سه‌شنبه 26 شهريور 1398 - 6:45
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

عليرضا قرائي

 

خاطرات رزمندگان انديمشك در « آبراه هجرت»

 

چاپ دوم« آبراه هجرت» خاطراتي از عبدالرحيم چگله، حسن جلالي عزيزيان، پرويز پورحسيني و محمد مهدي بهداروند ،‌توليد دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري ، توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي:   اين اثر مشتمل بر پنج داستان بوده كه عنوان كتاب هم برگرفته از يكي از اين داستانهاست. شب حمله،‌گردان حمزه، آبراه هجرت،‌يادياران و حماسه ماوت عنوان هاي اين مجموعه است كه نويسندگان آن به ترتيب عبدالرحيم چگله، حسن جلالي عزيزيان، پرويز پورحسيني، محمد مهدي بهداروند و حسن جلالي عزيزيان هستند.

در « آبراه هجرت» مي خوانيم: « سكوت همه جا را فرا گرفته بود. از وصف حالات دروني خود ناتوانم و نمي دانم چگونه آنها را بر روي كاغذ بياورم. هر لحظه به مرگ نزديك تر مي شديم . جنگ در آب خيلي سخت تر از جنگ روي زمين است؛ چرا كه يك جراحت كوچك به مرگ منتهي مي شود و اگر دشمن از وجود ما درآب مطلع مي شد، هيجكس حان سالم به در نمي برد. اگر به ساحل دشمن هم مي رسيديم، چون جزو اولين نيروها بوديم، اميد چنداني به زنده ماندمان نداشتيم.»

در قسمتي ديگر از كتاب در داستان « حماسه ماوت» عزيزيان چنين روايت مي كند : « چشم هايم را بستم و تسليم عزرائيل شدم و از اينكه قهرمانانه جان نمي باختم در عذاب بودم. دلم مي خواست طوري بميرم كه مرگم هم شهرت خاصي داشته باشد. مي دانستم بنياد شهيد به اين سادگي ها صورت سانحه را قبول نمي كند و نمي گذارد جنازه ام را در قطعه شهدا به خاك بسپارند و ... به زحمت چشم باز كردم و بهروز قلاوند را پيش روي خود ديدم . به خنده تلخي گفتم:« اي بابا، از شانس بد ما ترافيك شهيد است و حوزي مذكر به تور ما خورده است! » ...

 

چهارشنبه 4 مهر 1386 - 13:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری