پنجشنبه 25 مهر 1398 - 19:44
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني
نفر نخست جشنواره مطبوعات در رشته مقاله‌ ادبي هنري

 

چشم‌انداز روشن آينده

 

  

نقد فيلم «دست‌هاي خالي» (ابوالقاسم طالبي)

«دست‌هاي خالي» نسبت به آثار پيشين و نه چندان قابل توجه ابوالقاسم طالبي اميدواركننده است. طالبي با اين فيلم نشان مي‌دهد كه در كارگرداني سينما به سوي پيشرفت قدم برمي‌دارد. در ابتداي «دست‌هاي خالي» طالبي موفق مي‌شود به خوبي فضايي پر از تعليق و كنجكاوي را خلق كند. او با گزينش نماهاي موثر و كارگرداني سنجيده اين كار را انجام مي‌دهد. به ياد بياوريم مادر (فاطمه گودرزي) كه مخفيانه براي پدر غذا درست مي‌كند. نماهاي نزديك اين صحنه در آشپزخانه همراه با چهره نگران و دستپاچه گودرزي و صحنه‌هاي مختلفي از پختن و پنهان كردن غذا در نماهايي كه پر از تعليق است نشان از كارگرداني خوب طالبي دارد.

كارگرداني سكانس جستجوي مريلا زارعي به دنبال پدر در آسايشگاه هم قابل توجه است. مجموعه‌اي از نماهاي راه رفتن دختر كه با اضطراب همراه است با نماهاي نزديكي از داخل آسايشگاه كه به تركيبي جذاب مي‌انجامد. نگاه زارعي، روي جانبازان مختلف و در وضعيت‌هاي بحراني مي‌چرخد و وقتي به نماي نزديك از پدر در حياط آسايشگاه مي‌رسد قطع مي‌شود به عكس‌هاي گذشته پدر و سپس دختر به پاهاي پدرش مي‌افتد، سكانس خوبي كه قدرت اصلي‌اش را از كارگرداني سنجيده‌اش مي‌گيرد.

با آمدن سه دوست خسرو شكيبايي، فيلم گاه جنبه شعاري و اغراق‌آميز پيدا مي‌كند مثل شوخي اصغر تقي‌زاده با دوست روحاني‌اش، كه به جهت استفاده از اسلحه اغراق‌آميز و بي‌مزه جلوه مي‌كند، چرا كه اسلحه اصولاً وسيله مناسبي براي شوخي نيست. يا صحنه‌اي كه دوستان دور هم و به‌دور كرسي نشسته‌اند و سپس دست‌هايشان را به هم حلقه مي‌كنند كه اين يك نمادگرايي شعاري است. هرچقدر تعليق فيلم و سپس بازگشت پدر خوب كارگرداني شده است مسئله جنايي داستان و معجزه انتهايي در نيامده است.

در سينما گاه نشان ندادن يك حادثه يا جزئيات آن موثرتر از نشان دادن مستقيم آن حادثه است ولي هميشه اين گونه نيست. برخي اوقات نشان دادن جزئيات يك حادثه، نقش حياتي در يك فيلم دارد و حذف كردن جزئيات آن حادثه درام را ناقص مي‌كند و روايت فيلم را سردستي جلوه مي‌دهد.

نمونه‌اش صحنه قتل در كافي شاپ است كه شخصي دختر معتاد را مي‌كشد و چاقو را روي زمين رها مي‌كند. حال چاقو چگونه در دستان مريلا زارعي ظاهر مي‌شود واقعاً‌ جاي سوال دارد. اين يعني سردستي اجرا كردن صحنه قتل؛ يا مثلاً صحنه معجزه انتهايي فيلم را به ياد بياوريم كه ناگهان خارج از روال درام و فقط با اشاره به كرامات امام حسين عليه‌السلام و با دعا خواندن و قدم زدن شكيبايي با لباس سفيد كنار دريا، بدون زمينه‌چيني مناسب و كدهايي مبني بر ارتباط او با عالم غيب فيلم به فرجامي شتابزده، غيرقابل قبول و خلق الساعه مي‌رسد.

با وجود نقاط ضعفي كه در كارگرداني فيلم وجود دارد در مجموع كارگرداني طالبي در «دست‌هاي خالي» قابل قبول است و البته نكات مثبت هم در فيلم كم نيستند.

مقايسه «دست‌هاي خالي» با فيلم هاي گذشته طالبي نشان از پيشرفت محسوس وي دارد. «دست‌هاي خالي» هرچند فيلم برجسته‌اي هم نيست. بهرحال طالبي نبايد براي رسيدن به سيمرغ بلورين اين قدر بي‌تابي كند، چرا كه او براي دريافت آن راه درازي در پيش دارد شاهد مثال هم آنكه «دست‌هاي خالي» به لحاظ كيفي با فيلم‌هايي با مضمون مشابه چون فيلم‌هاي حاتمي‌كيا و مرحوم ملاقلي‌پور فاصله بسيار دارد. اما به‌هرحال ديدن «دست‌هاي خالي» قابل توصيه به مخاطبين سينما است.

 

چهارشنبه 14 آذر 1386 - 17:0


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری