يكشنبه 26 آذر 1396 - 22:50
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

سال آينده منتظرتان هستم

 

گفت‌وگو با مهدي فتحعلي، مدير‌كل امور اداري

شروع همكاري مهدي فتحعلي با سازمان تبليغات اسلامي به سال 65 و با فعاليت در پست امور مالي برمي گردد. مدتي معاون استان مركزي شد؛ سپس به قصد در امور مالي به تهران انتقال يافت و كار خود را با عنوان معاون ذيحسابي و معاون اداره كل مالي در كنار عليرضا هوشيار آغاز كرد. پس از سه سال فعاليت در اين پست چند ماهي است كه به درخواست معاون اداري و مالي بعد از رفتن فرزاد باقرزاده به امور حقوقي، مديركل امور اداري شد. علاقمند شديم دليل پذيرش اين سمت را بدانيم و با برنامه هاي آتي اين مدير خونسرد، آرام و بعضاً سختگير آشنا شويم ...

در ابتدا براي مخاطبين ما بفرماييد كه دليل پذيرش جايگاه فعلي مديريتي از طرف شما بر چه اساسي بوده است. آيا تنها به عنوان يك تكليف به آن نگاه كرديد يا برنامه خاصي را براي احراز اين پست اداري داشته‌ايد؟

شروع فعاليت بنده در سازمان تبليغات اسلامي به سال 65 برمي‌گردد. آن زمان در پست امور مالي فعاليت مي‌كردم. سپس معاونت استانداري را پذيرفتم كه متشكل از جايگاه‌هاي مالي، اداري و فرهنگي بودند تا اينكه به نيت فعاليت در امور مالي به تهران انتقال يافتم و به عنوان معاون ذيحسابي و معاون اداره‌كل مالي دركنار آقاي هوشيار مشغول به فعاليت شدم. پس از سه سال فعاليت در اين پست به درخواست جناب آقاي حسيني براي سامان دادن به فعاليت‌هايي كه در قسمت اداري سازمان كم‌رنگ و گاه بي‌رنگ بودند پيشنهاد شدم كه اين درخواست را اجابت كردم و در اين پست قرار گرفتم. همان طور كه مي‌دانيد اداره‌كل امور اداري يكي از حوزه‌هاي مهم و تاثيرگذار است به خصوص در بخش مديريت نيروي انساني، به گونه‌اي كه دو بخش كارگزيني و اداره ارزشيابي كه مستقيماً با مديريت نيروي انساني درگير هستند در اين بخش قرار دارند. بخش ديگر هم اداره پشتيباني است كه آن اداره هم مستقيم به مقوله مالي مرتبط مي‌شود و صددرصد مالي است. به هر حال در هر دو حوزه داراي تجاربي هستم به علاوه اينكه رشته تحصيلي‌ام فوق‌ليسانس مديريت دولتي است و بي‌ربط با پست و جايگاه فعلي‌ام نيست. آقاي باقرزاده هم كه قبلاً در اين جايگاه قرار د‌اشتند پيرو رشته و تجربياتشان بيشتر در حوزه حقوقي موفق عمل كردند و  در حال حاضر در آن جايگاه مشغول به خدمت هستند.

يكي از مباحث مهم در امور اداري و مديريت منابع انساني، جذب و استخدام است. وضعيت استخدام و روش جذب نيرو را با كيفيت امروزي آن چگونه مي‌بينيد؟

به طور كلي مديريت حوزه كاركنان از قدمت بالايي برخوردار است كه به طور طبيعي با يك سري تغييرات هم همراه بوده است و به نوعي رويكرد جديدتري به بحث مديريت نيروي انساني دارد. از مديريت نيروي انساني تعاريف گوناگوني عرضه شده است كه از اين ميان مي‌توان گفت: مديريت نيروي انساني به مجموعه سياست‌ها و اقداماتي مي‌گويند كه رفتار، طرز فكر و عملكرد كاركنان را تحت تاثير خود مي‌گيرد. تعريف ديگر مي‌تواند رويكردي استراتژيك باشد به جذب، توسعه، مديريت، ايجاد انگيزش، نگهداري و دستيابي به تعهد مقاصد كليدي سازمان.

 به نوعي مديريت منابع انساني از 4 ركن اساسي جذب، توسعه، انگيزش و نگهداشت منابع انساني تشكيل شده است كه سازمان طي سال‌هاي اخير در اين 4 ركن به موفقيت‌هايي دست پيدا كرده است. مديران قبلي هركدام به نوبه خود در كسب موفقيت كلي در عرصه رسيدن به اين 4 ركن دخيل بودند. همان‌طور كه مشاهده مي‌كنيد بحث جذب در نوك اين هرم 4 بخشي قرار گرفته است و اين نشان از اهميت اين موضوع دارد. جذب نيروي انساني طي سال‌هاي اخير مستقيماً توسط خود سازمان انجام مي‌شد و هيچ خبري از درج آگهي و فراخوان عمومي به قصد جذب نيرو نبود. به هر حال به دليل اينكه بودجه سازمان از اعتبارات دولتي فراهم مي‌شود، نظرات دولت نيز بايد بر بخشي از واحدهاي اجرايي و مديريت منابع انساني نيز تاثير داشته باشد؛ بنابراين براي اولين بار اواخر سال 84 بود كه درج آگهي و تبليغات فراخوان عمومي جذب نيرو را توسط سازمان اعلام كرديم و از متقاضيان و علاقه‌مندان كه حايز شرايط ما بودند ثبت نام كرديم.

با برگزاري آزمون چه ميزان توانسته‌ايد به اهداف مورد نظرتان پيرامون مديريت نيروي انساني به خصوص جذب نيرو دست يابيد؟

در اينكه اولين آزمون ما در اين عرصه با مشكلاتي مواجه بوده است شكي نيست. در كنار اين موضوع بايد اين نكته را هم در نظر داشت كه اكثر كساني كه در آزمون شركت كردند و حتي نمره قبولي علمي را كسب كردند توانايي خدمت در سازمان تبليغات اسلامي را نداشته‌اند. ما اين مشكل را به خصوص در شهرستان‌ها داريم، سهميه جذب نيروي انساني كه سازمان تبليغات اسلامي از سازمان مديريت دريافت كرده بود، 420 نفر است در صورتي كه كساني كه نمره قبولي علمي را آوردند 313 نفر هستند و از اين ميان فكر مي‌كنم كمتر از نيمي از افراد قبول شده در گزينش‌هاي بعدي موفق به ورود سازمان شدند. با توجه به اين ارقام متوجه خواهيم شد كه هنوز 270 نفر از سهميه‌هاي ما خالي از نفرات شايسته و توانا است.

آيا اين  مسئله توجيهي مي‌شود براي خالي بودن اكثر پست‌ها شما در ادارات سازمان تبليغات اسلامي شهرستان‌ها؟

شايد اين موضوع يكي از دلايل مهم خالي بودن اين پست‌ها باشد؛ چرا كه نبايد فراموش كرد بحث شايستگي علمي و اعتقادي و توان كاري افراد مطرح است.

چرا كساني كه در آزمون به طور كلي پذيرفته شده‌اند هنوز مشغول به كار نشده‌اند؟

ما براي طي مراحل اداري و گزينشي نيازمند زمان هستيم. در حال حاضر قانون براي انجام تحقيقات گزينشي و  حراستي حوزه‌هاي نظارتي ما سه ماه زمان مستمر را مد نظر قرار داده است. اين يك زمان قانوني است اما ما طي جلسه‌اي كه با همكاران‌مان در دو بخش گزينشي و حراستي داشته‌ايم توافق شده است كه تا پايان شهريورماه با افراد پذيرفته شده پيمان و قرارداد بسته شود.

آيا حضور شما در سياست‌هاي جذب و استخدام نيرو تغيير‌ي بوجود خواهد آورد؟

با اينكه به شخصه با برگزاري آزمون براي جذب و استخدام نيرو موافق نيستم، اما از ظواهر چنان برمي‌آيد كه روال بر همين منوال خواهد بود. به زودي هم آزمون دوم را سريعاً برگزار خواهيم كرد تا بتوانيم كل سهميه 420 نفر را پر كرده و 270 نيروي مورد نيازمان را هم تامين كنيم.

آقاي باقرزاده معتقد بود كه اسامي كساني كه در آزمون اول مورد كم‌لطفي قرار گرفته‌اند در بانك جداگانه‌اي ثبت شده است و در آزمون بعدي امتيازات خاصي را به آنها مي‌دهند. نظر شما چيست؟ آيا شما هم چنين اعتقادي داريد؟

بنده اين طور فكر نمي‌كنم. همه كساني كه در آزمون شركت مي‌كنند در يك سطح هستند و هيچ‌كس بر ديگري ارجعيت ندارد. همه داوطلبان شركت‌كننده از نظر امتيازات خاص در يك سطح هستند و رقابت كاملاً برابر خواهد بود.

در حال حاضر بحث جذب نيرو در استان‌ها توسط خودشان انجام مي‌گيرد؟

اعتبارات و تسهيلات رفاهي در دست استان‌ها است و بر اساس اعتباراتي كه در اختيارشان است برنامه‌ريزي و سياست‌گذاري مي‌كنند، اما مبحث كارگزيني و آموزش هنوز تحت نظر مركز هستند. سياست‌ها و برنامه‌ريزي‌ها توسط مركز انجام مي‌گيرد. در خصوص برنامه‌هاي جذب نيرو براي سراسر نيرو برنامه‌‌ريزي مي‌كنيم و فعاليت‌هايي مانند سياست‌گذاري جذب نيرو، صدور احكام و ماموريت‌ها و نهايتاً انفصال و استخدام و انتصاب را ما انجام مي‌دهيم.

بيش از دو ماه از حضور شما در اين پست مي‌گذرد در اين مدت مهم‌ترين دغدغه‌هاي شما براي تغيير و تحول در اداره‌كل امور اداري چه بوده است؟

يكي از دغدغه‌هاي اصلي مديران چه در مركز و چه در استان‌ها وجود مسير طولاني و كند بودن پروسه انجام امور اداري بوده است. مديران معتقد بودند كه در اين پيچ و خم‌هاي امور اداري پرسنل و مديران سر درگم مي‌شوند. تلاش ما و همكاران‌مان در اين مدت اين بوده است كه تا مي‌توانيم با استفاده از برنامه‌ريزي‌هاي خاص و اصولي اين مسير را كوتاه كنيم و به امور اداري سرعت بخشيم. اولين حركت ما اين بود كه كليه فعاليت‌هاي اداره را احساس كنيم سپس مسير گردش امور اداري را رديابي كنيم و گزارشي از وضعيت موجود و وضعيت ايده‌آل تهيه كنيم و در نهايت مسير رسيدن به آن وضعيت را طراحي كنيم كه اين كار انجام شد؛ البته اين كار تنها مربوط به اداره ما نمي‌شود بلكه كليه ادارات براي رشد و تسريع در روند امورشان بايد به احصاي امور روي بياورند. من از همان روزهاي ابتدايي احراز اين پست در اين فكر بودم.

براي انجام اين كار از چند تن از مديران اداري كشوري، كارشناسان، كاركنان و اقاي حداد يكي از مشاورين معاونت اداري و مالي براي رسيدن به اين هدف كمك گرفتم. براي رسيدن به اين طراحي و برنامه‌ريزي زمان زيادي را صرف كرديم فكر مي‌كرديم زمان بسيار زيادي از ما خواهد گرفت اما توانستيم اين كار را به مدت يك ماه انجام دهيم. در ضمن بايد اين نكته را هم اضافه كنيم كه ما قصد داشتيم شروع علمي در اين زمينه داشته باشيم و حركاتمان را تحت يك لگوي الگوريتم با معيارهاي علمي هماهنگ كنيم. به هر حال به جهت تاكيد و پشتيباني معاونت اداري و مالي و تلاش زياد مشاور ايشان و كاركنان و كارشناسان امور اداري توانستيم به اين نتيجه برسيم. همه احساس كردند كه اين يك نياز است و همه دست به دست يكديگر دادند و فعاليت‌ها احصا شد؛ حتي در دو اداره مسير گردش طراحي شد و يكي از طرح‌ها هم در مرحله تصويب نهايي است.

 يكي ديگر از دغدغه‌ها بحث احكام پرسنل بود. احكام پرسنلي زماني كه مي‌خواهد صادر شود در مرحله آخر بايد در دو جلسه‌ به نام كارگروه ماده 12 تصويب شود. اين كارگروه كليه مراحل صدور حكم را بازبيني مي‌كند و سپس اجازه صادر‌ شدن حكم كارمند را مي‌دهد. اعضاي اين كارگروه متشكل از بنده به عنوان مديركل امور اداري معاونت اداري و مالي، مدير دفتر طرح و برنامه و آقاي صدرالدين است. اين كارگروه به نوعي گلوگاه صدور احكام بود. به هر حال با پيشنهاد بنده اين قدر اين كارگروه تشكيل جلسه داد تا هم اكنون مي‌توانم به جرائت ادعا كنم كه هيچ پرونده‌اي پشت درب كارگروه باقي نمانده است. البته دوستان عضو هم در تشكيل و استمرار اين جلسات تلاش فوق‌العاده‌اي داشتند كه بايد از اين اعضا تشكر كنم. اين طرح هم در حال حاضر به موفقيت 100درصد رسيده است. البته كمكي هم كه در اين مورد از طرف معاونت اداري و مالي به بنده شده است كه تسريع امور را بيشتر از پيش به همراه داشته است. اين معاونت بنابر دستور كتبي جناب آقاي حسيني تفويض اختياري به بنده دادند كه طبق آن بنده مي‌توانم احكام را به جاي جناب حسيني امضا بزنم.

يكي ديگر از مشكلاتي كه از ابتدا در پي رفع آن بوده‌ام مبحث بيمه كارمندان است. زماني كه سازمان تاسيس شد كارمندان تا سال 70 يا 71 بيمه نداشتند. ضمن اينكه در اين مدت استان‌ها هم اعتبار نداشتند سال 71 بود كه موافقتنامه‌اي ميان سازمان تبليغات اسلامي و سازمان تامين اجتماعي منعقد گرديد كه كارمندان تحت پوشش بيمه در بيايند. اما در اين ميان كساني بيمه شدند كه ارديبهشت 70 در محل كارشان مشغول به فعاليت بودند. بر اين اساس سعي كرديم ليستي تهيه كنيم كه كساني كه در آن مدت مشغول به خدمت بودند شناسايي و بيمه شوند يك مشكل هم اين بود كه عده‌اي از كارمندان در اين بين از سازمان خارج شده‌اند و عده‌اي هم به سازمان پيوسته‌اند عده‌اي رفتند و در جاهاي ديگري مشغول به فعاليت شدند تا زماني كه مشغول به فعاليت بودند مشكلي نبود اما حالا كه به مرز بازنشستگي رسيده‌اند نامه‌هاي مختلفي است كه از سازمان بيمه براي ما مي‌آيد كه كارمندان رجوع مي‌كنند تقاضاي بيمه دارند و سازمان تامين اجتماعي هم معتقد است كه بيمه‌اي در كار نيست و اين افراد سابقه‌اي شغلي در سازمان تبليغات اسلامي ندارند. عده‌اي از مسئولين كشوري كه هم‌اكنون در كشور پست‌هايي دارند زماني رييس بنده بودند اما حالا بنده بايد براي آنان بنويسم كه در سازمان خدمت نكرده‌اند در صورتي كه سال 65 رييس بنده بودند و من نيروي آنان بودم. در حال حاضر تيمي تشكيل داديم كه ليست كساني را كه از روز اول سازمان مشغول به فعاليت بودند تا روزي كه همه بيمه شدند تهيه شود كه طبق آن بتوانيم حقوق تضييع شده برخي از پرسنل را جبران كنيم. يكي ديگر از رئوس كاري بنده تهيه برنامه بوده است. معتقدم كار بدون برنامه مانند پياده‌روي با چشم بسته است. به شدت به تهيه برنامه و كنترل و نظارت معتقدم، بر همين اساس هم يك دسته فرصت‌هاي ويژه در اداره‌كل اداري تهيه كرديم و برنامه‌هاي اداره‌كل اداري را در دو بخش كمي و كيفي نوشتيم. انصافاً همكاران هم به خوبي همكاري كردند روي اين موضوع بسيار تمركز كرديم و توانستيم برنامه‌هاي اين اداره را يك ماهه ببنديم و تا آخر سال 86 طبق برنامه‌هاي كمي و كيفي حركت كنيم. كارها را قالب طرح داديم و به حدي در برنامه‌ها ريز و عميق شديم كه توانستيم لايه‌هاي دروني هزينه‌هاي مالي امور اداري را هم روي كاغذ بياوريم.

تعريف شما از مقوله رفاه چيست؟

كمك مازادي است كه علاوه بر حقوق موظف كاركنان پرداخت مي‌شود. اين حركت هم در جهت انگيزش كاركنان به كار براي رسيدن به مقصود است. معتقدم بايد سمت و سوي برنامه‌هاي رفاهي را به سمت رفاه خانواده‌هاي كاركنان تغيير دهيم. حقوق و مزايا مبلغي است كه به فيش حقوقي اضافه مي‌شود. اما قصد داريم نوك پيكان را به سمت خانواده‌ها بچرخانيم به گونه‌اي كه اگر همسرانشان مشغول به كار هستند عملاً به صورت مستقيم بتوانند خدمات سازمان را هم لمس كنند.

دو مقوله ورزش و اهداي بن سفر مشكلات زيادي را براي كاركنان بوجود آورده است. اكثراً از پايين بودن امكانات ورزشي و مبلغ بن‌هاي اهدايي گله‌مند هستند؟

بن سفر به نوعي هزينه كامل سفر نيست. ممكن است. اينكه تا چه ميزان از اين بن‌ها استقبال مي‌كنند سخن ديگري است. در گذشته معتقد بودم كه كارمندان از اين بن‌ها استقبال چنداني نمي‌كنند اما با بررسي و نظرسنجي به عمل آمده مطلع شديم كه اكثر كارمندان از اين بن‌ها استفاده مي‌كنند؛ البته بايد اين نكته را هم مد نظر قرار داد كه اين بن‌ها محدوديت‌هايي دارد. ما از اين جا اعلام مي‌كنيم كه از هرگونه پيشنهادي استقبال مي‌كنيم به شرط آنكه پيشنهاد دهنده شرايط و محدوديت‌ها را هم درك كند. همه ما دوست داريم با هواپيما به مشهد مقدس سفر كنيم اما بايد بدانيم كه اين مقوله براي ما يك محدوديت محسوب مي‌شود.

تهيه و اهداي بن‌هاي كتاب و سفر و‌... مربوط به اين اداره مي‌شود. در مقوله همايش‌ها و اهداي جوايز و هزينه‌هاي فرهنگي تا چه ميزان از نظر كارشناسان به خصوص كارشناسان روابط‌عمومي استفاده مي‌كنيد؟

اتفاقاً در جلسه اخير حوزه هنري از نظرات شخص جناب آقاي لهراسبي، رييس روابط‌عمومي استفاده كرديم، خودشان در همه جلسات حضور داشتند و حتي اداره‌كننده آن هم بوده‌اند. ما مي‌خواهيم استفاده كنيم ما در برنامه‌هاي قبلي هم عملاً به صورت صددرصد از نظرات روابط عمومي استفاده كرده‌ايم.

چه برنامه‌هايي در بخش رفاهي براي كارمندان در نظر داريد؟

برنامه‌هاي فرهنگي و اعتقادي در اولويت كارهاي ماست. بحث بيمه تكميلي است كه دولت اجازه در اختيار داشتن بيمه تكميلي را به ما نداده است، اما با لطفي كه معاونت اداري و مالي به ما داشته است با برنامه‌ريزي‌هاي مدون و مفيد توانستيم نام كاركنان را در اين بيمه ثبت كنيم. برنامه‌هاي حمايتي خاصي براي خانواده شهدا جانبازان ايثارگران مرحومين در نظر گرفته‌ايم كه اولين جشن هم در سوم شعبان با حضور پر شور كاركنان سازمان برپا شد. همچنين برنامه اعطاي كمك‌هاي بلاعوض به منظور امر به ازدواج را در نظر گرفته‌ايم، اما در مورد ورزش بايد بگوييم كه در اين مورد حدود 10 رشته گوناگون در برنامه‌هاي ورزشي سازمان گنجانده‌ايم كه با اين حال استقبال از رشته‌هاي ورزشي مناسب نبوده است. يكي از دلايل مي‌تواند عدم  فرهنگ‌سازي مناسب ميان كارمندان از جمله خود بنده باشد كه هنوز ضرورت ورزش را درك نكرده‌ام. هر چقدر پول خرج ورزش كنيم راه دوري نمي‌رود اما بايد در نظر داشت كه صحيح خرج كنيم. همچنين طي بررسي‌هاي ما مشخص شده است كه عده‌اي از مديران از برنامه‌هاي ورزشي گله داشته‌اند؛ چرا كه معتقدند در بحث ورزش برخي از همكاران اولويت كاري را به ورزش مي‌دهند در صورتي كه در ابتدا كارمند بايد تكاليف اداري خود را تمام و كمال به انجام برساند و بعد سراغ ورزش برود. ما بايد اين موارد را حل كنيم و همچنين نظارت و كنترلي هم داشته باشيم كه اين اشخاص به بهانه ورزش به كارهاي شخصي‌شان بيرون از سازمان نپردازند. برنامه‌هاي بخش رفاهي را به صورت تيتروار عرض كردم.

ما هم در پايان سال بر اساس همين تيترها خدمتتان مي‌رسيم؟

بله، معتقدم بايد جوابگو بود. حتماً منتظر شما هستيم؛ سخناني كه گفتم همه طبق برنامه هستند كه كليه نيازهاي كمي و كيفي برنامه‌ها را مشخص كرده‌ايم و جاي هيچگونه نگراني نداريم.

به بحث آموزش بپردازيم جايگاه آموزش در ادارات كشور به خصوص سازمان تبليغات اسلامي كجاست؟

يكي از اموري كه به شدت به آن معتقد هستم، بحث آموزش كاركنان سازمان است. اگرچه امسال از طرف سازمان مديريت حرف و حديث‌هايي مبني بر اينكه حمايت از اين بخش كمتر صورت گيرد وجود داشت اما باز هم معتقدم آموزش يك ضرورت و نياز است. در حال حاضر هيچ كجاي جهان آموزش را صرف هزينه نمي‌دانند بلكه سرمايه‌گذاري تلقي مي‌كنند. آموزش باعث بالا رفتن اطلاعات مهارت‌هاي فني و علمي كاركنان مي‌شود. برخي از كشورها آنقدر پيشرفته عمل مي‌كنند كه حتي درصد نيروهاي آموزش ديده و غني‌شان را بر حسب دلار تخمين مي‌زنند و جزء سرمايه‌هاي مادي كشورشان محسوب مي‌كنند. تا به حال در سازمان برنامه‌هاي مختلف آموزشي داشته‌ايم و از حالا به بعد سعي داريم اين روند را  گسترش بخشيم.

در بخش آموزش كارگاه‌هاي آموزشي را داشتيم كه حالت گردهمايي دارد و در آن شركت‌كنندگان به تبادل و تعامل افكار و هم آموزش مي‌پردازند. مانند آموزش نرم‌افزارهاي كاربردي در سراسر كشور، سمينارهاي آموزشي معاونين اداري و مالي، اصول ارتباطات فرهنگي و تبليغ آسيب‌شناسي اجتماعي قوانيت مقررات ثبتي حقوق اداري و‌... دوره‌هاي آموزش حضوري داريم كه در قالب آموزش مهارت‌هاي هفت‌گانه تدريس مي‌شود. تعدادي كلاس‌هاي آموزش برون سازماي داريم كه در آنها دوره‌هاي بهبود مديريت مديران تدريس مي‌شود؛ همچنين كلاس‌هاي نيمه حضوري روش تحقيق را برگزار كرديم كه استقبال فوق‌العاده‌اي از آن به عمل آمد. تجهيز كتابخانه‌ها از ديگر فعاليت‌هاي ماست كه قصد داريم اقسام مختلف كتب را براي دسته‌هاي مختلف علاقه‌مندان به مطالعه و كتاب‌خواني تهيه كنيم و از همه مهم‌تر مي‌توان به دانشگاه جامع علمي كاربردي اشاره كرد كه زير مجموعه وزارت علوم است. ما توانسته‌ايم براي راه‌اندازي سه رشته دانشگاهي حسابداري، كامپيوتر و امور فرهنگي در اين دانشگاه مجوز بگيريم و اين مجوز هم ويژه كاركنان سازمان است كه علاقه‌مندان مي توانند بوسيله يك سري امتيازات از قبيل پرداخت قسطي شهريه دانشگاه در اين دانشگاه حضور پيدا كنند و مراحل فوق ديپلم و ليسانس را بگذرانند.

آيا شركت در كلاس‌هاي آموزشي تاثيري در ارتقاي  شغلي كاركنان دارد؟

به طور كلي بحث آموزش را بايد به چند دسته تقسيم كرد. در مرحله اول وقتي ما به كاركنان فوق‌ديپلم ليسانس و فوق‌ليسانس مي‌دهيم مطمئناً در ارتقاي شغلي كاركنان موثر خواهد بود، اما در مرحله دوم برخي از دروس را كاركنان بايد بدانند تا بتوانند در جايگاه فعلي‌شان حضور داشته باشند و تقليل پيدا نكنند. مثلاً مهارت‌هاي هفت‌گانه.كاركنان بايد سه مهارت را بگذرانند اين يك بايد است، اين يك اجبار است اما برخي از دروس براي بالارفتن اطلاعات كارمند و كمك به ماست مثلاً يادگيري زبان انگليسي از اين دسته دروس است. بايد اين دسته‌بندي‌ها رعايت شود اما اين نكته طبيعي است كه آموزش در همه جا نتيجه‌اي جز ارتقا ندارد.

قصد نداريد فكري براي اسناد موجود در دبيرخانه كنيد؟

با كارشناسان سازمان اسناد كتابخانه ملي براي امحاي  اسناد صحبت شده است؛ چرا كه در سازمان اسنادي داريم كه از سنوات قبل مانده است و تنها فضا را اشغال كرده است و بايد هرچه زودتر اين اسناد را حذف كنيم. در بخش دبيرخانه به شدت پيگير اتوماسيون تحت وب استان‌ها هستيم. به نظرم همان طور كه اتوماسيون در سطح سازمان مركزي انجام مي‌شود بايد از طريق اتوماسيون با استان‌ها هم ارتباط برقرار كنيم. پيگيري در اين زمينه توسط معاونت اداري و مالي و واحد انفورماتيك انجام گرفته است و با شركت مورد نظر قرار داد بسته شده است. اگر اين سيستم جاري شود يكي از كارهايي خواهد بود كه در كشور كمتر انجام شده است. اين برنامه امكانات بالايي از قبيل تنظيم اسناد، نامه‌ها، اسامي كاربران، سيستم جستجوي پيشرفته، مديريت مركزي، انجام گزارش‌هاي اسناد، حفاظت و امنيت بالا است.

مي‌توان اميدوار بود كه كارگروه  نظام پيشنهادات پر رنگ‌تر شود؟

ما به طور هفتگي اين كارگروه را تشكيل مي‌داديم؛ البته قصد داريم تشكيل اين جلسات را  بيشتر كنيم همچنين پيرامون كارگروه نظام پيشنهادات، نظرياتي هم داريم كه در جلسه عمومي اين ماه مطرح خواهيم كرد تا به نظرات و پيشنهادات كاركنان سمت و سوي بهتري بدهيم. احتمالاً قبل از ماه مبارك رمضان جلسه عمومي را برگزار خواهيم كرد.

 

سه‌شنبه 6 آذر 1386 - 16:40


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری