پنجشنبه 27 دی 1397 - 8:34
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

حجت الاسلام داود كميجاني
استاد دانشگاه و پژوهشگر اديان

 

يكتاپرستي ايرانيان قبل از اسلام

 

گاهان(گاثاها)، مناجات زرتشت در اعماق تاريخ

ماهيت گاهان

محتوي پنج‌گاه زرتشت

جايگاه گاهان در بين زرتشتيان

يکتاپرستي گاهان

اي مزدا! اي سپند مينو!

اينك در آغاز با دست‌هاي برآورده ، تو را نماز مي‌گزارم و خواستار بهروزي و رامشم. (بشود كه) با كردارهاي اشه (نيک) و با همه خرد و منش نيك، گوشورون (روان آفرينش) را خشنود كنم. (اوستا: يسنه، هات 28 :1)

در تاريخ تمدن ايراني به‌ندرت مي‌توان مکتوب فرهنگي معتبر و عمقي همچون گاهان (گاثاهاي) زرتشت يافت. گاهان كهن‌ترين بخش اوستاست که از قدمت و اصالت مطلقي نسبت به ديگر بخش‌هاي اوستا برخوردار است. به احتمال قوي مجموعه مناجات گاهاني را زرتشت، خود سروده است. چنانکه تقريباً همه اوستاشناسان در اينكه عبارات گاهان انشاي خود زرتشت است اتفاق نظر دارند و بر اساس تحقيقات زبان‌شناسي، سرودن آن را با زمان زرتشت (بين1500 تا800 ق.م) مقارن مي‌دانند.

واژه «گاه» يا «گاثا» در اوستا به معني سرود و مناجات است و «گاهان» يا «گاثاها» به معني «سرودهاي نيايشي» است. اين بخش در حقيقت از پنج مجموعه سرود مناجات‌گونه تشكيل شده و در آن ضمن ستودن و پرستش معبود واحدي به نام «اهورا مزدا»1، باورها و احساساتي را بيان مي‌سازد كه در بر گيرنده شالوده اعتقادات و اصول اساسي آيين مزدا‌پرستي (زرتشتي) است.

گاهان، پنجگانه زرتشت، اينك خود قسمتي از «يسنه»، نسک (دفتر) اول اوستا است. اما هم به سبب انتساب آن به زرتشت و هم به دليل منظوم و موزون بودنش، همواره به صورت جداگانه و گاه مستقل از يسنه، در نظر گرفته مي‌شود (دوستخواه، ص33).

لحن زبان و سبك گويشي گاهان با ديگر بخش‌هاي اوستا و حتي با قسمت ديگر يسنه متفاوت است و كلام آن از لحاظ آهنگ سخن، جمله‌بندي و شيوه نگارش‌، داراي ويژگي‌هاي خاصي است.

هر يك از بخش‌هاي يسنه را «هاتي» و در پهلوي و فارسي «هات» يا «ها» مي‌نامند. يسنه مجموعاً داراي 72 هات مي‌باشد، كه 17 هات آن بخش گاهان را تشكيل مي‌دهد. نحوه تفكيك و تقسيم عبارات گاهان بدين‌گونه است كه هر كدام از اين هات‌هاي هفده‌گانه به چند بند تقسيم گشته، شماره‌گذاري شده است، سپس به تناسب مفهوم و ترتيب استفاده باستاني‌شان، آنها را به پنج گروه تفسيم كرده‌اند. هر گروه را يك «گاه» خوانده و نام جداگانه‌اي بر آن نهاده‌اند. نام هر يك از گاهان پنج‌گانه، اغلب از نخستين واژه‌اي كه با آن آغاز مي‌گردد، گرفته شده است. ( دوستخواه، ص33و34)

اينك جهت به دست آوردن تصوري حقيقي‌تر از مجموعه گاهان، اسامي گاه‌هاي پنج‌گانه را به ترتيبي كه در اوستا آمده ذکر كرده و به موضوعات مندرج در آن نظري مي‌اندازيم:

1- اهونود گاه (يسنه، هات‌هاي 28 تا 34)

در اين گاه، زرتشت با ستايش مزدا آغاز مي‌كند و در پي آن به دو جهان مادي و معنوي اشاره مي‌نمايد (هات28:2)، سپس ميثاق رسالت اهورايي خود را در هدايت مردم ذكر مي‌كند (هات28:4). در فرازي ديگر، از «مزدا» در‌خواست مي‌كند كه او را در زندگي و در مقابل دشمنان ياري نمايد (هات28:7)، و در ادامه از چگونگي آفرينش سؤال مي‌نمايد و مي‌خواهد بداند فلسفه خلقت انسان چيست (هات29:1)، سپس اهوره را تنها دادگستر جهان مي‌خواند، چنانكه هر آنچه او بخواهد همان خواهد شد (هات29:4). در فرازي ديگر، از زبان منش نيك (بهمن) رسالت زرتشت اعلام مي‌گردد. (هات29:8) و در ادامه به سوي «اهوره»2، بر نيكومنشان (زرتشت و همراهانش) دعاي خير مي‌كند (هات29 :10). در هات سي‌ام، اشاره به وجود دو مينوي همزاد مي‌شود كه  يكي «اشه» (نيکي) و ديگر «دروج» (پليدي) را انتخاب نموده و رو در روي هم مي‌ايستند (هات30:4). پيروان اين دو مينو، دنيا را به دو گروه نمودند: «ديوگزينان» و «اهورائيان» (رستم بهزادي، ص4). اما پيروزي با رهروان راه اشه مي‌باشد. (هات30:6-11). در هات بعدي، سخني در خصوص آموزش‌هاي نيك‌ناشنوده، به ميان مي‌آيد. اين كلمات در حقيقت بياني از تعليم ناب زرتشت مي‌باشد (هات31 :1). او تعاليم مي‌دهد كه اشه ارزشمند است و گرويدگان به آن به «رسايي» (رستگاري) و جاودانگي رهنمون خواهند شد (هات31 :6-3). سپس «مزدا» را به سبب خلق هستي و خير مي‌ستايد و به برخي صفات او مانند آفريدگاري، توانايي مطلق، بصيرت و... اشاره مي‌نمايد (هات31: 22-7). در هات بعدي پس از ستايش «مزدا اهور»، روي به ديوان نموده، آنان را نصيحت و تهديد مي‌نمايد و از مزدا مي‌خواهد تا آموزگاران بدي را ناكام سازد (هات33 :16- 3). اما در هات 33 به نوعي شريعت ديني اشاره مي‌گردد (هات33 :1و2) سپس در مناجات‌هايي با مزدا از او رهنمود خواسته و در راه رسيدن به رستگاري از وي مدد مي‌خواهد. (هات33 و34).

«اينک سخن مي‌گويم از آنچه در زندگي از همه چيز بهتر است. از اشه دريافتم که مزدا آفريدگار او و پدر منش نيک (بهمن) کوشاست و آرميتي دختر نيک‌‌کنش هموست. اهورهه‌ي از همه‌چيز آگاه را نتوان فريفت.» (هات 45 :4)

 2- اشتود گاه (يسنه، هات‌هاي 43 تا 46‌)

محور اين گاه، پرستش و ثناي «مزدا اهور» است. عباراتي بلند و باروح که در اثناي خود به صفات و افعال مزدا اهور اشارات مكرر دارد. ثناهاي زرتشت در اين‌جا (هات 43) عمدتاً در خصوص توانايي و پاكي است، چنانكه بارها تكرار مي‌كند: «اي مزدا اهوره‌! به‌راستي تو را پاك شناختم.»

سپس زرتشت پندهايي حكيمانه‌اي را كه از «منش نيك» (وهومن يا بهمن) برگرفته است، ذكر مي‌نمايد. در هات بعدي، زرتشت از اهوره، سلسله‌سؤالاتي در خصوص چگونگي پرستش، آفرينش، كنترل عوامل طبيعي و حقيقت آيين اهورايي مي‌نمايد كه جهت‌دار و حاوي تعاليمي اخلاقي مي‌باشد.

اما در هات 45 زرتشت مستقيماً به كنش نيك‌آموزي خود مي‌پردازد و روي سخن خود را به انسان‌ها (مردم) نموده و در بيان قسمتي از تعاليم مزدا‌پرستي، به تبيين دو مينوي متضاد اشه‌خواه (سپند مينو) و دروج‌طلب (انگره مينو)، اقدام مي‌نمايد. سپس ارزش پيروي از اشه و رسيدن به مزدا اهوره را تعليم مي‌دهد، كه باعث رسايي (رستگاري) انسان و جاودانگي اوست (بندهاي،7-1)، و در ادامه تا انتها به ستايش مزدا اهوره مي‌پردازد. هات46 را زرتشت با ناله آغاز مي‌نمايد، ناله از روزگار و از كمي ياران و زيادي دشمنان، او از مزدا اهوره مي‌خواهد كه او را در رسالتش ياري نموده، اشه را در تمامي جهان حتي سرزمين «تورانيان3» سايه‌گستر كند (بندهاي12-1). سپس به ارشاد مي‌پردازد و در ارزش گزينش خرد و دانايي و پيروي از اشه و نيكي تعاليمي را بيان مي‌نمايد.

3- سپنتمد گاه (يسنه، هات‌هاي 47 تا 50 )

در اين گاه، همچنان روي سخن با «مزدا اهوره» است و زرتشت در ثناي وي، به برشمردن برخي صفات الهي او نيز مي‌پردازد، چنانكه او را «پدر اشه» (نيكي) و «پدر سپند مينو» مي‌خواند و هر پليدي را از او دور مي‌داند. اما در اين بين، ركن تعاليم او بيان ارزش پيروي از اشه و كسب رسايي (رستگاري) انسان و عاقبت نيك است. و در مقابل رفتار زشت «دروند» (پيروان پليدي) را تقبيح نموده آن را مستحق خشم مزدا مي‌داند (هات 47 و48). در هات50 زرتشت همچنان در ستايش و نياز به مزدا، بر راهروي خود، در راه راست تأكيد مي‌نمايد و به شكرانه آن نماز مي‌گذارد:

«اي مزدا! براستي من زرتشت پيامبر دوستدار اشه، (تو را) به بانگ بلند نماز مي‌گزارم: (بشود كه) آفريدگار در پرتو منش نيك، مرا از فرمان‌ها(ي خويش) بياگاهاند تا زبانم هماره (مردمان را‌) به راه خرد (رهنمون گردد.) (هات 50 :6)

4- وهوخشتر گاه (يسنه، هات 51)

زرتشت در اين گاه نيز مكرراً مزدا را ثنا مي‌گويد و در نيايش‌هايش به اصولي از تعاليم دينيش نيز اشاره مي‌كند. البته در اين هات، زرتشت براي بهروزي «گشتاسپ‌شاه» ‌و وزير فرزانه‌اش «جاماسب» و نيز براي «فرشوشتر» (پدر زن خود)، نزد «مزدا» دعا نموده از او براي آنان توفيق مي‌خواهد:

اي مزدا! شهرياري مينوي نيک تو، شايان‌ترين بخشش آرماني در پرتو اشه، از آن کسي خواهد شد که با شور دل، بهترين کردارها را به‌جاي آورد. اکنون و از اين پس، تنها به (بر آمدن) اين (آرزو) خواهم کوشيد. (هات 50 :1)

5- وهيشتوايشت گاه (يسنه، هات 35)

اين گاه، كوچك‌ترين گاه زرتشت مي‌باشد كه تنها از يك هات كه متشكل از 9 بند است تشكيل شده است. گويا اين گاه در اواخر زندگي زرتشت و هنگامي كه دين او فراگير شده بود، سروده شده است؛ چنانكه در آغاز اعلام مي‌دارد كه خواست زرتشت تحقق يافت. سپس به وعظ مي‌پردازد و با لحني نصيحت‌گونه، پيروانش را به دوري از پليدي و حفظ نشاط و انسجام اجتماعي فرا مي‌خواند. زرتشت اين عبارات را به‌گونه‌اي بيان كرده است كه گويي وصيت مي‌كند. در خاتمه نيز از مزدا مي‌خواهد تا نيك‌كرداران را بهروزي ببخشد‌. (ابراهيم پورداود، گزارشي از گات‌ها)

اين سرودها در بين زرتشتيان جايگاه ويژه‌اي دارد و مناجات‌ها و عبارات آن را همچون اذكار مقدس حفظ مي‌دارند، حتي نام آن‌ها را عنواني براي روزهاي «اندرگاه» سال نموده‌اند4. در تفكر زرتشتي اين روزها از اهميت و قداست وافري برخوردار است زيرا تكميل‌كننده نقص زمان و مدار جهان مادي محسوب مي‌گردد. آنان هر يك از آن روزها را به نام يكي از گاهان پنج‌گانه زرتشت مي‌خوانند و آن روزها را پنج روز گاهاني، پنج‌گاه، پنجه‌نيكو نيز مي‌خوانند. (دوستخواه، اوستا، جلد2، پيوست ص926)  

اما نكته برجسته و بسيار مهم گاهان، روح يكتا‌پرستي است كه در معني كلام آن به وضوح هويداست. زرتشت در مناجات‌هاي خود در گاهان خداي يكتايي به نام «اهورامزدا»5 را به عنوان يك روان پاك و نيك ستايش مي‌كند كه بالاترين و بزرگ‌ترين ايزدان مي‌باشد و در عبارت‌هايش او را خداي قادر متعالي مي‌خواند كه همه چيز (نور و ظلمت) را آفريده است و او حاكم مطلق كل جهان است. (موبد شهرزادي، زرتشتيان يكتاپرست هستند، ص3)

اي اهوره‌! اين را از تو مي‌پرسم، مرا به‌درستي (پاسخ) گوي! كدامين استادكاري، روشنايي و تاريكي را بيافريد؟ كدامين استادكاري، خواب و بيداري را بيافريد؟ ...همانا مي‌كوشم تا تو و (در طول تو) سپند مينو را آفريدگار همه‌چيز بشناسم. (يسنه،44 قسمتهايي از 5-8)

لذا از اين لحاظ، گاهان با ديگر بخش‌هاي اوستا و حتي با قسمت ديگر يسنه نيز تفاوت فاحشي دارد، چرا كه در كليت آيين زرتشتي و در سراسر اوستا، اهورامزدا خود، خداي خير و نور مي باشد و در مقابل «اهريمن»6 قرار دارد كه به عنوان خالق پليدي و ظلمت با او در تضاد است. اين امر، ثنويتي را ترسيم مي‌نمايد كه با توحيد خالص گاهان تغاير چشمگيري دارد (مهرداد بهار، ص44). اين تفاوت خود بر وجه تغاير بخش گاهان با ديگر بخش‌هاي اوستا و اهميت تفكيك آن صحه مي‌گذارد:

اوست نخستين انديشه‌وري كه روشنان سپهر، از فر و فروغش درخشيدند. (اوست كه) با خرد خويش، «اشه» را بيافريد تا «بهترين منش» را پشتيبان و نگاهبان باشد. اي مزدا اهوره! تو اكنون نيز هماني (كه در آغاز بودي، پس) به«مينو»ي خويش، آن (فروغ) را بيفزاي. (هات31: 7)

پي‌نوشت‌ها:

1- واژه اهوره در اوستا به معني «بزرگ و سرور» است، اما واژه «مزدا» كه ايرانيان آن را به اهوره افزوده‌اند، در زبان باستان اوستايي به معني «هوشيار و دانا و آگاه» مي‌باشد كه در زبان پهلوي آن را به «داناك» (دانا) برگردانده‌اند. اين دو واژه بر روي هم، نام باشكوه «اهورا مزدا» را تشكيل مي‌دهند كه به معني «سرور دانا»  يا «خداوندگار آگاه» است. نام اهورا مزدا پيش از پيام‌آوري زرتشت نيز در بين ايرانيان بوده است، اما تعاليم زرتشت او را متعالي نموده و او آفريدگار بزرگ جهان نيكي و اشه معرفي مي‌نمود. (جان ناس، تاريخ جامع اديان، ص457).

2- نام اهورامزدا در گاهان (اوستاي كهن) به سه صورت «اهوره»، «مزدا» و «مزدا اهوره» آمده است، اما در ديگر بخش‌هاي اوستا (اوستاي نو) بيشتر لفظ «اهوره مزدا» ذكر شده است (دوستخواه، اوستا، جلد 2،پيوست،ص 936 )

3- نام سرزميني است فراتر از امودريا (جيحون) در شمال خاوري ايران که مردم آن از لحاظ نژادي با ايرانيان قرابت خاصي داشته‌اند. اما اين هم‌جواري و قرابت با درگيري و جنگ‌هاي خونين و طولاني بين ايرانيان و تورانيان همراه بوده است. نگاه کلي اوستا به سرزمين توران دشمنانه و کينه‌توزانه است. و بسياري از تورانيان را ديوپرست و دژدين و گناهکار مي‌خواند. اما گاه گاهي در عبارات اوستا به ستايش برخي از نامداران يا خاندان‌هاي آن مرز و بوم نيز بر مي‌خوريم که اشون و پارسا خوانده شده‌اند.

4- در سال‌شماري زرتشتيان، هر ماه 30 روز دارد و بدين‌لحاظ روزهاي سال در مجموعه 12 ماه بالغ بر 360 روز مي‌گردد. لذا ايرانيان براي جبران روزهاي كمبود سال 5 روز را به روزهاي ماه‌هاي سال اضافه مي‌نمودند که به آن اندرگاه مي‌گفته‌اند و براي نگاه داشتن كبيسه بر پايان دوازهمين ماه سال (اسفند) مي‌افزودند.

5- البته در گاهان اين نام به صورت لفظ مزدا اهور آمده، ولي در ديگر بخش‌هاي اوستا اهورا مزدا ذكر شده است.

6- اهريمن به معني مينوي ستيزنده و دشمن است. اهريمن نام يكي از دو مينوي اصلي در اسطوره‌ي آفرينش نزد ايرانيان است كه در برابر سپنت‌ مينيو (سپند مينو) قرار دارد.

کتابشناسي:

1-  دوستخواه، جليل، ترجمه اوستا ، تهران، انتشارات مرواريد 1377ش

2-  بهار، مهرداد، اديان آسيايي، تهران، نشر چشمه، 1375ش

3-  پورداود، ابراهيم، گزارشي بر گات‌ها (بخش اول وگزارش دوم)، بمبئي، انتشارات انجمن زرتشتيان ايراني 1329ش

4-  شهزادي ،رستم، زرتشتيان يكتا‌پرست هستند، تهران‌، انجمن زرتشتيان، 1364ش

5-   کميجاني، داود، گزارشي توصيفي از کتب مقدس، تهران، سازمان چاپ نشر ارشاد، سال1384

 

يكشنبه 7 مرداد 1386 - 15:59


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری