احداث دانشگاه تهران زده شد(حدود سال 1313 تأسيس شد) موقعيت آن در حاشيه شهر تهران آن روز قرار داشت و امروز در قلب و مركز شهر نقش تبليغي موثري را ايفا مي‌نمايد.

زماني كه كلنگ احداث برج ميلاد تهران به زمين خورد اظهار نظرهاي مختلف و متضادي در خصوص ضرورت طراحي و احداث آن بين متخصصان دانشگاه مطرح مي‌شد كه بعضاً‌ بدون پاسخ رها شدند و شايد بتوان گفت كه براي آينده و در كل شهرهاي ايران همين يك مورد كه ساخته شده ناچاراً بس و كافي است و تكرار آن به هر نحوي بصلاح نمي‌باشد. اما به هر حال امروز به‌عنوان يك واقعيت وجودي، قابل تحمل و پذيرش واقع شده است و گفته مي‌شود كه طرحي است در مقياس ملي و بين‌المللي و حداقل در طراحي قسمتي از تاج برج از معماري اسلامي- ايراني يعني طرح شمسه، اقتباس شده است و به‌عنوان يك نشانه شهري قوي در تهران شناخته مي‌شود. ضمن اينكه اين نشانه شهري در آينده داراي كاربري‌‌هاي متنوع خواهد بود. از هم‌اكنون هم به عنوان عامل جهت‌يابي مناسبي در تهران نقش ايفا  مي‌كند. اينك در قسمت‌هاي زيادي از شهر تهران مي‌توان اين برج را مشاهده كرد؛ به صور مختلف از قبيل ديدن آن به شكل يك برج كاملاً‌ آزاد بر بالاي يك تپه، در بالاي خط آسمان ساختمان‌هاي معمولي، لابه‌لاي برج‌هاي مسكوني و اداري، در امتداد محورهاي ديد در تعداد زيادي از خيابان‌ها و فضاهاي شهري و ...

ديگر شهر تهران را فقط با يك نشانه شهري قوي به‌نام ميدان‌آزادي(نماد آزادي) تبليغ نمي‌كنند، بلكه برج ميلاد هم به‌عنوان يك اثر انسان ساخت و به‌عنوان نشانه شهري قومي مطرح مي‌باشد. شايد هم در آينده به‌عنوان نماد مورد پذيرش مردم قرار گيرد و شناخته شود.

نمونه ديگر از عناصر كالبدي در فضاي شهري كه جنبه تبليغي آن بسيار مشهود مي‌باشد، به قاب كشيدن خيابان(طاق نصرت) است كه با آذين‌بندي به وسيله گل و گياه، شاخ و برگ سبز، سيم‌كشي و چراغاني، روشنايي با نورهاي مختلف و شعار‌نوشته‌هاي خاص بيانگر وجود ايام شادي و شادماني، جشن و سرور، ميلاد و اعياد مذهبي و مراسم رسمي باشكوه مي‌باشد. در حاليكه بر روي همين طاق‌ها در مراسم عزاداري شهادت و وفات بزرگان با پارچه‌هاي مشكي و نوشتار تسليت حالت غم و عزا ترسيم و ترويج مي‌شود.

همان قدر كه اجراي اينگونه طرح‌ها توسط مردم و شهروندان و در قالبي خودجوش به اشكال بديع و هنرمندانه نقش تبليغي خود را به‌نحو مطلوب و دلپسندي ايفا مي‌نمايانند و زيبا جلوه مي‌كنند، به همان نسبت دل هر انسان آزاده‌اي از كارهاي فرمايشي توسط عواملي ناآگاه و صرفاً مزدبگير(بدون نظارت)، با نصب پارچه‌هاي كهنه و كثيف و مانده در انبار بعضي از روابط‌عمومي‌هاي ادارات بر در و پيكر ساختمان‌هاي دولتي (بعضاً وارونه نصب مي‌شوند) آزرده مي‌شود و اثر تبليغي منفي اينگونه تبليغات ضعيف و نابخردانه را در جامعه و نسل جوان نمي‌توان ناديده گرفت.

امروزه عناصر تبليغي با استفاده از سيستم ديجيتالي و در قالب صفحات تلويزيوني و يا بر بدنه‌هاي فضاهاي شهري ارايه مي‌شود و بر قدرت و شدت تبليغات، تنوع در كيفيت نقش و رنگ، سرعت تغييرات و بهره‌وري بيشتري در واحد زمان از موضوعات مختلف تبليغي افزوده شده است.

همچنين ارايه «بدنه‌هاي هوشمند» بر بدنه ساختمان‌ها در ارتباط با وضعيت فضاهاي شهري و نوع استفاده‌كنندگان، زمان استفاده و نيازهاي اقشار شهروندي، تكنيك جديدي است كه مي‌تواند در زمان‌هاي مختلف و براي گروه‌هاي جمعيتي خاص و اكثريت حاضر در فضاي شهري موضوعات ضروري و مورد دلخواه آنان را در قالب پيام‌ها و تصاوير ارايه دهد.

يكي از اقدامات خوب شهرداري‌ها در سال‌هاي اخير ساماندهي و نصب تابلوهاي تبليغاتي در سطح معابر و فضاهاي شهري است. هرچند هنوز مديريت مشخصي بر اكثريت اين تابلوها حاكم نيست و در زمان‌هايي كه ميزان و حجم تبليغات و رقابت‌هاي تبليغاتي در اوج خود قرار دارد، مانند ايام انتخابات شوراهاي شهر و مجلس، شاهد اغتشاش در نصب پوسترهاي تبليغاتي، كندن پوستر رقبا، نصب مكرر يك طرح و پوستر در تابلو، نصب پوستر روي پوسترهاي موجود و ... مي‌باشيم، ولي در شرايط عادي فضا براي تبليغات فراهم است و ديگر بهانه‌اي براي نصب پوسترهاي تبليغاتي بر در و ديوار خانه‌هاي مردم وجود ندارد.

تحليل شهرسازانه مساله با نگرش اسلامي

كساني كه معماري و شهرسازي را با نگرشي معنا‌گرا تفسير مي‌كنند، اعتقاد دارند كه آثار كالبدي مظاهر و نمودي از معاني پر رمز و راز مي‌باشند. آنها آثار هنري را همچون ابزاري براي رساندن پيام‌هاي معنوي مي‌دانند. با اين ديدگاه اگر بخواهيم راجع به آثار كالبدي و هنري در چارچوب اسلامي صحبت كنيم ملاحظه مي‌كنيم كه قالب، ظرف و محدوده‌اي تعريف شده به‌نام اسلام و قوانين آن نقش محيط و زمينه تجلي آثار را فراهم و تدوين مي‌كند. ديگر نمي‌شود از اين ابزار در هر شكل و قالبي بحث كرد. بر اساس قوانين اسلامي پيام‌رساني بايد با اهداف متعالي آن از قبيل پاكي و صداقت، عدم فريبكاري، عدم اسراف و تبذير، عدم تجمل‌گرايي، آراستگي، زيبايي، عدم تحقير ناظرين، وحدت در عين كثرت، نوگرايي و حرف جديد گفتن، صرفه‌جويي در مصرف انرژي و ... منطبق باشد و مبلغ مردم در همان راستا و ارزش‌هاي مثبت و والاي موجود در جهان هستي باشد.

بر خلاف تبليغات تجاري رايج در جهان معاصر كه غالباً با تزوير و نيرنگ، تحقير ديگران و با ابزارفريبنده به معرفي كالا و محصول و حتي آثار كالبدي و هنري خاصي مي‌پردازند و با تكرار تبليغات به اذهان شهروندان و عامه مردم چيزي را القا مي‌كنند كه ممكن است منطبق بر واقعيت نباشد و نياز ضروري تلقي نشود و مصرف‌گرايي را تبليغ كنند و ... در نظام اسلامي تبليغ هر نوع كالا و محصولي بايد بدون تضعيف رقبا، منطبق بر واقعيت، مورد نياز واقعي جامعه و در راستاي تعالي بخشيدن به وضعيت شهروندان باشد. به‌عنوان مثال در طراحي و اجراي ساختمان‌هاي عمومي و مهم سعي بر ايجاد جاذبه و كشش براي مراجعين در قسمت ورودي ساختمان مي‌شود. ملاحظه مي‌شود ايده و طرح منطقي و بلكه ضروري است. حال اگر براي جاذبه بيشتر كف زمين و محوطه وروي چنين ساختماني را با سنگ گرانقيمت و لوكس وارداتي از فلان كشور اروپايي پوشش دهند (در حالي كه سنگ‌هاي موجود در داخل كشور پاسخگوي مسأله بوده و ارزان‌تر از آن باشند و هدف مجريان و صاحبان ساختمان فخرفروشي و برتري طلبي نسبت به ديگران باشد) اين نوع تصميم‌گيري منطبق با اسلام نيست. تقويت جاذبه براي ورود به يك ساختمان يا محوطه نوعي تبليغ است. اين امر نه تنها از نظر اسلام منعي ندارد، بلكه به تناسب ظرفيت و كاربري آن پسنديده و ضروري است، ليكن در ارايه كالبدي اندازه و ابعاد، احجام و نوع مصالح ساختماني مصرفي نبايد اسراف كرد.

از ديدگاه اسلام عدالت به مفهوم جايگزيني در موقعيت و مقام در خور شأن هركس و هر چيز، يعني هر چيزي سر جاي خودش قرار گيرد. به‌عنوان مثال در يك فضاي شهري منظم به شكل مربع، مستطيل و يا دايره ميل به مركزيت و توجه به درون امري طبيعي است. حال براي ايجاد يك اثر هنري قوي در چنين فضاي شهري بايد بر اساس فطرت و طبيعت كار (ميل به مركزيت) طراحي كرد. يك مجسمه، فواره آب، برج ساعت و يا يك چراغ روشنايي مي‌تواند در مركزيت آن فضاي شهري قرار گيرد. اين نوع استقرار را عين عدالت مي‌دانند. بار ارزشي آن اثر هنري در چنين حالتي به صورت يكسان در خدمت كل آن فضاي شهري است. موقعيت آن براي ناظرين مطلوب است و به‌عنوان تكميل‌كننده آن فضاي شهري تلقي مي‌شود. در حالي كه با اجراي همان عنصر با بار تبليغي و ارزشي خاص در گوشه‌اي از ميدان باعث عدم تعادل در احجام و تناسبات فضاي شهري شده و سنگيني خاصي را در يك طرف ميدان احساس مي‌كنيم. احساس مي‌شود زائده‌اي بر فضاي شهري تحميل شده است و چنين به نظر مي‌رسد كه اگر آن زائده حذف و يا جابه‌جا شود منطقي‌تر و مطلوب‌تر خواهد بود.

اگر عناصر با بار تبليغي و ارزشي در موقعيت مكاني مناسب قرار گيرند به عدالت نزديك‌تر مي‌شوند و در آن صورت تأثير زيادي بر افكار شهروندان و ناظران مي‌گذارد و به‌عنوان يكي از عوامل تأثيرگذار و محرك اجتماعي، فرهنگي و حتي اقتصادي در برنامه‌ريزي شهري نقش خود را ايفا مي‌كند، به‌عنوان مثال طرح مجسمه مشك آب و پروانه‌هايي در اطراف آن در فضاي شهري مجاور صحن حضرت ابوالفضل العباس عليه‌السلام در شهر كربلا تجسم داستان واقعي كربلاي حسيني است و بار تبليغاتي و معنوي آن وصف‌ناپذير است. فقط بايد مشرف بشويم و ساعت‌ها زيارت كنيم، ببينيم و باز هم ببينيم و درس ايثار و گذشت، وفاداري و ولايتمداري و ... بياموزيم، تبليغ شويم و بالغ و بليغ شويم. ملاحظه مي‌شود كه اين عناصر كالبدي با بار ارزشي و ديني با وجود اينكه جزو زيرساخت‌هاي شهري محسوب نمي‌شوند، ولي بر ارتقاي كيفي و ارزشي فضاهاي شهري مي‌توانند بسيار تأثيرگذار باشند. عامل جذب توريسم و زائر و عامل حضور پر رونق شهروندان بوده و باعث عكس‌العمل‌هاي سازنده براي ناظرين باشند. اينجاست كه در اسلام به‌جاي نگاه كردن و نزديك شدن به نامحرم، نگاه كردن به محرم و نعمات خداوندي سفارش شده است؛ مانند ديدن خانه خدا، ديدن سرزمين‌هاي مختلف، ديدن آب و سبزه، ديدن پدر و مادر و خويشاوندان، نگاه مومن به سيماي برادر مومن، نگاه به همسر و ... ملاحظه مي‌شود كه در المعجم المفهرس في آيات القرآن الكريم در حدود 180 مورد در خصوص نظر و مشتقات آن آيه قرآن معرفي شده است.

نمونه‌هايي از نگرش اساسي و قومي به عناصر تبليغي

مسجد يك عنصر تبليغي قوي در جامعه مسلمين است. در سال 1333 كلنگ بناي مسجد اعظم قم توسط آيت‌الله بروجردي به زمين زده شد. با خريد خانه‌ها، مسافرخانه‌ها، قبور قابل خريد و دستور آن فقيه مبني بر تخريب ساير قبور قديمي و نامشخص مسجد اعظم در جوار حرم احداث شد.

در اوايل پذيرش چنين فكري براي بسياري دشوار بود. مي‌گفتند كه مسجدي به اين بزرگي براي شهر كوچكي مانند قم كه حوزه كوچكي دارد چه ضرورتي دارد؟ پس از مدتي نه چندان دور ضرورت آن كاملاً حس شد. پس از رحلت آيت الله بروجردي، درس امام خميني به مسجد اعظم منتقل شد و جمعيت جلسه درسي ايشان بسيار بود. از اين رو امام مي‌فرمودند كه اين مسجد همه مزايا را داراست، جز اينكه ارتفاع سقفش كم است و اين مطلب نشان از وسعت نظر تبليغي امام راحل مي‌باشد. در انتخاب مكان مسجد هامبورگ آلمان، باز به اين وسعت نظر آيت‌الله بروجردي در برخورد با عناصر تبليغي پي‌مي‌بريم. ضمن مخالفت با زمين انتخابي اوليه كه در جاي مطلوبي نبوده فرمودند زمين مسجد بايد در جاي آبرومندي باشد كه باعث تحقير مسلمين نگردد و سرانجام مسجد اعظم بندرهامبورگ در زمين بسيار مرغوبي ساخته شد.

در تقليد مدرنيسم، گورستان‌هاي شهر تهران تعطيل و گورستان جديد بهشت‌زهرا در بيرون شهر به فاصله حدود 30 كيلومتر احداث شد و بدينوسيله مردم سالي يكي دو بار و بعضاً چند سال يكبار به سراغ اموات خودشان رفته و يادي از مرگ مي‌كنند. در جريان انقلاب اسلامي و در درگيري‌هاي شهر تهران، تمامي شهدا را در بهشت زهرا دفن كردند. وقتي امام خميني با هواپيما وارد تهران شد اولين جايي كه رفت و براي مردم سخنراني كرد بهشت‌زهرا بود. امام آن مكان (گلزار شهدا) را اولين مكان و با ارزش‌ترين مكان براي تبليغ دينداري و برپايي حكومت جمهوري اسلامي معرفي كرد و در وصيت خود نيز تأكيد فرمودند تا او را در بهشت زهرا و در جوار شهدا دفن كنند(آخرين مكان تبليغ دين).

نمونه‌اي انحرافي از رويكرد به عناصر تبليغي

رسم بر اين بود كه در دوره پهلوي مجسمه‌هايي به‌نام فرشته در قالب زني برهنه با بال‌هاي بزرگي از نوع بال پرندگان، در ميادين شهرها برمي‌افراشتند و هدف اصلي آنها تبليغ برهنگي در قالب ارزش‌هاي ديني و باورهاي شهروندان بود.

فرض كنيد كه در تاريخ معاصر نقل شده كه بين استاد مدعو دانشگاهي(پيرمرد) و خانم دانشجويي بر سر ترسيم چهره و موي فرشته اختلاف نظر پيش آمد. استاد اصرار بر ترسيم موهاي فرشته و دانشجو بر اساس ذهنيت خويش آن را به صورت زني محجبه ارايه مي‌كند تا جايي كه  عصبانيت جناب استاد كار را از جدال لفظي به جدال يدي(بيرون كشيدن موي شاگرد از زير مقنعه و چادر و كشيدن آنها) براي تفهيم عملي! مي‌كشاند و ...ملاحظه بفرماييد كه باورهاي غلط چه مسائل و مشكلاتي را حتي براي جامعه روشنفكري دانشگاهي پيش مي‌آورد. حال اگر به قرآن نظري بيفكنيم در آيات 15 تا 19 سوره زخرف (سوره‌اي كه در ابتداي آياتش تأكيد و سوگند خداوند بر كتاب روشنگر براي درك انسان‌ها مي‌كند) به اين موضوع اشاره دارد كه بعضي‌ها ملائكه را دختران خدا خواندند و خداوند چنين عتاب مي‌فرمايد كه آيا از ميان مخلوقاتش دختران را براي خود انتخاب كرده و پسران را براي شما برگزيده است، در حالي كه هرگاه يكي از آنها را به همان چيزي كه براي خداوند رحمان شبيه قرار داده (اگر به تولد دختر) بشارت دهند صورتش سياه مي‌شود و خشمگين مي‌گردد. آيا كسي را كه در لابه‌لاي زينت‌ها پرورش مي‌يابد و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مي‌خوانيد؟) و آنها فرشتگان را كه بندگان خداوند رحمانند مونث پنداشتند آيا شاهد آفرينش آنها بوده‌اند؟ گواهي آنها نوشته مي‌شود و (از آن) بازخواست خواهند شد.

 

منابع و مآخذ:

1-    غرر‌الحكم و درر‌الكلم، ترجمه محمدعلي الانصاري

2-    اسرار عبادت، آيت‌الله جوادي آملي

3-    مجله معمار، شماره 3، سال 1377، مقاله كامران افشار نادري

4-    پيك سنجش، شماره 86، سال 1377

5-    فرهنگ پيرو، فرهنگ پيشرو، علامه محمدتقي جعفري

6-    حماسه حسيني، جلد اول، استاد شهيد مطهري

7-    دائره‌المعارف تشيع، جلد 12

8-    داستان‌ها و حكايت‌هاي مسجد، غلامرضا نيشابوري

9-    مهر استاد، آيت‌الله جوادي آملي

10-تحليل فضاي شهري، دكتر سيدحسين بحريني

11-طراحي شهري، پروفسور جان لنگ، ترجمه دكتر سيدحسين بحريني

12-فضاهاي شهري، ژان پيرموره و...، ترجمه حسين رضايي و ديگران

13-المعجم المفهرس في آيات القرآن الكريم

14-قرآن كريم، ترجمه آيت الله مكارم شيرازي

 

يكشنبه 18 آذر 1386 - 10:26


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری