پنجشنبه 25 مهر 1398 - 18:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

حسين آرياني

 

سلام بر فيلمفارسي

 

نقد فيلم محاكمه (ايرج قادري)

ايرج قادري فيلمساز سينماي عامه‌پسند پيش و پس از انقلاب، اثري ديگر عرضه كرده است. فيلم‌هاي ايرج قادري در سال‌هاي قبل از انقلاب جزء آثار پرفروش سينماي عامه پسند بود و از مصاديق بارز فيلمفارسي به‌شمار مي‌رفت. در سال‌هاي پس از انقلاب هم قادري اين رويكرد خود را ادامه داد و حاصلش فيلم «برزخي‌ها» بود كه در راستاي فيلمفارسي‌هاي سابق به‌شمار مي‌رفت. او پس از برزخي‌ها فيلمسازي‌ را ادامه داد تا اينكه فعاليتش در سينما ممنوع شد. اين شايد تلنگري به او به حساب مي‌آمد، چرا كه بازگشت او به سينما با فيلم قابل اعتناي «مي‌خواهم زنده بمانم» همراه بود. فيلم‌هاي بعدي او باز فيلمفارسي‌ها را به ياد مي‌آورد، ولي با سر و شكلي شسته و رفته‌تر، فيلمنامه‌هاي فكر شده‌تر كه از برخي از فيلم‌هاي عامه‌پسند روي اكران هم برتر مي‌نمود. اين شايد از نتايج تحول او به‌شمار مي‌رفت، ولي به‌هرحال در فيلم‌هاي او از جمله «محاكمه» مولفه‌هاي فيلمفارسي به خوبي قابل رديابي است.

شايد بتوان گفت كه بهترين فيلم قادري همان «مي‌خواهم زنده بمانم» بود (هرچند آن فيلم هم در مجموع فيلم متوسطي بود). قادري در «مي‌خواهم زنده بمانم» فيلمنامه قابل قبولي را كه اساسش بر تعليق بود به كار گرفت و تماشاگران را با همين لحظه‌هاي تعليق به سالن سينما كشاند و براي اولين بار بود كه برخي از منتقدان فيلمش را تأييد كردند. حال ايرج قادري مضموني مشابه اين فيلم را درباره جوان بي‌گناهي كه محكوم به اعدام است، در محاكمه به كار مي‌گيرد، اما اين بار بر خلاف «مي‌خواهم زنده بمانم» در درام‌پردازي و داستان‌گويي موفق نيست. يك دليل اين مسئله آنجاست كه قادري در محاكمه داستاني كليشه‌اي و قابل پيش‌بيني را به كار گرفته است، در صورتي كه «مي‌خواهم زنده بمانم» هرگز چنين نبود. اينكه دادستان ناخواسته موجب مرگ محكومي بي‌گناه شد و دچار عذاب وجدان مي‌شود و بعد با قرينه‌سازي بسيار كليشه‌اي پرونده مشابه پسري كه بي‌گناه است و همچنين عاشق دختر اوست را به دست مي‌گيرد و مشخص است كه داستان حول محور عذاب وجدان و جبران گذشته مي‌چرخد و پايان نيز با موفقيت شخصيت اصلي همراه است.

نكته ديگر در موفق نبودن «محاكمه» آن است كه قادري مانند بسياري از فيلم‌هاي عامه‌پسند ديگرش دو عنصر هميشگي را به كار مي‌گيرد: «اغراق» و «سانتي مانتاليسم» (احساسات گرايي). در صورتي كه «مي‌خواهم زنده بمانم» از معدود فيلم‌هاي اوست كه عنصر تعليق و غيرقابل پيش‌بيني بودن درام بر اين دو عنصر هميشگي آثارش سايه افكنده است.

در محاكمه عنصر «اغراق » بيداد مي‌كند. به ياد بياوريم ترس اغراق‌آميز دختر روي تختخوابي در يكي از اتاق‌هاي پارتي كه از نگاه ما ماسك‌هايي را روي ديوار به‌طور اغراق‌آميز مي‌بينيم يا طغيان و عصبانيت اغراق‌آميز پدر را كه اول در برخورد با پسر كه با دخترش گريخته، عكس‌العملي نشان نمي‌دهد، ولي در مقابل معذرت‌خواهي او به‌طور اغراق‌آميز و ناگهاني برآشفته مي‌شود يا به ياد بياوريم پذيرفته شدن غيرمستقيم پرونده، توسط پدر دختر كه در مقابل گريه‌هاي مادر پسر كه توسط مادر دختر (افسانه بايگان) به‌صورتي بي مقدمه، خلق الساعه و اغراق‌آميز اعلام مي‌شود.

لحظات سانتي‌مانتال (احساسات‌برانگيز) هم در فيلم بسيار هستند، به‌طوري كه سانتي‌مانتاليسم يكي از اركان روايي فيلم به‌شمار مي‌آيد و كارگردان به‌وسيله آن احساسات تماشاگرانش را هدف قرار داده است. به ياد بياوريم كشيده زدن مادر به دختر كه با گريه دختر و آهنگي سانتي‌مانتال و متعاقب آن عكس‌العمل مادر كه او را در آغوش مي‌گيرد همراه است يا صحنه‌اي كه مادر دختر خلافكار او را نصيحت مي‌كند و او و دختر با هم گريه مي‌كنند و دختر خلافكار ناگهان متحول مي‌شود و معلوم نيست در اين ساليان دراز چرا نصايح مادر بر وي كارگر نيفتاده است يا سكانس پاياني فيلم را به ياد بياوريم كه در مكاني انتزاعي و در شب در بين صخره‌‌‌‌ها در حالي كه كبوترهاي زيادي كنار پدر زخمي نشسته‌اند با صداي آواز گروه كر و با التماس مادر و دختر، پدر دوباره زنده مي‌شود.

«محاكمه» در ضمن همان مضمون اخلاقي و كليشه‌اي «پيروزي خير بر شر» و «در نا‌اميدي بسي اميد است» را بدون كوچكترين خلاقيتي به تصوير مي‌كشد. شعارهاي اخلاقي مثل چندين و چند بار تكرار اين جمله به پسر كه «زندگي من ارزشش را داره كه به خاطرش بجنگم» علاوه بر شعاري بودن به همان مسئله «اغراق» پهلو مي‌زند يا اين ديالوگ شعاري كه «من و قاضي و دادستان خدا نيستيم، بشر هستيم و اشتباه مي‌كنيم» هم كليشه‌اي است و به توضيح واضحات مي پردازد.

به‌نظر نگارنده اگر قادري به جاي غلو و اغراق در صحنه‌ها و انباشتن لحظات فيلم با سانتي‌مانتاليسم به داستان فيلم‌هايش توجه بيشتري بكند، تكرار تجربه‌هايي مثل «مي‌خواهم زنده بمانم» دور از دسترس نيست.

 

چهارشنبه 21 شهريور 1386 - 16:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری