سه‌شنبه 6 تير 1396 - 9:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

جمال الدين آذري

 

مخاطب ما قشر خاموش جامعه است

 

گفت‌وگو با محمد حمزه‌زاده، مديرعامل شركت انتشارات سوره مهر

اشاره:

انتشارات سوره مهر ناشر انحصاري آثار دفاتر و مراكز توليدكننده حوزه هنري است. مركز آفرينش‌هاي ادبي، مركز مطالعات ادب و هنر پايداري، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي، مركز هنرهاي نمايشي، مركز موسيقي و مركز هنرهاي تجسمي از جمله مهم‌ترين توليدكنندگان كتاب در حوزه هنري هستند كه انتشارات سوره مهر آثارشان را چاپ و منتشر مي‌كند.

براي ايجاد هماهنگي، همفكري و همكاري بين اين بخش‌ها، شورايي با نام «شوراي توليد كتاب» كه از مديران بخش‌هاي اصلي انتشارات و روساي مراكز دفاتر توليدكننده كتاب حوزه تشكيل مي‌شود، هر هفته در محل انتشارات جلسه تشكيل مي‌دهد.

فرصتي دست داد تا با محمد حمزه‌زاده، مديرعامل انتشارات سوره مهر گفت‌وگو كنيم و ضمن مطرح كردن انتقاداتي كه نسبت به ناهماهنگي و عدم انسجام كتاب‌هاي منتشر شده از سوي انتشارات وارد مي‌شود با فعاليت‌هاي انتشارات نيز آشنا شويم.

حمزه‌زاده كارشناس كارگرداني سينما است و  نزديك 20 سال است كه فعاليت مطبوعاتي و انتشاراتي مي‌كند و از 5 سال پيش نيز مديرعاملي انتشارات سوره مهر را بر عهده دارد.

شما خودتان را بازوي اجرايي بخش‌هاي مختلف حوزه هنري مي‌دانيد يا يك انتشاراتي مستقل؟

ما ناشر انحصاري توليدات حوزه هنري هستيم. خودمان مستقلاً كتاب توليد نمي‌كنيم. تقريباً مي‌شود گفت كه انتشارات حوزه هنري در چارچوب اين شركت تعريف شده و وظيفه‌اش پاسخگويي به انتظارات واحدهاي توليدكننده كتاب در حوزه است.

چه واحدهايي درحوزه كتاب توليد مي‌كنند؟

حوزه سه واحد عمده توليدكننده كتاب دارد: مركز مطالعات ادب و هنر پايداري، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي و مركز آفرينش‌هاي ادبي. دو سه مركز ديگر هم هستند كه وظايفشان در حوزه هنرهاي ديگر است اما در حوزه كتاب هم كار مي‌كنند، مثل مركز موسيقي، مركز هنرهاي نمايشي، معاونت سينمايي، دفتر طنز و... .

در سال بالغ بر 200 عنوان كتاب در سه دفتري كه گفتم توليد مي‌شود كه وظيفه ما چاپ و  انتشار، بازاريابي و فروش اين كتاب‌هاست.

پس در واقع كتاب‌هايي را كه آنها توليد مي‌كنند چاپ مي‌كنيد. اين طور نيست كه شما تشخيص بدهيد كه كتابي را چاپ ‌كنيد يا چاپ نكنيد؟

بله، كارشناس‌هاي ما آنها هستند.

انتقادي كه به كار شما وارد مي‌شود اين است كه كتاب‌هايي كه چاپ مي‌كنيد غير مرتبط و ناهمگون است. نمي‌دانم با ساختاري كه توصيف كرديد شما تا چه حد مي‌توانيد پاسخگوي اين مسئله باشيد؟

محدوده فعاليت حوزه هنري توليد آثار در حوزه هنر متعهد و هنر ديني است. در موضوعاتي غير از اين كتاب چاپ نمي‌كنيم. ما يك ناشر ادبي- هنري هستيم و تنها در اين حوزه كتاب منتشر مي‌كنيم.

معيارهاي تاييد كتاب هم كه باز دست خود دفاتر است.

بله.

در مورد كتاب حتي كيفيت و ظاهرش يا قطعش شما نمي‌توانيد حرفي بزنيد؟

ما اينجا شوراي توليد داريم كه همه دفاتر توليدكننده كتاب هفته‌اي يك بار جمع مي‌شوند. در اين شورا ما در باره ابعاد، حجم و خواسته بازار كتاب تصميم مي‌گيريم و ... دفاتر بدون اطلاع گرفتن از ما كتاب توليد نمي‌كنند، البته ما تحميل نمي‌كنيم. انواع كتاب‌ها مي‌آيد؛ بعضي‌هايشان ممكن است مشتري نداشته باشد و اقتضائات ديگري باعث شود كه ما آنها را توليد كنيم. در هر حال ما از توليدكنندگان كتاب‌هايمان منفك نيستيم.

در واقع نظر مشورتي مي‌دهيد.

جنسي كه ما از روي ميز دفاتر برمي‌داريم و تجديد چاپ‌هايي كه مي‌كنيم و بازخوردهايي كه به‌آنها مي‌دهيم آنها را متوجه مي‌كند كه وضعيت و خواسته بازار چيست. ما نمي‌خواهيم اين‌ها را به سمت بازار ببريم. اتفاقاً براي كتاب‌هايي كه در طول ساليان گفته بودند اين‌ها بازار ندارد ما بازارهايي ايجاد كرده‌ايم كه خود دفاتر هم تعجب مي‌كنند.

دفاتر پس از بيست سال كار كردن در اين حوزه تقريباً دستشان آمده است كه كدام كتاب‌ها را توليد كنند و به گزارش‌ها و نظرات ما توجه كنند.

ولي نظرات شما ضامن اجرايي ندارد، يعني الزامي ندارند كه به پيشنهادهاي شما عمل كنند.

نكته درستي است، ولي اگر عمل نكنند در مسير‌ي حركت كرده‌اند كه خودشان را مضمحل مي‌كنند.

تشخيص اين كه كتابي تجديد چاپ شود با شماست؟

بله، ما مي‌گوييم.

يعني شما مي‌توانيد با اين اهرم تأثيرگذار باشيد، تجديد چاپ يكي از اهرم‌هاي شماست.

ما نمي‌خواهيم از اين به عنوان اهرم استفاده كنيم، ولي اين اتفاق طبيعتاً مي‌افتد. يعني وقتي دفتري مي‌بيند كه كتابي چاپ كرده است كه براي مثال پنج چاپ خورده است، مي‌داند كه سراغ چه كسي برود و اگر از نويسنده‌اي كار گرفته‌اند كه فروش كتابش دو سال طول مي‌كشد، از او كتاب دوم نمي‌گيرند. مگر اينكه برايش فكري داشته باشند، يعني بگويند كه اين كتاب لازم است و بايد باشد، ولي برايش سقف مي‌گذارند. براي مثال مي‌گويند كه ما هر سال 10 كتاب مي‌دهيم كه بايد چاپ شود. اين‌ها كتاب‌هاي بي‌ارزشي نيستند ولي مخاطب عام ندارند. مخاطبشان محدود است. ما حتي براي 500 نفر آدمي كه در جامعه به يك كتابي احتياج دارند بايد فكر داشته باشيم، براي 10 هزار نفر فكر كنيم، براي 500 نفر هم فكر كنيم و براي 50 نفر هم در طول 5 سال فكر كنيم. يعني بايد براي اين‌ها هم كتاب داشته باشيم. براي همين است كه كتاب‌هايي داريم كه دوره فروششان مي‌شود دو سال. اما متوسط دوره صفر شدن موجودي ما زير 7 ماه است.

كتاب كي تجديد چاپ مي‌شود؟

وقتي تقاضا به حدي رسيد كه بازرگاني احساس كرد كه بازار نياز دارد. چون اتمام تيراژ يك كتاب به معني نياز بازار نيست، يعني شما وقتي دو هزار كتاب در بازار توزيع مي‌كنيد با توجه به اين كه ما بيش از 500 كتابفروشي فعال نداريم، معني‌اش اين است كه در هر كتابفروشي دست‌كم 2-3 جلد از اين كتاب موجود است. طول مي‌كشد كه اين كتاب‌ها بفروشد. 6 ماه بايد صبر كني تا آن كتابفروشي مراجعه كند و بگويد فلان كتاب را ندارم. اما بعضي كتاب‌ها هست كه دوره صفر شدن موجودي‌اش خيلي كم است، گاهي نيز شما در نظر مي‌گيريد كه كتاب فروشي از يك كتاب به‌جاي اينكه 10 تا كتاب ببرد 20 تا مي‌برد و براي مثال به 200 كتابفروشي كتاب نمي‌رسد. آنگاه مجبور مي‌شويم دوباره چاپ كنيم.

يعني كتابي ممكن است در همان مرحله توزيع تجديد چاپ شود.

هوشمند است. اين گونه نيست كه اينجا بنشينيم و بگوييم فلان كتاب را چاپ كنيم. به تقاضا نگاه مي‌كنيم.

در دستور جلسات شوراي توليد كتاب بحث بررسي درخواست نويسندگان در مورد تجديد چاپ مطرح شده است. اين يك فرآيند جدا از فرآيند تجديد چاپي است كه گفتيد؟

نويسنده‌اي را در نظر بگيريد كه 10 سال يا 20 سال پيش كتابش در حوزه چاپ شده است. قبل از دوره ما بوده و ما اطلاع نداريم. آن نويسنده‌اي كه كارهايش قبلاً چاپ شده، يكي از گلايه‌هايش اين است كه انتشارات سوره، چرا كتاب‌هاي قبلي را تجديد چاپ نمي‌كند. مي‌گويد شما كه چاپ نكرده‌ايد ببينيد در حال حاضر در بازار براي اين كتاب خواسته وجود دارد يا نه. درخواست براي تجديد چاپ آن كتاب‌ها اينجا مطرح مي‌شود. مثلاً آقاي فلاني تماس گرفته و گفته است كه كتاب من هشت سال پيش چاپ شده، چرا تجديد چاپ نمي‌كنيد؟ دفتر مربوطه بررسي مي‌كند يا مي‌گويد چاپ نمي‌كنيم يا مي‌آورد در شورا درخواست تجديد چاپ نويسنده را مطرح مي‌كند. بازرگاني اين كتاب را مي‌گيرد و پس از يك ارزيابي اوليه درخواست تجديد چاپ را مي‌دهد.

ظاهراً‌ بحث مميزي كتاب‌ها با شماست؟

ما در حوزه نشريات و كتاب جانشين مديرمسئول هستيم. اينها را مميزي مي‌كنيم. هر كتابي آمد اگر اشكال مميزي داشته باشد رد مي‌كنيم.

يعني شما اينجا كارشناساني داريد كه كتاب را مميزي مي‌كنند؟

بله، از جهات سياسي، حساسيت‌هاي مذهبي، حساسيت‌هاي اجتماعي و ...

پس دست‌تان خيلي باز است، شما صرفاً يك واحد اجرايي نيستيد.

ما اگر بگوييم كتابي صلاح نيست چاپ شود چاپ نمي‌شود. قدرتي دست ما نيست؛ ما كار كارشناسي انجام مي‌دهيم. اين كار را براي خود دفاتر انجام مي‌دهيم.

گستره نظردهي كارشناسان شما تا چه حدي است؟

مميزي فقط از جهت سياسي، اجتماعي و حقوقي است. براي مثال اگر مسئله‌اي نوشته شود كه بار حقوقي دارد آن را حذف مي‌كنيم.

پس صرفاً در حوزه مميزي كار كارشناسي انجام مي‌دهيد.

ما از نظر فني كاري نداريم. اين كه بگوييم داستان ضعيف است چاپ نمي‌كنيم، نداريم.

ارگان‌ها چه بخش‌هايي از كتاب‌هاي شما را مي‌خرند؟

ارگان‌ها مشتري  اصلي ما نيستند. سياستي كه در 5 سال گذشته براي انتشارات حوزه هنري اتخاذ كرده‌ايم اين بوده كه به سمت مخاطبان واقعي و خوانندگان عمومي برويم نه نهادهايي كه به دلايلي كتاب مي‌خرند. الان سهم فروش كتاب ما در شيوه فروش رو در رو و كتاب‌فروشي‌‌ها نسبت به نهادها 9 به يك است. عمده كتاب‌هاي ما در شبكه توزيع براي مخاطبان واقعي و كتابخوان‌ فروخته مي‌شود.

ولي خب، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تا آنجايي كه من اطلاع دارم از هر عنوان كتاب 300-400 نسخه مي‌خرد.

تا قبل از دولت جديد بر اساس آيين‌نامه داخلي‌شان فقط از ناشران خصوصي كتاب مي‌خريدند، ولي در دوره جديد اين طور نيست. تلقي ارشاد اين است كه ناشران دولتي چون دغدغه اقتصادي كمتري دارند به موضوعات اساسي بيشتر مي‌پردازند، براي مثال الان ناشري نداريم كه در حوزه كتاب دفاع مقدس بتواند با ما رقابت كند، چه در تعداد عناوين، چه در تيراژ و چه در تعداد نويسندگان.

يعني اگر وزارت ارشاد خودش را از خريد كتاب‌هاي ما محروم بكند در اصل كتابخانه‌ها از كتاب‌هاي حوزه دفاع مقدس، ادبيات داستاني متعهد و هنر متعهد خالي مي‌شود. ولي حجم خريدشان از ما زياد نيست.

10درصد مي‌شود يا بيشتر؟

كل فروش ما به نهادها روي هم رفته 10درصد از كل فروش ماست، يعني اگر براي مثال يك ميليارد تومان كتاب بفروشيم، 100 ميليون مال آنهاست.

ولي از نظر تيراژ بيشتر مي‌شود. شما تيراژ متوسط‌تان چه قدر است؟

تقريباً 3200 تا.

از هر عنوان اگر 300-400 تا بخرد 10درصد فروش شما تنها مربوط به وزارت ارشاد است.

ارشاد همه عناوين ما را نمي‌خرد. انتخاب مي‌كند.

اطلاع داريد چه قشري از مردم بيشتر كتاب‌هاي شما را مي‌خرند؟

از نوع مخاطباني كه براي كتاب‌هايمان تعريف كرده‌ايم، مي‌شود تحليلي ارائه داد. در حوزه دفاع مقدس پر فروش‌ترين كتاب‌هاي ما كتاب‌هاي نوجوانان است. براي مثال قصه‌هاي فرماندهان كه يك مجموعه 20 جلدي است الان تيراژ دوره‌اش از 5/1 ميليون گذشته است. مجموعه مفاخر ملي- مذهبي نيز همين‌ طور. در حوزه رمان، قشر رمان‌خوان عمدتاً دختران در آستانه دانشگاه هستند.

پرفروش‌ترين كتاب‌هاي ما كتاب‌هاي حوزه جنگ و دفاع مقدس هستند. برخي از اين كتاب‌ها بيش از 20 بار چاپ شده‌اند، يعني كتابي داريم كه بالغ بر 100هزار نسخه از آن فروخته شده است مثل«فرمانده من».

ناشران هميشه از فروش كتاب گلايه دارند. با ناشران كه صحبت مي‌كنيم مي‌گويند غير از كتاب‌هاي كنكور، كتاب‌هاي روانشناسي و كتاب‌هايي كه معمولاً‌موج سوار شده‌اند مثل كتاب‌هاي گابريل گاريسا ماركز كتاب‌هاي ديگر فروش چنداني ندارند. چه طور مي‌شود كه يك كتاب شما 100 هزار نسخه مي‌فروشد؟

اينجا يك پارادوكس وجود دارد.

ما بخشي از جامعه را شناسايي كرده‌ايم و به آنها محتوا ارائه مي‌دهيم كه شايد بخش خاموش بازار كتاب هستند. بخشي كه ظرفيتشان را در خريد كتاب‌هاي آن نوعي كه شما گفتيد نشان نمي‌دهند. خوانندگان كتاب‌هاي بازاري، كتاب‌هاي شبه عرفاني جديد يا كتاب‌هاي روانشناسي خوانندگان كتاب‌هاي ما نيستند. خوانندگان كتاب‌هاي ما كساني هستند كه به هر دليلي علاقه‌مند شده‌اند از تاريخ و فرهنگ خودشان، از جنگ اطلاعات بگيرند و شايد بگوييم كه بخشي از اين‌ها فقط در همين حوزه مطالعه مي‌كنند. اجازه بدهيد مثالي بزنم. خريداران كتاب‌هاي ادعيه را در نظر بگيريد. خريداران اين كتاب‌ها جزو خوانندگان حرفه‌اي كتاب در كشور نيستند. اما كتاب‌هاي ادعيه تيراژهاي معمولاً 100 هزارتايي دارند. آنهم باز يك بخش خاموش در بازار كتاب است. آنها هم وقتي مي‌آيند بازار كتاب يك شاخه مشخصي را مي‌خرند. ما نيز بخشي از جامعه را تحت پوشش قرار مي‌دهيم كه فكر مي‌كنيم بخش مغفول است. اين بخش هم در بين دانشجويان، هم مسلمان، هم نوجوان و هم كارمندان و ... هستند. در بين 4500 مشتركي كه الان داريم و برايشان فهرست‌هايمان را مي‌فرستيم به سهم مساوي از همه اقشار هستند.

برنامه‌اي براي گسترش مخاطبان‌تان داريد يا مي‌خواهيد در همين حد بمانيد؟ يعني از وضعيت موجود راضي هستيد؟

ما فكر مي‌كنيم هنوز با پاسخگويي به نياز اين قشر فاصله داريم. اين قشر شناسايي نشده و به نيازهايشان پاسخي داده نشده‌. اين قشر آن چيزي را كه شما به عنوان پارادوكس ياد كرديد نقض مي‌كند. يك ظرفيت استفاده نشده‌اي در اين حوزه وجود دارد كه ناشران سراغش نرفته‌اند.

يعني هر ناشري برود سراغ حوزه دفاع مقدس مي‌تواند جواب بگيرد؟

بعيد مي‌دانم كه ناشري كتاب در حوزه دفاع مقدس چاپ كرده باشد و رو دستش مانده باشد، چون ما با همه اين‌ها ارتباط داريم. به دلايل متعدد، ما مرجع اين‌ها هستيم ...

ولي رقبشان نيستيد.

به هيچ عنوان عرصه  عرصه رقابتي نيست. آن قدر بازار وسيع است و نياز وجود دارد كه اين حوزه بايد گسترش پيدا كند. ما ناشري نديده‌ايم كه كتاب دفاع مقدس چاپ كرده باشد و به چاپ چندم نرسيده باشد. مگر اين كه خوب كار نكرده و محتوا را خوب ارائه نداده باشد، اقتضائات اوليه كار نشر را رعايت نكرده باشد و كتابش مانده باشد.

يعني ناشراني كه از وضع بازار گلايه مي‌كنند و به سمت كتاب‌هاي سطح پايين بازاري حركت مي‌كنند مخاطب‌شناسي ندارند؟

مهم‌ترينش اين است. در ارتباط با مخاطب دو حوزه وجود دارد؛ خواسته‌هاي مخاطب و نيازهاي مخاطب. ناشران ما خواسته يا ناخواسته مي‌روند به سمت حوزه‌هايي كه خواسته مخاطب است، يعني دست و فك خودشان را گره مي‌زنند به پاي مخاطب و دنبال ايده راه مي‌افتند. اين كه نوجوانان دوست دارند قهرمانانشان را بشناسند اين يك نياز است. اين كه دوست دارند داستان بخوانند و سرگرم شوند يك خواسته است. مي‌شود اين‌ را به هم ربط داد. يعني خواسته سرگرم شدن و نياز احساس شخصيت و هويت و خودباوري را به هم پيوند داد. وقتي ما قصه مفاخر را نوشتيم يعني به اين موضوع رسيديم. يعني نياز و خواسته‌هايشان را باهم تركيب كرديم. اشكالي كه الان وجود دارد اين است كه توليد ناشران عمدتاً خواسته محور است. حوزه جديدي ايجاد نمي‌كنند كه خواسته جديد ايجاد شود.

به نظر من مي‌توان به سليقه و خواسته مخاطبان شكل داد و برايشان حوزه‌هايي را تعريف كرد كه به آن توجه نداشتند، ولي وقتي به سراغش مي‌روند علاقه‌مند مي‌شوند.

فعاليت‌تان در حوزه توزيع به چه صورتي است؟

حوزه توليد از حوزه توزيع جداست. اتفاقي كه دارد مي‌افتد اين است كه از توليدكننده انتظار توزيع دارند. يعني مي‌گويند سوره مهر شما كه كتاب چاپ مي‌كنيد بياييد در تمام استان‌ها نمايندگي بزنيد، سرمايه‌گذاري كنيد، كتاب‌هايتان را ارائه كنيد.

همه ناشران اين كار را مي‌كنند؛ ناشر هم كتاب را مي‌گيرد، هم توليد مي‌كند و هم توزيع مي‌كند.

حوزه توزيع جداست. توليدكننده همين كه كار را رساند پشت در توزيع‌كننده بايد برگردد سراغ كار خودش. اين يك اصل كلي است، ولي الان اين گونه نيست. شبكه توزيع به دلايلي از بين رفته است.

با همين شرايط فعلي، شما چگونه كار مي‌كنيد؟

ما حدود 50 نمايندگي در سطح كشور داريم. سعي كرده‌ايم كتاب فروشي نداشته باشيم. كوشيده‌ايم در جاهايي كه نمايندگي داريم به هيچ عنوان در آن استان فعاليت توزيع و فروش كتاب نداشته باشيم. يعني اگر براي مثال آقاي الف در استان اصفهان نماينده ماست اگر كسي از آن استان براي كتاب به ما مراجعه كند مي‌گوييم برود سراغ آقاي الف.

اين آقاي الف در سازمان تبليغات اسلامي مستقر است يا يك كتاب فروش است؟

بيشترشان كتاب‌فروش‌هاي خصوصي هستند. ولي نمايندگان سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، كتاب شهرها هم هستند. ولي هيچ‌گاه دوتاي اين‌ها را در يك استان مستقر نمي‌كنيم. يعني يك نماينده فعال مي‌گيريم و از طريق آن كار مي‌كنيم. تقريباً در همه استان‌ها حضور داريم.

در همه شهرها كه نمايندگي نداريد. كسي اگر مثلاً در يكي از شهرهاي اصفهان بخواهد فلان كتاب را بخرد بايد به مركز استان برود؟

براي پوشش دادن خلأيي كه در شبكه فروشگاهي وجود دارد از طريق اشتراك كار مي‌كنيم. فروش اينترنتي، پستي و تلفني داريم. به 4500 مشتري كه داريم اطلاع‌رساني مي‌كنيم و اگر كتاب خواستند به آنها مي‌فرستيم. كتاب به صورت بسته‌بندي شده و با كيفيت ارائه مي‌شود، يعني كيفيت ظاهري كتاب كاملاً حفظ مي‌شود. در شهرستان‌ها در 72 ساعت و در تهران در 24 ساعت به كتاب دسترسي پيدا مي‌كنند.

شما چه تضميني داريد كه نمايندگان بخش خصوصي كتاب‌هاي شما را خوب ارائه دهند، چون اينجا سرنوشت كتاب شما كاملاً در اختيار اوست. شايد ترجيح بدهد كتاب گران‌تري را ارائه دهد و بفروشد.

ما در حوزه اطلاع‌رساني كار مي‌كنيم و نياز ايجاد مي‌كنيم. وقتي كتاب جديد ما منتشر شد به 4500 مشتركمان اطلاع مي‌دهيم. مي‌گوييم فلان كتاب ما منتشر شد و در نمايندگي‌ها هست. خيلي از مشترياني كه در استان‌ها به نمايندگي مراجعه مي‌كنند توسط ما اطلاع‌رساني و هدايت مي‌شوند. اگر نمايندگي ما در اصفهان، هفته‌اي 5 تا مراجعه هم براي كتاب‌هاي ما داشته باشد كتاب‌هاي ما را روي ويترينش مي‌گذارد. اگر كتابي را برد و كسي 6 ماه سراغش نيامد خب آنجا بحث جداست.

يك زماني مقام معظم رهبري براي كتاب‌هاي حوزه هنري حاشيه مي‌نوشتند. هنوز هم اين روند هست؟

هنوز هم اين گونه است. آخرين كتاب‌هاي ما را ايشان مي‌خوانند. كتاب‌هاي ما خوشبختانه عمدتاً حاشيه‌هاي خوب و تاييدآميز مي‌خورد. حاشيه‌هاي جديد را البته در اختيار ما نمي‌گذارند. ولي اطلاع‌ داريم كه مي‌خوانند.

ديدگاه‌شان نسبت به كتاب‌هاي شما چيست؟ از اين حاشيه‌ها مي‌توانيد ارزيابي كنيد. از نظراتي كه در نمايشگاه ارائه مي‌دهند.

راجع به كل حوزه، آقا نظرشان اين است كه حوزه اميد هنر انقلاب است. از حوزه پشتيباني مي‌كنند فقط هم كتاب نيست. كتاب بخشي از شخصيت حوزه هنري است.

حوزه هنري همان طور كه گفتم از نظر آقا اميد است. ايشان صراحتاً گفته‌اند كه به حوزه دست نزنيد. حوزه هنري بايد به عنوان يك پايگاه هميشه حزب‌اللهي باقي بماند و خدماتش را ادامه دهد.

پس آقا صريح راجع به حوزه نظر دارند، نسبت به حوزه اميد دارند ولي اين كه چقدر راضي‌اند من نمي‌دانم.

 

چهارشنبه 21 شهريور 1386 - 15:36


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری